Boston Blue

Boston Blue

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

Boston Blue S01E08 1080p WEB h264-ETHEL
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 Boston Blue 2025 زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-13
Λήψεις: 40
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

می‌خوام ستایشش کنم، می‌خوام ستایشش کنم

ستایشش می‌کنم. (آهنگ تمام می‌شود)

دنی: کسی نبود که اشک نریخته باشه

کشیش، موقع موعظه‌ی امروزتون

اوه، ممنونم

پیام همیشه به دل می‌شینه

وقتی حرف‌ها از ته دل باشه

من خیلی به پیشگیری از خودکشی اهمیت می‌دم

می‌دونید، همین چند وقت پیش بود که خودکشی کردن

توسط کلیسا گناه کبیره محسوب می‌شد. آم

بالاخره به این نتیجه رسیدیم که یک مؤمن واقعی

نمی‌تونه رستگاریش رو از دست بده

اِفِسسیان ۱:۱۳-۱۴

یک بار که نجات پیدا کنی، همیشه نجات یافته‌ای

اوه، شما کتاب مقدس رو خوب می‌شناسید

خب، سال‌ها مدرسه کاتولیک و کلاس تعلیمات دینی

توی این مغز جا افتاده

می‌دونم هنوز کلیسایی رو انتخاب نکردید

اما تا اون موقع در کلیسای من به روتون بازه

دنی (می‌خندد): من احتمالاً به چند ساعت اعتراف احتیاج دارم

می‌دونید، ما باپتیست‌ها، مستقیماً پیش خدا اعتراف می‌کنیم

آه، بله. درسته. واسطه‌ای در کار نیست

اما اگه خواستید چیزی رو از دلتون دربیارید، من همیشه هستم

ممنونم از لطفتون

اگه یه لقمه دیگه غذا روی اون بشقاب بذاری

این صبحانه خیریه ممکنه برای کلیسا ضرر خالص باشه

می‌خوای همه‌ی اینا رو بخوری؟

خب، سعیم رو می‌کنم

نمی‌دونم چرا اصلاً باید رادجرز رو برای شبات دعوت کنیم

همه‌مون می‌شناسیمش

قبل از اینکه دوست‌پسر تو باشه، همکارت بود

بله، ولی هنوز رابطه‌ای شکل نگرفته، مامان

می‌خوام یواش پیش برم

من فقط فکر می‌کنم دیگه نمی‌خوای به کسی اعتماد کنی

لنا: ولی من که نمی‌بینم تو مشاوره رابطه بدی

به سارا یا جونا

فقط دارم خردم رو یادشون می‌دم

خب، شاید داره گزینه‌هاش رو باز می‌ذاره

با این همه مرد مجرد دم بخت دور و بر

درسته، دنی؟

من و دنی؟ (صدای پیامک گوشی)

تو ماه عسل‌مون با بالشت خفه‌ش می‌کردم

خب، حداقل این یعنی

به اون پیشنهاد ازدواج بله می‌گفتی

یه جسد تو هاید پارک پیدا شده

باید بریم. ببخشید

متاسفم بابت این اتفاق

دوستتون دارم هر دوتاتون رو

سارا: باشه، فکر کنم استفراغش تموم شده

الان بیشتر حالت تهوع بدون استفراغه

لباس پوشیده و آماده رفتنه؟

اون اصلاً حالش خوب نیست که بره مدرسه، سث

خب، باید دیشب به این فکر می‌کرد

وقتی که داشت تو خونه‌ی امبر شراب‌های کولر رو می‌بلعید

در آغوش گرفتن توالت بیشتر براش درس میشه

تا هر چیزی که امروز تو دبیرستان یاد بگیره

نه. اون میره

و عواقب دیگه‌ای هم خواهد داشت

که کمترینش یک هفته بدون وسایل الکترونیکیه

فهمیدی، فیبی؟

بابا، بیخیال. شما جدی نمی‌گید

دقیقاً همین رو من گفتم وقتی شنیدم دزدکی اومدی خونه

ساعت ۲ صبح. بریم

بابا، حالم خوب نیست. برو

اصلاً بذار راجع به تونل‌های کوچیک و مزخرفتون حرف نزنم، باشه؟

ما لینکلن رو داریم، میدتاون هالند، باتری رو داریم

تونل‌ها؟ آره

رفیق، این یه جور پز دادن عجیب غریبه

فکر نمی‌کنی معماری باحاله؟

این سوالا رو قبل از اینکه بپرسی می‌شنوی

یا فقط... (صدای بوق ماشین)

الان واقعاً این اتفاق افتاد؟

مرکز، اعلام کن جیک-۱۰۱ داره به یه تصادف رسیدگی می‌کنه

آقا

آقا، زخمی شدید؟

اون یارو از ناکجا آباد پیدا شد. جلوم پیچید

آقا، ما همه‌ی ماجرا رو دیدیم. هیچ‌کس جلوی شما نپیچید

آه، برگردین تو ماشینتون

برید... برید یه دونات بخورید

برید یه چند تا مجرم واقعی بگیرین یا همچین چیزی

آقا، باید از ماشین پیاده بشید

من مجبور نیستم هیچ کاری بکنم

آقا، اگه از ماشین پیاده نشید

مجبوریم شما رو بیرون بکشیم

باشه، بیا بیرون

هی، به ماشینم دست نزن! بیخیال

یالا. عقب بکش! هی، آقا

دستات پشت سرت

یالا! هی، دستاتو از من بردار

بشین پایین! نه

نمی‌تونید این کارو بکنید! دستات پشت سرت

دستات پشت سرت! دارید چیکار می‌کنید؟

من کاری می‌کنم که از پشت یه ماشین آشغال‌بر آویزون شی

شان: آقا، داری مقاومت می‌کنی! ...تا هفته‌ی بعد

شان

مرد: دستبند به من نزن. دستبند به من نزن

چی رو نگاه می‌کنی؟

دنی: ولی من فکر می‌کردم اوضاع بین تو و راجرز خوب پیش می‌رفت

همینطوره، فقط باب میل مامانم نیست، فکر کنم

واقعاً نظرشو نپرسیدم. خواهش می‌کنم. ببخشید قربان، ببخشید

ببخشید

ببین، من طرف مامانتو نمی‌گیرم

ولی فقط می‌گم وقتی بچه‌ت باشه

سخته آدم زبون به دهن بگیره. (می‌خندد)

می‌بینی؟ واسه همینه که همین الان با یه بالشت خفه‌ت می‌کنم

می‌دونی، لازم نبود انقدر بلند بخندی

به جوک پدربزرگت

من که کازیمودو یا همچین چیزی نیستم

اصلاً می‌دونی اون کیه؟

آره، اون برای نتردام فوتبال بازی می‌کرد

اون یکی از چهار سوارکاره

همون که گوژپشته، مگه نه؟

اوه. پس نه

آروم باش، عزیزم

ما داشتیم به دوستم مریم سر می‌زدیم. تولدشه

ما زنگو زدیم که برامون درو باز کنن

و یه مردی از پشت سر ما اومد تو

اون یه ماسک و هودی پوشیده بود

مـ... من صورتشو یادم نمیاد

اشکالی نداره. عجله نکن

بهم بگو بعدش چی شد

اون تفنگو گرفت سمت سر مت، پول می‌خواست، و

مت ترسید برای همین گل‌ها رو انداخت

و رفت که کیف پولشو دربیاره

مت داشت لفت و لیس می‌کرد، و

به سرش شلیک کرد

فقط بهش شلیک کرد

گفـ... گفتید زنگ رو زدید. دوستتون درو براتون باز کرد؟

نه، اون هیچ وقت نیومد

من فقط کورتیس رو گرفتم و مـ... محکم نگهش داشتم

و مـ... من چشمامو بستم و دعا کردم

و وقتی بازشون کردم اون رفته بود

می‌خوام بگم اورژانس یه نگاهی بهت بندازه

و مطمئن بشیم همه چی خوبه، باشه؟

بعداً صحبت می‌کنیم، باشه؟ (صدای فین فین)

می‌خوام پسرمو ببینم. بذار برم. بذار برم

مرد: اینجا چه خبره؟ (آه می‌کشد)

اون پسر منه

بذارید پسرمو ببینم

دنی: هی! هی، آروم باش. بذار برم

بذار... هی، آروم باش

آروم باش، آروم باش. (گریه می‌کند)

باید پسرمو ببینم

بهتره اونو اینطوری نبینی، باشه؟

متاسفم

متاسفم. بیا

پـ... پسرم

این افسرها ازتون مراقبت می‌کنن

پسرم! مـ... من فقط می‌خوام خداحافظی کنم

خوبی؟

نمی‌دونم. مرد: لطفا. لطفا بذارید ببینمش

نمی‌تونم اونو اینطوری تنها بذارم

حواست با منه، ریگان؟ آره، آره. چی پیدا کردیم؟

یه عینک ۲۰۰ دلاری روی کنسول

اون‌ها تو این محل ده دقیقه هم دوام نمی‌آوردن

با اون پنجره‌ی شکسته. موافقم

پس، سرقت ماشین تازه اتفاق افتاده

احتمالاً قتل مانعش شده

شاید یه شاهد خوب داریم

یا یه عوضی که از دزدیدن ماشین رسیده به آدم کشی

باید این یارو رو پیدا کنیم

هی، هی، با اینا صحبت کن

اوه، این دفعه واقعاً گند زدی

قربان، ما چاره‌ای نداشتیم، باشه؟

ما دستبند زدیم قبل از اینکه بفهمیم اون از آتش‌نشانی بوستون بود

بیا این طرف. ریگان، بیا این طرف

تو موقعیت‌های حساسی مثل این، ما نهایت احتیاط رو به خرج می‌دیم

خب، اینجا اینطور نشده

پس حالا باید اوضاع رو مدیریت کنیم

اونطور که من می‌بینم

یه آتش‌نشان خسته که از یه شیفت طولانی برمی‌گشت خونه

پشت فرمون خوابش برده، تصادف کرده، بدون هیچ آسیبی

هیچ آسیبی؟ اون تو صورت همکارم مشت زد

و اون خسته هم نبود

داری... اون مست بود

داری به من درس می‌دی؟

شان: قربان. نه، قربان

ما قصد بی‌احترامی نداریم، باشه؟

اوه، هی، همه شنیدید؟

افسر آزمایشی ریگان بی‌احترامی نمی‌کرد

افسر: سر جای خود! خبردار

آزاد

متوجه هستم که یکی از اعضای

سازمان آتش‌نشانی تحت بازداشته

امم، بله، خانم. ما داریم... داریم حل و فصلش می‌کنیم

من در جریان قرار گرفتم. به نظر میاد که قضیه روشنه

رانندگی در حالت مستی با شرایط تشدیدکننده، حمله و مقاومت در برابر بازداشت

چیزی برای حل و فصل کردن هست؟

هیچی، خانم

چیزی برای حل کردن نیست

سارا: عالیه

شما دو نفر، با من بیاید. یه حرفی باهاتون دارم

خب، خیلی ضایع بود

نه به اندازه این ضایع که "جیم آهنی" کاوانا

مثل یه شنیتسل مرغ از کنتساش لهت کنه

جلوی کل ایستگاه

لازم نیست خواهر بزرگم بیاد

توپمو تو زمین بازی برام پس بگیره

من اوضاع رو دستم داشتم. به نظر نمی‌رسید که اوضاع دستت باشه

و من همین کار رو برای هر پلیس دیگه‌ای توی اون موقعیت می‌کردم

More Farsi Persian subtitles for Boston Blue

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left