Οι πρώτες 200 γραμμές.
اسـ ـپـ ـارتـ ـاکـ ـوس: خـ ـدايـ ـان آرِنـ ـا
تـ ـجـ ـاوزات گـ ـذشـ ـتـ ـه
يه راه بيشتر نداريم همشون رو ميکشيم
من ارباب شما هستم من قلباتونو از جاش در ميارم
کوينتوس
لوکريشا
حاضري چي کار کني؟
که دوباره همسرت رو تو آغوش بگيري؟
تا گرماي پوستش رو احساس کني؟
که طعم لباش رو دوباره بچشي؟
چند نفر رو حاضري بکشي؟
من مسئوليت رو به بارکا سپردم
حالا تو آزادي
حيوون لعنتي کارتژ به ما خيانت کرده
تو زير من هستي
آه
اون يه قاضيه
کسي که نميدونه کي واقعا اين نقشه ها رو کشيده, ميدونه؟
يا وقتي که اونا اون عمل رو مرتکب بشند
همسرت داره نزديک تر و نزديک تر ميشه
همين الان که ما داريم حرف ميزنيم
من قولم رو نگه داشتم
اونا دوباره به هم رسيدن
تو بزرگ ترين لنيستاي گلادياتور ها توي رم خواهي شد
و با چنين جايگاهي ما فراتر از جايگاهمون خواهيم بود
فراتر از کاپوا
شايد تا خود مجلس سنا هم راه پيدا کنيم
مبارزات امروز خيلي جذاب شدند
اگه از جايگاه ويژه اونا رو تماشا کني بيشتر هم لذت خواهي برد
آشغال مفت خور
بزار وتيوس مثل زن ها خودش رو بگيره
تو يه درس مرودونه به اون ميدي
وقتي که گنيکوس بياد تو ميدون
آه, در غياب توليوس
و قاضي که شاهد مبارزه باشند
چه فايده اي ميتونه داشته باشه؟
فقط يه مرد واقعي توي مبارزات امروز هست
فقط يکي, بعد اونوقت صندلي هايي که بايد تحت تاثير اون قرار بگيرند
خالي هستند درست مثل کله ي تو خالي وتيوس
بلند شو, بلند شو
سولونيوس, چه خبر؟
توليوس و قاضي کار داشتند تاخير دارن
اما به زودي ميرسند
تا زماني که اين مسابقه اي که الان هست ادامه پيدا کنه
نه
بلند شو
روز خوبيه
بلند شو, لعنتي
وتيوس مسابقه رو بدون يه دستور العمل شايسته شروع ميکنه؟
شايسته؟
وتيوس و کلمات رابطه ي خيلي دوري با هم دارند
من خودم شکرگزارم که سخنراني اون رو نميشنوم
صداي انکر و اصوات اون مرد مخ آدم رو تليد ميکنه
گنيکوس وارد ميدون شد
به اين ميگن يه گلادياتور واقعي
صورت لعنتيش رو در بيار
شروع کنيد
تا حالا شده مرد تو چيزي رو جدي بگيره؟
اون بدون سپر و با آلتش ميجنگه
تا زماني که به برد هاش ادامه ميده
گنيکوس دوست دارم
اون داره چي کار ميکنه کو ينتوس
اون لعنتي رو بکش
نه
يکم ديگه صبر کن
گنيکوس, اونو نکشش
نکشش
نه
تازه الان ميرسند
در هر حال يه پيروزي بود
بردن توي صبح
هيچکدوم از مسابقات مهم
تا موقع ظهر اتفاق نميفته
خودت رو خوش شانس بدون که اصلا يه مرد توي مسابقات داري
سولونيوس عزيزت با دستاي خالي توي اين مسابقاته
پس بيا
بزار اونا رو با پيک هاي مشروب پر کنيم
به استاد بگو که گنيکوس رو برگردونه به لودس
و به خاطر نمايشش به نحوه شايسته بهش پاداش بده
نميتونيم براي ديدن بقيه بازي ها بمونيم؟
مرد هاي وتيوس هستند که توي مسابقات بعدي حاضر هستند
به اندازه کافي چشم اينجا هست
که راست شدن آلت اونو ببينند
نميخوام ما هم به تماشاچي هاي اون اضافه بشيم
حالا, شما منو دوست داريد کاپوا
استاد
ارباب دستور داده که گنيکوس رو برگردونيد به لودس
و بهش پاداش بديد
شايد يه روزي اين فاحشه ي خوشگل
موقع ظهر بجنگه
با بقيه مرد ها
تو و اون کير کوچولوت بهتره دعا کنيد اون روز هيچوقت نياد
خون رو بزار براي ميدون مسابقه و خاک زمينش گنيکوس
چه فکري به اون کله ي لعنتيت زده بود
رها کردن شمشيرت توي ميدون مسابقه, هان؟
من ميتونستم اون مرد رو بدون داشتن يه دست
و دو تا پام هم بکشم
غرور
يه ويژگي خوب
کسايي که غرور داشتن قبلا به خاطر همين به هلاکت رسيدن
آه
حالت نگاه کردنش رو ميديدي
وقتي که داشت از جايگاه ويژه به پايين نگاه ميکرد؟
وتيوس آشغال
مدت زيادي از جداشدن اون از سينه هاي مادرش نميگذره
با اين حال خودش رو بالاتر از لنيستا هايي ميدونه
که سال هاي سال لياقت اون جايگاه رو داشتند
جووني بعضي وقت ها باعث ميشه آدم خودش رو بالاتر از ارزش خودش تصور کنه
زمان که بگذره اون درست ميشه
و براي همه ي جوون ها همينطوريه
زمان چيزي که اون هر چقدر دلش بخواد داره
ميدون مسابقه ي جديد به زودي کار ساختش تموم ميشه
اگه ما رو از افتتاحيه بازي ها بزارن کنار
وتيوس يه آشغاله از يه شهر خراب شده
چطوري تولويس و قاضي
يه پسر بچه از شهر نولا رو به يک پسر از خود کاپوا ترجيح ميدن؟
اونا الان چطوري دارن اينو انجام ميدن؟
ما بايد خودمون رو توي مسابقات مهمتري به اثبات برسونيم
توي ميدون مسابقه ي قديمي و موقعيت خودمون رو تضمين کنيم
براي اينکه بتونيم موقع ظهر مبارزه کنيم بايد خودمون رو
در مقابل مردان وتيوس مشهر کنيم
در حالي که مردان وتيوس فقط موقع ظهر مبارزه ميکنند
يه معماي حل نشدني
لوکريشا؟
گايا
گايا
بدون اينکه به من بگي توي کاپوا اومدي؟
من همين الان برگشتم
با قصد اينکه بيام سراغ تو
با شوهرت سفر کردي؟
اون ديگه نميتونه به جاده پا بزاره
نه ديگه توي اين دنيا, حداقل
معذرت ميخوام
لازم نيست
زمان مرگش فرا رسيده بود
سرت شلوغه؟
من يه عالمه داستان از ماجراجويي هاي خودم دارم
کوينتوس؟
کدوم مردي جرات داره بين زن ها و غيب هاشون باشه؟
بايد همه چيز رو برام بگي
هيچ رازي در کار نيست
گوش مرد ها کرد لب هاي من مشتاقند که همه چيز رو بگند
گايا تنها برگشته
و توي فرم خوبي هم هست
هاه, او نزن مجازات طبيعت براي مرد هاست
کسي که باعث شده خيلي از مرد ها به خاطر همين ويژگي به نابودي کشيده بشند
تو به يه نفر نياز داري که از اين زن هم فريبنده تر باشه
با توجه به بخت بلندي که ما در پيش داريم
تا حالا چشمي چنين چيز حيرت انگيزي رو ديده؟
يه نما که حتي سيرکوس مکسيموس توي رم هم در مقابل اين شکوه خجالت زده ميشه
ما کساني خواهيم بود که خجالت زده ميشيم
اگه جشن افتتاحيه اينجا در غياب گلادياتور هامون باشه
ما بايد به زورم که شده قبل از اينکه
فرصت از چنگمون در بياد وارد بشيم
نه, ما بايد صبور باشيم
پدرت هميشه با احترام و احتياط قدم بر ميداشت
پس چه خوب که اون اينجا حاضر نيست
شايد ما بايد توي سيسيليا يه پيغام براش بفرستيم
يه نصيحت بخوايم؟
من همين الان ميتونم جوابي که ميخواد بگه رو بهت بگم
که به خاطر همين جوابه که اون هيچوقت به مراتب بالا نرسيده
لعنت به صبور بودن
آه
مثلا به همين توليوس نگاه کن
اون با جرات از موقعيت ها استفاده ميکنه
وقتي که بقيه مردها کير به دست وايسادن
يه تاجر ساده
با اين وجود به صورت افتخاري به قاضي شهر مشاوره ميده
و بقيه نجيب زادگانه مفت خور توي کاپوا
حقيقت رو ميگي اما نبايد اينجور چيزا رو بلند بگي
من بايد فرياد هاي تحسينم براي اون رو به گوش آسمون ها برسونم
دست هاي اونه که داره
به ساخت ميدون مسابقه جديد شکل ميده
اون برده هايي رو از دورترين نفاط
رم استخدام ميکنه که به تکميل ميدون مسابقه کمک کنند
به خاطر جاه طلبي توليوس
کاپوا داره به جايگاه رفيعي ميرسه
درسي که بايد يادگرفته بشه و چاپ بشه
همين؟
پس يه وظيفه ي سادست بتياتوس
ارباب
بين ما, ما بزرگترين گلادياتور هاي کاپوا رو داريم
بارکا, اکيديوس, گنيکوس
اونا فراتر از ارزششون مبارزه ميکنند
فراتر از اوني که حتي آشغالي مثل وتيوس
بتونه اميد داشته باشه که پيشنهاد بده
شايد توليوس براي استخدام برده ها
نبايد زياد از کشور دور بشه
بلندش کنيد
کريکسوس
تو قوانين رو ميدوني
هيچکس نبايد قوانين رو زير پا بگذاره
وايسيد
اين يکي از برده هاي توليوس عزيزه؟
همينطوره
من ميخوام اونو بخرم
بخري؟
ارزش اون مرد چيه؟
اون فروشي نيست
پنجاه سکه ي نقره
No comments yet. Be the first to leave one.