Οι πρώτες 200 γραμμές.
▪ مترجمین: ▪
◾ مینا ◾ ◾ Prism7 ◾
◾ نسترن ◾ ◾ Nstrn ◾
◾ بُنی ◾ ◾ Bony ◾
◾ مریم ◾ ◾ Mary_kp ◾
ساعت گرگ
سلام؟
سلام؟
کسی اینجا هست؟
گرمای ضبط شده ادامه داره
برای پنجمین روز مستقیمش
توسط پنج تا دهکده
مرگ های زیادی گزارش شده ان.
که مشخص نیست امداد و نجات کی ممکنه بیاد.
بخش سلامت پیشنهاد کرده که خیلی مایعات نوشیده بشه.
و داخل بمونین یا زیر پناهگاهی هر چقدر که ممکن باشه.
برگردیم به اصل قصه امروزمون،
با اسلحه ای با قطر گلوله ی ۴۴ دوباره ضربت خورده
در حال حاضر در برانکس
قربانی، یک سبزه ناشناس
تایید شده که با الگوی قاتل همخوانی داره
که زنی رو با موهای مشکی بلند هدف گرفته،
شلیک از فاصله نزدیکی مثل کنار پیاده رو یا داخل ماشین های پارک شده انجام شده.
توی یه نامه یخ زده آزاد شده توسط پلیس که از طرف قاتله،
اون نوشت،"من هنوز اینجام مثل روحی که تو شب پرسه میزنه،
تشنه،گرسنه،به ندرت برای استراحت متوقف میشه،
و من سر شغل بعدی میبینمتون."
"داخل خونشون و از ناودانی." سم...
محض رضای خدا
-اون توپو ول کن -اینجا دیوونه کننده است
اونجارو،رفیق!چی...
باشه،دارم میام پایین
خانواده ام قراره کجا برن؟
-این مشکل من نیست. -من قراره پولت رو داشته باشم.
-تا آخر هفته. -خیلی دیره.
با وسایل من کجا میری؟
هی،تکونش بده!
بعدا میبینمت.
سلام؟
-مارگو؟ -جون؟
خوبی؟
آ...آره.من...من خوبم. من،آه...
تو خوب بنظر نمیای.
این فقط...
متاسفم در دسترس نبودم.
خیلی خوبه که صدات رو میشنوم
منم همینطور
کجایی؟
خونه مامان بزرگم
چی؟
من فکر کردم که قراره موقتی باشه.
آره،خب،ام،فک میکنم الان یکم تحت شرایط سختی هستم
و....آره،من،داشتم فکر میکردم اگه،شاید،تو میتونی،آه...
اگه بتونی....واضح ببینی و
یکم بیشتر بهم پول قرض بدی؟
فقط،فقط تا آخر ماه.
امم....
خب،نظرت درمورد اینکه من فردا با قطار بیام چیه؟
هر چی که بتونم میارم.
ب...بیای اینجا؟نه،نه!تو....
من....الان زمان خوبی نیست. من،ام....
گوش کن،من،ام....
نمیتونی فقط....میتونی یکم برام ایمیل کنی،مثل قبل ها.
مسخره بازی در نیار. من....من واقعا دلم برات تنگ شده.
میخوام ببینمت
باشه،اما...اما الان وقت خوبی نیست،مارگو.
من،من خیلی سرم شلوغه و اینجا نمیمونم.
با کی داری شوخی میکنی؟
با قطار ساعت ۱۱ میام.
- و عصر اونجا باش. - نه!
صبر کن،مارگو. گفتم نه!
عالی میشه
اوه،لعنتی! اه
برگردون شلیک امروز علیه....
تهمت های بد گمان این ماه زودترن
که الکتریک های قدیمی شهر...
منو تنها بزار!
اون بچه همیشگی کجاست؟
آه،اون...اون دیگه این اطراف نیست.من فردی هستم.
متوجهی که بیشتر از ۴ ساعت دیر کردی.
منظورم اینه،آره، منظورم اینه،با حرارت
این خیلی آرومه پس،میدونی....
هیچ ایده ای داری که چقدر بی توجهیه که دیر کردی؟
تاخیر با غذا مردم رو مجبور کنی بخاطر غذا صبر کنن؟
هی،ببین.ببین،خانم.خانم.
-منو خانم صدا نکن. - گوش کن.
- ما...ما تازه برگشتیم... - منو خانم صدا نکن.
خب،اسمت چیه،پس؟
جون.چقدر بهت مقروضم؟
۱۶.۷۰ میتونم اینارو برات بیارم داخل.
نه،نه،نه.فقط اونجا بمون. داخل نیا.
هی!
- پول خورد نداری؟ - اونا بهت بقیه نمیدن؟
این همسایه ها؟جدی میگی؟
بقیشو نگه دار.
میخوای با این بسته ها چیکار کنم؟
بیا،برشون میدارم.
باشه،آم،مرسی برای انعام.
هی!
تو زنگ منو زدی؟
منظورم،آره، خودت درو برام زدی
نه،منظورم اینه،از گذشته. زودتر.
چرا باید اینکارو بکنم؟
آها،باشه.
برای انعام ممنونم.
یک لحظه صبر کن
میتونی اینارو برام ببری پایین؟
-پنج دلار -چی؟
همین الان بهت سه دلار انعام دادم
-آره اما آشغالا بو میدن -دو دلار میدم بهت
سه
و اجازه بده از دستشویی تون استفاده کنم
-دستشویی من؟ -بله.بیرون خوب نیست
انریکه انقدر گوز داره
که از اون مغازه زده بیرون،پس،ای بابا...
هی ممنونم
نمیتونم کثیف بودنو تحمل کنم
هی ممنون
آره خواهش میکنم
چخبرا رفیق حالت چطوره؟
چیشده؟
اوه،لعنتی
-سلام؟ -بله سلام.جون هستم
-بله خانوم -من امروز یک بسته ی پستی داشتم
باشه
اون بچه ی جدید همین الان رسوندش
و،اوه،سیگار ها توی کیف نبودن
مطمئنین؟
بله.من پولشونو دادم. کل پاکتو
-مسترسون سبک -باشه خانم
من...من مطمئن میشم که اونا به دستت میرسه.باشه؟
-زود؟ -بله،سریع سریع
-باشه مرسی -ممنون
دو مردی که مظنون بودن بازداشت هستن
مظنون به آتش زدن و قتل در کلوب برونکس در اطراف شهر
که25 نفرو در اکتبر کشته
اونا در دادگاه جنایی روز سه شنبه در منهتن ظاهر میشن
جایی که بازرسان در انتظار یک محاکمه ی سریع هستند
و حرکت به سمت محاکمه
من فقط دوست دارم بگم که
بازرسی با قدرت کامل در بروکلین ادامه دارد
اوه،با توجه به صحبتی که با شاهدان داشتیم
بعد از گذشت،میدونی،۲۴ ساعت
اوه،اون یک مرده یک مرد سفید پوست،۲۵ تا ۳۵ ساله
حدود ۷'۵ تا ۱۰'۵ فوت
هم...
سلام؟فردی؟
من به پلیس زنگ میزنم عوضی!
9-1-1.مورد اورژانسیتون چیه؟
اوه،بله...سلام،ممم،میدونی،چیزه،ممم...
مورد اورژانسیتون چیه خانم؟
اورژانسی؟
-خانم؟ -من...من فقط خواستم...
میخوام یک تعرض رو گزارش کنم
چه نوع تعرضی؟
خانم؟
... آخرین قربانی وقتی که
داخل یه ماشین پارکشده توی برانکس جنوبی، نزدیک یه ساختمون
جایی که یه مرد جوون شاهدش بوده کشته شد
پیامدهای این جنایت از پنجره چهارمین داستان.
وقتی صدای شلیک شنیدم فرار کردم
روی پیادهرو خون ریخته بود.
به دنبال آخرین شلیک ،
یه نامه جدید به دست پلیس رسید
بیشتر اونها رو به سمت کشتن سوق میدادن
. و قول خونریزی بیشتر
و چیزی که حالا یه کارت اعتباری مرموز شده
قاتل با یه سلام نامه اش رو شروع کرده
"سلام از فاضلاب نیویورک."
منظورت چیه که نمیتونی به من اجازه بدی بیام تو؟
عقلتو از دست دادی؟ یعنی، بیشتر از همیشه؟
داری مسخرهبازی در میاری.
ببین، هر چی که هست، اشکالی نداره
. کسی قضاوت نمی کنه
خدای من ، جون.
از آخرین باری که اینجا رو ترک کردی چند وقته میگذره؟
چرا به من نگفتی اوضاع خیلی بد شده بود؟
. میتونستم کمکت کنم
همش منتظرم یه جسد پیدا کنم
... اوه، آره . خب، این باعث تعجب من نمیشه
بندازش بیرون
چاپ اولشه
... آره، خب
بفرما...
. بازم دارم
. از دستشون خلاص شو
همشون رو- چی؟-
. اینا واقعا برای نگه داشتن مهمه
چرا؟
. تو می خوای من رو از وسایلم پاک کنی. پس انجامش بده
پاک کن
بریم یه استراحتی بکنیم. یه چیزی واسه شام بگیریم.
بیا دیگه.
. بیا از اینجا بریم
می تونیم بریم مرکز شهر یه برنامه بگیر.
تو می تونی جون.
این چیز...
همش تو سرته.
مسخره ست
. بهتره تا وقتی که برگردم، بلند شده باشی
No comments yet. Be the first to leave one.