Hunters - Second Season

Hunters - Second Season

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 2

Eldonaj informoj

Hunters 2020 S02E02 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CAKES
Hunters 2020 S02E02 2160p AMZN WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-MIXED
Hunters 2020 S02E02 720p/1080p AMZN WEB DDP5 1 x264-NTb
Hunters 2020 S02E02 2160p AMZN WEBRip DDP5 1 x265-NTb
Hunters 2020 S02E02 WEBRip x264-ION10
Hunters 2020 S02E02 WEBRip x265-ION265
Hunters 2020 S02E02 1080p WEBRip x265-RARBG
Hunters 2020 S02E02 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Hunters 2020 S02E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Hunters 2020 S02E02 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentaĵo de Prolator
█⫸ پرولیـــــتور | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Etikedoj

other
Publikigita je: 2023-01-15
Elŝutoj: 38
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 195 linioj.

‫هورا!

‫پایان

‫مامان، هفت تا صفحۀ دیگه مونده

‫گرهیلده، مگه باهم صحبت نکردیم ‫که به من نگی مامان؟

‫باشه... پرستار

‫بابا وقتی خونه‌ست ‫هیچوقت واسمون داستان نمی‌خونه

‫بابات خیلی سرش شلوغه

‫به جاهای دور و نزدیک سفر می‌کنه

‫برای همین منو استخدام کرده

‫شنیدم خانم هیملمان گفت ‫اون تو رو استخدام کرده چون...

‫«بیشتر از سینه خوشش میاد... ‫تا باسن»

‫گرهیلده، خواهشا بگیر بخواب

‫دوست دارم، پرستار

‫منم همینطور، بچه جون

‫شب بخیر، مامان

‫قربان؟

‫چون داستان‌های من...

‫دیگه پایان خوشی ندارن

‫برای همین باباشون دیگه براشون ‫داستان تعریف نمی‌کنه

‫دیدن شما باعث افتخار منه

‫شش ماه مدت زیادیه

‫خوشحالم که خونه هستم

‫بعد از مرگ مادرشون ‫بهشون سخت گذشته

‫اما خبر بهم رسیده این چند ماه با حضور شما...

‫شادترین دوران زندگیشون بوده

‫برای منم همینطور

‫از وقتی اینجا اومدم ‫آرزوی این روز رو داشتم

‫ولی میشه یه اعترافی کنم؟

‫من برای بچه‌ها به اینجا نیومدم

‫اومدم تا شاید بتونم یه روزی ‫اونقدر نزدیک بشم که بتونم...

‫قلب رالف ون کلاوسن شجاع ‫رو بدزدم

‫و دقیقا منظورم دزدیدن قلبته، نازی

‫بهم بگو اون کجاست

‫می‌دونم توی آمریکای جنوبیه ‫بگو چطور پیداش کنم

‫نمی‌دونم راجع به چی داری صحبت می‌کنی

‫تو به صادرات تجهیزات نظامی به...

‫سائو پائلو نظارت داشتی

‫این تجهیزات رو برای اون می‌فرستادی

‫حالا بهم بگو اون کجاست

‫خانم؟

‫بابا!

‫نه

‫متاسفم

‫مامان

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫ترجمه و زیرنویس: پرولیــــــــتور

‫«شکارچیان» ‫«فصل دوم، قسمت دوم»

‫سردته؟

‫قیافت خیلی داغونه

‫خوب شد واست هدیه آوردم

‫آه، وقت خوبی نیست

‫دو شب پیش، بیف سیمپسون رو...

‫توی یه فاحشه‌خونه توی پاریس کشتم

‫یکی از پاتوق‌های قدیمیِ نازی‌ها

‫شلیک کردم تو صورتش

‫اگر واسه اعتراف اینجا اومدی...

‫باید بگم اشتباهی اومدی

‫اعتراف برای گناهه

‫سعی کرد در عوض جونش ‫باهام معامله کنه

‫می‌گفت، اگه بذارم زنده بمونه...

‫می‌تونه پاداش بهتری واسم جور کنه

‫چی؟

‫هیتلر

‫- تو که واقعا باور نکردی که... ‫- ادعا می‌کرد هیتلر از اروپا...

‫از طریق «نردبان کشتی» فرار کرده ‫و توی آمریکای جنوبی زندگی می‌کرده

‫- خب چه مدرکی داشت؟ ‫- ما با مدرکش ملاقات کردیم

‫سرهنگ

‫- مزخرفه ‫- کدوم زن دیگه‌ای می‌تونه...

‫- اینقدر درجه بگیره؟ ‫- ایوا براون مثل هیتلر...

‫سال 1945 خودشو توی پناهگاه پیشوا کشت

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫- هیتلر مرده، جونا ‫- کی میگه؟ روس‌ها؟

‫اونا جسدش رو پیدا کردن ‫بعد هم خیلی ساده سوزوندنش؟

‫واقعا اینو باور می‌کنی؟

‫مردم فکر می‌کردن آیشمن هم مرده

‫تا اینکه موساد توی آمریکای جنوبی پیداش کرد

‫آیشمن، منگله، اشتانگل ‫ویلهلم زوکس

‫نازی‌ها به این سادگی از بین نمیرن

‫به این راحتی خودشون رو نمی‌کشن

‫بیف سیمپسون قبل مردن گفت...

‫«همۀ مسیرها به ژنو ختم میشه»

‫چرا ژنو؟

‫منم نفهمیدم

‫بعدش متوجه شدم آیشمن...

‫از شهر ژنو ، از اروپا فرار کرد

‫جوزف منگله هم جولای سال 49 ‫از همونجا اروپا رو ترک کرد

‫رابط من مدارکی رو بدست آورد که...

‫که نشون میده کشتی‌هایی که ‫از ژنو خارج شدن...

‫و به سمت بوینس آیرس رفتن ‫توسط یک شرکت تولید فولاد...

‫به اسم «صنایع اِسن» اجاره شده بودن

‫معلوم شد که در 29 آپریل 1945 ‫صنایع اِسن هم یه کشتی...

‫از ژنو به بوینس آیرس اجاره کرده بود

‫هیتلر و ایوا در تاریخ سی‌ام ‫خودکشی کردن

‫تو فکر می‌کنی اونا تو کشتی بودن؟

‫در بین اسامی، دو خدمۀ کشتی بودن ‫که هرگز...

‫قبلا اسمشون توی لیست نبوده

‫اریک تولمن ‫و فریدا تولمن

‫بنیانگذار «صنایع اِسن» ‫یه آقاست به اسم کلاوس راینهارت

‫حامی مالی نازی‌ها

‫حالا اون یه آدم آزاده ‫که جاهای مختلفی زندگی می‌کنه

‫بوینس آیرس

‫داره صنعت فولاد آرژانتین رو می‌چرخونه

‫می‌تونم بدون اینکه شناسایی بشیم ‫یه پرواز به اونجا اجاره کنم

‫اگه کلاوس راینهارت رو پیدا کنیم ‫هیتلر هم پیدا می‌کنیم

‫باید به مقامات اطلاع بدیم

‫آه، بیخیال

‫تا حالا اطلاع دادن به مقامات ‫تو رو به کجا رسونده؟

‫فقط یه حکم قضایی سکوت ‫که درباره بیف سیمپسون دهنت رو ببندن؟

‫یه رای عدم محکومیت ‫برای اسقف پرنتز؟

‫جونا، چرا اینجا اومدی؟ ‫چرا پیش من؟

‫چون نمی‌تونم این کار رو تنهایی انجام بدم. و...

‫می‌دونم تو تنها کسی هستی ‫که شاید حرفم رو باور کنه

‫خب، لقمه‌ای که برداشتی ‫بزرگتر از دهنته

‫چرا به من زنگ زدی؟

‫چرا وقتی پروندۀ پرنتز رو باختی ‫به من زنگ زدی؟

‫بهم بگو، چرا؟

‫شاید برای اینکه متوجه شدی...

‫عدالت یه حق ویژه ‫برای عدۀ محدودیه

‫و شاید...

‫داشتی دنبال یه راه دیگه می‌گشتی

‫ما هیتلر رو پیدا کنیم...

‫و تمام کارهایی که انجام دادیم

‫هر چیزی که بهش تبدیل شدیم

‫ارزش پیدا می‌کنه

‫و بالاخره تمام میشه

‫فکر می‌کردم تو درک می‌کنی

‫منم هستم

‫اما نمی‌تونیم به تنهایی انجامش بدیم ‫پس بگو دوستات کجان؟

‫راستش الان رابطه‌مون شکرآبه ‫و باهم صحبت نمی‌کنیم

‫پس صحبت کردن باشه به عهدۀ من

‫سلام، سلام

‫من تاتیانا سوارز پیکو هستم ‫و با قسمت دیگه‌ای از...

‫برنامۀ تاتیانا در سینما ‫در خدمت شما هستم

‫اینجا در خدمت ستارۀ سینما ‫لونی فلش هستم

‫و قراره دربارۀ فیلم جدیدش ‫«هشت روش تا شبات» صحبت کنیم

‫سلام، لونی

‫سلام، تاتیانا

‫در فیلم هشت روش تا شبات ‫شما در نقش یه آدمکش یهودی ظاهر شدی...

‫که هر بار قبل از غروب آقتاب ‫می‌خواد یکی از اون هشت مرد رو بکشه...

‫دچار چالش با ایمان و اعتقاداتش میشه

‫بعد از دوسال دوری از صحنه ‫حالا داری توجهات رو برای اسکار به خودت جلب می‌کنی

‫حتما احساس فوق العاده‌ای باید باشه

‫امتیازها و جوایز قطعا خوب هستن

‫ولی من برای دختر اون زن خیاطی ‫که توی نپال داره کار می‌کنه، فیلم می‌سازم

‫برای بچۀ ماهیگیری که توی یمن زندگی می‌کنه

‫برای اون پسر کشیش...

‫تو از اوماها، ایالت نبرسکا که میگه

‫شاید وقتی منم بزرگ شدم...

‫بتونم...

‫بتونم منم یه ستارۀ سینمای یهودی باشم

‫طرفدارم بهم انگیزه میدن

‫ببخشید

‫هشت روش تا شبات ‫جمعه 21م این ماه اکران خواهد شد

‫و... کات

‫دستمال می‌خوای؟

‫نه، نه

‫این اشک‌ها نتیجۀ کار سندی مایزنره ‫

‫امم، نه. ‫بخاطر اشک‌ها نگفتم

‫اوه...

‫خون دماغ شدید

‫آه

‫از این اتفاق‌ها میافته دیگه، نه؟ ‫ببین چیزی نیاز نداره

‫نه،نه،نه... ‫چیزی نیست

‫- خوبید...؟ ‫- ممنونم

‫آره، دفعه بعد می‌بینمت ‫باشه؟ ممنون

‫خداحافظ، لونی ‫ممنون

‫چکار داری می‌کنی؟

‫آشغال عوضی!

‫هی بسه!

‫چه مرگت شده؟

‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

‫خیلی زیباست، خانم

‫درست عین نقاشی‌ ونگوگ شده

‫شایدم بهتر

‫نباید بهتر بشه، آرماند

‫نسخۀ جعلی درست باید ‫مثل نسخۀ اصلی بشه

‫اِسمه، حمام رو واستون آماده کردن، خانم

‫و امروز جک، خانم مالیکا رو از مدرسه میارن

‫داری منو بدعادت می‌کنی، آرماند

‫خانم...

‫سعی کردم جلوشون رو بگیرم ‫اما اصرار کردن

‫آه، لعنتی نه

‫- نه جیکوب ‫

‫- دست به اون پوپوی غاز نزن ‫

‫تقصیر موریه. همیشه...

‫خواهر، التماس دعا

‫گوه نخور بابا

‫فکر کرد بهتره من صحبت کنم

‫چی دوست داری؟ خفه‌ت کنم؟

‫بکنمش تو حلقت؟ یا بکنمش تو کونت؟

‫عاشق لاس زدنتم

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left