Marshals

Marshals

Elŝuti Farsi/persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

Marshals 2026 S01E11 On Thin Ice Filamingo Fa
Komentaĵo de filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2026-07-22
Elŝutoj: 15
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi/persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه در مارشال‌ها گذشت... ‏

‏همه‌تون هم‌تیمی بودید؟‏

‏سه‌چهارم یه گروه خفن‏

‏از عملیات‌چی‌ها به اسم چهار تفنگدار‏

‏نفر چهارم کی بود؟‏

‏رونر؟ ضربهٔ کثیفی بود‏

‏جلوی تکرار تاریخ رو گرفت‏

‏ کاش توی نیروی دریایی آندریا رو داشتیم ‏

‏ هنوز سیل بودم ‏

‏ - گرت!‏ ‏- به کال بگو... ‏

‏- متأسفم‏ ‏- برای چی؟‏

‏ریزش سنگ؛ نگهبان و راننده مردن‏

‏ - سه زندانی فرار کردن‏ ‏- نیل لمب ‏

‏- دوست خانواده‌مه‏ ‏ - هیچ حالتی نیست ‏

‏که بتونی بهم اعتماد کنی‏

‏- فقط یه راه‏ ‏- کویو‏

‏چه غلطی داری می‌کنی؟‏

‏فکر می‌کردم تو آخرین نفری باشی‏

‏که یادش بندازم یکی یعنی هیچی‏

‏قرار نبود پیش دابل‌جی بمونی؟‏

‏وقتی برسیم خونه حرف می‌زنیم‏

‏اگه از این کوه پایین بیایم‏

‏خیلی حرف داریم‏

‏ماشینت کجاست؟‏

‏بیش از یه ساعته می‌چرخیم‏

‏اون...‏

‏نه، از این طرفه؛ این طرف‏

‏وقتی از پیش دابل‌جی رفتی حالش چطور بود؟‏

‏کویو‏

‏هی، صدام رو می‌شنوی، کویو؟‏

‏چطور یه گوسفند‏

‏سر از اتاق فرمانده مورو درآورد؟‏

‏خب...‏

‏اون بین فرمانده و گوسفندشه‏

‏این یارو رو ببین‏

‏گیرکردن توی این اسفنج گلوله کافیه‏

‏شما سه‌تا هم فرمانده‌ها رو عصبانی می‌کنید‏

‏که فقط اوضاع بدتر بشه‏

‏یه بچه‌پولدار مثل مورو‏

‏لازمه یکی یه‌کم بادش رو خالی کنه‏

‏یکی‏

‏قطعاً نه ما‏

‏بسه دیگه رئیس؛ چقدر توی دردسریم؟‏

‏چقدر دردسر؟‏

‏هیچی‏

‏چرا هیچی؟‏

‏چون ارشدِ ناوی جمعش کرد‏

‏دقیقاً؛ حالا یه آبجو بده‏

‏تا مزهٔ کون مورو از دهنم بره‏

‏- حتماً‏ ‏- اصلاً چطور‏

‏یه گوسفند رو‏

‏وارد پایگاه خط مقدم کردید؟‏

‏خب...‏

‏معلوم شد کویو توی راندن دام مهارت داره‏

‏آره‏

‏گوسفندنجوا، هان؟‏

‏اون داغ رو هم همین‌طوری گرفتی؟‏

‏نه‏

‏گفتم، توی دبیرستان شرط رو باختم‏

‏ولی با من به‌عنوان فرمانده بردی‏

‏چون همین الان از بلیت یک‌طرفه به وایومینگ نجاتت دادم‏

‏مونتانا‏

‏هرچی، باشه؟‏

‏برای تشکر‏

‏ماه بعد توی عروسیت حرف‌های قشنگی می‌زنم‏

‏این ازدواج می‌مونه؟‏

‏سومین بار خوش‌یمنه، نه؟‏

‏کویو هم نمونهٔ جلوی رومه‏

‏اون ازدواجش رو سرپا نگه می‌داره‏

‏انگار مونیکاست که نگهش می‌داره‏

‏طوری ازش حرف می‌زنه انگار قدیسه‏

‏هست‏

‏بین اون و تیت کوچولو‏

‏تنها جای خوشحال دیگه‌ام‏

‏دویدن و تیر زدن کنار شما پسرهاست‏

‏دقیقاً برای همینه هیچ جا نمی‌رم‏

‏براوو تمام‌وقت تمام وجودمه‏

‏خوبه‏

‏چون نمی‌شه چهار تفنگدار رو از هم جدا کرد‏

‏می‌شه دست برداری این رو جا بندازی؟‏

‏اگه ادامه بدی تخم‌هات رو له می‌کنم‏

‏یه‌کم از اون روحیهٔ جنگی‏

‏برای میدان نگه دارید، پسرها‏

‏- داریم آماده می‌شیم؟‏ ‏- آره‏

‏یه عنصر شناسایی توی هندوکش‏

‏هویا‏

‏همه برای یکی‏

‏و یکی برای همه‏

‏گفتم بس کن‏

‏بی‌خیال‏

‏تلفن کال و کیسی مستقیم می‌ره پیغام‌گیر‏

‏کابوی باز رفته دنبال کار خودش‏

‏چه غافلگیرکننده‏

‏باید نگران باشیم؟‏

‏با توجه به اینکه کال توی این هوا‏

‏- رفته کوه دنبال کیسی‏ ‏- دوتا سیل‏

‏که از خیلی بدتر از مونتانا جون سالم به در بردن‏

‏نگران اون سیل دیگه‌ای؟‏

‏می‌خوای یه سر به بیمارستان بزنیم؟‏

‏به بیمارستان زنگ زدم حال گرت رو بپرسم‏

‏ولی توی فهرست تماس‌هاش نیستم‏

‏پس نمی‌تونن اطلاعات بدن‏

‏تصادف اتوبوس، زندانی فراری‏

‏دیدن مادرت؛ حواس‌پرتی عالی‏

‏حواس‌پرتی‌های خیلی خوبی‌ان‏

‏عجب روز اولی برای برگشتن بود، نه؟‏

‏از نیمه‌شب گذشته‏

‏پس از نظر فنی روز دوممه‏

‏همچنان سر کار بمونیم یا بزنیم بیرون؟‏

‏آخرین دستور کال پیدا کردن نیل لمب بود‏

‏سرپیچی ازش انتخاب درستی نیست‏

‏اگه لازم داری کنار بکشی، می‌فهمم‏

‏تازه جون یه مادر رو نجات دادی‏

‏که وانمود می‌کنی وجود نداره‏

‏اتفاق افتاد‏

‏دارم هضمش می‌کنم‏

‏و دوباره پشت سر می‌ذارمش‏

‏دوباره‏

‏باشه‏

‏هی، هی‏

‏بلند شو‏

‏ساعت‌ها تمام کوه رو گشتیم‏

‏هیچ نشونه‌ای از ماشینت نیست‏

‏حتماً به‌خاطر هوا یه پیچ برگشتی رو رد کردم‏

‏کامیونم‏

‏اون طرف خط‌الرأسه‏

‏توی این هوا بهش نمی‌رسیم‏

‏این طوفان آدم می‌کشه‏

‏باید همین الان پناهگاه پیدا کنیم‏

‏اگه درست یادم باشه‏

‏یه کلبهٔ شکار قدیمی این بالاست‏

‏داتن می‌خواد من رو روی این کوه نگه داره‏

‏می‌گم ادامه بدیم تا کامیونت‏

‏خفه شو‏

‏باشه؛ کلبه رو پیدا کن‏

‏- آره، بیا‏ ‏- بریم‏

‏از این طرف‏

‏فکر کردم سرت شلوغه‏

‏و داری از قهرمانی‌هات برای مدی می‌گی‏

‏فکر نکنم از تاکتیک‌هام خوشش بیاد‏

‏هوم‏

‏چرا کیسی بیمارستان رو ترک کرد؟‏

‏چرا رفت؟‏

‏نه، ما هم مثل تو بی‌خبریم‏

‏پیدا کردن نیل لمب اولویته‏

‏چی ازش می‌دونیم؟‏

‏هفت سال در داکوتای جنوبی به جرم سرقت مسلحانه زندانی بود‏

‏بعد ناپدید شد‏

‏تا امسال که توی انیس بانک زد‏

‏دو نگهبان رو کشت‏

‏و نیم‌میلیون دلار برد‏

‏که هیچ‌وقت پیدا نشد‏

‏مرد خطرناکیه‏

‏سرنخ تازه؟‏

‏تماس‌های تلفن رانندهٔ اتوبوس‏

‏بعد از تصادف گرفته شده چی؟‏

‏بعد از تصادف‏

‏نه، همون لحظه مرد‏

‏تلفنش هم توی صحنه پیدا نشد‏

‏نه پیش آدم‌هایی که من و کال زدیم‏

‏پس یا استفاده کردن و انداختنش، یا...‏

‏نیل اون تماس‌ها رو گرفته‏

‏- می‌دونیم با کی؟‏ ‏- یکی گوشی یک‌بارمصرف بود‏

‏اون یکی با مردی به اسم چارلی ریپلی‏

‏که اتفاقاً با نیل‏

‏توی همون زندان داکوتای جنوبی بوده‏

‏هوم‏

‏زندانی فراری برای خاطره‌بازی زنگ نمی‌زنه‏

‏چیزی علیه ریپلی داریم؟‏

‏به‌خاطر ندادن نفقه حکم جلب داره‏

‏وکیل زن سابقش حتماً با خوشحالی اطلاعات می‌ده‏

‏آره‏

‏هان؛ چه پناهگاهی‏

‏تصمیم خوبی بود، کویو‏

‏اینجا از بیرون هم سردتره‏

‏عالیه‏

‏از سرما می‌میریم‏

‏ خواهش می‌کنم سناتور ‏

‏بشینید‏

‏چه حقهٔ کثیفی‏

‏برای شام دعوتم می‌کنی‏

‏فقط تا شوهرت توی کازینو ببازه‏

‏آقای کانر یکی از وفادارترین بازیکن‌های ماست‏

‏هوای‌شون رو داریم‏

‏می‌دونم دربارهٔ معدن حرف دارین‏

‏ولی جت نانسی خیلی زود باید بلند شه‏

‏تا قبل از رسیدن طوفان بمبی به بوزمن فرار کنیم‏

‏نانسی اولمایر‏

‏مدیرعامل کرست‌مارک ماینینگ‏

‏هوم‏

‏باید نگران باشم که سناتور من‏

‏از کسی هدیه می‌گیره‏

‏که قرارداد ارزشمند دولتی برده؟‏

‏از دولت آمریکا؟‏

‏با هم وارتون بودیم‏

‏نمی‌خواد من رو بخره‏

‏خوبه‏

‏چون دنبال نظر یکی از اعضای‏

‏کمیتهٔ محیط‌زیست و منابع داخلی‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left