La unuaj 200 linioj.
مامان؟
.باشه
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
فصل سوم قسمت دوم اصل انتخاب محدودشده
.این داستانی واقعی است
رویدادهای به تصویر کشیده شده .در مینهسوتا در 2010 رخ داده
.خدایا
به درخواست بازماندگان .اسامی تغییر کردهاند
به احترام مردگان .بقیه دقیقا همانطور که اتفاق افتادهاند گفته شده
فیلمنامه علمی-تخیلی .جایزه سیاره طلایی را میبرد
.هی، رییس
.فکر کردم گفتیم ساعت 9
.آره
.اما رییس جدید زود پیداش شد
اول از همه میخواد .تمام اداره رو جمع کنه
خب، از اونجایی که اداره ...فقط تو و منیم
.گفتم بیام پیشت و ببرمت
اووه، اوه قهوهس؟
همون جعبهای که از "انیس" گرفتی؟
نیتن" پیش باباشه؟"
.امیدوارم
..."فکر میکنی این یارو "تادیوس موبلی
یه ربطی با قتل داشته؟
...فکر کنم باید داشته باشه
..."اینطور که میبینم چطوری "انیس استاسی
"و این "تادیوس موبلی .چطوری یکی و مثل هم بودن
دوباره بگو؟
چطوریه که دوباره اومدی تو آشپزخونه من؟
،اوه، رییس .خب رییس جدید
.اوه، درسته، اداره
...خب
بیا بریم ببینیم .هنوزم کاری دارم یا نه
Untranslated Line -
بعدا به کالبدشکافی سر میزنی؟
.بینیشو چسب زدن و دهنشو بستن
داریم فکر میکنیم که مرگ یه جورایی نامعلومه؟
.فکر نکنم
محل رو خط کشیدی؟
گزارشی از مشتریهای عجیب نیست؟
...خب، "ارل" تو پمپ بنزین
.گفته که شاید یه مشتری عجیب داشته
چطوری عجیب؟
ران"؟، الو؟"
.الو - .منم -
الو؟
ران"؟ صدامو میشنوی؟" - تویی "گلوریا"؟ -
...میخواستم از "نیتن" خبر بگیرم، مطمئن بشم که
.خوب نمیتونم صداتو بشنوم
.ران"، "گلوریا"م" - الو؟ -
...صبر کن، بهت زنگ میزنم - چیه؟ -
.خدایا
همسر تو هم این کار رو میکنه؟
کی؟
...هر بار که زنگ میزنم
.انگار که تو یه فیلم صامتم
.کتابخونه عمومی دره بهشت
.صبر کن، تفنگمو فراموش کردم
.من اینجام، درسته؟ منو میبینی
سوال گمراهکنندهس؟
.نگهش دار
.همینو گفت
این آقای "وی.ام .وارگا"؟
...بله. و بهتره ما
...زمانی که به وام نیاز داشتیم
.باید میاومدیم پیش تو
میدونی که "وی.ام" مخفف چیه؟
...یک میلیون دلار از مردی قرض کردین
.بدون این اسم کوچیکشو بدونین
...میدونم که چطوری - .سوال نیست -
.فقط دارم میزان حماقت رو بررسی میکنم
.هی، هی - ...ارو"، بیخیال" -
...مجبور نیستیم
.از طرف ما کلی تجارت گیرت میاد
که، پسرک، متوقف میشه وقتی که
.به خاطر پولشویی دستگیرتون میکنن
...در اون موقع، تمام تجارتت
.به دست دادستان میافته
...و میتونم "بروس لیپشتز" رو در
دفتر مینیاپولیسمون پیشنهاد کنم؟
...ما دنبال - .ارو"، سر کارمون نذار" -
.میخوام یکم در مورد این یارو تحقیق کنی، ظاهرش
...حالا، کارتشو بهت دادیم
.و کارتی که نمایندهش پارسال بهمون داد
...سند وام رو داری
که در این مورد یه شماره تلفن .و یه آدرس پستی ـه
همینطور شماره شناسایی .یه شرکت هم هست
...پس مگر اینکه مغز یه میمون رو داشته باشی
...شاید بتونی
تو فیسبوک با این عوضی دوست بشی و در .عوض یه چیزی بهش پیشنهاد بدی
و بعدش؟
...بعدش مجبورش میکنیم پولشو پس بگیره
.و فراموش کنه که اصلا ما رو دیده
استلا" چطوره؟"
.آره، خوبه
فکر میکنی زیادی بهش سخت گرفتم؟
ارو"؟"
."ری"
.تو مهمونی سالگرد
...ببین، اون، مدت زیادی ـه که میاد سراغت
.بهش نه میگی
...مگه همیشه من
.مثل یه ساعت سوسیسی .قابل اعتماد. تو اینطوریی
...خب اون بهتره - ...آره، اما -
...نگاهش کن، نرو
.مدتی زیادی که با هم دوستیم
.اینجا مهربون و نرم نشو
.در موردش حرف زدیم .برای خوبی خودشه
...یه مردی اونطوری
...که عادت داره بقیه رو برای اشتباهاتش سرزنش کنه
.شاید بهتر بود تمبر رو بهش میدادم
برای چی؟
فکر میکنی مرتبش میکنه؟
.دفعه بعد میخواد بیاد سودشو بگیره
.حسادته، هیولای سبز
.برادرت یه بازندهس - .بازنده نیست -
خب، خیلی خوب .داره اداشو درمیاره
.و تو هم همون پارکینگ گنده لعنتی مینهسوتایی
.اون تمبر رو نمیخواد رفیق
.زندگیتو میخواد
دب"؟"
چه کار میکنه؟
اینتر" رو زدی؟"
اینتر" چیه؟"
...یه
...حالا چه کار
!صبر کن
چی شد؟
...من
...چه
.نمیدونم
.همینطوری رفت
.مال خودمو چک میکنم
.مال منم همینطوره
از برقه؟
.یعنی میگم چراغها که روشنن
به اون متخصص آی.تی .که "شیرلی" میشناسه زنگ میزنم
.(همینطور که بلغاریها میگن "زدراوته" (سلام
ببخشید؟
."چینیها میگن "نی هائو
اهالی کورسیکا .از "سالوت" ساده استفاده میکنن
.و "گوتن تاگ" اگر آلمانی باشی
اون، اونا با تو هستن؟
.حدس بزن
چی؟
چونکه با هم رسیدیم .با هم هستیم. حدس بزن
خب هستین؟ - .بله -
.اونو نمیتونی اینجا پارک کنی
.یه حکم از طرف شهرداری داریم
.نه، اصلا اشکالی نداره
"آقای "استاسی .خودش این اجازه رو بهم داد
کی؟
.کارفرمات
...نشونی که بالا سرته رو میبینی که
و چطوری مردی که اینقدر ...به منطق علاقه داره
...ممکنه ارتباطی رو
.با اسمی که همین الان گفتمش ربط بده
.رییست
.ببین، آقا - .کارمون اینجا تمومه -
.باشه پس، اشکالی نداره
.همونطور که گفت، اجازه داره
."نه، نمیگم از طرف آقای "استاسی
...نمیخوام این فکر رو درست کنم
.که علم غیب دارم
.دونستن چیزی قبل از اینکه اتفاق بیافته
.اجازه دارن .میتونن اونجا پارک کنن
.ممنون
Untranslated Line -
این مزخرف رو تو روزنامه دیدی؟
...یه پیرمرد تو حومه شهر
.تا دم در خونهش کشیده شده، اونو بستن
یه فروشگاه معمولی رو اداره میکرده .و یه معتادی اومده تو
.فکر کرده که اون پول صندوق رو با خودش میبره خونه
."انیس استاسی"
.هشتادودو ساله
.انگار که تو مینهسوتا بزرگ نشده باشم
.این بهت میگم
.یه تراژدی ـه
چیزی میخوای؟
...اوه
.شاید یه مشکل، هنوز مطمئن نیستم
..."فقط، این یارو "وارگا
.یه تماس از پارکینگ "اوکبریج" داشتم
همون بالایی ـه؟
.نه، پایینیه، زیر بزرگراه
.ترافیک زیادی نداره - .درسته -
دوباره بگو چرا اونو خریدیم؟
...فکر میکردی که بیپروایی ـه
.یه سرمایهگذاری بلند مدت
.شاید یه روزی تبدیل به مجتمع آپارتمانی بشه
.درسته
.بهتره در موردش با "استن گروسمن" حرف بزنیم
.آبها رو آزمایش کن
.آره، یادداشت برمیدارم
به هر حال، به نظر میرسه .یه ماشین بزرگ اونجا پارک شده
تو پارکینگ؟
.خب، برخلاف قوانینه
.خب، باشه، اونم هست
اما نکته مهمش اینه که چی توشه؟
.و با تشدیدش یکم اذیت میشم
پول قرض گرفته یه چیزه، اما این؟
No comments yet. Be the first to leave one.