La unuaj 200 linioj.
آنچه در مجموعه "The O.C" گذشت
گوینده: آنچه در مجموعه "دره" گذشت
زن: توی تارزانا بمون
آنچه در مجموعه "دره" گذشت
مرد: فکر میکنم اینجا توی تارزانا وصلهی ناجورم
این رو به خودت بدهکاری. بزن بیرون، خودت رو آزاد کن
چرا باید برم؟
تو اینجایی. دقیقاً
لوک؟ لوک فقط اومده بود هاردم رو دیفرگ کنه
خیلی جذاب شدی
جیمی: حالا، من رو ببخش
امکان نداره این واقعی باشه، مگه نه؟
منظورم اینه که... دیوونه شدم
باید تکلیف زندگیم رو معلوم کنم، رایان هم همینطور
مراقبش باش
میبینمت
ست: خب... بعدش موقع "عملیات" ساعتت رو باز کردی یا... دقیقاً کی؟
موقع انجام کار یا... دقیقاً کی؟
میخوای تو ماشین منتظر بمونی؟
میتونم اونها رو بردارم
باشه، فقط چند تا سوال دیگه
نمیفهمم. موقع معاشقه بازش کردی؟
قبل از معاشقه بود؟
اونجوری که خیلی خودخواهانه به نظر میاد
نه جدی. میتونی اون تو بمونی
رادیو روشن، شیشهها هم بالا
دوست دارم دستم باشه که بدونم چطوری پیش میرم
که ببینم دارم رکورد قبلیام رو میزنم یا نه. (ناله)
یه جورایی ماراتن سکسه
نه دوی سرعت. ببخشید؟ سلام
من همونم که زودتر زنگ زد
درباره ساعتی که اینجا جا مونده بود
آه، اتاق ۲۰۴، درسته؟
آره، یه دختر خیلی خوب اونجا اقامت داشت
خوشگل هم بود، نه؟
دوستدخترته؟
خب، این یکم معذبکننده شد
نه. نه، نیست ولی ممنون
اگه همچین دختری داشتی، پسر خوششانسی بودی
خیلی خب، ممنون بابت وقتتون
یا وقتِ اون ساعتِ مچی
مرسی، خیلی ممنون
یه روزی، به عقب نگاه میکنیم
و فقط به این قضایا میخندیم
و بازم میخندیم
حسابی میخندیم. البته نه به شوخی من
خودت که اوضاع رو میدونی
من خوبم، واقعاً
منظورم اینه که ترزا برگشته پیش ادی
همونجایی که باید باشه، مگه نه؟
آره! قطعاً. گوش کن پسر
الان موقعیت خوبیه برات، خب؟
این "رایان با لوح سفیده"
بالاخره، هیچ زنی رو نداری که بخوای ازش محافظت کنی
در برابر کارگرهای خشنِ کارخونه که ریش پروفسوری دارن
یا آدمهای افسرده-شیدایی که همش قرص میخورن
فکر کنم حق با توئه
واقعاً از نو شروع کردم
همینطوره! آره
پسر، از همون روز اولی که اومدی اینجا
همش درگیرِ دراماهای زنونه بودی
ماریسا، ترزا، لوک، اولیور، ادی
فقط با فکر کردن بهش خسته میشم
خودم هم یه جورایی خستهام
باید هم باشی، ولی میدونی چیه؟
قراره یه استراحتی به خودت بدی
چون لیاقتش رو داری
فکر کنم این ماه رو اعلام کنم به نامِ
"ماه رایانِ بدون استرس"
یک ماه؟ فکر میکنی کل ماه دووم بیاره؟
"هفتهی رایانِ بدون استرس"
با قابلیت تمدید برای یک هفته دیگه اگه ازش خوشت اومد
اوه. باشه. ممنون رفیق
دمت گرم
هی، لوک اینجا چیکار میکنه؟
بهش درباره ساعتت گفتی؟
نه، چرا باید میگفتم؟
زنهای وحشی، زنهای وحشی
زنهای وحشی
آره، آره
حتی یه شب هم دووم نیاورد
کالیفرنیا، ما داریم میایم
دقیقاً برمیگردیم همونجایی که شروع کردیم
کالیفرنیا
کالیفرنیا
اینجا توی "کالی"
کالیفرنیا
کالیفرنیا
ما داریم میایم
باورم نمیشه توی یه متل بودن
فقط
خیلی سطحپایین و جلفه
آره، نتیجه اخلاقیِ واقعیِ داستان همینه
میدونی که امروز باید لوک رو توی مدرسه ببینیم، نه؟
چطور تونست این کار رو بکنه؟
خب، میفهمم چطور تونست انجامش بده
طرف خانم کوپره، ولی
it's Mrs. Cooper, but
درباره اون چی؟
اون دوستپسر سابق دخترشه
اگه ماریسا بفهمه
نه، نباید بفهمه
اصلاً جنبه شنیدن خبرهای بد رو نداره
پس باید قبل از اینکه بفهمه، تموم بشه
موافقم
شاید بهتر باشه اینبار تو افسار کار رو دست بگیری
میکردم، ولی حس میکنم این کارها بیشتر در تخصص توئه
آه، سندی
جیمی اینجاست
وای! داغه، داغه، داغه
هی! چطوری جیمی؟
بدبخت شدیم
خوبه
هیچچیزی مثل یکم خوشبینیِ سرِ صبحی نمیشه
جدی میگم
روز افتتاحیه همین نزدیکیهاست
نه پیمانکار داریم نه طراح
آخرین باری که به حساب و کتابها نگاه کردی کی بود؟
نگاه نمیکنم. اون کار توئه
خب، در واقع ما
کل بودجهمون رو به باد دادیم
خب، تو واقعاً توی
مدیریت پول خوب نیستی، نه کوپ؟
نه، واقعاً نیستم
واو. چطور این اتفاق افتاد؟
ساخت و ساز، کارگرها، مجوزها
اوه، واو
یه نامه از هیلیه
اون مربی ایروبیک توی "کلاب مِد" توی جزایر ترکس و کایکوسه
ترکس و کایکوس
واو
باورنکردنیه
واقعاً باورنکردنیه
هیلی کار پیدا کرده
پس، اوم، من آخر هفته رو میخوام
با طراحها مصاحبه کنم
نه اینکه بتونیم از پس مخارج هیچکدومشون بربیاییم
جولی قراره ماریسا رو ببره تا من بتونم کار کنم
بهتره برم سر کار
تا بتونم یه پولی دربیارم که بتونیم به بادش بدیم
ای بابا
آه، خب، پس یه طراح ارزونقیمت میخوای
چقدر ارزون؟ مثلاً مجانی؟
مجانی که یعنی خیلی ارزون
جولی
نه
عمراً
کارش خوبه
آره، توی بازی دادنِ بقیه
و از پشت خنجر زدن، دو به هم زنی و کلاً درست کردنِ
یه فضای پر از نفرت و بیاعتمادی
دفترهای "نیوپورت گروپ" رو که عالی طراحی کرد
شیک و با سلیقه بودن
واقعاً شوکهکننده بود
این رستوران قراره پناهگاه من باشه، جای دنجِ من
جایی برای
از نو ساختن بعد از جولی، نه اینکه
اون بلایی که سرِ ازدواجم آورد رو
سرِ "لایت هاوس" نمیاره
خب، مجانی ارزونه دیگه جیمی
منظورم اینه که، چه چارهای داریم؟
سامر: تو ازم پرسیدی کوپ، و من فکر میکنم این بهترین راهه
نیاز به یه مدت استراحت داری
از وقتی میشناسمت همیشه دوستپسر داشتی
حق با توئه
باید مستقل باشی
وگرنه چطوری میخوای یه کیسِ جدید پیدا کنی؟
تا وقتی نتونی با خودت تنها باشی، نمیتونی با کسی باشی
میتونم با خودم تنها باشم
منظورم اینه که هنوز با من بگردی
اوکی، خوبه. خداروشکر
اینجا چه خبره؟
یکم رفلکتور میاریم
"گریدی" رفیق قدیمیمون دیشب تا دیر وقت بیدار بوده، میدونی که؟
خب، نمیدونم. حدس میزنم دارن چیزی فیلمبرداری میکنن
وای خدای من
وای خدای من! وای خدای من، کوپ
چی؟ چی؟
اون گریدی بریجزه
گریدی بریجز کیه؟
جیک نیدلمن؟ سریال "دره"
خیلی جذابه
واقعاً؟ اینطور فکر میکنی؟
آره، نه از اون مدلهای معمولی، ولی خیلی بامزه است
خیلی باحاله
شنیدم انگار تمام سکانسهاش رو بداهه بازی میکنه
بیا بریم سلام کنیم. خب، من
سوتی ندیها، باشه؟
هی گریدی، ما بزرگترین طرفدارهاتیم
"دره" سریال مورد علاقه منه
ممنون، خوشحالم که خوشتون میاد
اوه، عاشقشم
کشته مردهشم، معتادش شدم
ماریسا: خب، اوم
شما بچهها اینجا چیکار میکنین؟
خب، ما توی جایی هستیم که بهش میگن، اوم، لوکیشن
که یعنی در واقع داریم یه سکانس رو ضبط میکنیم
شخصیت من شروع میکنه به قرار گذاشتن با یه دختر اهل نیوپورت
نه، لو میدی
باشه! باشه. ای بابا، تو هم
No comments yet. Be the first to leave one.