Death in Paradise

Death in Paradise

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 7

Πληροφορίες έκδοσης

Death in Paradise S07E08 Melodies of Murder 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb en
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 8 Death in Paradise زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-21
Λήψεις: 25
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 195 γραμμές.

آره، جشن آتیش! -خواننده: زنده باد راستافارای

عشق و برکت نثار همه‌تون

ما «لیون بزرگ و رِیجرز» هستیم! (خنده)

پسر

حتی از دفعه‌ی اول‌شون هم بهتر بودن

می‌دونم، مثل وقتی بود که پینک فلوید سال ۲۰۰۵ دوباره دور هم جمع شدن

اون اجرا، دارم بهت می‌گم

تمام خاطراتی که از کنسرت‌های زنده‌شون داشتم رو کمرنگ کرد

اوه، خب، این دقیقاً همون نیست، می‌دونی رئیس؟

این یه موسیقیِ واقعی و درست‌وحسابیه. موسیقی رگی

جشن آتیش

لیون: دفعه‌ی بعد انقدر طولش نمی‌دیم

کمیسره

کمیسر، چه کمکی از دستم برمی‌آد؟

جشن آتیشه! مگه نه؟

آره، اگه تو این‌طور می‌گی، دِل

چی؟ -بیا، بیا دیگه پسر

باید این کار رو بکنیم

بیا دیگه، بیا

همه برای یکی، یکی برای همه

خیلی خب، ببین، من یه دوش می‌گیرم

و بعدش می‌رم اون بار

کی میاد، لیون؟

خب، من یه مصاحبه رادیویی دارم، ولی وقتی تموم شد، اونجا می‌بینمت

مایا، آماده‌ی پارتی هستی؟

یه دورِ سریع برای من. نه بیشتر

حالا می‌بینیم

بیلی

بابا، اون عالی بود پسر. واقعاً می‌گم

بد نبود

از بد نبودن خیلی فراتر بود. باور کن بابا

مطمئنی همه‌چی روبه‌راهه؟

آره، فقط حسابی ازم انرژی گرفت. همین

اما، همه‌چی درست می‌شه

تو یه نفسی تازه کن، منم برم از بار برامون نوشیدنی بگیرم

عذر می‌خوام که به زور آوردمت اینجا

اصلاً. حقیقتش اینجا زیاد با سلیقه‌م جور نیست

خب، پس گفتی قرارِ ملاقات‌مون با گیتاریست گروهه، بیلی اسپرینگر

تمام بعدازظهر تو جلسه شورا بودم. گوشیم خاموش بود

وقتی اومدم بیرون، یه پیام از آقای اسپرینگر داشتم

ادعا می‌کرد که مدرک جدیدی درباره یه پرونده قدیمی پیدا کرده

کدوم پرونده قدیمی؟

قتل زنش

بابا، در رو باز کن! لطفاً

همه‌چی روبه‌راهه؟ -قضیه بیلیه

و جواب نمی‌ده

در هم قفله

بده من. بذار من امتحان کنم

آره، واقعاً قفله

خب، کلید روی قفله

باشه. لطفاً برید عقب

از این کار متنفرم

بابا

متاسفم. -بابا

قربان، دواین و جی‌پی رفتن وسایل صحنه‌ی جرم رو بیارن

عالیه

عصر بخیر، کمیسر

گروهبان کسل

به خودش شلیک کرده؟

به نظر می‌رسه که قضیه همین باشه

جک: در از داخل قفل شده بود

راستش خودم مجبور شدم در رو بشکنم

پس همه‌چی نشون‌دهنده‌ی خودکشیه

هوم. جز اینکه؟

جز اینکه درست قبل از اینکه بیلی بره روی صحنه

به کمیسر زنگ زده و پیام گذاشته

سلوین. منم بیلی. بیلی اسپرینگر

به محض اینکه این رو شنیدی بهم زنگ بزن

قضیه جاسمینه. می‌دونم کی کشتش

یه یادداشت پیدا کردم

سلوین، فقط بهم زنگ بزن. باشه؟

حالا این جاسمین کی هست؟

زنِ بیلی

سال پیش کشته شد ۳۰

ما هیچ‌وقت نتونستیم کسی که این کار رو کرده بود بگیریم

اما، اگه قرار بوده با کمیسر قرار بذاره

تا درباره قتل زنش حرف بزنه، چرا باید خودش رو بکشه؟

دقیقاً سؤالیه که ما هم داریم می‌پرسیم

و تنها جوابی که بهش رسیدیم اینه که

این کار رو نمی‌کرده. -پس قتل بوده

صحنه‌سازی کردن که مثل خودکشی به نظر بیاد

سلوین: و فقط می‌تونیم حدس بزنیم هر کسی که جاسمین رو کشته

حالا بیلی رو هم کشته

چون مدرکی از قتل اولی پیدا کرده بوده؟

ولی فکر کنم گفتید در از داخل قفل بوده؟

همین‌طور بود

هیچ در یا پنجره دیگه‌ای هم نداره

پس این تنها راه ورود و خروجه

خب، پس قاتل چطوری این کار رو کرده؟

خب، مشکل دقیقاً همینه فلورانس. هیچ ایده‌ای نداریم

اون اونجا چیکار می‌کنه؟

یه چنگال که روی زمین افتاده

اونم یه چنگال قدیمی. حسابی کهنه شده و داره زنگ می‌زنه

من می‌رم با نگهبانِ ورودیِ پشت‌صحنه صحبت کنم

فکر خوبیه، کمیسر

برای رسیدن به اتاق گریم

باید از جلوی ورودی رد بشی

ممکنه چیزی دیده باشه

حالا فلورانس، می‌شه اطلاعات رو به دواین و جی‌پی بدی؟

باید این اتاق گریم رو از بالا تا پایین بگردن

ببینن اثری از اون یادداشتی که بیلیِ بیچاره درباره‌ش حرف می‌زد هست یا نه

البته اگه قاتل تا حالا از بین نبرده باشدش

خب چی گفت؟

تنها کسایی که بعد از کنسرت به اتاق‌های گریم رفت‌وآمد داشتن

خودِ اعضای گروه بودن و کای

این یعنی یکی از این چهار نفر باید قاتل بیلی باشه

مگر اینکه، اگه این قضیه به قتل جاسمین مربوط باشه

در اون سال‌ها، کای فقط یه نوزاد بوده

از یه چیز می‌تونیم مطمئن باشیم، اون مادرش رو نکشته

خب، باید باهاشون صحبت کنیم

حالا، می‌شه با این شروع کنید که بگید حالش چطور بود؟

بیلی رو می‌گم، تو این چند روز اخیر

ما دو هفته‌ای بود که داشتیم تمرین می‌کردیم

و به نظر می‌رسید که داره بهش خوش می‌گذره

این‌طور نیست؟ -این حرف کاملاً درست نیست

امروز صبح رفتم پیش بابا

و یه چیزی تو وجودش تغییر کرده بود

از چه نظر؟

حواسش پرت بود

خودش نبود، انگار یه چیزی فکرش رو مشغول کرده بود

صبح رو مشغول تعمیر محافظِ زخمه‌ی گیتارش بود

گفت برای اجرای دوباره استرس داره، اما

و شما مطمئن نیستید که دلیلش فقط همین بوده

و خبر داشتید که پدرتون اسلحه داره؟

هیچ‌کدومتون چیزی در موردش می‌دونستید؟

خب، بعد از تموم شدن اجرا تو بعدازظهر امروز

که اتفاقاً خیلی هم عالی بود

می‌شه دقیقاً برام توضیح بدید چه اتفاقی افتاد؟

خب، ما آهنگِ پایانی رو اجرا کردیم

بعد از صحنه اومدیم پایین

و بعد رفتیم سمت اتاق گریم

من پریدم تو حمام، لباسم رو عوض کردم

و وقتی درِ اتاق بیلی رو زدم که بریم مهمونی بعد از اجرا

جوابی نداد

بعدش دِلمار، اون

درِ اتاق‌های ما رو زد

تا ببینه بیلی اونجا هست یا نه

چی؟ -بیلی رو دیدی؟

و کای، تو این مدت کجا بودی؟

من اینجا بودم داشتم برای خودمان نوشیدنی می‌گرفتم و

همه‌چی روبه‌راهه؟ -بیلی رو دیدی؟

همین الان پیشش بودم

و بین زمانی که زنده دیدینش تا وقتی که جسدش رو پیدا کردید

هیچ‌کدومتون صدای شلیک نشنیدید؟

من همیشه بعد از اجرا موسیقی پخش می‌کنم

البته صداش خیلی بلند بود، واسه همین

آره، بگو دیگه. منم فقط صدای بلندِ اون رو می‌شنیدم

هوم

و بهم بگید، بیلی اصلاً حرفی از جاسمین زد

تو این چند روز اخیر؟

تا جایی که یادمه نه

یاد مادرم تو فکرش بود

از وقتی گروه تمریناتش رو شروع کرد

می‌دونستم که یه سری خاطرات براش زنده شده

بیلی امروز بعدازظهر با من تماس گرفت و پیام گذاشت

گفت مدرک جدیدی پیدا کرده

که به قاتل جاسمین اشاره داره

و ما معتقدیم اون شخص یکی از اعضای همین گروهه

چی گف

صبر کنید، این یه شوخی بود، دیگه؟

نه. شوخی نیست

مطمئنم همه‌تون قبول دارید که عجیبه

بیلی درست چند ساعت بعد از اون تماس

تصمیم گرفته به زندگیش پایان بده

اون این کار رو نمی‌کرد

اونم وقتی که چیزی درباره قاتل مامان فهمیده بود

واقعاً فکر می‌کنید که بیلی به قتل رسیده؟

و فکر می‌کنید یکی از ما سه نفر این کار رو کرده؟

در حال حاضر

سخته که نتیجه‌گیری دیگه‌ای بکنیم

اوه، و فقط یه چیز دیگه قبل از اینکه بریم

یه چنگال زنگ‌زده قدیمی

تو اتاق گریم آقای اسپرینگر بود

ایده‌ای دارید اونجا چیکار می‌کرد؟

مال بابا بود

یه بار قبلاً کاپوی گیتارش رو گم کرده بود

ببخشید. کاپوی گیتار؟

یه وسیله‌ست که به سیم‌ها وصل می‌شه

تا طول‌شون رو کوتاه کنه

تا بشه تو گام متفاوتی زد

و پدرتون به جاش از چنگال استفاده می‌کرد؟

بله، و یه کشِ لاستیکی

تا همه‌شون رو سر جاش نگه داره

منظورم اینه که می‌شه از خودکار، مداد یا فندک هم استفاده کرد

اما تنها چیزی که بابا قبل از اجرا پیدا کرده بود، یه چنگال بود

ما نوازنده‌ها عاشق بداهه و ابتکاریم، جناب سرگرد

هوم. پس روی زمین چیکار می‌کرد؟

امروز ازش استفاده کرده بود؟

معذرت می‌خوام سرگرد، ولی این موضوع اصلاً ربطی به قتل بیلی داره؟

نه خانم اوپری

قطعاً نداره

جک: قربان، شما تو تحقیقات اولیه پرونده جاسمین اسپرینگر حضور داشتید؟

اولین پرونده جدیِ من به عنوان کارآگاه بود

که این‌طور

و فکر می‌کنید بتونید یه زمانی ما رو در جریان جزئیاتش بذارید؟

More Farsi Persian subtitles for Death in Paradise

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left