Friends

Friends

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 9

Eldonaj informoj

Friends S09E14 720p BluRay x264-TvCenter
Komentaĵo de kamiwolf

Etikedoj

BluRay
x264
720p
720
Publikigita je: 2012-12-04
Elŝutoj: 58
Aŭdhandikapuloj: Yes

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 164 linioj.

صبح بخير هم اتاقي هي

اين دفعه يادت موند که صبح لباس بپوشي

روز پنجم مشکل گشا بود

جويي ، بايد بگم خيلي خوشحالم که دوباره برگشتم اينجا زندگي رو براي من و اما خيلي آسون کردي

منم خوشحالم که برگشتي تا هر وقت که دلت مي خواد بمون

ولي چرا اين اما کل شب رو گريه مي کنه ؟

هي ، تو لخت نيستي

خب ريچل ، امشب کي مي تونيم تو رو ببينيم ؟

حول حوش ساعت 6 . اون تو تخت خوابه و آماده رفتنه

.... ولي دوباره خوابش برد

فکر کنم از جيغ هايي که ديشب کشيد خسته شده

خداحافظ خداحافظ

اميدوارم اما زياد برات مشکل درست نکرده باشه

نه ، مشکلي نيست

مي خواستم اينو بهت بگم که درسته که ريچل اينجاست ولي

اون احساسي که من قبلا نسبت به اون داشتم کاملا از بين رفته

اگر هم کاملا از بين نرفته باشه

وقتي يه زن رو ببيني که يه دستگاه به سينه اش وصل کرده

آره ، اون کار خودش رو مي کنه

خب ، تو چطوري ؟

من خوبم جدي ؟

آره ، مسلما خيلي دلم مي خواد من و ريچل مي تونستيم با هم ديگه تو يه خونه زندگي کنيم

حالا که نمي تونيم ، يکم نااميد هستم ولي ازش طلاق که نگرفتم

....خب ، اگه ... طلاق نگرفتم..... طلاق نگرفتم

از اون گذشته من فکر مي کنم بهتره من و ريچل به زندگي عاديمون ادامه بديم

شايد بهتره با آدم هاي جديد آشنا بشيم

جدي ؟

آره ، چرا که نه ؟ اصلا اگه کسي رو سراغ داري که با من بسازه ، بهم معرفي کن

آره ، من يه عالمه آدم سراغ دارم خوبه ، اسم هيچ کدوم رو يادت مياد ؟

اسمشون ؟

اين داستان Blind date

من مي خواستم يه چيزي بخورم . تو چيزي مي خواي ؟ آره ، چي داري ؟

بزار ببينم . خوراک نخودفرنگي ،مرباي هويج

مرباي آلو ! اين يکي جديده

! خوبه

ممنون

خب ، زندگي دوباره با ريچل چجوريه ؟

البته به جز اينکه غذاي خوب گيرت مياد

خوبه ... خوبه

ولي رابطه رآس و ريچل برام خيلي عجيبه

ديروز ازم خواست تا يکي رو براش جور کنم

چه جالب ، ريچل هم ديروز ازم پرسيد کسي رو مي شناسم يا نه

چرا دارن همچين کاري مي کنن ؟ نمي دونم

اونا براي همديگه ساخته شدن واقعا ديوانه کنندست

ميدوني ديگه چي ديوانه کنندست ؟ اين شيشه ها

يکي دوتا قاشق بيشتر داخلشون چيز نيست

کاشکي مي فهميدن که اونا بايد باهم باشن

وقتي قرار شد باهم زندگي کنن من فکر مي کردم بالاخره فهميدن بايد چيکار کنن

اونا بايد يه خانواده باشن .بايد ازدواج کنن و بچه دار بشن

آره ، و اسم يکي از بچه هاشون رو هم بايد جويي بزارن

من شايد از خودم بچه اي نداشته باشم . بالاخره يکي بايد اسم منو زنده نيگه داره

ميدوني ، شايد وقتي با آدم هاي ديگه آشنا بشن و ببين چه آدم هايي تو اجتماع هستن

متوجه بشن که اونا چقدر براي باهم بودن ايده عالن

آره ، چون زن خوب خيلي کمه

ديشب من با يکي آشنا شدم ولي حالا متوجه شدم بدردم نمي خوره

ولي بهتره يواش تر صحبت کنيم هنوز تو اتاق خوابيده

خب ، حالا چيکار کنيم ؟ همينجوري براشون آدم جور کنيم ؟

اينکار باعث ميشه اونا بيشتر از هم فاصله بگيرن

من فهميدم چيکار کنيم کافيه دوتا آدم خيلي بد براشون جور کنيم

اونجوري خودشون متوجه ميشن که چه قدر براي هم مناسب هستن

.... نقشه خوبيه آره

مي دوني بهترين قسمتش چيه ؟ من مي تونم اون خنده شيطاني که براي نقشه کشيدن دارم رو انجام بدم

خيله خب ، با صداي بلند نه نمي خوام ... بيدار بشه

سلام . شما براي امشب برنامه خاصي نداريد ، مگه نه ؟

براي چي همچين فرضي مي کني ؟ چون ما ازدواج کرديم بايد زندگي مون يکنواخت باشه ؟

اگه شک داري من مي تونم تو رو به اين باور برسونم که ما آدم هاي قابل پيش بيني اي نيستيم

حالا اگه کاره خاصي نداري من خوندن اعلاميه هاي فوت رو ادامه بدم

من ازتون پرسيدم چون مي خواستم يکي امشب از اما مراقبت کنه

مسلما اونکارو مي کنيم خودت مي خواي چيکار کني ؟

خب ، فيبي منو به يه آقايي معرفي کرده خداي من

چيه ؟ مگه چي شده ؟ ....من فکر مي کردم چون با رآس

با رآس چي ؟ يک سال و نيم پيش باهم يه غلتي کرديم . من که ديگه قيدش رو زدم

بنظر من خيلي خوبه که مي خواي با يکي آشنا بشي . نشون ميده از نظر روحي سالم هستي

منظورم اينه که مسلما احتياجاتي داري زن بودن خودت رو حفظ کن

تو نمي خواي يه کار پيدا کني ؟ به جاي اينکه اداي اُپرا وينفري رو در بياري يه درخواست پر کن

خب ، پس حول و حوش ساعت هفت ميارمش خوبه ؟ آره ، عاليه

خيلي بهتون خوش خواهد گذشت تو اين سن خيلي نازه شده

اهان ، يه چند تا نکته بگم . الان که ديگه غذاي غير آبکي مي خوره ، هر يه ساعت يه بار باد معده شو خالي مي کنه

و مواظب موهاتون باشيد چون دوست داره بگيره تو دستاش

و الان تو حالتي هست که اگه همه از اتاق برن بيرون جيغ هاي وحشتناکي مي کشه .. ولي

ممنون رفقا خوش بگذره

نمي دونم چرا الان دلم مي خواد اسم خودم رو اينجا ببينم

هي ، جويي خيلي هيجان زده شدم

ريچل رو با يه يارو عوضي فرستادم سر قرار جدي ؟ کيه ؟

يه يارويي که من قبلا ماساژ ميدادم

وقتي ميگم " ماساژ " منظورم اينه که محکم نيگهش مي داشتم تا برنگرده ترتيبم رو بده

خيله خب ، حالا گوش کن ببين من کي رو براي رآس انتخاب کردم

يه زن خسته کننده است که معلمه

معلمه ؟ آره ، به تاريخ و فيلم هاي خارجي علاقه داره

و خيلي از جدول خوشش مياد

آخه ، کي جدول دوست داره ؟

خب ، رآس دوست داره

تو داري گند مي زني به نقشه

جويي ، تو ايده عال ترين زن رو براش جور کردي

خداي من . درست ميگي آره

اون حتي از کتاب خوندن لذت مي بره

اصلا کسي مثل تو چجوري با همچين زني آشنا شده ؟ مگه من اجازه ندارم با زن هاي باهوش اشنا بشم ؟

! جويي رفته بودم توالت کتابخونه که ديدمش

خب حالا چيکار کنيم ؟ خب

بهش زنگ ميزنم و ميگم قرارش کنسل شده و يه نفر ديگه براش جور ميکنم

نظرت چيه که اصلا کسه ديگه اي رو پيدا نکنيم ؟ به اون زنه مي گيم قرارش کنسل شده ولي

به رآس چيزي نيم گوييم . اونجوري ميره به رستوران و ميره سر کار

فکر کنم داريم شيطوني مي کنيم

خيلي خوب ميشه . ريچل با يه عوضي آشنا ميشه

رآس هم که سر کاره . اينجوري مي فهمن که اون دوتا بايد با هم زندگي کنن

آره ، طبق نقشه

نقشه بابانوئل که نيست

اونجوري نه ببين

آره ، ولي اونقدر ها هم بامزه نيست آره ، فکر کنم ديگه بي مزه شد

اما ، اما منو نيگا کن

خب ، من ميرم يه سري به طبقه پايين بزنم

نه نه . چيزي نيست . من جايي نرفتم

گريه نکن . داشتم سرگرمت مي کردم

من عمو چندلر هستم دلقک بازي تنها کاريه که بلدم

جهت اطلاعت توليد تخمک هاي من از فردا شروع ميشه و تا ششم ادامه داره

بنابراين تا 48 ساعت آينده ! به اونجات دست نمي زني

من هيچ وقت همچين کاري نمي کنم

باشه ، سعي مي کنم دست نزنم

ببينم گفتي تا ششم ؟ آره

امروز ششمه

نه نيست

آره ، طبق گفته تو الان تو سال 2003 هستيم

خداي من امروز ششمه

احتمالا توليد تخمک من تموم شده

و همچنين احتمالش هست که گوشت هايي که تو رستوران سرو مي کردم واقعا مشکل دار بوده باشن

عيب نداره . برو آزمايش کن ببين چي ميشه باشه

گهواره جاي سختيه

هي ، ميله هاي تست من کجان ؟ فقط يه دونه مونده

احتمالا من يکي دوبار خواستم امتحان کنم ببينم من هم تخم تخمک توليد مي کنم يا نه

ببين من بيکارم ... اينجا کار سرگرم کننده اي نيست که بکنم

ببخشيد

توي اون قسمت يه زن منتظر من نيست ؟

قد متوسط ، با موي تيره که داره جدول حل مي کنه ؟

..... يه مرد چيني مست هست

خب ، اگه تا يک ساعت ديگه من اينجا بودم از طرف من يه نوشيدني مهمونش کن

ميل داريد يه ليوان ديگه شراب براتون بيارم ؟

نخورم بهتره نمي خوام وقتي امشب

تنها ميرم خونه مست باشم

قالت گذاشتن نه ؟ آره ، ولي مهم نيست . اصلا همديگرو نمي شناسيم

ناراحت نيستي که شايد طرف اومده و وقتي تو رو ديده ، منصرف شده و برگشته ؟

! نه

مشکلي نيست هنوز دير نشده

خوبه ، چون از ساعت 4 بعد از ظهر به بعد مال من ديگه کار نمي کنه

خب ، بيا شروع کنيم

من نمي تونم چرا مي توني

مي دونم که الان ديگه مثل وقتي که 18 سالت بود نيست .... يکم بهش فرصت بده

بخاطر اما خداي من . اما

عزيزم ، من يادم رفته بود تو اينجايي

حق با توئه . نمي تونيم اين کارو بکنيم نمي تونيم تنهاش بزاريم

متاسفم

مگراينکه

همين جا کارموم رو انجام بديم

آخه تو اين سن که اون اصلا متوجه چيزي نميشه

وقتي ما اتاق رو ترک مي کنيم ، مي فهمه مسلما وقتي همديگه رو

نوازش کنيم هم متوجه ميشه

نوازش کنيم ؟ من که نمي تونم **دن و **به زدن

رو جلوي بچه بگم

نمي دونم فکر نکنم جلوي بچه سکس داشتن

..... خيلي وحشتناک باشه ؟ ترسناک باشه ؟

کاري که بعضي ها بخاطرش ميرن زندان

فکر کنم حق با توئه فکر مي کني ؟

اون بار که صبح تو تخت مي خواستيم بريم رو کار

تو قبول نکردي چون فکر مي کردي يه آهو داره از پنجره نيگا مي کنه

آخه کدوم احمق عوضي مياد اون کارو جلوي يه آهو بکنه ؟

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left