The Farmer's Wife

The Farmer's Wife

Elŝuti Farsi/persian Subtekston

Eldonaj informoj

The Farmers Wife 1928 [1080p] [BluRay] [YTS MX]#per
Komentaĵo de mojtaba_artofcinema

Etikedoj

bluray
Publikigita je: 2026-08-07
Elŝutoj: 0
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi/persian subtekstoj

La unuaj 93 linioj.

همسر کشاورز

...و فراموش نکن شلوارک‌های اربابت را هوا دهی، مینتا.

نفر بعدی برای ازدواج، بعد از دخترش، خودش خواهد بود.

چرا که نه؟

ازدواج چیزی جادویی دارد.

جوانب بسیار زیبایی دارد، چردلز اَش.

نوشیدن آبجو از خواستگاری کم‌خطرتر است.

اگر من در دولت بودم،

به مست‌ها کاری نداشتم و عاشق‌ها را اذیت می‌کردم.

اخیراً دیدم که ارباب به یک دو زن خیره شده.

یک پیرمرد عاشق،

بدتر از وقتی است که سیاه‌سرفه بگیرد!

ازدواج یک غلتک سنگین است

که آرزوهای مرد را له می‌کند

و شادی زن را خاموش می‌سازد.

اینجا خیلی‌ها آرزوی یک خواستگار را دارند.

آنها به یک مرد قوی نیاز دارند تا تکیه‌گاهشان باشد.

و فراموش نکنید، آقای سوئیتلند عزیز،

که پنج‌شنبه آینده به مهمانی کوچک من می‌آیید.

آیا آقای اَش می‌تواند پشت در بایستد

و مهمانان را اعلام کند؟

یک لباس رسمی برایش دارم.

باید تصمیم بگیرم، وگرنه به زودی مردی تنها خواهم شد.

آخرین وصیتِ تیبی عزیزِ مرحومم

این بود که دوباره ازدواج کنم،

اما کسی را نام نبرد.

خب، یک دو زن هستند

که در ذهنم می‌چرخند

مثل عطر یک ناهار یک‌شنبه‌ای.

یک مداد و کاغذ بیاور، مینتا،

و بیا گزینه‌های ممکن و ناممکن را بررسی کنیم.

از پشت، بیشتر از سی سال ندارد.

اما این نمای روبروست که با آن زندگی خواهید کرد.

چرا تیرزا تِیپر نه؟

من با اندام‌های پُرتپل مخالفتی ندارم،

تا وقتی که در جای درست قرار داشته باشند.

اگر در سی‌سالگی پُرتپل است، در چهل‌سالگی چه خواهد شد؟

مرسی باست، از «بلوط سلطنتی» را برای احتیاط بنویس.

تقریباً ناپسند است که همه را روی یک تکه کاغذ ببینیم.

لوییزا ویندیت هر وقت بخواهم می‌آید توی دستم غذا می‌خورد.

خود بیوه‌زن!

چه چیزی شما را از این دوری آورده، سوئیتلند؟

مثل روباه‌هایی که خیلی دوستشان دارید، رفتار می‌کنم:

آمده‌ام یک مرغ چاق بدزدم!

به حرفی که دارم گوش کن،

دلیل خوبی برای بلند کردن جام خواهید داشت.

می‌خواهم دوباره ازدواج کنم، لوییزا.

پس مرغ چاقی که می‌خواهید،

برای ضیافت عروسی است؟

شما اولین کسی هستید که از شانس خود باخبر می‌شوید، عزیزم.

از من، یک دختربچه هر کاری بخواهد می‌تواند بکند،

اما یک ارتش هم نمی‌تواند مرا شکست دهد!

«بله» کلمه‌ای بسیار کوتاه است...

من یکی دیگر هم می‌شناسم.

من زن مناسبی برای شما نیستم.

بیش از حد مستقل هستم.

جز دستکش مخملی چیزی حس نمی‌کنید...

هرگز دست آهنین را.

روی من حساب نکنید که دوباره از آن تپه‌ی لعنتی بالا بیایم!

و شما اصلاً مثل یک زن واکنش نشان ندادید.

شما آدم ناخوشایندی هستید.

نیازی به تغییر نظر نیست،

همه شانس‌هایتان را از دست دادید.

دیگر هرگز نگذار آن روباه‌گیر،

لوییزا ویندیت،

پایش را به این خانه بگذارد.

از دیدارتان خوشحالم.

فراموش نکنید که مهمانی کوچک دقیقاً ساعت چهار شروع می‌شود.

لطف دارید که به ما کمک می‌کنید، مینتا.

شما هم، آقای اَش.

مهمانی هنوز شروع نشده، قربان.

پس من آلوها را قبل از بستنی رسیدگی کنم؟

بعضی مردها زن‌های چاق را دوست دارند...

بس کن، تیرزا تِیپر، از تو خواستگاری می‌کنم!

از من، یک دختربچه هر کاری بخواهد می‌کند، اما یک ارتش...

بلند شوید، ساموئل سوئیتلند عزیز.

شما اولین کسی هستید که جرات می‌کند به عدم فریفتگی من تن بدهد!

اما هرگز به آغوش مردی پناه نمی‌برم،

حتی شما!

از کجا می‌دانستم که بستنی نزدیک آتش آب می‌شود؟

من مهمان نیستم، جورج.

دکتر و همسرش رسیدند.

به خوبی بوفه‌ی ایستگاه راه‌آهن است.

حضرت کشیش و مادرش.

حتماً خواننده‌ها هستند!

کسانی که غذا را تمام کرده‌اند، لطفاً به باغ بروند.

میوه‌ها! به باغ، لطفاً.

مری هرن، می‌خواهم دوباره ازدواج کنم.

جالبه، یک کولی به من گفت

که تا یک سال دیگر ازدواج می‌کنم!

شرط می‌بندم می‌دانم با کی!

شما... در این سن!

مگر قرار نیست با یک جوان ازدواج کنید؟

The Farmer's Wife subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left