La unuaj 200 linioj.
- چيزي خوردي؟ - نه
هي ببين اين چيه؟ پيک نيک؟ يالا بريم مرد ده دقيقه تا رفتن وقت داريم
- يک مشت بهم بزن - داريش
چيزي از اطلاعات ال . اي . پي . دي در مورد همچين چيزي نگرفتيد؟
- هنوز نه قربان - البته که نه
براي اينکه ما که يک تيم ضد تروريسم و خيلي هم مخفي هستيم نشستيم
و داريم انگشتامون رو ميشکونيم و هيچي اتفاق نمي افته
حوزه ي کلانتر؟ پليس فرودگاه؟
هنوز منتظريم ولي اينترپل اصرار رو اين داره که اون تو تريپولي هستش
آره خوبه تو فقط به اون ماهواره ي ميليون دلاري اعتماد کن باشه؟
من به يک جاسوس ده دلاري هم تو اين پرونده اعتماد مي کنم
- شاون ، ببين - چيه؟
براي چي يکم استراحت نمي کني ، باشه؟
ما وقتي استراحت مي کنيم که اين پرونده استراحت کنه ، باشه؟
هللويا
هللويا ، هللويا ، هللويا
هللويا
هللويا ، هللويا
براي خداي قادر و متعال
هللو ، هللو ، هللويا
براي خداي قادر و متعال
هللو ، هللو ، هللو ، هللو ، هللويا
براي خداي قادر و متعال
هللويا
- و او مي بايست تا ابد حکفرما باشد - من واقعا از مسيح لذت نبردم
- در حقيقت فکر ميکنم که اون يک سوراخ لعنتي هستش - و او مي بايست تا ابد حکفرما باشد
ولي صداي تو مثل يک هندل که شبيه يک نابغه هستش مي مونه
هللويا ، هللويا
هللويا ، هللويا
هللويا
هللويا ، هللويا
هللويا
ويکتور وقتي که ما اونو سرجاش نشونديم
اونوقت اصلاحيه چهارمو بکوبون سر من
- ممنون - قربان ، ببخشيد همسرتون روي خطه
شاون يک جت از فرودگاه اندرسون ميخواد پرواز کنه
حدس بزن کي پول اين جت رو داده؟ پالکس تروي
- يکي از آدم هامون رو بزار تو هواپيما - صبر کن ، ما هنوز هيچ نشونه ايي نداريم مبني بر اينکه کستر اونجا باشه
پالکس هيچ وفت بدون برادر بزرگش پرواز نمي کنه
تو 26 دقيقه دير کردي بدنه مناسب نيست، مگه نه؟
آره من به تو لعنتي گفتم که جنس پلاستيکي
بي ارزش کره شمالي رو گرو نزار
بدنه عين يک کاندوم چسبيده
تو که از پرواز کردن منصرف نشدي ، شدي؟
خب تا کي ميخواي که من اينجا بشينم و با انگشتام ور برم؟
من پول جت رو دادم بعضي موقع ها نجاتمون ميده
اين چيزيه که پسرها هستند ، که از چهره هاي معروف مخفي بشن
اگر من تو رو اينقدر دوست نداشتم من حتما مي کشتمت ، برو
از اينکه من رو "برو" صدا کني متنفرم
شماها از اون پول گرفتيد که از من در مقابل هر کسي دفاع کنيد
بانضمام خودش
و تو روز هجدهم از مرکز شهر دور باشيد اون روز يکم هوا مه آلود ميشه (منظور ترکيدن بمب است)ِ
باشه مسافران من اينجان من بايد برم
بريم بريم من خسته ام
- بفرمائيد - آفرين
زماني که در هوا هستيم چيز ديگه ايي هم ميخوايد؟
اوه ، آره يک هلو
بشين ، بيا اينجا
ميدوني من آه من ميتونم يک هلو رو براي چند ساعت بخورم
آم ، بيا اينجا
اگر من برات گل بفرستم کجا تو ....
نه صبر کن ، بزار اصلاحش کنم
اگر من بهت اجازه بدم که زبونم رو بمکي
متشکر ميشي؟
يک نفر تو باند فرودگاه هستش
از رو من برو کنار
- آرچر - اف بي آي
اين تفنگ خيلي بزرگيه اين هواپيما لعنتي رو بلند کن
يالا ، خودشه
- يالا ، بريم - ميخواي با اين جوجه با يک هواپيما بجنگي؟
يالا
- اون وينتر رو گرگان گرفته ، خدا لعنتت کنه - شاون
همه ي واحدها دنبال من بيان
نزديکش شيد
اين مال توئه ، شاون؟
لعنتي
بيا بيرون ، يالا
خدا لعنتت کنه ، شاون
همين الان بنلدش کن
- پرواز - نميتونم
پرواز ، هرزه
همه ي واحدها دنبال آرچر بريد و راهش رو ادامه بديد
چه گهي داري ميخوري؟
يکي از موتورها از کار افتاده بايد وايسيم
تکون بخور ، تکون بخور
پالکس
- کز - بيا اينجا
بدش به من اون مال منه
کز
آشيانه رو محاصره کنيد
برکلي ، بخواب
بخواب
تسيلم شو ، کستر
خب تو بهتره که من رو بزني براي اينکه فقط يک تير برات مونده
پس اينکار رو ميکنم
ووآ . يک چيزي هاي مشترکي داريم
هردومون اسلحه هامون رو ميشناسيم
چيز مشترکي که نداريم اينه که من اهميت نميدم که تو زنده بموني يا نه
شاون ، اون ضربه
تو هيچ شوخي ايي نداري ، درسته؟
براي چي با ما نميايي؟ تروريسم بودن رو براي پول گرفتن نميخواي؟
- ما همه رو ميبريم رو هوا خوش ميگذره - خفه خون بگير
مواظب حرف زدنت باش
ما لياقت همه ي مجازات هاي درجه اول جهنم رو دارم
ولي من بهت اين گه مقدس رو ميدم اگر بزاري من و برادرم بريم
- کس شعره - اوه نه ، تو فکر مي کني من دارم بلوف ميزنم
شايدم اينطوري باشه شايدم نباشه
مهم تر اينه که با حبس کردن من ميخواي چيکار کني؟
.با زن و بچه ت بري ماشين سواري
بگو دخترت چطوره؟ الان ديگه بايد بزرگ شده باشه؟
جيني عزيز دختر کوچولوم
بالغ شده؟
باشه
باشه
مامور پليس ، بهم شليک نکن
من ترسيدم شاني
خب من فکر ميکنم بهتره که ماشه رو بکشي
براي اينکه برام مهم نيست
من آمادم
براي سواري بزرگ آماده باش عزيزم
خب ،شان قيافش شبيه الويس پريسلي شده
اين تقصير من نبوده چرا هيچ وقت کنارم نبودي؟
من هميشه کنارت بودم اما تو بايد بهم يک فرصت بدي
چي شده؟
اون دوباره معلق شده . يک بريديگي رو لباس هاش ديدم....
-يک دعوا رو شروع کرده - درسته پدر حتي ازم نپرس چه اتفاقي افتاده
باشه ، چه اتفاقي افتاده؟
- آه ، که اينطور - کساني مثل تو هيچ وقت منو نميفهمن
جيمي ببين اين آسون نيست باشه؟
منظورم اينه که تو هر هفته چهره ات رو تغيير ميدي
.و اين اداها رو درمياري ميخواي مثل کي باشي؟
ميخوام که خودم باشم
نه به اندازه ي سر سوزن شبيه تو باشم
من امشب بايد کار کنم
من بهت زنگ زدم و 10 دقيقه هم منتظر موندم ولي بيشتر از اون نميتونستم منتظر بمونم
گرفتمش ، ايو
تموم شد
تموم شد
اوه ، شاون
قول ميدم که دوباره همه چي رو براي تو و جيمي بسازم
...درخواست يه کار پشت ميزي ميدم ...در خواست رايزني براي صحبت درباره مايک ميدم
هر کاري رو که بخواي برات انجام ميدم
من فقط تو رو ميخوام
براي اينکه چيزي رو که ميخواستي بدست اووردي
خوشحالي؟
اره آره
اين کارها براي چيه؟
قربان سي آي اي اين رو فرستاده
نميدونستم اونا از اين چيزها هم دارن برش گردون
نه ، صبر کن
چطور درباره ، آه
پس اندرسون و مانگامري
برکلي
پينکس, جينايلي, وينترز چي ميشن؟
لوميس چطوره؟
آه به يک جراحي کوچيک نياز داره اما
اون خوب ميشه
- چه خبر؟ - خبرهاي مخصوص ، اونا خبر ميخوان
فراموشش کن من وقتش رو ندارم
بهتر وقتش رو داشته باشي ، شاون
اينو از اون هواپيماي داغون شده پيدا کرديم
در کيف پالکس تروي پيدا شد
بدنه ي چيني
محفظه ي گرمايي
گاز اعصاب و محموله بيولوژيکى
به اندازه ي کافي قوي هستش که تا چند مايل رو با خاک يکسان کنه
بستگي داره وضعيت باد چطور باشه
اونوقت جنگ خليج در مقابل غبارش بايد لنگ بندازه
.يه طاعون انجيلي براي لس آنجلس
کجاست؟ پالکس کجاست؟
اگر تو بمب رو نساختي پس براي چي نقشه اش رو تو اون ديسکت داشتي؟
يعني هر چي جنايت تو اين کشور انجام ميشه به من ختم ميشه؟
- من به بمب علاقه داشتم - من تا برادرم رو نبينم يک کلمه هم حرف نميزنم
پيشرفتي داشتيد؟
- من ميخوام که 10دقيقه با اين يارو تنها باشم - آه ، يک استراحت بهش بده
تو کستر رو گرفتي. فقط برو خونه
ببين ما نميخوايم به خاطر ناراحت بودن تو اين شهر رو تخيله کنيم
بببين من به اندازه ي کافي کستر رو ميشناسم که براش ناراحت باشم
ميدوني چيه ، فقط هر کاري رو که کميته ميگه انچام بده
ما ميتونم يک مامور تو سلولش بزاريم شايد پالکس يک سوتي بده و از دهنش چيزي بپره
آه بي خيال اون عوضي تر از اين حرفاست
اون با تنها کسي که در مورد بمب حرف ميزنه برادرشه که اونم مرده
هيچ راه ديگه ايي وجود نداره
اوه خدا شما زنده ش نگه داشتيد
آروم باش آرچر ، اون هيچي رو حس نميکنه
اوه
چي ميشه که اگر ما ميتونستيم يک نفر رو وارد زندان کنيم
اونم کاملا با شکل و قيافه کستر تروي؟
اصلا از چيزي که داري دربارش صحبت مي کني خبر ندارم
بزار من امتحان کنم . ملکون واش
- من مسئول واحد پشتياني زيستي براي ماموريت هاي ويژه ام -من تو رو ميشناسم
- ولي نميدوني که چيکار ميتونم بکنم -جداً
تغيير دادن اجزاي بدن
دکتر والش ميتونه اعضاي بدن و حتي صداي آدم رو به مسئولان دولتي و هر کس ديگه ايي تغيير بده
.گمان کنم اين بيمار رو بشناسي
ما مجبور شديم که براي دوستت لوئيس يک گوش جديد از گوش آسيب ديده اش درست کنيم
جراحي ايي که ما برات مي کنيم براي هميشه نيست و يه چيز
موقتي هستش
بيا اينجا
ما ميتونيم اين حالت رو چند روز نگه داريم نه چند هفته
No comments yet. Be the first to leave one.