La unuaj 164 linioj.
...ذهن انسان و روزگار
هردو مبتلا شدن...
دنیا داره روز به روز به سمت تباهی میره
حتی اگه یه انسان قدرتمند ظهور کنه
نمیتونه اینو متوقف کنه
خواهش میکنم با بچه کاری نداشته باش، التماست میکنم
!آکانه
شینتا، خواهش میکنم نگاه نکن
شینتا! شینتا! تو هنوز یه بچه ای
مسیر زندگی تو، اونجوری که میخواستیم رقم نخورد
تو الان نباید بمیری، باید زنده بمونی
برای کسایی که امشب اینجا کشته شدن زندگی کن
شینتا، خواهش میکنم زنده بمون
زنده بمون، شینتا
بخاطر من زنده بمون
تو دیگه چه خری هستی؟
تو الان قراره بمیری پس دونستن اسم من برای تو بیفایده ست
فکر میکنم که سرنوشت منو به اینجا هدایت کرد
انتقام گرفته شد
کینه داشتن نسبت به این مردا، نمیتونه عزیزانت رو برگردونه
از این حقیقت شاد باش که زنده موندی
این دیگه منو شگفت زده نمیکنه
بوی خون مثل بوی هلوی سفیده
بشریت داره تو جهنمی زندگی میکنه که توسط راهزنا کشته میشن
زندگی در جهنم بندگی
بله، این هر روز اتفاق میفته
در گذشته، و در آینده
شمشیر من با روش هیتن میتسوروگی آموزش دیده
هنوز، برای چندمین بار، من نمیتونم حتی جون یک نفر رو نجات بدم
حتی یک روح زنده
تنها راهی که میتونم انسانیتم رو باهاش حفظ کنم اینه که جسد ها رو دفن کنم
میبینم که برای رهزنا هم قبرایی مثل قبر خانواده ت درست کردی
اونا تاجرای برده بودن، خانوادم نبودن
من بوسیله اونا خریده شدم بعد از اینکه مادر و پدرم بخاطر بیماری وبا مردن
بعد از مرگشون دیگه راهزن و تاجر برده ای وجود نداره
همشون جسدای مرده هستن
این سنگا برای چیه؟
کاسومی ، آکانه ، ساکورا
من تازه دیروز ملاقاتشون کردم، میخواستم ازشون حمایت کنم
من تنها پسر بچه تو گروه بودم
"اما سعی کردن از من مراقبت کنن اونا گفتن "خواهش میکنیم با این بچه کاری نداشته باشید
من برای کمک کردن خیلی بچه بودم
من میخواستم اونا قبرای مخصوصی داشته باشن بخاطر همین سنگ گذاشتم
اینا تنها چیزایی بودن که پیدا کردن، من حتی گل هم پیدا نکردم که روشون بریزم
حیفه که بدون چشیدن طعم ساکی برن به بهشت
پس اینم ادای دین به اوناست
ممنون
من سیجیرو هیکو هستم، یه شمشیر زن هستم
شمشیرزن؟
پسرم، تو توی مراقبت از یه چیز حساس شکست خوردی
تو به اون سه تا روح تکیه کردی
دستای کوچیکت، سنگینی بدن اونا یادش میمونه
اما تو بار سنگینتری رو تا ابد به دوش میکشی و اون هم زندگی اوناست
تو اونا رو تو خاطراتت حمل میکنی
حالا، تو باید قدرت بیشتری کسب کنی تا بتونی از خودت و دیگران حمایت کنی
اونوقت میتونی زندگیتو بکنی و از زندگی غزیزانت حمایت کنی
حمایت از زنگی عزیزانم؟
اسمت چیه، پسر؟
شینتا
برای یه شمشیرزن اسم بچه گونه ایه
از الان به بعد اسم تو کنشین هست
...کنشین
من به تو آموزش میدم، پسر هنر خودمو به تو یاد میدم
ببخشید، دیروقته، باید عجله کنیم
خبرای خوبی شنیدم، کیوساتو
قراره ماه دیگه ازدواج کنی
عشق دوست داشتنیت به زودی زنت میشه
تو مرد خیلی خوش شانسی هستی
ممنون
احساس بدی نسبت به این دارم
اگه مردم زیادی بدبخت هستن، چرا من باید اینقدر خوشحال باشم؟
در مورد چی حرف میزنی؟
جهان همیشه تو وضعیت وحشتناکیه
این نباید مانع شادی انسان بشه، مگه نه؟
تا قبل از بهار سال بعد برمیگردم
ما باید سعی کنیم صبور باشیم، هر دومون
برات یه سبد گل های گیلاس برات میارم
تو باید جوبی شیگِکورا از کیوتو شوهیدای هستی، درسته؟
من اومدم تو رو به اون چیزی که مستحقشی مجازات کنم، پیرمرد
!قاتل
فکر میکنی با شمشیرت میتونی دنیا رو عوض کنی؟
تو کی هستی؟
!جواب بده
!برو کنار، تو نباید الان بمیری
!آقای شگِکورا
من نباید الان بمیرم، من نباید بمیرم
تسلیم شو
من تسلیم نمیشم
من نمیتونم بمیرم، من نمیتونم بمیرم
من نمیخوام بمیرم، نمیخوام
من نمیمیرم
من نمیخوام بمیرم
هنوز نه، الان نه
نذار من بمیرم
...توموئه
هیمورا، آسیب دیدی؟
چیز خاصی نیست
باورم نمیشه کسی تونسته تو رو زخمی کنه
اون باید خیلی ماهر بوده باشه
نه
فقط کینه داشت
لیزوکا، اگه میشه اینجا رو تمیز کن
!هی
حالا، به من حمله کن! تندتر
اون قویتر میشه
هیچکس نمیتونه مهارتشو با یه شمشیر زیاد کنه
بدون اینکه میل به قوی شدن داشته باشه
اون چیزی بیشتر از افزایش قدرتش نمیخواد
اون پاکه
آره، اون خیلی معصومه طوری که من اغلب اونو ابله صدا میزنم
:اصل و پایه هیتن میتسورگی
شمشیر میتسوروگی باید برای مردم دنیا بکار بره"
"برای حمایت از ضعفا
خیلی وقته ندیدمت
یه نفر تونسته به تو آسیب بزنه، درسته؟
این نتیجه بی دقتی منه
لیزوک، اون شمشیرزن کی بود؟
یکی از محافظای جوبی شگِکورا از کیوتو شوشیدای
اون الان مرده
اتفاقی افتاده؟
نه، کانلا بر عکس
من امشب با توشمارو و میابه جلسه برگزار میکنم
درباره یه سری موضوعات سیاسی دهکده ها بحث میکنیم
منو به عنوان محافظ میخواید؟
نه، میخوام به عنوان یه مهمون حضور پیدا کنی
اوه، خوش به حایت
نه، ممنون
من قاتل زیردست شما هستم، فقط اینطوری میتونم به شما خدمت کنم
اگه چیز دیگه ای نیست، من مرخص بشم
!برگرد اینجا
!ما رو ببخشید، قربان
!عجب رفتار لجوجانه ای
چطور جرات میکنه جواب لطف شما رو اینجوری جواب بده؟
کیهه-تای؟
آره، اینا تمام اون چیزیه که نیاز داریم، کاتسورا
اونا بهترینن. ا.نا اغلب قدرت فوق الغاده ای رو از خودشون نشون میدن
این چیزیه که در آخر برای شکت باک.ف. استفاده خواهیم کرد باکوفو: فرمانده لشکر
بذار یادت بندازم که باکوفو خیلی قویه
تو همیشه خیلی محتاطی
!بعدی
اون پسر بچه اونجا چیکار میکنه؟
کسی رو که الان میبینی، قلب لشکره
چطوره؟
...تاکاسوگی
میدونم که با وتا چشمات اونو دیدی
...اون پسر بچه
من میخوام اون با من به کیتو بیاد
من نمیتونم بذارم تو ایجا رو ترک کنی
!استاد
،وقتی در مورد فلسفه بحث میکنیم
آدمای زیادی هر روز جونشونو از دست میدن
!ما الان باید از قدرتمون استفاده کنیم
تکنیک میتسوروگی باید برای حمایت از بیگناها استفاده بشه، درسته؟
!تو توله سگ تحقیر آمیزی هستی
بعد از اینکه دستتو با آشوب آغشته کردی میخوای چیکار کنی؟
،اگه میخوای تو بحران فعلی تغییری ایجاد کنی
باید طرف یکی از گروه ها بشی
بنابراین، به عنوان یه برده ازشون اطاعت میکنی
من تکنیک میتسوروگی رو بهت یاد ندادم تا اینجوری آلودش کنی
تو نباید به این عوامل خارجی توجه کنی
!روی تمرینت تمرکز کن
به مردم اطراف ما داره ظلم میشه، اونا دارن رنج میکشن
!من نمیتونم به اونا پشت کنم، من نمیتونم
میتسوروگی قویترین تکنیک شمشیرزنی هست
No comments yet. Be the first to leave one.