Bangkok Hilton

Bangkok Hilton

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

Bangkok Hilton E2
Komentaĵo de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Bangkok Hilton زیرنویس فارسی سریال

Etikedoj

other
Publikigita je: 2026-01-28
Elŝutoj: 15
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

بانکوک هیلتون - قسمت دوم

فلمینگ، تلفن

دارم می‌رم. کور هستم ولی کر که نیستم

صبح بخیر! منزل استنتون‌ها

جناب جیمز استنتون، لطفا

بگم کی تماس گرفته؟ اون منو نمی‌شناسه

اسمم کاتریناست. برادرزاده‌ش هستم

متاسفم، شماره رو اشتباه گرفتید. آقای استنتون برادرزاده‌ای ندارن

آقای جیمز برادری به اسم هارولد استنتون دارن؟ - بله

هارولد استنتون پدر منه. پشت خط بمونید خانم

صبح بخیر. خانم استنتون، درسته؟ بله

فکر کنم باید همدیگه رو ببینیم. آدرس رو دارید؟

بله، دارم. ساعت ۴ می‌تونید بیاید؟

۴ همون ساعت

همه‌ی این‌ها نشون می‌ده که اون پدرمه. این‌طور به نظر می‌رسه، نه؟

می‌گید ازدواج کرده بودید؟ نه، نکردم

انگار دیگه کسی به ازدواج اهمیت نمی‌ده

یه دختر دارم که با دوست‌پسرش زندگی می‌کنه. خوشم نمی‌آد، ولی کاری از دستم برمی‌آد؟

احتمالا نه

خب، کجاست؟ آقای استنتون، اون کجاست؟

ما با هم توی این خونه بزرگ شدیم

اون برادر بزرگم بود. خیلی دوسش داشتم

اما اگه همین الان در بزنه، بلافاصله بیرونش می‌کنم

این فقط حرف نیست. سال‌ها پیش هم دقیقاً همین کارو کردم

نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده بود، اما

همون‌طور که گفتید، مال سال‌ها پیشه

بعضی چیزها هیچ‌وقت کمرنگ نمی‌شن. اون قلب پدر رو شکست

پدرمون یه سرباز بود

قبل از هر چیز، معتقد بود که جایگاه آدم فقط مزایا نیست، بلکه مسئولیت هم هست

از نظر اون، «هَل»

یه بزدل بود

و از نظر شما؟

از نظر من... اون خیلی وقته که دیگه عضوی از این خانواده نیست

چرا باید برمی‌گشت وقتی یه غریبه شده بود؟

من از این حرف‌ها سر در نمی‌آرم. تنها چیزی که می‌دونم اینه که می‌خوام پیداش کنم

اینجا کیه؟ پدر من کیه؟

اون مرده، خانم جوان. هل استنتون دیگه وجود نداره

هیچ‌کس با همچین اسمی هرگز تو این خونه زندگی نکرده

من این‌همه راه اومدم و شما نمی‌خواید بگید کجاست؟

متاسفم، ولی من قرار نیست کسی رو متقاعد کنم

فلمینگ راهنمایی‌تون می‌کنه

خیلی وقته برای این خانواده کار می‌کنی؟ بله

پدرم رو می‌شناختی؟ من مستر «هل» رو می‌شناختم

من از پیش آقای استنتون می‌آم، چون به کمک نیاز داریم. - می‌دونم چی می‌خوای

اون کجاست آقای فلمینگ؟ نمی‌دونم

اگه می‌دونستم، بهتون می‌گفتم. این خونه زندگیِ منه

درک می‌کنم، اما فکر می‌کنم حق دارم که بدونم

هر فکری که بکنید خانم، هیچ‌کس جز شما از نبش‌قبر کردن گذشته خوشحال نمی‌شه

نه من، نه آقای جیمز، و از همه کمتر اون مردی که بهش می‌گید پدر

من اومدم اینجا که توی گذشته جستجو کنم

اومدم اینجا چون تنها جایی بود که می‌تونستم ازش شروع کنم. همین

اگه اشتباه می‌کنم بگو، ولی فکر کنم واضح گفتی که این موضوع به تو مربوط نمی‌شه

مگه نه؟

همین‌طوره. پس قضیه تمومه

آدرس استرالیام رو براتون می‌ذارم

هیچ‌وقت معلوم نمی‌کنه. شاید یه چیزی پیش اومد

یا بهتر از اون، شاید یه نفر نظرش عوض شد

کی تشریف می‌برید خانم؟ در اولین فرصت

یه کار دیگه هست که باید انجام بدید. چی؟

دیدن خونه‌ی عروسکی

سلام، بفرمایید؟ می‌خواستم بلیطم رو جابه‌جا کنم

برای کی؟ اگه بشه برای فردا

فردا عید پاکه، می‌ترسم همه‌ی پروازها پر باشن

اولین پرواز خالی ۲۹ مارسه. هشت روز دیگه؟

بله

رزروتون رو برای ۲۹‌ام تغییر می‌دم، اما ممکنه زودتر هم جا باز بشه

باهامون تماس بگیرید، شاید شانس بیارید

فکر کنم شاید شانس بیاری

من دارم پرواز لندن به سیدنی رو برای دو روز دیگه لغو می‌کنم

اتفاقی مکالمه‌تون رو شنیدم. امیدوارم ناراحت نشده باشید

برای کلاس اکونومی. براتون خوبه؟ - بله، عالیه

می‌خواستم ببینم ما دوتا می‌تونیم به این خانم جوان کمک کنیم؟

معمولاً این‌طوری نمی‌شه

سیستم اولویت‌بندی داره. نفرات اول لیست مقدم هستن

سیستم. مشکل سیستم اینه که خیلی خشک و سفت‌وسخته

شرط می‌بندم ایشون اصلاً نمی‌دونستن عید پاکه

بی‌خیال گیل... بذار تعطیلات بهش خوش بگذره

نباید این رو به کسی بگید. این کارِ منه

من آرکی هستم، آرکی ریگان. کاترینا استنتون

کاترینا؟

اسم قشنگیه

کجا اقامت داری؟ توی های‌گِیت

می‌شناسمش، یه بار اونجا رفتم چیزی بخورم. هنوز دارم پولش رو پس می‌دم

می‌خوای همراهیت کنم؟

لازم نیست این کار رو بکنی. تا همین‌جا هم خیلی زحمت کشیدی

مشکلی نیست. واقعاً خوشحال می‌شم

خیلی ساکتی

لابد این‌جوریم دیگه

چیزی شده؟ نه

من توی این‌جور چیزها زیاد خوب نیستم

عادت داشتم که... بگذریم

متاسفم

آسم دارم. مسخره‌ست

ببخشید

خیلی خجالت می‌کشم

اوه، نه. این‌طوری نگو. اصلاً بهش فکر هم نکن

می‌دونم سخته، می‌دونم ترسناکه

اما نباید به خاطرش احساس گناه کنی

لازم نیست جلوی من معذب باشی

ببین... جای سوزن‌ها رو

دیابت دارم. روزی دوبار

لعنت به من اگه بذارم این موضوع باعث خجالتم بشه

خب، دیگه عذرخواهی بی عذرخواهی، باشه؟

باشه؟ - باشه

چند وقته اینجایی؟ دو روز

واسه چی می‌ری؟ لابد خیلی از اونجا خوشت اومده

تو چی؟ من اینجا زندگی می‌کنم

سال پیش برای کار اومدم اینجا. عکاس خبری هستم ۵

معمولاً کل دنیا رو می‌گردم و عکس‌هایی می‌گیرم که صبحونه رو به کام آدم زهر می‌کنه

اما اینجا رو دوست دارم. بافرهنگ‌تر از نیویورکه

برای کی کار می‌کنی؟ هر کی بیشتر پول بده. فریمن

چرا می‌ری استرالیا؟ کاکادو، کیمبرلی، راک

و «جین»، دختری که قرار بود باهاش برم، پاش شکست

من هیچ‌کسی رو توی استرالیا نمی‌شناسم و می‌خواستم چهار هفته رو تنها بگذرونم

حالا که اینجاییم، می‌تونیم با هم یه گشتی بزنیم

شما دوتا شبیه همید

ببخشید. چطور شد که پات آسیب دید؟

توی تصادف رانندگی؟

جین تصادف کرد. توی همرسمیت صدمه دید

من توی افغانستان زخمی شدم

همون‌طور که گفتم، مشکلی نیست. فقط به خاطر بلیط‌ها نیست

به خاطر پیاده‌روی‌ها و هم‌صحبتی‌مونه

اگه یه وقت اومدی استرالیا

یه کم دورتر زندگی می‌کنم ولی خونه‌م عالیه

گاردبریج؟ - بله

ممنونم

خداحافظ. - بله

الو. سلام، منم

کجایی؟ - تو باجه تلفنِ نبش خیابون، توی فلیت

گوش کن، ممکنه یه زمانی با من بیای بیرون چیزی بنوشیم؟

نوشیدنی؟ آره، دیگه، یه چیزی با هم بخوریم

خب، البته. خیلی خوب می‌شه. عالیه! توی سالن؟

آره، یه دقیقه دیگه می‌بینمت. باشه

فعلاً

چی باعث شده بیای لندن؟ یه موضوع خانوادگی

دنبال فک‌وفامیلی. شانسی داشتی؟

نه، واقعاً نه. اون نمی‌خواد که پیداش کنم

مطمئنی که به اندازه‌ی کافی تلاش کردی؟

فکر نمی‌کنم کسی بتونه همین‌طوری غیب بشه

این همون فامیلته؟ تا حالا ندیده بودمش

دقیقاً چی درباره‌ش می‌دونی؟ اسمش رو؟

می‌دونستم چی کاره بوده ولی الان دیگه مطمئن نیستم

شغلش؟ وکیل بود... و سرباز

توی کدوم ارتش؟ بریتانیا

پس باید از همین‌جا شروع کرد. هر کسی از خودش یه ردی به جا می‌ذاره

می‌خوای این تئوری رو امتحان کنی؟ آره، می‌خوام

ولی مطمئنی وقتش رو داری؟ آره، وقت دارم

اول وقت فردا صبح. باشه

وزارت دفاع

هارولد استنتون، سروان. متولد اسکس اسکوئر

۱۹۳۹ ورود به خدمت ۱۲ آوریل

بعدش... نوامبر... همینه؟

۱۹۴۶ دیگه چی؟ دادگاه نظامی، ۱۴ اوت

اخراج خفت‌بار از ارتش

همینه. فقط چند خط توی پرونده

سخته که عدالت رو نشون بده، مگه نه؟

کدوم عدالت؟ اون زمان موضوع خیلی مهمی بود

اونا توی اردوگاه نظامی ژاپنی‌ها زندانی بودن

هشت نفر بودن که یک سال برای فرار نقشه کشیدن

همون شبی که فرار کردن، اون بهشون خیانت کرد

ژاپنی‌ها سرشون رو بریدن... حتماً می‌خواسته جنگ هیچ‌وقت تموم نشه

بعد از دادگاه نظامی چه اتفاقی براش افتاد؟ هیچی ثبت نشده

یادمه خیلیا می‌خواستن بکشنش

اما فکر کنم دیگه همه‌چیز حل شده

می‌دونی که، اونا همیشه هوای همدیگه رو دارن

همه‌چیز توی روزنامه‌ها بود

اوت ۱۴

اون کیه؟ پدرمه

فکر کنم به زمان نیاز داشته باشی. - بله

باشه، بعداً باهات تماس می‌گیرم

هرچی رو که بود خوندم. پدرم توی بانکوک بزرگ شده و به عنوان سرباز به اونجا برگشته

اون الان اونجا زندگی می‌کنه، درسته؟ خیلی زود نتیجه‌گیری کردی

فقط دارم می‌پرسم، همین. اون توی بانکوکه؟

اگه همه رو خوندی، لابد همه چیز رو می‌دونی

نه کاملاً همه چیز رو

می‌دونم اونقدرها که شما فکر می‌کنید مقصر نیست

اون هیچ‌وقت حرف ژاپنی‌ها رو تکذیب نکرد

می‌دونم توی دادگاه چی گذشت

پرونده رو مطالعه کردم و دفاعیاتش رو می‌دونم

اگه به ژاپنی‌ها نمی‌گفت، اونا دست به سرکوب می‌زدن

ده‌ها نفر از آدم‌هاش کشته می‌شدن

همینه. همه این رو گفتن. نه، نه همه

مخصوصاً نه دادگاه

دادگاه همچین دفاعیه‌ای رو رد کرد

قوانین خدمت مشخصه. وظیفه‌ی سرباز فرار کردنه

هشت نفر در تلاش برای انجام وظیفه‌شون مردن. به لطف اون

اون هنوز برادرته. هر چی هم بگی، نمی‌تونی عوضش کنی

من همین الانش هم عوضش کردم

هل استنتون دیگه وجود نداره

هر بار اسمش رو می‌آرم عصبی می‌شی

چرا آقای استنتون؟ فقط بگو

چرا؟

شامِ امشب؟ ساعت ۸ توی لابی منتظرتم. - آرکی

خانم استنتون، از پذیرش باهاتون تماس گرفتن

بله

جیمز استنتون هستم. پایین توی لابی‌ام

خانم استنتون، می‌تونیم صحبت کنیم؟

بله، بفرمایید بالا

بفرمایید. ممنونم

وقتتون رو زیاد نمی‌گیرم، فقط یه لحظه

Bangkok Hilton subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bangkok Hilton

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left