Οι πρώτες 198 γραμμές.
بانوی دربار
قسمت اول
! هی
!هی
!هی
همسر شاهزاده
ارباب جوان مو چو ، لی چی رو
دیروز توی میخونه دیده
و با هم دعوا کردن
فرمانده هم خیلی عصبانیه
! پسرم ! مراقب باش
!شوهر
!جلوی پات رو نگاه کن
!پسرم ! اروم تر
! ولش کن نزنش دیگه
!ندو
!مامان !مامان
من،شنگ شیائو جینگ کل عمرم رو تو ارتش بودم
کل زحمت و کارای سختم و موفقیتام
کمتر از مال لو یون جی نیستن
چرا هر سری که پسر لو یون جی
رو میبینی
اینقدر بد کتک میخوری؟
شنگ چو مو
تواناییش رو نداری؟
مهارت و ابتکارت کجا رفته؟
مهارت و ابتکارت کجا رفته؟
!ولش کن نزنش
با با حرف زدن حلش کنیم
من بی مصرفم؟
من ناامیدت کردم؟
شاید توی دعوا کردن خوب نیستم
ولی از زنای نجیب زاده ی چانگ آن بپرس
بین پسرای هوس باز
من همیشه اولم
واقعا؟
چرا به جاش چیزای خوب یاد نمیگیری؟
!تو!بچه بی ادب لوس
...من
عزیزم ولش کن نزنش
!خواهر !خواهر
!دخترم
پدر
!کافیه- همسر شاهزاده-
چرا قبل از این که باهاش دعوا کنی همه چیز رو مشخص نمیکنی؟
!تو
آروم باش
چرا اینقدر یهویی با لو چی دعوا کردی؟
لو، لو میخواست لیان یان ار
که بهترین فاحشه تو فاحشه خونه یان خوئی رو ازم بدزده
منم عصبانی شدم
!چه احمقی
همسر شاهزاده خان
لو یون جی دیگه کیه؟
همسر شاهزاده خان
چطور پسرش جرات کرده برادر کوچکه منو
فقط به خاطر یه فاحشه بزنه؟
ایا خانواده لو
با تحقیر به
خانواده ارباب خان نگاه میکنن؟
مشکلی نداره اگر به چشم تحقیر به ما نگاه کنه اما
خانواده فرمانده ایم
اون چطور جرات میکنه به دوک با تحقیر نگاه کنه
چو مو برادر زن ارباب خانه
اینقدر ازش جانبداری نکن
میدونی اون الان
چقدر بدنام شده؟
اون الان هوس باز شماره یک چانگ آنه
من برای رسیدن به چیزایی که
داریم سخت تلاش کردم
اما اون اومده چانگ آن
تا همه چیز رو نابود کنه
! تو ، واقعا؟
ببین چقدر پدر عصبانیه
!خواهر !حرفش رو باور نکن
تو مرز درگیریه
عالیجناب فکر میکنه پدر خیلی پیر شده،
برای همین لو یون جی رو به عنوان ژنرال منصوب کرده
اون میخواد حرصش رو سر یکی خالی کنه برای همین منو میزنه
زدن من چه فایده ای داره؟
به جاش باید بری پیش عالیجناب شکایت کنی
!تمومش کن
حتی اگر پیر باشم
امروز دادن یه درس درست حسابی به تو بچه لوس بی ادب
به هیچ کار سختی برای من نیست
... من
! خواهر
...من
!مو ! بدو ! بدو
! پدر
من ، پدر
!عجله کن ! برو
! اول اونو میکشم ، من
!برو
چی شده ؟ چو مو
!عجله کن
چیشده؟ - عجله کن -
...تو
داری برای یه سفر طولانی میری؟
عروسی پسر داییمه
دو نینگ N/ مامانم ازم خواست برم شهر گوانگ جو
تا به خالم تبریک بگم
دو نینگ
میخوام همین جا ازت خداحافظی کنم
لازم نیست
منم باهات میام
شهر گوانگ جو؟
معلومه
فکر کنم
یکم طول بکشه تا بابام آروم بشه
درسته
ببین من از زنای چانگ آن خسته شدم
من میخوام جابیت زنای گوانگ جو رو بررسی کنم
فرمانده لو یک بار تو میدون جنگ بوده N/خیلی سلطه گره
چطور راجبه شنگ شیائو جینگ نشنیدی؟
چطوری میتونی فقط
معاشقه و بازی علاقه داشته باشی؟
بهم حسودی نکن، حسود نباش
! این زندگیه منه
بهش فکر کن
بابام کل زندگیش رو برای حکومت سخت کار کرده
مگه عالیجناب به خانواده شنگ مقام نداده
فقط برای خاطر بابام
تا من از زندگی لذت ببرم؟
!درسته
زن پسر داییت خوشگله؟
فکر نکنم قبول کرده باشم با هم بریم
اقای دو
اینجور چیزا
به تو بستگی نداره
جون خویی
بیا از شهر بریم بیرونو بریم سمت گوانگ جو
بله قربان
یان جی فنگ
بانو ی دوم
شما باید خوشگل ترین عروس
تو شهر گوانگ جو باشید
! دو نینگ
!عجله کن
خاله
تو از چانگ آن اومدی درسته؟
خانم چن
! ببین
تو به نظر
!عجیب میای
!بیا
!بیا تو
گریه نکن
دیگه داری ازدواج میکنی
نمیتونم گریه کنم؟
درسته فو رو
به حرف مامانت گوش کن
زن سوم خانواده فو
تو تنها دختر مادرتی
داری از اینجا میری چطور میتونه گریه نکنه؟
زن دوم خانواده فو
خوشبختانه
خوشبختانه من برای ارباب یه دختر و یه پسر به دنیا اوردم
فو یی / اگر فویی ازدواج کنه،
من هنوز فو تائو رو دارم
... به هر حال
تو دیگه ۱۹ سالت شده
و پسر خانواده چن برای تو مثل رویا میمونه
تو خیلی خوشبختی
بانوی سوم چی شده؟
هیچی
تو بالاخره داری ازدواج میکنی
من خیلی برات خوشحالم
تو چندین ساله داری به این خانواده خدمت میکنی
خیلی سخت کار میکنی
چرا کمکت نکنه یه گل بذاری؟
خوشگله؟
یه دونه گل برای موهای من کافیه
وگرنه زیادی میشه
بانوی دوم
...شجره نامه خانوادگی
عروس الان داره آماده میشه
چرا الان راجبه شجره نامه میپرسی؟
تو الان دیگه جز خانواده چنی
چرا هنوز شجره نامه خانوادگی فو رو داری؟
به نظر درست نیست
خواهر سوم
خواهر دوم
ارباب گفتن
وقتی که فو رو ازدواج کرد
من باید مراقب همه چیز خانواده باشم
...اما شجره نامه،
جی یون
برو شجره نامه رو بیار
بانو
بده بهش
!برادر زاده
چه اتفاقی برای موقعیتت توی چانگ آن افتاده؟
من یه مقام رسمی نیستم
من فقط مطالعه میکنم
و دوستای جدید پیدا میکنم
لازم نیست اینقدر شکست نفسی کنی
تو چانگ آن
No comments yet. Be the first to leave one.