La unuaj 195 linioj.
هورا!
پایان
مامان، هفت تا صفحۀ دیگه مونده
گرهیلده، مگه باهم صحبت نکردیم که به من نگی مامان؟
باشه... پرستار
بابا وقتی خونهست هیچوقت واسمون داستان نمیخونه
بابات خیلی سرش شلوغه
به جاهای دور و نزدیک سفر میکنه
برای همین منو استخدام کرده
شنیدم خانم هیملمان گفت اون تو رو استخدام کرده چون...
«بیشتر از سینه خوشش میاد... تا باسن»
گرهیلده، خواهشا بگیر بخواب
دوست دارم، پرستار
منم همینطور، بچه جون
شب بخیر، مامان
قربان؟
چون داستانهای من...
دیگه پایان خوشی ندارن
برای همین باباشون دیگه براشون داستان تعریف نمیکنه
دیدن شما باعث افتخار منه
شش ماه مدت زیادیه
خوشحالم که خونه هستم
بعد از مرگ مادرشون بهشون سخت گذشته
اما خبر بهم رسیده این چند ماه با حضور شما...
شادترین دوران زندگیشون بوده
برای منم همینطور
از وقتی اینجا اومدم آرزوی این روز رو داشتم
ولی میشه یه اعترافی کنم؟
من برای بچهها به اینجا نیومدم
اومدم تا شاید بتونم یه روزی اونقدر نزدیک بشم که بتونم...
قلب رالف ون کلاوسن شجاع رو بدزدم
و دقیقا منظورم دزدیدن قلبته، نازی
بهم بگو اون کجاست
میدونم توی آمریکای جنوبیه بگو چطور پیداش کنم
نمیدونم راجع به چی داری صحبت میکنی
تو به صادرات تجهیزات نظامی به...
سائو پائلو نظارت داشتی
این تجهیزات رو برای اون میفرستادی
حالا بهم بگو اون کجاست
خانم؟
بابا!
نه
متاسفم
مامان
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ترجمه و زیرنویس: پرولیــــــــتور
«شکارچیان» «فصل دوم، قسمت دوم»
سردته؟
قیافت خیلی داغونه
خوب شد واست هدیه آوردم
آه، وقت خوبی نیست
دو شب پیش، بیف سیمپسون رو...
توی یه فاحشهخونه توی پاریس کشتم
یکی از پاتوقهای قدیمیِ نازیها
شلیک کردم تو صورتش
اگر واسه اعتراف اینجا اومدی...
باید بگم اشتباهی اومدی
اعتراف برای گناهه
سعی کرد در عوض جونش باهام معامله کنه
میگفت، اگه بذارم زنده بمونه...
میتونه پاداش بهتری واسم جور کنه
چی؟
هیتلر
- تو که واقعا باور نکردی که... - ادعا میکرد هیتلر از اروپا...
از طریق «نردبان کشتی» فرار کرده و توی آمریکای جنوبی زندگی میکرده
- خب چه مدرکی داشت؟ - ما با مدرکش ملاقات کردیم
سرهنگ
- مزخرفه - کدوم زن دیگهای میتونه...
- اینقدر درجه بگیره؟ - ایوا براون مثل هیتلر...
سال 1945 خودشو توی پناهگاه پیشوا کشت
تو از کجا میدونی؟
- هیتلر مرده، جونا - کی میگه؟ روسها؟
اونا جسدش رو پیدا کردن بعد هم خیلی ساده سوزوندنش؟
واقعا اینو باور میکنی؟
مردم فکر میکردن آیشمن هم مرده
تا اینکه موساد توی آمریکای جنوبی پیداش کرد
آیشمن، منگله، اشتانگل ویلهلم زوکس
نازیها به این سادگی از بین نمیرن
به این راحتی خودشون رو نمیکشن
بیف سیمپسون قبل مردن گفت...
«همۀ مسیرها به ژنو ختم میشه»
چرا ژنو؟
منم نفهمیدم
بعدش متوجه شدم آیشمن...
از شهر ژنو ، از اروپا فرار کرد
جوزف منگله هم جولای سال 49 از همونجا اروپا رو ترک کرد
رابط من مدارکی رو بدست آورد که...
که نشون میده کشتیهایی که از ژنو خارج شدن...
و به سمت بوینس آیرس رفتن توسط یک شرکت تولید فولاد...
به اسم «صنایع اِسن» اجاره شده بودن
معلوم شد که در 29 آپریل 1945 صنایع اِسن هم یه کشتی...
از ژنو به بوینس آیرس اجاره کرده بود
هیتلر و ایوا در تاریخ سیام خودکشی کردن
تو فکر میکنی اونا تو کشتی بودن؟
در بین اسامی، دو خدمۀ کشتی بودن که هرگز...
قبلا اسمشون توی لیست نبوده
اریک تولمن و فریدا تولمن
بنیانگذار «صنایع اِسن» یه آقاست به اسم کلاوس راینهارت
حامی مالی نازیها
حالا اون یه آدم آزاده که جاهای مختلفی زندگی میکنه
بوینس آیرس
داره صنعت فولاد آرژانتین رو میچرخونه
میتونم بدون اینکه شناسایی بشیم یه پرواز به اونجا اجاره کنم
اگه کلاوس راینهارت رو پیدا کنیم هیتلر هم پیدا میکنیم
باید به مقامات اطلاع بدیم
آه، بیخیال
تا حالا اطلاع دادن به مقامات تو رو به کجا رسونده؟
فقط یه حکم قضایی سکوت که درباره بیف سیمپسون دهنت رو ببندن؟
یه رای عدم محکومیت برای اسقف پرنتز؟
جونا، چرا اینجا اومدی؟ چرا پیش من؟
چون نمیتونم این کار رو تنهایی انجام بدم. و...
میدونم تو تنها کسی هستی که شاید حرفم رو باور کنه
خب، لقمهای که برداشتی بزرگتر از دهنته
چرا به من زنگ زدی؟
چرا وقتی پروندۀ پرنتز رو باختی به من زنگ زدی؟
بهم بگو، چرا؟
شاید برای اینکه متوجه شدی...
عدالت یه حق ویژه برای عدۀ محدودیه
و شاید...
داشتی دنبال یه راه دیگه میگشتی
ما هیتلر رو پیدا کنیم...
و تمام کارهایی که انجام دادیم
هر چیزی که بهش تبدیل شدیم
ارزش پیدا میکنه
و بالاخره تمام میشه
فکر میکردم تو درک میکنی
منم هستم
اما نمیتونیم به تنهایی انجامش بدیم پس بگو دوستات کجان؟
راستش الان رابطهمون شکرآبه و باهم صحبت نمیکنیم
پس صحبت کردن باشه به عهدۀ من
سلام، سلام
من تاتیانا سوارز پیکو هستم و با قسمت دیگهای از...
برنامۀ تاتیانا در سینما در خدمت شما هستم
اینجا در خدمت ستارۀ سینما لونی فلش هستم
و قراره دربارۀ فیلم جدیدش «هشت روش تا شبات» صحبت کنیم
سلام، لونی
سلام، تاتیانا
در فیلم هشت روش تا شبات شما در نقش یه آدمکش یهودی ظاهر شدی...
که هر بار قبل از غروب آقتاب میخواد یکی از اون هشت مرد رو بکشه...
دچار چالش با ایمان و اعتقاداتش میشه
بعد از دوسال دوری از صحنه حالا داری توجهات رو برای اسکار به خودت جلب میکنی
حتما احساس فوق العادهای باید باشه
امتیازها و جوایز قطعا خوب هستن
ولی من برای دختر اون زن خیاطی که توی نپال داره کار میکنه، فیلم میسازم
برای بچۀ ماهیگیری که توی یمن زندگی میکنه
برای اون پسر کشیش...
تو از اوماها، ایالت نبرسکا که میگه
شاید وقتی منم بزرگ شدم...
بتونم...
بتونم منم یه ستارۀ سینمای یهودی باشم
طرفدارم بهم انگیزه میدن
ببخشید
هشت روش تا شبات جمعه 21م این ماه اکران خواهد شد
و... کات
دستمال میخوای؟
نه، نه
این اشکها نتیجۀ کار سندی مایزنره
امم، نه. بخاطر اشکها نگفتم
اوه...
خون دماغ شدید
آه
از این اتفاقها میافته دیگه، نه؟ ببین چیزی نیاز نداره
نه،نه،نه... چیزی نیست
- خوبید...؟ - ممنونم
آره، دفعه بعد میبینمت باشه؟ ممنون
خداحافظ، لونی ممنون
چکار داری میکنی؟
آشغال عوضی!
هی بسه!
چه مرگت شده؟
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
خیلی زیباست، خانم
درست عین نقاشی ونگوگ شده
شایدم بهتر
نباید بهتر بشه، آرماند
نسخۀ جعلی درست باید مثل نسخۀ اصلی بشه
اِسمه، حمام رو واستون آماده کردن، خانم
و امروز جک، خانم مالیکا رو از مدرسه میارن
داری منو بدعادت میکنی، آرماند
خانم...
سعی کردم جلوشون رو بگیرم اما اصرار کردن
آه، لعنتی نه
- نه جیکوب
- دست به اون پوپوی غاز نزن
تقصیر موریه. همیشه...
خواهر، التماس دعا
گوه نخور بابا
فکر کرد بهتره من صحبت کنم
چی دوست داری؟ خفهت کنم؟
بکنمش تو حلقت؟ یا بکنمش تو کونت؟
عاشق لاس زدنتم
No comments yet. Be the first to leave one.