Οι πρώτες 200 γραμμές.
هانا"، حالت خوبه؟"
هنوز نتونستی بخوابی؟- .حالم خوبه-
کاری از دست من برمیاد؟
،فقط برگرد بخواب .من میرم یه لیوان مشروب بخورم
.میتونم همراهیت کنم- .تو صبح باید بری سر کار-
مطمئنی نمیخوای من بیام؟
.الان برمیگردم. راحت بگیر بخواب
هانا؟
هانا؟
چی کار کردی؟
.فقط میخواستم بخوابم
.برم آمبولانس خبر کنم
،تو توی 2 ساعت گذشته .فقط یه مریض معاینه کردی
.موردش خیلی پیچیده بود
،من جغد شبم
.ویلسون مرغ سحری .ما دو گونهی متفاوتیم
.پس ببرش تو قفس خودش
بعد کی زیر پای منو تمیز میکنه؟
.زنِ 25 ساله با مشکل خواب
...من فکر میکنم اون زن
!اصطلاح پزشکیش چی بود؟ ناراحته
.این زن های 25 ساله، معمولا خشکهمنطقی ـن .واقعا عین سنگ میمونن
این حرفم از قرار معلوم با این نکته که اون .یه بطری قرص خواب رو بالا انداخته، همخونی داره
.ببریدش پیش روانپزشک .من میخوام چشمام رو بذارم رو هم
.حالش خیلی بدتر از ناراحته .اون 10 روزه نخوابیده
.داره دروغ میگه
.بدون خوابِ "آر یی ام"، اعصاب بازسازی نمیشن ،مرحلهای از خواب عمیقِ بدن که در عین حال) (.مغز با فعالیت زیاد به امور حافظه میپردازد
.تیکه تیکه مغز از کار میوفته ،مرحلهای از خواب عمیقِ بدن که در عین حال) (.مغز با فعالیت زیاد به امور حافظه میپردازد
بعد از 5 روز دیوونه میشه .و بعد از 10 روز میمیره
،رو حرفم حساب باز کن .من میدونم چی حالت رو خوب میکنه
،اون قرص خورده بخوابه .نه اینکه خودش رو بکشه
!بهانهی خوبیه- .قرص اثر نکرده-
.با اینکه کل بسته رو خورده، بازم خوابش نبرده
و همچنین بیشترین مدت زمانی ...که یه نفر بدون خواب زنده مونده، 11 روزه
.که 22 ساعت بهت وقت میده
.تو مقاله منو دزدیدی- .من این کار رو نکردم-
من راجع به اون مریضی نوشتم که توی مراحل آخر سرطان بود و .ما بهش ایست قلبی مصنوعی دادیم
.من مقاله خودم رو نوشتم، مال تو رو ندزدیدم
تو میدونستی که من داشتم راجع به همون موضوع مینوشتم .حتی چندتا نکته هم بهم گفتی
.یه بیمار هست
.میتونم صبر کنم کار شما تموم بشه
،5دلار شرط میبندم ...یکی یه چشش کور میشه
.ولی خب، یه کم دارید لفتش میدید
،مونث، 25 ساله .10روزه که نخوابیده
،فکر کنم اورژانس بهش آرامبخش داده باشه .ما باید دوزش رو ببریم بالا
.آرامبخش جای خواب رو نمیگیره- .ممنون بابت غیبگوئیت-
،برای کسی که 10 روزه نخوابیده .آرامبخش یه شروع عالیه
،خواب یه پروسه فعاله .سیستمها رو بازسازی میکنه و مغز رو بازیابی
...آرام بخش نمیتونه- .ذهنش الان مضطربه-
.ما باید اون رو از بین ببریم
.4ماهه که مقاله من روی میز توئه
.من توی خوندن خیلی کُندم
،نه تب داره نه افزایش گلبول سفید .یعنی عفونت نداره
اسکیزوفرنی چی؟
.توهم نداره- مقاله اینو خوندی؟-
.امضاش کردم. نخوندم
،اگه قرص خوابآور رو بذاریم کنار .آزمایش سمشناسیش پاکه
.نه کوکائین، نه توهمزا، نه قرص رژیمی
،تنها داروییهایی که اخیرا استفاده کرده داروی درمان کهیر پیچک سمی بوده و .مسکن برا صدمهی توی اسکی
.هیچکدوم باعث اختلال خواب نمیشن
کِی مقالهش رو گرفتی؟- .حدود سه هفته پیش-
.باید از اول شروع کنیم- چقدر از اول؟-
"پیدایش"
".خداوند گفت، "نوری در آن قرار دادیم
خواب در ابتدا توسط .منابع نور خارجی کنترل میشه
...و اگر مغز نتونه اون منابع رو تفسیر کنه
.مشکل عصب بینایی
.بویِ یه مقاله دیگه به مشامم میرسه
.من برم آزمایش رو انجام بدم
دارم بهت یه مادهی رنگی تزریق میکنم که بشه .به شبکیهت و عصب بیناییت، نگاه بندازیم
.همه چیز یه جورایی تار شده- .طبیعیه، به خاطر رنگه-
.تا چند ساعت دیگه هم همینجوری میمونه
کمک میخوای؟- .نه-
دیگه نمیخوای با هم کار کنیم؟
،فقط دلیلی نمیبینم که با بخشیدنت .حالت رو بهتر کنم
.من نخواستم منو ببخشی .فقط پرسیدم کمک میخوای یا نه
این خیلی غیرحرفهایه که راجع به این مساله .جلوی بیمار صحبت کنیم
...شاید برای تو مهم نباشه، اما
.مهم نیست، اون گوش نمیده
.خوابیده
.امواج مغزیش، حالت مرحلهی اول خوابه
یعنی بیماریش برطرف شده؟
.هنوز تاره
.تو خوابت برد- .نه، نبرد-
.مشکل عصب بینایی، منفیه
.اما اون خوابید
.حدود 10 ثانیه یا حداکثر 1 دقیقه
،ما فشار چشمش رو هم بررسی کردیم .اونم طبیعیه
.و خودش نفهمید که خوابش برده
.مغز عموما از مرحلهی اول خواب بیاطلاعه
،سی.تی هیچ توموری .یا توده یا حمله غیر عادیای رو نشون نمیده
،پس میتونه بخوابه .فقط نمیتونه خواب بمونه
این خیلی برات مهمه؟
میدونی چی نمیزاره من شبها بخوابم؟
.هیولاهای توی کمد
.هیچ هیولایی توی کمد نبود .ما چک کردیم
،خب، پس مطمئنا توی چک کردنتون .خودش رو نشون نداده
کامرون کجاست؟
فکر کردش که من میتونم تنهایی .خبرها رو بهت برسونم
اوه، این جریان دیگه داره .خیلی عالی پیش میره
.راه بیوفت
،اگه شما دوتا نتونین باهم خوب بازی کنین .اسباب بازی هاتون رو ازتون میگیرم
.مهم هم نیست که تقصیر کدومتونه- ...اگه تو-
.مخصوصا اگه تقصیر خودم بوده باشه
،بیماریِ این زن، هر چی که هست .خودش رو توی آزمایشهای ما نشون نمیده
یعنی مریض هست ولی نه اونقدر زیاد .که ما بتونیم بفهمیم چیه
تو میخوای ما مریضترش کنیم؟- .بله-
.میخوام تحت استرس قرارش بدید .مخصوصا مغزش رو
.بیدار نگهش دارید
از بین بردن همون چند دقیقه خوابی هم .که به زور داره، شکنجهست
،پاره کردن بدن آدما با چاقو هم شکنجهست
ولی وقتی لباس پزشکی تنت ـه .یعنی با این کار کنار اومدی
،هاوس، این چند ثانیه خوابیدن .شاید تنها دلیلی باشه که تا الان زندهست
،هرچی علائم بیشتری بتونیم ازش پیدا کنیم .آزمایشهای بیشتری میتونیم روش انجام بدیم
،هرچی آزمایش بیشتری انجام بدیم اطلاعات بیشتری به دست میاریم
.و سریعتر میتونیم بیماریش رو تشخیص بدیم
،میبینید وقتی باهم کنار میاید چقدر بیشتر خوش میگذره؟
.4ساعت اول با شما 2 تا
هانا؟
!هانا
.تو خوابت برد
.نه، بیدارم
.توی ذهنت نمیمونه .چون فقط چند ثانیه بود
این کار واقعا لازمه؟
،هرچی ما زودتر بفهمیم مشکلش چیه .اون زودتر میتونه به یه خواب شبانهی واقعی برسه
هانا؟
.هانا؟ هانا
چرا این کار رو کردی؟- .تو دوباره خوابت برد-
.نه، نبرد- .میبخشید-
.ما مجبوریم این کار رو بکنیم
.ما مجبور نیستیم بیرحم باشیم
میدونی وقتی خوب باشی چی میشه؟ .هیچی
خوب بودن رو اینجوری تعریف میکنی؟ که دزدی نکنی؟
!دکتر
دوباره خوابش برد؟
.ما خونریزی مقعد داریم- !چی؟ همتون باهم؟-
.پس هیولا از زیر تخت اومد بیرون
،که این یعنی یا مشکل انعقادی داره .یا تومور تو روده بزرگش
.من آندوسکوپی رو انجام میدم- کی الان داره بیدار نگهش میداره؟-
،فکر کردم با پیدا کردن یه نشونهی دیگه .دیگه لازم نیست این کار رو انجام بدیم
.آره، اون همهی ایدهها رو توی ذهنش داره- الان کی با مریضه؟-
،شریکش داره خون اهدا میکنه .پس پرستار همراهشه
.احتمالا داره براش لالایی میخونه .من میخوام بیدار بمونه
باید مریض رو آروم کنیم .تا بشه آندوسکوپی روده انجام بدیم
چرا؟ چون فقط درد داره؟
،اگر توی رودهش تومور پیدا کردین .میتونین بیهوشش کنین
.وگرنه، اون باید بیدار بمونه
.اوه خدای من، درد داره
نمیتونین زودتر تمومش کنین؟- ،به ما اعتماد کنید- .هرچی از دستمون بربیاد انجام میدیم
.خدایا، دارم میمیرم
.دست منو بگیر
.همینطور نفس بکش، نفسِ آروم و عمیق
چرا من باید با فورمن کار کنم؟
شاید الان وقتش نباشه .راجع به این مساله بحث کنیم
به خیالتون من خیلی شلوغش کردم؟
.باسنت رو باید شل کنی
.ما الان اینجا نیستیم، رفتیم اسکی
.روز شکرگذاریه
،میخوای به اون روزی که داشتم توی اسکی- خودم رو به کشتن میدادم، فکر کنم؟ .بیخیال، امکان نداشت سقوط کنی-
.تو عالی بودی اون روز
این چیزیه که به فورمن گفتی؟ که من حملهی عصبی دارم !و باید باسنم رو شل کنم؟
من بهش گفتم... چندتا مریض رو توی سال ما بررسی میکنیم؟
.همشون عجیب و خاص هستن .اون میتونست درباره پرونده یه مریض دیگه مقاله بده
.داره خونریزی میکنه
.نمیتونم نفس بکشم .نمیتونم نفس بکشم
.طاقت بیار
ما بینی رو بستیم تا خونریزی بند بیاد و .دو تا بسته خون بهش تزریق کردیم
،آسیبشناسی از خونریزی مقعد .تاثیر سلول پوششیِ بینی رو نشون میده
.پس خونریزی مقعد، فقط یه خونریزی بینی بوده
برای اون قدر خونریزی .نمیشه از عبارت "فقط یه" استفاده کرد
،وقتی دو نفر این قدر با هم بگو مگو میکنن .راحت میشه دلیل همهچی رو کامل فهمید
میتونه خونریزی شدید سینوسهاش باشه .که آب گلوش رو کشیده و از مقعدش خارج شده
سوال این نیست که چیه، اینه که چرا اینجوریه؟- .اوه، خوبه، بازم باهم خودمونی شدین-
،مرگ موش به اضافه بعضی از سموم عصبی .میتونه باعث خونریزی و اختلال خواب بشه
،نوع خاصی از سم عصبی توی ذهنته یا باید هزارتا آزمایش سمشناسی بگیریم؟
،فکر کنین من اینجا نیستم .من مطلب میخونم
.میتونه یهجور لختهشدن هم باشه
.یا شایدم تقصیر ماست تو اصلا میدونی چه حسی داره وقتی یه لوله 2 متری توی روده بزرگت حرکت داده میشه؟
نه، اما من الان برای اون بازیکن بسکتبالی که .توی کالج باهاش بودی، احترام بیشتری قائلم
ما در حقیقت، توی 8 ساعت گذشته .داشتیم شکنجهش میکردیم
ما به پاش ضربه میزدیم .صورتش رو که سوراخ نمیکردیم
استرس زیاد، فشار خون رو میبره بالا
.که میتونه باعث خونریزی بشه- .نمیتونه باعث شه که 10 روز نخوابه-
...اگه اون پیچک سمی پیچک سمی نبوده باشه چی؟
،اون جوش زده و دلیلش پیچک سمی تشخیص داده شده .حول و حوش همون موقعی که بیخوابیش شروع شده
،جوش به اضافه خونریزی بینی، به اضافه اختلال خواب .یعنی التهاب دیواره عروق
.درمان با کورتیکواستروئید رو شروع کنید
.درمان پیچک سمی هم استروئید داشت- .مقدارش کمتر بود-
مایعات زیاد بهش بدید .و مقدار دارو رو 3 برابر کنین
آزمایش تشخیص التهاب رو انجام بدید ،و نایژهش رو نمونهبرداری کنید .تا التهاب دیواره عروق تایید بشه
.اون مشکل قائدگی داره، خیلی حالش بده .درد باعث میشه کل روز نتونه از جاش بلند شه
.به اضافه اینکه خیلی افسرده هم هست
خودش گفت "خیلی افسرده" ست؟
اون شنیده قرصهای ضد بارداری .حالش رو بهتر میکنه
قرص ضد بارداری برای جلوگیری از مشکلات قائدگیش میخواد؟
.فکر کنم
با توجه به قرمزی اطراف بینی مادرت ،و اون دستمال کاغذی که هی دور مچش میپیچه
.بیشتر به یو.آر.آی میخوره تا مشکل قائدگی
یو.آر.آی؟
.عفونت دستگاه تنفسی فوقانی یا همون سرماخوردگی
No comments yet. Be the first to leave one.