La unuaj 200 linioj.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه در مارشالها گذشت...
همهتون همتیمی بودید؟
سهچهارم یه گروه خفن
از عملیاتچیها به اسم چهار تفنگدار
نفر چهارم کی بود؟
رونر؟ ضربهٔ کثیفی بود
جلوی تکرار تاریخ رو گرفت
کاش توی نیروی دریایی آندریا رو داشتیم
هنوز سیل بودم
- گرت! - به کال بگو...
- متأسفم - برای چی؟
ریزش سنگ؛ نگهبان و راننده مردن
- سه زندانی فرار کردن - نیل لمب
- دوست خانوادهمه - هیچ حالتی نیست
که بتونی بهم اعتماد کنی
- فقط یه راه - کویو
چه غلطی داری میکنی؟
فکر میکردم تو آخرین نفری باشی
که یادش بندازم یکی یعنی هیچی
قرار نبود پیش دابلجی بمونی؟
وقتی برسیم خونه حرف میزنیم
اگه از این کوه پایین بیایم
خیلی حرف داریم
ماشینت کجاست؟
بیش از یه ساعته میچرخیم
اون...
نه، از این طرفه؛ این طرف
وقتی از پیش دابلجی رفتی حالش چطور بود؟
کویو
هی، صدام رو میشنوی، کویو؟
چطور یه گوسفند
سر از اتاق فرمانده مورو درآورد؟
خب...
اون بین فرمانده و گوسفندشه
این یارو رو ببین
گیرکردن توی این اسفنج گلوله کافیه
شما سهتا هم فرماندهها رو عصبانی میکنید
که فقط اوضاع بدتر بشه
یه بچهپولدار مثل مورو
لازمه یکی یهکم بادش رو خالی کنه
یکی
قطعاً نه ما
بسه دیگه رئیس؛ چقدر توی دردسریم؟
چقدر دردسر؟
هیچی
چرا هیچی؟
چون ارشدِ ناوی جمعش کرد
دقیقاً؛ حالا یه آبجو بده
تا مزهٔ کون مورو از دهنم بره
- حتماً - اصلاً چطور
یه گوسفند رو
وارد پایگاه خط مقدم کردید؟
خب...
معلوم شد کویو توی راندن دام مهارت داره
آره
گوسفندنجوا، هان؟
اون داغ رو هم همینطوری گرفتی؟
نه
گفتم، توی دبیرستان شرط رو باختم
ولی با من بهعنوان فرمانده بردی
چون همین الان از بلیت یکطرفه به وایومینگ نجاتت دادم
مونتانا
هرچی، باشه؟
برای تشکر
ماه بعد توی عروسیت حرفهای قشنگی میزنم
این ازدواج میمونه؟
سومین بار خوشیمنه، نه؟
کویو هم نمونهٔ جلوی رومه
اون ازدواجش رو سرپا نگه میداره
انگار مونیکاست که نگهش میداره
طوری ازش حرف میزنه انگار قدیسه
هست
بین اون و تیت کوچولو
تنها جای خوشحال دیگهام
دویدن و تیر زدن کنار شما پسرهاست
دقیقاً برای همینه هیچ جا نمیرم
براوو تماموقت تمام وجودمه
خوبه
چون نمیشه چهار تفنگدار رو از هم جدا کرد
میشه دست برداری این رو جا بندازی؟
اگه ادامه بدی تخمهات رو له میکنم
یهکم از اون روحیهٔ جنگی
برای میدان نگه دارید، پسرها
- داریم آماده میشیم؟ - آره
یه عنصر شناسایی توی هندوکش
هویا
همه برای یکی
و یکی برای همه
گفتم بس کن
بیخیال
تلفن کال و کیسی مستقیم میره پیغامگیر
کابوی باز رفته دنبال کار خودش
چه غافلگیرکننده
باید نگران باشیم؟
با توجه به اینکه کال توی این هوا
- رفته کوه دنبال کیسی - دوتا سیل
که از خیلی بدتر از مونتانا جون سالم به در بردن
نگران اون سیل دیگهای؟
میخوای یه سر به بیمارستان بزنیم؟
به بیمارستان زنگ زدم حال گرت رو بپرسم
ولی توی فهرست تماسهاش نیستم
پس نمیتونن اطلاعات بدن
تصادف اتوبوس، زندانی فراری
دیدن مادرت؛ حواسپرتی عالی
حواسپرتیهای خیلی خوبیان
عجب روز اولی برای برگشتن بود، نه؟
از نیمهشب گذشته
پس از نظر فنی روز دوممه
همچنان سر کار بمونیم یا بزنیم بیرون؟
آخرین دستور کال پیدا کردن نیل لمب بود
سرپیچی ازش انتخاب درستی نیست
اگه لازم داری کنار بکشی، میفهمم
تازه جون یه مادر رو نجات دادی
که وانمود میکنی وجود نداره
اتفاق افتاد
دارم هضمش میکنم
و دوباره پشت سر میذارمش
دوباره
باشه
هی، هی
بلند شو
ساعتها تمام کوه رو گشتیم
هیچ نشونهای از ماشینت نیست
حتماً بهخاطر هوا یه پیچ برگشتی رو رد کردم
کامیونم
اون طرف خطالرأسه
توی این هوا بهش نمیرسیم
این طوفان آدم میکشه
باید همین الان پناهگاه پیدا کنیم
اگه درست یادم باشه
یه کلبهٔ شکار قدیمی این بالاست
داتن میخواد من رو روی این کوه نگه داره
میگم ادامه بدیم تا کامیونت
خفه شو
باشه؛ کلبه رو پیدا کن
- آره، بیا - بریم
از این طرف
فکر کردم سرت شلوغه
و داری از قهرمانیهات برای مدی میگی
فکر نکنم از تاکتیکهام خوشش بیاد
هوم
چرا کیسی بیمارستان رو ترک کرد؟
چرا رفت؟
نه، ما هم مثل تو بیخبریم
پیدا کردن نیل لمب اولویته
چی ازش میدونیم؟
هفت سال در داکوتای جنوبی به جرم سرقت مسلحانه زندانی بود
بعد ناپدید شد
تا امسال که توی انیس بانک زد
دو نگهبان رو کشت
و نیممیلیون دلار برد
که هیچوقت پیدا نشد
مرد خطرناکیه
سرنخ تازه؟
تماسهای تلفن رانندهٔ اتوبوس
بعد از تصادف گرفته شده چی؟
بعد از تصادف
نه، همون لحظه مرد
تلفنش هم توی صحنه پیدا نشد
نه پیش آدمهایی که من و کال زدیم
پس یا استفاده کردن و انداختنش، یا...
نیل اون تماسها رو گرفته
- میدونیم با کی؟ - یکی گوشی یکبارمصرف بود
اون یکی با مردی به اسم چارلی ریپلی
که اتفاقاً با نیل
توی همون زندان داکوتای جنوبی بوده
هوم
زندانی فراری برای خاطرهبازی زنگ نمیزنه
چیزی علیه ریپلی داریم؟
بهخاطر ندادن نفقه حکم جلب داره
وکیل زن سابقش حتماً با خوشحالی اطلاعات میده
آره
هان؛ چه پناهگاهی
تصمیم خوبی بود، کویو
اینجا از بیرون هم سردتره
عالیه
از سرما میمیریم
خواهش میکنم سناتور
بشینید
چه حقهٔ کثیفی
برای شام دعوتم میکنی
فقط تا شوهرت توی کازینو ببازه
آقای کانر یکی از وفادارترین بازیکنهای ماست
هوایشون رو داریم
میدونم دربارهٔ معدن حرف دارین
ولی جت نانسی خیلی زود باید بلند شه
تا قبل از رسیدن طوفان بمبی به بوزمن فرار کنیم
نانسی اولمایر
مدیرعامل کرستمارک ماینینگ
هوم
باید نگران باشم که سناتور من
از کسی هدیه میگیره
که قرارداد ارزشمند دولتی برده؟
از دولت آمریکا؟
با هم وارتون بودیم
نمیخواد من رو بخره
خوبه
چون دنبال نظر یکی از اعضای
کمیتهٔ محیطزیست و منابع داخلی
No comments yet. Be the first to leave one.