La unuaj 51 linioj.
دختران کوهلهیزل کمدی در چهار پرده، اثر هانس کرِلی و ارنست لوبیچ
کارگردان: ارنست لوبیچ
طراحی صحنه: جک وینتر
فیلمبرداری: تئودور اشپارکول
بازیگران: کوهلهیزل، صاحب مسافرخانهی روستا ... یاکوب تیدکه لیزِل، دختر بزرگش ... هِنی پورتن گرِتل، دختر کوچکش ... هِنی پورتن زاور ... امیل یانینگز زِپل ... گوستاو فون وانگنهایم دستفروش ... ویلی پراگر
پردهی اول
«زایدِنشتوک»، دستفروش دورهگرد، هر ساله برای فروش کالاهایش به شهر میآید.
«فقط امروز، تمام اجناسم را زیر قیمت تمامشده میفروشم.»
گرِتل، دختر کوچکتر.
«بهتره زودتر بخری، قبل از اینکه قیمتها بالا بره!»
«این طلای اصل است؟»
«از طلای اصل هم بهتره... دوبلوی اصل!» (سکهی طلا)
«با این سنجاقسینه، همه به من حسادت خواهند کرد.»
«شما مردم اصلاً سلیقه ندارید.»
لیزِل، دختر بزرگتر.
«به چی میخندی، ای گوسالهی احمق؟»
«پدر، لیزِل میخواهد با چهارپایهام بزند!»
«دفعهی بعد که سیلیام بزنی، همهی شیشههات رو میشکنم.»
«زِپل!»
«زاور!»
«شش تا کوفته قلقلی - و وقتی برگشتم، حتماً شش تا باشه!»
«این همه سر و صدا برای چیه؟»
«این مسافرخونه بو میده.»
«این یه مسافرخونهی خیلی دوستداشتنیست.»
«خب، باشد.»
پایان پردهی اول
پردهی دوم
رقص یکشنبه در مسافرخانهی کوهلهیزل.
«میخواهی برقصی؟»
«پس بهتره یه شریک برای خودت پیدا کنی.»
«بپرید بالا، دخترا!»
«چیکار میکنی؟ نوبت توئه که پشت میز بایستی.»
«گرِتل اونقدر مهربونه که یکی باید نجاتش بده از دست این مستها.»
«انتخاب با خانمها.»
«اینجا خیلی گرم شده...؟!»
«بیرون خنکتره.»
آخرین رقص.
«چی میگفتی اگه ازت خواستگاری میکردم؟»
«بیا پایین، به من ملحق شو!»
«زمان تعطیلی.»
«زمان تعطیلیست.»
پایان پردهی دوم
پردهی سوم
زاور خود را برای خواستگاری از دختر کوهلهیزل آماده میکند.
«اجازه میدهید چند کلمه با شما خصوصی حرف بزنم، قربان؟»
«این طور سوار شدن، برای یک خانم شایسته نیست.»
«پدر کوهلهیزل، میخواهم با دخترتان گرِتل ازدواج کنم.»
«اول باید برای لیزِل شوهر پیدا کنم. دختر بزرگتر باید قبل از کوچکتر ازدواج کنه.»
«برام یه مرد برای لیزِل پیدا کن، اون وقت گرِتل مال توست.»
«کی میخواد ۳۰٫۰۰۰ تالر آسون به دست بیاره؟»
«فقط کافیه با لیزِل کوهلهیزل ازدواج کنی!»
No comments yet. Be the first to leave one.