La unuaj 200 linioj.
آنچه گذشت
داری پیشنهاد میکنی که کمکم میکنی پسرمو پیدا کنم ؟
من میخوام جفت پسرامونو پیدا کنیم.
به کمکت نیاز دارم
اولیور میاد برای ما
آره ، روش حساب کردم خواهر
ادریان ، پسرم کجاست ؟
وقتی به هواپیما برسیم من سوارش نمیشم.
- چی ؟ - من ویلیامو ول نمیکنم.
این کارو نکن.
اون تو کل جزیره بمب
جاگذاری کرده.
اونا یه جورایی به یه سوییچ_ مرد مرده وصلن (یعنی به وسیله ی مردن یک شخص فعال میشن)
اگه بمیره کل شهر منفجر میشه.
ویلیام ، بیا اینجا
خوبی ؟ حالت خوبه ؟
میخواد که بکشیش
که هممون کشته شیم.
نه ، ادرین
من تو محوطه ام خبری از فاوست نیست.
تو آخرین مکانی که دیده شده هم نیست.
خب حکمش که هست.
اگه فاوست داره از بمب تغیییر عقیده میده به موشک
باعث میشه فکر کنی که دیگه چه چیزایی عوض شدن.
دقیقا ، حواسا جمع.
رئیس گفت حواسا جمع ، رفیق
فاست ، همه تموم شدن.
عذرخواهیم رو پذیرا باشید.
یک دقیقه بیشتر طول نخواهد کشید.
اگه موقعیتشو داشتین
به شهردارتون بگین که
دفعه بعد که یه نفر تهدید کرد که شهرو
با موشکای بالیستیک میزنه
باید هزینشو پرداخت کنه.
نا امید کننده.
اون یه اِمجیاِم ۱۴۰ـه
یعنی شلیک کن و فراموش.
دیگه نمیشه متوقفش کرد.
نمیتونی خنثی کنیش.
نه ، ولی یه دوست خیلی باهوش دارم که میتونه.
تی-اسفیر من به سیستم امنیتی موشک نفوذ کرد
دارم میکشونمش سمت آب.
ناراحت به نظر میرسی.
انگار که انفجار خاطرات بدی رو به خاطرت آوردن.
چیس هواپیما رو خراب کرد
نمیتونیم از جزیره خارج شیم.
یه کشتی مهمات آرگوس تو ساحل شرق جزیره هست.
اون که اون سر جزیرست.
اسلید میدونه اون کجاست برید.
هی ! اولیور میگه یه قایق تو ساحل شرقیه
به موقع نمیرسین اونجا
- شانسمو امتحان میکنم - همیشه از این مرد بدم میومدد.
- الان چی کار کنیم؟ - هواپیما چی میشه ؟
فکر کردم گفتی که نمیتونی درستش کنی ؟
برای این که برای انفجار بشه سپرمون
- به نظر کافی میرسه. - اینجوریم نیست که کلی
- انتخاب دیگه داشته باشیم. - نه ، راست میگه ، باشه ؟
از هیچی بهتره ، بریم.
نه ، من باید ویلیامو پیدا کنم.
سامانتا
سامانتا
تو برو سمت هواپیما من میرم میگیرمش.
- مواظب باشین ، بریم - باید توی هواپیما باشیم
من 100 تا بمبو بدون تو جاخالی نمیدم.
- 250 تا - بریم بریم.
برین برین برین
این چه ؟
پرونده ی پلیس
برای جشن فارغ التحصیلی
به نظر میرسه که ترفیعمو
با وظیفه نوشتن سخنرانی بهم دادن.
- تو میتونی بنویسی ؟ - تو میتونی بخونی ؟
میتونم دهن جفتتونو سرویس کنم.
این ، آه... این خیلی خوبه رنه.
همش بهت میگم که رفیق
من روح یک شاعرو دارم
فکر نکنم تا حالا شنیده باشم که اینو گفته باشی.
کی از تو پرسید بلوند ؟
تو کاملا منحرف کردن یک موشک بالیستیک از طرف من
رو از دست دادی راستی.
اوه ، پسر ، خوب یه بار دیده بودم که این کارو انجام بدی.
خیلی خوب ، همونطور که سفارش دادی
یه سه طبقه به همراه بیماری قلبی به کنارش.
قضاوتم نکن.
آه ، اره ، این برای توئه.
سورپرایز این برا توئه
بفرمایید
- مرسی - خواهش میکنم.
ببخشید که نبودم.
تقریبا مجبور شدم مامانمو بزنم بیهوش کنم
تا بتونم یه پرواز براش بگیرم که بره وگاس.
- نمیخواست بره - اشکال نداره
تحت کنترل داشتیم شرایطو.
آره ، حتی بدون داینا
راه زیادی رو تو یه سال اومدیم.
آره ، تقریبا قدردان اون موقع هایی میشم
که اولیور میزد دهنمونو سرویس میکرد
من میرم خونه.
باهات میام.
واو ، 5 ماه شده و اونا هنوز ضایع بازی
در میارن.
شنیدم.
آره ، درمیارن.
آم ، برای ویلیامم یه خورده اون تو هست.
یه خورده سیب زمینی گرفتم بعدشم یه مینی چیزبرگر بعدش یه برگر
بدون چیز ، چون مطمئن نبودم به لاکتوز حساسیت...
فکر میکنی برای سه نفر کافی باشه ؟
اوه ، خب ، من خوردم یه چیزایی
مگه این که داری اینو میگی
چون فکر میکنی الان زمان خوبیه
دوست داری تنها باشی نه دوس ندارم تنها باشم
دوس دارم با چند نفر باشم.
میدونم که راجبش صحبت کردیم
و این که اون داره به من عادت میکنه
و ممکنه که یه خورده براش عجیب باشه
یعنی گیج کننده باشه
برای ما ، برای من ، برای تو
امشب نه یه شب دیگه
قول ؟
قول.
باشه.
هی ، به من نگاه کن
مامانم کجاست ؟
آره ، نه من میرم دنبال مامانت
ولی ولی ، جزیره اتفاقی که افتاد
خیلی ترسناکه تو لب ساحل جات امن تره
متوجهی ؟
چی شد ؟
اون مردی که تورو گرفت وقتی که
انفجار هارو دیدیم ، باشه ؟ ، اون این کارو کرد
اون گفت تو پدر منی.
من میرم مادرتو پیدا کنم.
من میرم پیداش کنم و مطمئن شم که جاش امنه.
بهت قول میدم ، ولی تو باید همینجا بمونی ، باشه ؟
آفرین
اون غذا آشغاله.
واسه همین بچه ها دوسش دارن رایسا.
امروز چیکارا کرد.
مدرسه ی جدید سخته.
چند ماهی شده.
تو خودت هم سنش که بودی نمیتونستی خودتو تو جمع جا کنی.
چی ؟ چی میگی ؟
من تامی رو داشتم.
من یه رفیق که باعث میشد
وارد دردسر شی رو جا شدن تو جمع نمیگم.
نکته ی خوبی بود.
هی بچه.
شام آوردم خونه.
گشنم نیست.
مدرسه چطوره ؟
خوبه.
دوست پیدا کردی ؟
این هفته ، بیا بریم بازی راکتز و ببینیم.
میدونی ، به عنوان شهردار صندلی های خیلی خوبی...
من خستم ، میرم بخوابم.
باشه ، شب بخیر. ویلیام
شب بخیر اولیور.
- راحتی ؟ - یه چی میاری که بنوشم ؟
اون دیگه به سروان من ربط داره.
مرسی باب ، از اینجا به بعدش با من.
از کجا اینجوری عضله در آوردی ؟
از تاب دادن کتلبل (یک نوع وسیله ی ورزشی)
مردای تفنگ دار ، عوضی
آره ، امشب داشتی با یه سری مزدور خیلی مجهز میگشتی
با توجه به حرف رفیق سبز پوشت
خیلی مجهز یعنی خیلی گرون.
تو داشتی تقریبا همونقدر برای استخدام کردنشون پول میدادی
که قرار بود از شهر پول در بیاری
پس داری میگی که نقشه ی بیزینسم اشکال داره ؟
خوب ، میشه یه نوشیدنی بیاری بخورم ؟
اگه انقدر دهنم خشک نبود
بهترم حرف میزدم.
چی میخوای ؟
هر چیز گاز داری جواب میده.
انقد اخمو نباش آقای بداخلاق
مشکلم این دیوانه نیست سروان
مشکلم کوئنتین لنسه نایب_ شهردار
قرار بود اینجا باشه تا برنامه های
فارغ التحصیلی آکادمی رو بررسی کنیم.
- خوب؟ - خوب قرارش یه ساعت پیش بوده.
خیلی خوب ، مشکلی نیست. میدونم کجاست
یه نوشابه ای چیزی واسه این ببر.
مرسی که اومدی.
کار درسته کردی که بهم اس ام اس دادی.
به اسپانسرم که نمیتونم زنگ بزنم.
چرا ؟
اگه بهش بگم که چرا میخوام مشروب بخورم
که چی کار کردم ، چرا اصلا کردم
آره ، فکر میکنه یه چی سنگین تر از مشروب خوردی.
انگار همه ی چیزی که دارم این حس گناهه.
و تمام کاری که میتونم بکنم اینه که بدوئم
و کجا بری ؟
ته این لیوانا.
خب ، تو قرار نیست اینکارو بکنی.
چون هم تو هم من میدونیم که
این چیزی که نیست که لارل میخواد
کدوم لارل ؟
عالیه
برام بازش کن.
هی ، اگه فکر میکنی میتونی ادعا کنی که پلیس علیهت خشونت به کار برده
No comments yet. Be the first to leave one.