La unuaj 177 linioj.
حقیقتا عاشق خودمم
boku ga boku wo aishinuku koto
مشکلی نیست که هنوز باورش داشته باشیم؟
naa mada shinjitemo iika?
اصلا مهم نیست که این سفر ما رو به کجاها میبره
doko e mukau tabi datoshitemo
از کی اینجوری شده؟
are itsukarada?
که صادق بودن بهانه بخواد
honne ga yowane ni nattana
و عزت نفس داشتن قدرت بخواد
nigenai koto ga tsuyosa ni natta
هنوز پیداش نکردی؟
naa mitsukaranai?
خود واقعیتو باور نداری
jishin janaku jibun jishin
حتما چیزی هست که من فراموشش کردم و هنوز پیداش نکردم
kitto mada sagasetenai wasuremono ga aruhazu
کلماتی رو میخوام بگم که هنوز ناگفته ان
zutto mada tsutaetenai tsutaetai kotoba
اگه محو تماشای من بشی، اسیرت میکنم
mitete kurerunara misete miserunoni
حقیقتا عاشق خودمم
boku ga boku wo aishinuku koto
مشکلی نیست که هنوز باورش داشته باشیم؟
naa mada shinjitemo iika?
من میسوزم و ذرات سوختنم پراکنده میشن
kusuburuno wa chanto moeta karada
اصلا مهم نیست که این سفر ما رو به کجاها میبره
doko e mukau tabi datoshitemo
من چشمهامو باز میکنم
tada me wo mihiraite
و رویای من رو ببین
yume wo miru
و رویای منو بشناس
yume wo shiru
تکنیک نهایی سبک آوان
زابوئرا!
یه دیقه صبرکن! من ...!
بگیر که اومد!
من اون نیستم!
یه طلسم مبدل!؟
حیف شد که اون منهِ واقعی نیستم
بالاخره به شما احمقا نشون میدم که تو سطح متفاوتی هستم
فسقلی شرور آبزیرکاه
میستوارن هم رفته
من چیکار ...
هادلر کجاس؟
یادمه داشتم میکشتمش ...
برج والجی. بالاخره رسیدیم
باید عجله کنیم وگرنه لئونا به خطر میفته! بیاین حمله کنیم!
میدونستم اینو میگی
بریم!
وایسین!
لژیون فلزارد!
ما نمیذاریم به فلزارد ساما برسین!
بگیریدشون!
طوفان!
دای!؟
وقت نداریم اینجا بمونیم!
--پوپ! --باشه
فرا آتش!
کوتوله یخی!
خوبه! اینم از شعله های رقصان!
مام!
فهمیدم!
بگیرش! یخ!
موفق شدیم!
اگه باهمدیگه کار کنیم هرچیزی ممکنه، نه؟
خیله خب! بریم!
باشه!
فلزارد!
نشستن و منتظر شدن با یه گروگان تو قاموسم نیست
تحویل بگیر!
این یکی کارش تمومه!
اون تبر!
وحشیگریت اینجا تموم میشه!
کروکوداین!
پس تو بودی که داشتی بهشون کمک میکردی!
فقط من نبودم
هیونکل!
دیدی؟ بهت گفتم نمیتونی کسی مثل اونو بکشی
صبرکن. این یعنی اون هادلر رو شکست داده!؟
حرومزاده
یادم اومد به اندازه ی هادلر به تو هم بدهکارم
پس از اعماق جهنم برگشتم
حالا جایی برای فرار نیس
چی شده!؟ تسلیم شدی!؟
گمونم همینطوره
ها!؟
زمین نفرین کولاکم نابود شده
و با دو فرمانده ی لژیونی که کنارتونه، اصلا نمیتونم ببرم
گمونم وقتشه با حقیقت روبرو بشم
داره خوب رفتار میکنه
فلزارد کسی نیس که همچین چیزی بگه
پس به شکست اعتراف میکنی و پرنسسِ پاپینیکا رو آزاد میکنی؟
احمق نباش
حتی اگه همه چیزو ببازم هیچ وقت شانس پیروزی رو از دست نمیدم!
پس با کدوم حقیقت روبرو شده بودی!؟
منظورم این بود که از این ماجرا جون سالم در نمیبرم
آخرین باری که استفاده ش کردم بدجور بهم صدمه زد
ترجیح میدم استفاده ش نکنم، اما ...
پادشاه تاریکی وارن، شکوه و پیروزی رو بهم عطا کن
چی!؟
مدالتو دور میندازی!؟
چی این اینقدر مهمه؟
... اون روز قطعه ی ساویج راک کامل شده بود
درسته
این اولین بار بود که ما 6فرمانده ی لژیون جمع شده بودیم
اوه پادشاه تاریکی وارن کبیر
6فرمانده ی لژیون برای هدایتِ ارتش تاریکی در مقابل شما هستن
این قلعه ی ساویج راک باید وقتی دنیا رو به تاریکی فرو میبریم، پایگاهمون بشه
و بهتون پیشکش کنیم، وارن ساما
آفرین، هادلر بیشتر خوشحال شدم
سرورم
برای جشن 6فرمانده ی لژیون باید هدیه ای اعطا کنم
هدیه؟
ا-این چیه!؟
ها؟
این چیه؟
این نشان جهنمه. درنظر بگیرید برترین سمبلِ وفاداری به منه
حالا، هرکی باور داره که شایسته ی اونه برش داره
عجب شعله های آتشینیه!
ولی باید وفاداریمونو به پادشاه وارن ثابت کنیم!
آفرین، فلزارد
این زمانی بود که اون عنوانِ "کاپیتان کولاک ارتش تاریکی" رو بدست آورد
اون مدال سمبلِ شکوهشه
برای اون، تقریبا به ارزش زندگیشه
و اون انداختش دور!؟
کی شکوه گذشته رو میخواد!؟ اگه اجازه بده پیروزی جدید بگیرم ...
حاضرم ...
مواظب باشین!
... جونمو به خطر بندازم!
چی!؟
خودشو نابود کرد!؟
خود تخریبی؟ با این انفجار ضعیف؟
حتی مرگشم دنبال شکوهه چقدر رقت انگیز
آی
آی!
آی، آی، آی!
این ... یه تیکه از بدنِ فلزارده!
چی!؟
آی، آی، آی، آی، آی!
واقعا ممکنه!؟
آره! واقعا ممکنه!
هر کدوم از این سنگا منم!
اینا گلوله های سنگی هستن! گلوله های سنگی هستن!
لعنت به تو!
کروکوداین!
فکر کردی چیکار میکنی!؟
اینکه چقدر قوی هستی مهم نیس!
هرچی بیشتر بشکنی بیشتر میشم!
این متدِ حمله ی نهاییمه انفجارِ گلوله ترکش سنگ!
پس فقط همشونو منجمد میکنم!
یخ!
آی، آی، آی، آی!
وای، اون سنگها یخی داره
پوپ!
نه، دای!
انگار نوبت توئه، قهرمان بزرگ!
زمین شکاف!
بمیر!
دای!
تفنگ گلوله جادویی
شعله های 5انگشت
دای!
هیونکل!
حرومزاده!
دای، هسته ـشو هدف بگیر!
هسته ـشو؟
درسته. اون گفت تمام این این سنگها خودشه، اما این درست نیست
اون یه شکل زندگی سنگ انرژیه که هادلر با استفاده از جادوی ممنوعه خلق کرده
فقط باید یه هسته ی سنگی که منبع انرژیشه وجود داشته باشه
تو باید پیداش کنی و بشکنیش!
هسته ش ...
اما چطور میتونم یه تیکه سنگ رو بین این همه پیدا کنم؟
اگه انجامش ندی، فلزارد شکست نمیخوره!
No comments yet. Be the first to leave one.