La unuaj 200 linioj.
!برید ، برید ، برید
!عجله کنید
زیــرنـویـس از میـکائـیل و مـــحمد ≡ #MK , MohammadM ≡
از کدوم طرف بریم؟ .صبر کنید
« گـــاتــهــام »
،ژنرال
شما کسائی بودید که گذاشتید ،واکر» زیر نظرتون کار کنه»
حالا دارید بهم میگید که از ترس بازداشت فرار کرده
.من حس ناکامیـتون رو درک میکنم
اقلاً دلیل کاری که کرد رو مشخص کردید؟
.هنوز نه
،ببینید ، مخلص کلام
،«واکر» و «دورنس» .دیگه دخیل نیستن
چه چیز دیگهای داره مانع تجدید اتحاد میشه؟
.هیچی
من توصیه میکنم فوراً .پروسه رو آغاز کنیم
وعدههای زیادی از اون طرف .رودخانه به ما داده شده
،«ولی برعکس «واکر ،یا هرکی که هست
من صلاحیت دارم .که اقدام کنم
درصورتی که اتفاقی نیفته ،که «گاتهام» رو دوباره ناپایدار کنه
.این کابوس رو به اتمام ـه
فکر میکنی داره جدی میگه؟
وقتی کارشو انجام بده .حرفشو باور میکنم
گمون کنم گروهِ تجسسـت .آلفرد» رو پیدا نکرده»
.هیچ اثری ازش نیست
پنیورث» پنج روز پیش» .ناپدید شد
.این اصلاً خوب نیست
بروس» حالش چطوره؟»
داشته دو شیفتی همراهِ .گروههای تجسس کار میکرده
.طفلی دیگه نا نداره
میخوام بعدش این منطقه .رو بگردم
کلی بلوک ، پر از ساختمونهای .متروکه اونجاست
.یه یگان رو میفرستم انجامش بدن - .فقط پنج دقیقه بهم وقت بده -
.آماده میشم
.نمیری بیرون
...«نه ، «جیم - .به استراحت نیاز داری -
،نمیخوام پاتو از این قضیه ببرم ،ولی میخوام هوشیار باشی
.نه یه وبال گردن
فقط نمیدونم چه بلائی .ممکنه سرش اومده باشه
.منم همینطور
،«ولی میدونم که «آلفرد پنیورث
.میتونه از خودش مراقبت کنه
اگر خبری به گوشم رسید .میفرستم دنبالت
.بچهی سرسختی ـه
.آره
،یه خبر نسبتاً خوب ،هارپر» بیسیم زد»
یگانـش یهچیزی .پیدا کرده
چی؟
.عجیب ـه
.چهار تا مرد
بهنظر میاد یهجور عامل شیمیائی .رو استنشاق کرده باشن
.بهنظر یه عامل هوابرد بوده
روی بدنـشون چیـه؟ «Z» قضیهی حرف
قبل از زمانِ مرگـشون .روی بدنـشون حک شده
.سیبیلـش رو چک کن
.مصنوعی ـه - ...بهنظر میاد -
.از اونجا فرار کردن
یه صحنهی فیلمبرداری؟
.گفتم که عجیب بود ـه
...روی سینهـشون «Z» اون حرف
فکر میکنی ممکنه کار «زز» بوده باشه؟
گازهای شیمیائی شگرد کار اون نیستن
درضمن ، هیچوقت «زز» رو بهعنوان .یه آدم سینما برو ندیدم
،ولی کار هرکی که هست ،اگر تعداد بیشتری از این گازهای شیمیائی
و قصدِ استفاده ...از اونها رو داشته باشه
.تجدیدِ اتحاد به باد فنا میره
باید قبل از اینکه اخبار .به کلانشهرها برسه جلوشون رو بگیرم
.«گروهِ چِسمن»
این یه باندِ گانگستریـه که ،خارج از «ناروز» اقدام میکنه
آخه باندِ گانگستریِ «ناروز» اینجا چیکار میکنه؟
فکر کنم جفتـمون یکی .رو میشناسیم که میتونیم ازش سؤال کنیم
!توماس» و «مارتا وین» به قتل رسیدند»
میتونی تبِ بیمار تختِ شمارهی 12 رو چک کنی؟
چهخبر ، دُکی؟
،شنیدم اینجا کار میکنی .جالب ـه
.کمک به مردم ، کارم ـه
،حالا که حرفـش شد .باید بگم مریض دارم
خب ، تو که دستِ رد به مادر بچهی ناخواستهی «جیم» نمیزنی ، میزنی؟
،هر اتفاقی بین تو و «جیم» افتاده
.برای من مهم نیست ...پس اگر اومدی اوضاعـتون رو به رخم بکشی
من برای کمک پزشکی .اومدم اینجا
.واسه نینی کوچولوم
نظرت چیـه؟
مامای خصوصیِ من میشی؟
.حتماً شوخیـت گرفته
میدونم قبلاً .اختلافاتی بینـمون بوده
تو میخواستی منو .«بکشی «باربارا
.اونم دو بار
.اون مالِ چند سال پیش بود
دکترهای دیگهای هم .اینجا هستن
.کارشون بهاندازهی تو خوب نیست
،ببین
،هر طرز فکری نسبت به من داری به کنار ،ولی بچهـم پاک و بیگناه ـه
،و من بهترین چیز رو براش میخوام
.و در اینجا بهترین چیز توئی
جیم» میدونه اینجائی؟»
.به اون ربطی نداره
لی»؟»
.«جیم»
.«باربارا» - .مزاحم نشو -
،بحثِ دکتر و بیمار ـه ...برو بیرون
ببخشید ، تو دکترشی؟
.نه ، چه میدونم
.شاید تو اینجا چیکار میکنی؟
.چندتا جسد پیدا شده
ممکنه یه ارتباطی .با «ناروز» داشته باشن
...نمیخواستم بیام ، ولی
.مهم ـه ، درسته
.شما دوتا باید حرف بزنید .من میرم بیرون
من ترجیح میدم حرف نزنم - ،اگر ازم میخوای دکترت باشم -
باید با پدر بچه .یه صحبتی بکنی
،جلسهی بعدیـت هفتهی بعد ـه ،پرستار موقع خروج
.تمام ویتامینهات رو بهت میده
قبوله؟
واقعاً اون تنها کسی بود که میتونستی پیدا کنی؟
اون بهترین دکتر توی کلِ .این شهر درب و داغون ـه
همهچیز که راجع به .جیم گوردون» نیست»
.کاملاً مطمئنم این یکی هست
.چون باهم سکس کردیم ، آره
من فقط بخاطر اینکه حس میکردم .حق داری بدونی بهت گفتم
،ولی دخیل بودنـت در این موضوع
همون لحظهای که شلوارت .رو بعدِ سکس کردی پات تموم شد
چیه؟
فکر میکنی برای مادر بودن مناسب نیستم؟
خودت چی فکر میکنی؟
.«باربارا»
تو کی هستی؟
بَهبَه ، ببین کی تصمیم گرفته .بهمون ملحق بشه
.سلام ، پهلوون
!«ارباب «بروس
...آلفرد» تو چطور»
.سر و وضعـت رو ببین
راجع به بازی کردن توی گِل و خاک چی بهت گفتم؟
آلفرد» جریان چیـه؟»
اینا کیان؟
منظورت چیـه «بروس»؟
.ما والدینـتیم
خیلیخب ، بریم .یه دستی به سر و روت بکشیم
،هرچی که باشه
.مهمون داریم
.«به خونه خوش اومدی ، «بروس
.«جرمایه» .زندهای
،«خب ، فکر نمیکردی «سلینا
بهاین راحتی بتونه منو بکشه ، مگه نه؟
فقط باید میفرستادمت ،پِی نخود سیاه
تا وقتی که پروژهـم .رو به پایان برسونم
.«ادب رو رعایت کن ، ارباب «بروس
بیا به مهمانـمون .بی ادبی نکنیم
خصوصاً اونم وقتی که با خودم .چندتا هدیه آوردم
.جناب «جرمایه» ، یه کیک
این خوشقلبیِ بیش از حدتون .رو میرسونه
یه کیکِ مرنگ ایتالیائیـه؟
.دقیقاً
«حالا گوش کن ، «بروس ،یه قدم
«بیای جلو ، منم عمارت «وین ،رو با همهی ما
.که داخلشیم میفرستم توی هوا
،من دهها عدد از این
کیک مرنگ ایتالیائی .دارم که در سرتاسر خونه پخش شده
با «آلفرد» چیکار کردی؟
و اینا کیان؟
.خوشحالم که پرسیدی
.پاشید
.پاشید ، بیاید اینجا
،مامان و بابای عزیزی که شاهدشون هستی
فقط یه زوج معصوم ،بودن که من براساس
...استخوانبندی و
.هیکلـشون دزدیدمـشون
،فقط یه ریزهکاریِ
،جراحی پلاستیک روشون انجام شد ...و حالا نگاشون کن
.«شدن خانوادهی «وین
.آلفرد» رو هم از منطقهی امن قاپیدم»
.هیپنوتیزم شدن
خب ، متأسفانه هیچ مجالی برای یک کار غیرمنتظره .در بازسازی داستانـمون نیست
...امروز روزِ
.«بسیار مهمـیه «بروس ایهام داره و معنی "همون" شبی که والدین «VERY» کلمهی ] [ بروس کشته شدند هم میده
فقط طوری که لباس .پوشیدن رو نگاه کن
.مثل شبیـه که والدینـم کشته شدن
،و من دارم فرصتی رو نصیبـت میکنم
تا دوباره تمام اون اتفاق رو از نو .تجربه کنی
چرا؟
مگه دلیلـش معلوم نیست؟
...«بروس»
...این
این مهم ترین روز زندگیـت بوده
و من نتونستم .بخشی ازش باشم
.باید اصلاحـش کنیم
.آلفرد» ، وقت شام ـه»
،بجنب .چون وقتـمون خیلی تنگ ـه
.«بهروی چَشم ، آقای «جرمایه
.از سه نفرشون هیچکدوم موفق نشدن
.درسته
،بهنظر میرسه دولت توی مینگذاریِ
.رودخونه خیلی دقیق عمل کرده - ،تو حتی یه نقشه هم برای اینکه -
قبل از دزدیدن خرت و پرت ملت از این جزیره خارج بشی نداشتی؟
.آخه داشتم روی یه نقشه کار میکردم
.رودخونه که مینگذاری شده
هرچیزی هم که بخواد پرواز کنه ...از طریق هوائی
.میزننش - چیـه؟ -
جرمایه» داشت یه تونل» .زیر رودخونه حفر میکرد
یه تونل؟
No comments yet. Be the first to leave one.