Breakfast at Tiffany's

Breakfast at Tiffany's

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

BreakfastatTiffany's19611080pBluRayx265-RARBG
Komentaĵo de RezaMahdavian

Etikedoj

BluRay
1080
x265
Publikigita je: 2024-03-10
Elŝutoj: 121
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

آدري هپبورن

جورج پيپارد

"صبحانه در تيفاني" به کارگرداني بليک ادواردز

هي

هي عزيزم، اينجا چه خبره؟

اوه، سلام

خانم گورايتلي

!...يه روز ديگه... يه روز ديگه

خانم گورايتلي

به هرحال، چه اتفاقي برات افتاد؟

تو رفتي طرف اتاق گريم و اون آخرين باري بود که ديدمت

...حالا، راستش، هري - هري يکي ديگه بود -

من سيدم. سيد آرباک دوستم داشتي، يادته؟

!خانم گورايتلي! من شکايت مي کنم

آه عزيزم متأسفم ولي کليدم رو گم کردم

اما اون که دو هفته پيش بود

تو نميتوني اينجوري هي زنگ منو بزني

!مزاحمم ميشي !بايد يه کليد مي ساختي

اما ميدونم هيچ کار خوبي نيست من همشون رو گم کردم

بيخيال عزيزم، تو دوستم داري - خودتم اينو ميدوني

من تو رو مي پرستم آقاي آرباک

شب بخير، آقاي آرباک - عزيزم، يه لحظه صبر کن! اين چيه؟ -

تو منو دوست داري من يه آدم دوست داشتني ام

تو دوستم داري، عزيزم خودتم اينو ميدوني

براي 5 تا از دوستات چک نکشيدم؟

دوستات، که هيچ وقت نديده بودمشون

وقتي براي يه تغيير کوچولوي اتاق گريم ...تقاضاي پول کردي

چي بهت دادم؟ يک اسکناس 50 دلاري...

حالاهم نميخوام بهم برگردوني، باشه؟

تا 30 ثانيه ديگه به پليس زنگ ميزنم

!هميشه مزاحمت !نميتونم بخوابم

!من بايد استراحت کنم !من يه هنرمندم

!ميخوام به مأمور دستگيري تبهکارا زنگ بزنم

عصباني نباش، کوچولوي نازنينم ديگه تکرار نميشه

اگه قول بدي که ديگه عصباني نشي

ممکنه بهت اجازه بدم که از اون عکسها ازم بندازي

کِي؟

يه وقتي

هر موقع که خواستي

شب بخير

متأسفم از اينکه مزاحمتون شدم اما نمي تونستم در رو باز کنم

حدس مي زنم کليد طبقه ي بالا رو برام فرستادن

نتونستم در طبقه ي پايين رو باز کنم

ميگم، فکر کنم بهم کليد طبقه بالا رو دادن

نتونستم در پايين رو باز کنم معذرت مي خوام که بيدارتون کردم

اشکالي نداره

خيلي اوقات، مي تونه واسه هر کسي اتفاق بيافته شب بخير

...خوشم نمياد

خوشم نمياد مزاحم شما بشم اما ممکنه يه لطف ديگه بهم بکنين

ميتونم از تلفن استفاده کنم؟

حتماً

چرا که نه

متشکرم

...خُب، جاي

جاي کوچيک خوبي داري...

شما هم تازه به اينجا اومدين، نه؟ - نه، نزديکاي يکساله که اينجام -

تلفن اونطرفه

خُب، بود

اوه، يادم اومد

چپوندمش تو چمدون يه جور صدا خفه کنه

متأسفم

حالش خوبه؟ - حتماً -

حتماً، اون خوبه. خوب نيستي، گربه؟

گربه پير بيچاره

بيچاره شلخته بيچاره شلخته بي اسم

اينطور که بنظر ميرسه من حق اينو ندارم که روش اسم بذارم

من صاحبش نيستم يه روز اتفاقي با هم آشنا شديم

هيچ وقت هيچي براي خودم نداشتم

تا موقعي که يه جايي رو پيدا کنم که وسايل هام رو اونجا بذارم

مطمئن نيستم که کجاس ولي مي دونم چه شکليه

اونجا مثل تيفانيه

تيفاني؟ منظورت اون فروشگاه جواهر فروشيه؟

درسته

من ديوونه ي تيفاني ام

گوش کن

ميدوني اين روزا کِي يه جور احساس سرخ شدن داشتي؟

سرخ شدن؟ منظورت غمگين و افسرده بودنه؟

نه

افسرده شدن مربوط به زمانيه که چاق شدي يا براي يه مدت زياد بارون مياد

فقط غمگين ميشي، همين

معني سرخ شدن خيلي وحشتناکه

يکدفعه مي ترسي و نمي دوني از چي ترسيدي

هيچ وقت اين احساس رو داشتي؟ - بله -

خُب، وقتي اينجوري ميشم تنها کاري که دوست دارم انجام بدم

پريدن تو يه تاکسي و رفتن به تيفانيه

فوراً به آرامش ميرسم

...آرامش و غرورِ اونجا

هيچ اتفاق بدي نميتونه اونجا برات بيفته

اگه بتونم يه جايي براي زندگي واقعي پيدا کنم

که احساسي مثل تيفاني ...به من بده

اون وقت، يکم وسايل واسه خونه مي خرم... و براي اين گربه يه اسم ميذارم

ببخشيد، شما چيزي مي خواستيد؟

!تلفن

گمان کنم با کسي قرار داشتم

يعني الان ده صبح پنجشنبه ست، نيست؟

تازه با پرواز از رُم رسيدم و خيلي مطمئن نيستم

پنجشنبه. امروز پنج شنبه اس؟

فکر مي کنم - !پنج شنبه! اوه، نه، نميتونه باشه -

اين خيلي نفرت انگيزه

خُب، چه چيز پنجشنبه نفرت انگيزه؟

هيچ چيز بجز اينکه هيچ وقت يادم نمي مونه کِي مياد

چهارشنبه ها من معمولاً نميخوابم

چون بايد ده و چهل و پنج دقيقه بيدار بشم

اونا خيلي نسبت به ساعت هاي ملاقات سخت گيرن

...عزيزم امکان داره زير تخت رو بگردي

و ببيني ميتوني کفش هاي پوست سوسماريم رو پيدا کني؟

حتماً

بايد براي ظاهرم يه کارايي انجام بدم

منظورم اينه که، يه دختر بدون آرايش نمي تونه به سينگ سينگ بره

سينگ سينگ؟

بله، هميشه فکر ميکردم که اين اسم مضحک واسه يه زندانه

منظورم، سينگ سينگه بيشتر شبيه يه خانه ي اُپرا يا يه همچين چيزيه

تمساح سياه

ميدوني، همه ملاقات کننده ها سعي دارن که زيباتر بنظر برسن. اون فقط يه نمايشگاهه

خيلي جالبه که همه زن ها شيک ترين چيزهاشون رو مي پوشن

بخاطر اين دوستشون دارم و بچه ها رو هم دوست دارم

يعني بچه ها هستن که زن و شوهرا رو ميارن

بچه ها ناراحت به نظر ميان اما اينطور نيست

اون ها دور موهاشون روبان بستن و کفش هاشون برق مي زنه

بايد اينطور فکر کني که داري ميري بستني بخوري

اينطوري که فهميدم ...تو داري آماده ميشي براي

ملاقات يه نفر تو سينگ سينگ... - درسته -

تو مي توني از روي گوشواره هايي که ...يه مرد بهت ميده بگي

اون درباره تو چي فکر مي کنه...

بايد بگم گيج شدم

ميتونم بپرسم چه کسي؟

يعني چي چه کسي؟ اوه، کسي رو که قراره ملاقات کنم، منظورت اينه؟

فکر کنم منظورم همين بود

نمي دونم که مي تونم بگم يا نه

خُب، اونا هرگز به من نگفتن به کسي نگم

قسم بخور که هرگز به کسي نميگي

قبوله

حتماً دربارش خوندي سالي توماتو

سالي توماتو؟

خُب، نميخواد شوکه شي

...اونا نتونستن ثابت کنن

که اون عضو مافيا بوده... چيزه زيادي دستگيرشون نشد، عزيزم

اونا فقط تونستن ثابت کنن که اون در ثبت ماليات بر درآمد" تقلب کرده"

به هر حال اون يه پيرمرد دوست داشتنيه

اوه، يه وقت فکر نکني اون معشوقه ام بوده

من اصلاً اونو تا قبل اينکه بره زندان نمي شناختم

اما حالا عاشقشم

يعني، هفت ماهه که اونو پنج شنبه ها مي بينم

فکر کنم بايد برم حتي اگر پولي هم به من نده

کفش ها - فقط يکيش رو تونستم پيدا کنم -

اون بهت پول ميده؟

درسته. وکيلش بهم پول ميده

اگه واقعاً وکيل باشه، که شک دارم

اون فقط يه پيغام گير داره

اون اغلب دوست داره قرار ملاقات هاش رو تو "همبرگري هيون" بذاره

تو اينجايي، مخفي شدي مرسي

خواهش مي کنم

لباس... لباس

ايناهاش... کيف و اينم کلاه

اينجاييم

به هر حال، هفت ماه پيش ..."اين شبه وکيل، آقاي "اوشاگنسي

از من پرسيد که دوست دارم يه... ...پيرمرد رو دلخوشي بدم

و هر هفته صد دلار بگيرم...

بهش گفتم: ببين عزيزم ...اشتباه گرفتي، هالي گولايتلي

دختريه که اين کارم مثل کارهاي روزمره انجام ميده...

...يعني، هيچ مرد متشخصي به يک دختر براي

رفتن به اتاق گريم 50 دلار نميده...

و براي کرايه تاکسي، يه 50 دلار ديگه

بعد اون گفت موکلش سالي توماتو ئه

اون گفت ساليه عزيز منو در المو يا يه همچين جايي ديده

و منو از دور پسنديده

خُب، درستم نبود اگه يک روز در هفته به ملاقاتش نمي رفتم

خُب، چطور مي تونستم بگم نه؟ اون خيلي رُمانتيک بود

چطور به نظر ميام؟

خيلي خُب. بايد بگم متحير شدم

تو کمکم کردي عزيزم بدون تو هرگز نمي تونستم انجامش بدم

کيف - هر موقع خواستي در خدمتم -

من طبقه بالام به زودي جابجا ميشم

خداحافظ، گربه

منظورت اينه که اون بهت 100 دلار ميده فقط واسه يک ساعت گفتگو؟

...خُب، آقاي اوشاگنسي به محض اينکه

گزارش آب و هوا رو دادم پول رو ميده...

ببين، اين به من ربطي نداره

ولي ممکنه تو دردسر بيفتي

اينو واسم نگه دار

و منظورت از گزارش آب و هوا چيه؟

اوه، فقط يه پيغامه که به آقاي اوشاگنسي ميدم

که اون بفهمه که من اونجا بودم

سالي چيزهاي زيادي به من ميگه که بگم ...مثل

"يه گردباد تو کوبا هست"

"هواي پالرمو ابريه" چيزهايي مثل اين

نگران نباش من خيلي وقته دارم از خودم مراقبت مي کنم

!تاکسي

هيچ وقت نتونستم اينکار رو بکنم - خيلي ساده اس -

پاول

دير کردم. مي دونم

پشت در موندي؟ کليد و برنداشتي؟

اوه عزيزم، خيلي متأسفم

نه، کليدها رو گرفتم

خانم گولايتلي، همسايه ام يه جورايي اون بهم کمک کرد که برم تو

خانم گولايتلي دارن ميرن سينگ سينگ

البته فقط براي ملاقات

خانم گولايتلي خانم فلانسن، دکوراتورم

چطورين؟ چطورين؟

آه عزيزم، بذار نگاهت بکنم

More Farsi Persian subtitles for Breakfast at Tiffany's

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left