Οι πρώτες 200 γραμμές.
...خون
...بلا
...بلا
بلا؟
بابا
چیکار کنم؟
هر روز داریم رامن میخوریم
به این میگی غذا؟
یعنی هر دفعه بریم بیرون غذا بخوریم؟
هی. تو انقدر رامن خوردی خسته نشدی؟
لعنتی
!داریم میخوریم
ناسلامتی داشتیم میخوردیما چرا بردیش؟
!هی
قراره یه اتفاق خوب بیوفته
دیگه نخور قراره یه چیز بهتر بخوریم
!ممنون بابت غذا
باور نکردنیه
خوشمزه ست
بخور
حالا میخوای چیکار کنی؟
چی رو؟
گفتی میخوای اینجارو بفروشی بری سئول
نمیدونم
پس سولا چی؟
مادرشو پیدا میکنیم و میفرستیم بره دیگه
درسته
ولی فکر نمیکنی یکم عجیبه؟
مادرش حتما یه دلیلی داشته که بچه رو سپرده دست تو
خیلی بده همینجوری بفرستیش بره
قیافه من شبیه موسسه خیریه ست؟
تاحالا یک بارم تو زندگیم ندیدمش ما حتی رابطه خونی ام باهم نداریم
پس واسه چی نگه ـش دارم؟
...نمیدونم
بابا
...بلا
ساکت باش
نذارین ردی بمونه - چشم -
بریم
اول برو بشین تیم امنیتی خودش قضیه رو حل میکنه
چطور همینجور بذاریم و بریم؟
!بلا گم شده
!باید این رو به پلیس گزارش بدیم و به 911 زنگ بزنیم
اون مرده
اون مرده،اوکی؟
توی این هوا افتاده توی رودخانه
واقعا انتظار داری زنده بمونه؟
ولی بازم،چجوری میتونیم همینطوری ولش کنیم؟
...حداقل باید تلاشمون رو- داری سعی میکنی-
من رو نابود کنی؟
میخوای کل دنیا بدونن که
...دختر رئیس دونگهان اینترنشنال یه طراحِ
سطح جهانی،بلا، رو کشته؟
قراره کمپانی بی سر و صدا به این قضیه رسیدگی کنه
تو تنها اومدی اینجا
هیچی نمیگی
کجا غیبش زده؟ای خدا
ای خدا،اون کجاست؟
!سونگ مو
!سونگ مو
بله؟- سولا رو هیچ جا پیداش نمیکنم-
چه اتفاقی براش افتاده؟
بیا بریم بیرون و یه نگاه بندازیم
خدایا
!سولا
!سولا
سلام.شما اتفاقی سولا رو ندیدین؟
سولا؟- آره-
سولا رو میگی؟چند لحظه پیش دیدمش
کجا دیدمش؟
داری آلزایمر میگیری- چی؟-
چند لحظه پیش دیدیمش که داشت میرفت سمت کوهستان
کوهستان؟
مگه باهاش نبودین؟
!آره ممنون
ممنون
خدایا، چه فکری پیش خودش میکنه؟
تمومش کن
چرا اون بچه اینقدر بد اخلاق و لوسه؟
!گفتم تمومش کن- چی رو تموم کنم؟-
لعنت بهش
من میخوام برگردم،خودت تنها دنبالش بگرد
...هی!چرا،تو
!هی میفهمم که داری خیلی تحمل میکنی
!ولی دیگه داری شورشو درمیاری
سولا فقط هفت سالشه
فکر میکنی اون از این وضعیت خوشش میاد؟
لعنتی
هر غلطی میخوای بکن
!سولا
!سولا
شما اینجایین
خیلی خوب شد که اومدین
ما به کمک جوان ها نیاز داریم
دارید کجا میرید؟- میریم گراز شکار کنیم-
گراز"؟"
وقتی آقای یانگ داشته قارچ میچیده
یه گراز بهش حمله کرد و یه ماهه نمیتونه راه بره
!باورتون نمیشه- !باید همشونو بکشیم-
سونگ مو، اینجا گراز داره قراره چکار کنیم؟
!سر آشپز مون- سر آشپز مون،کجا داری میری؟-
مرد جوان!قراره با دست خالی چکار کنی؟
!گراز ها رقیب های آسونی نیستن ها
بخاطر این نیست.سولا فرار کرده
و خانم ها گفتن که اون رفته سمت کوهستان
چی؟- بچه ی سر آشپز مون؟-
آره
خدایا،اون فکر میکنن بچشون رفته توی کوهستان
چی؟- بخاطر همین اینجوری دوید-
بیاین قبل اینکه اتفاقی بیوفته دنبالشون بریم
آره- چرا بریم؟-
!دیوونگیه- !خطرناکه-
!بچه
!بچه
!سولا
ای خدا
!بچه
!بچه
!سولا
!بچه
به زودی هوا تاریک میشه
کجا رفته؟
!بچه
این بیرون داری چکار میکنی؟ خطرناکه
بچه ای مثل تو نباید این بیرون باشه
تو میخواستی که من برم
من فقط خوشحال بودم که پدرمو میبینم
ولی تو منو دوست نداری و دوست داشتی برم
درباره ی چی حرف میزنی؟
واقعا میخوای سرت داد بکشم؟
اونجا- داری چکار میکنی؟ -
اونجا
چیه؟
چیه؟
حالت خوبه؟
هی
!هی
!سولا- !سولا-
!سولا- !سولا-
!سولا- هوا داره سرد میشه-
چرا؟چیشده؟- اون صدای چیه؟-
!یه چیزی اونجاست- چیه؟-
!گرازه-] [!اینجوری بهم نچسب-
گراز نیست
!اون سولا هستش!خدایا
!سولا
خدایا،چون فکر کردی گرازه اینجوری پشتم قایم شدی؟
!خدای مهربون،سولا پیدات کردیم
از ترس فرار میکردی؟
سولا،چرا این وقت شب رفتی کوهستان؟
حالت خوبه؟تشنته؟یکم آب میخوای؟
نه؟- !سولا-
سونگ مو کجاست؟پدرت؟
تو کوه.یه خانمی- خب؟-
پدرم توی دردسر افتاد و همه جا خونی بود
!خون؟وای خدای من
کی؟کجا این اتفاق افتاد؟
!از اون طرف
اونجا؟کجا؟- اونجا؟-
خدای من!چی شده؟- !خدایا،سر آشپز مون-
!بیاین بریم
فقط راه بیوفت.حتی نمیتونی بدوی
!سر آشپز مون- !سر آشپز مون-
!سر آشپز مون- خدای من-
آروم برو
این خانم کیه؟
لطفا بگیرش
من یه مرد خیلی قوی هستم
ولی بعد از ملاقات های ورزشی شهرستان،کمرم درد میکنه
شاید باهوش باشم،ولی اصلا مناسب اینکار نیستم
خودتم میدونی.همیشه یکی از استخون هام در رفته
بخاطر همین نمیتونم بازوهامو ببرم پشت
میخوای از پشت کمکت کنم؟
نه این که باسنشه.باید چکار کنم؟- !فقط گم شو-
خدای من،این خونه؟- چی؟-
!اینجا خونیه- خدایا،چه خبره؟-
سریع ببرش. خدای من
چه خبره؟
خدای من
خدایا
چرا آمبولانس اینقدر لفتش میده؟
ببینم، اون خانم توسط یه گراز صدمه دیده؟
نمیدونم
بذارین نفسم بالا بیاد
دفتر شهرستانستانی باید قبل از اینا تمام گراز هارو شکار میکرد
نگاه کن یه آدم زخمی شده
تعجبی نداره اگه کارمندای دولت محکوم بشن
باید یه دادخواست به کاخ آبی بنویسم
کاخ آبی؟نگاش کن
چرا همیشه دفتر شهرستان رو برای همه چیز سرزنش میکنی؟
مگه ما چه اشتباهی کردیم؟
چرا سر همه چیز بیخودی سر و صدا بپا میکنی؟
!ما یه شاهد داریم
شاهدی که کل راه، از جنگل کولش کرده
زود باش، سر آشپز مون، درست میگم یا نه؟
درسته.بفرما صحبت کن
گفتم نمیدونم
همتون تمومش کنین دیگه
یه آدم زخمی اینجا دراز کشیده
نگاه کنین چقدر خون ازش رفته
No comments yet. Be the first to leave one.