La unuaj 200 linioj.
« نیلوفر سفید »
مـــتـــرجـــمیـــــن: .:: عرف و مریم سهرابی ::.
.فقط خیلی خوشحالم که همهمون پیش همایم
.آخه تلفنی صحبت کردن دیگه مثل سابق نیست
،جدی نمیشه خاطرات جدید خلق کرد .وقتی فقط دو بار در سال با هم شام میخوریم
میدونم. حتی فکر میکنم چهار سالی میشد .که لوری رو ندیده بودم
.خیلی سرحال به نظر میاد - .آره -
.قیافهش چقدر خوب شده
.اون همیشه پر انرژی بوده
.منظورم اینه که، اون همیشه خیلی سختکوش بوده
.عاشقشم
.چقدر دختر محشریه
.دوست محشریه
.انگار اون طلاقاش خیلی بد پیش رفته
.آره - .حتماً خیلی سخت بده -
مجبور شده به شوهرش نفقه بده، نه؟
خیلی مسخرهست. اصلاً چرا؟ - به اون بیعرضه؟ -
.میتونی تصور کنی حتی؟ من باشم که عصبی میشم
.بعد اینکه سالها لوری رو چاپید
،و گمونم کل این قضیه واقعاً به الی فشار آورده
...که خیلی ناراحتکنندهست - .وای نه -
.چون واقعاً دختر کوچولوی نازنینی بود...
.خدای من. خیلی بامزه بود .دلم میخواست بدزدمش
...ولی گمونم تبدیل شد به یه
.آره
به چی؟
.ظاهراً از دوتا مدرسه اخراجش کردن
...نه - .بزنبهادر شده -
.بد جوری دعوایه - .اوه نه -
.مبلها رو پرت میکنه - .چی؟ -
آدم توی کار این جماعتی که اصرار دارن
.بچهشون رو توی نیویورک بزرگ کنن، میمونه
آخه چه فکری با خودشون میکنن؟
.راستش رو بخوای، بچهها نمیتونن بازی کنن
.هیچ دوران کودکیای وجود نداره
،وقتی که مثلا فقط ۸ سالشونه .شمبول همدیگه رو میخورن
.مطمئنم توی تگزاس هم همین کارو میکنن، کیت
.ولی میدونی، شغل لوری اونجاست
،اون همیشه خودش رو با شغلاش تعریف کرده
.پس گمونم خوبه که اینو داره
چیه؟
یادت نیست دربارهی اینکه چطور قراره
اون ترفیع بزرگ رو بگیره، چجوری صحبت میکرد؟
ینی واقعاً؟
.آره، قرار بود شریکاش کنن
منظورت چیه؟
.منظورم اینه که فکر نکنم شده باشه
ینی نشده؟
.فکر میکنم داره درجا میزنه
.اوه نه - .میدونم -
.لوری
آخه کی کل زندگیاش رو وقف یه شرکت میکنه؟
.دنیا بیرحمه
.تعجبیم نداره که انقدر شکستخورده بنظر میرسه
.فکر کردم گفتی قیافهش چقدر خوب شده
.خب... همینطوره
.اما به نظر خسته هم میاد
بنظرت اینطور نیست؟
یکمی گرفته نیست؟ - .شاید به خاطر مشروبه -
.البته امشب تقریباً یه بطری کامل رو خالی کرد
.بیشتر از اینا خورد
.فقط خیلی دوستش دارم
.منم همینطور. فقط نگرانشم
!یا خود خدا
!لوری! یا عیسی مسیح، مریم مقدس و یوسف پیامبر
.ببخشید - .خدای من -
...چیکار داری میکن... چی شد
.قفله. قفله - !اوه -
...وای خدا. من
من قفلش کردم؟ - چیه؟ ترسوندمتون بچهها؟ -
.آره، ترسوندیمون - ...کیفم رو با، امم -
.کیفم رو با شارژرم جا گذاشتم
.اتفاقاً ذکر خیرت بود
جدی؟ - .آره -
دربارهی اینکه چقدر از آخرین .باری که دیدمت گذشته
.فقط دربارهی اینکه... چقدر خوب بنظر میرسی - .اوه. ممنونم -
آره، ولی اینکه هیجان دارم که بتونم
.کل هفته رو با هم بگذرونیم، فقط خودمون
.آره - البته، قراره که -
.اونو با من شریک بشی - .اوه، میدونم -
.عاشقتم - .بچهها، حتی باورمم نمیشه -
.خیلی خب، شب بخیر .صبح میبینمتون. دوستون دارم
.دوست دارم - .شب بخیر -
...باشه، میخوای تا اتاقت همراهت
.نه، نه - حواست هست؟ -
.آره - مطمئنی؟ -
.آره - .باشه -
.وقتی رسیدی اتاقت بهم پیام بده
.خدای من
.یا خدا. زهله ترک شدم
.فکر کردم یه میمونه
کدوم گوریم من؟
.خیلی خب تایلند. برو بریم
!موک
هی! چطوری گایتوک؟
موتورت کار میکنه؟
.آره، کار میکنه
.دیدی؟ تعمیرش کردم
.باید یه مکانیک بشی
.خیلی کارا بلدم
میخوای با من ناهار بخورم؟
امروز؟ اصولاً با پلوی و دخترا غذا میخورم. چرا؟
.امروز با من ناهار بخور. باهات حرف دارم
دربارهی چی؟
.ظهر صحبت میکنیم
.خدافظ
این قهوهی وامونده چی شد؟ .یه ربع گذشته
هی، عذر میخوام. قهوهی ما چی شد؟
.بله. فوراً میارم خدمتتون
اندازه کافی نخوابیدی؟ - .ممنون -
.نه
.باید از لوزاپام من میخوردی
.مثل یه جنازه خوابیدم
.میدونی که من از دارو خوردن خوشم نمیاد
.میدونی، منم مثل توئم بابا .از دارو خوردن خوشم نمیاد
.منظورت چیه؟ تو تمام مدت آدرال میخوری
.که بتونم کارامو انجام بدم، آره
.آره، و استروید
.نه
بابا، جدی بازم؟
.بیخیال - .پایپر -
تماسیه که نمیتونم از دست بدم، خب؟
،ما این همه راه رو برای تو و پایاننامهت اومدیم
.حالا ملاحظهی حال ما هم بکن یکم
.باشه، ولی من انتخاب نکردم که توی این هتل بمونم
.خب، ما انتخابش کردیم چون باب میل توئه
.نه، نیست
،مثل دیزنیلند برای کولیهای پولدار مالیبو میمونه
.که شلوار یوگا برند لولومون پوشیدن
.امم، میبخشید - .هی -
.سلام، ببخشیدا
.امم، خیلی ذهنمو درگیر کرده
اسم شما ویکتوریاست؟
.اوهوم
،دیروز توی قایق دیدمتون و اینجوری بودم که
"یه جایی دیدمش" .و فکر کنم یادم اومد
کلر پاپوویچ رو میشناسید؟
.آره. میشناسم
من و شما با هم توی یه جشن .سیسمونی توی آستین بودیم
،کیت بور هستم. کلر یکی از دوستام توی آستینه
!و آره، یه آخر هفته رو با هم گذروندیم
.سلام
.آره
ولی یادتونه منو دیده باشید؟
آره، موهاتون، موه... موهاتون فرق داشت، درست میگم؟
.خب شاید، شاید، شاید
.امم، اینا دوستامن
.جکلین و لوری هستن
.سلام - حالتون چطوره؟ -
ای خدا، چه دنیای کوچیکیه، مگه نه؟
.قبل از اینکه بیام کلر رو دیدم
.اگر باهاش صحبت کردم، میگم سلام رسوندید
.خیلی خب، باشه، از تعطیلاتتون لذت ببرید
.شما هم همینطور
.تنهاتون میذارم. ممنون. فعلاُ - .به سلامت. از دیدنتون خوشحال شدیم -
.خدافظ - .خدانگهدار -
.فکر نکنم تو رو یادش باشه
.جکلین! یه آخر هفته رو با هم گذروندیم
.ینی یه آخر هفتهی کامل
ینی انقد فراموششدنیام؟
آخه کی اهمیت میده؟ .خانمه یکم دیوونه میزنه
مامان؟
چرا اینجوری رفتار کردی؟ - چجوری؟ -
.یه جورایی... بیادبانه رفتار کردی - .نه، اصلاًنم اینطور نیست -
.حداقل یکمی نچسب و ادایی بودی - .بابا بیخیال -
چی از جونم میخواست اصلاً؟
.حالا ده سال پیش توی جشن سیسمونی همدیگه رو دیدیم
خب که چی حالا؟ چیکارش کنم؟
خب گمونم فقط میخواست صمیمی .رفتار کنه و بگه سلام
.من با خانوادهم توی تعطیلاتم .اونو نمیشناسم
.اسم دوستش جکلین لمونه - همم. کی هست؟ -
.یه بازیگره
.معروفه - الان باید تحتتأثیر قرار بگیرم؟ -
.در واقع بازیگرا همهشون فاحشهن
تازه اگه خوششانس باشن. درست نمیگم؟
.سلام عرض شد - !هی، موک -
فقط میخواستم تأیید کنم که امروز صبح
برای خانم چلسی نوبت بادی اسکراب .و وکسینگ داشتیم
.بله، خیلی هم عالی
،و برای جناب ریک
.یک جلسهی مدیریت اضطراب با دکتر آمریتا
.نه. نه، من... من ثبتنام نکردم برای همچین چیزی
.آره، من کردم. نیازش داری
...قرار نیست انجامش بدم، پس .کنسلش کنید
نه ممنونم. باشه؟
.نه، نمیتونی کنسلش کنی
.برای کنسل کردن خیلی دیره .به هر حال باید پولش رو بدیم
.ممنونم
.خب، آمریتا فوقالعادهست .همه عاشقشن
.آره، عاشقشن ریک .بهترین کسیه که دارن
.صد البته
.بیصبرانه منتظرشه
باشه. پس... از پذیراییتون لذت ببرید
.و بعداً میبینمتون - .ممنونم -
.خیلی دوستداشتنیه
.هی، دیشب یه دوست پیدا کردم
جدی؟
.اون موقعی که ازم قایم شده بودی
.قایم نشده بودم
.بگذریم، خیلی آدم خفنیه .توی بار همدیگه رو دیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.