La unuaj 200 linioj.
ترجمه نشده -
سَم؟
سَم؟
صدامو ميشنوي؟
.مادرتم
سَم؟
سَمي؟
مامان؟
.سَمي
.آيوانهو
سَمي؟
!مامان
سلام.تو پسرِ کوچولويي که اين اطراف زندگي ميکنه ميشناسي؟
.به اسم سَم تيلور .حدود 4 سالشه
.من نبايد با آدماي غريبه صحبت کنم تو غريبه اي؟
.فکر کنم که آره غريبه ام - .جِين!بيا اينجا -
.ببخشيد ...من دارم دنبالِ
مي تونم کمکت کنم؟
.به خودت کمک کن رفيق .کاري که ميتوني بکني اينه که راهتو بکشي بري
.من افسرِ پليسم
!به دردِ خودت ميخوره
اين يه آدمِ حريصِ و من دارم يه سري از قوانين رو براش .يادآوري ميکنم
شنيدي چي گفتم؟
.گفتم يه افسر پليسم
من اينجا کار ميکنم !حالا برو پيِ کارت
!کثافت
!هوي
ميدوني داري چه گُهي ميخوري؟
.دارم به علّت حمله به عموم بازداشتت ميکنم
ميتوني چيزي نگي چون ميتونه بر عليه .خودت استفاده بشه
اگه تحت بازجويي پاسخگو نباشي
.چيزي که ميتوني بهش اعتماد کني دادگاهِ
!اون کسي نيست که بايد بره
!اشتباهِ بزرگي کردي،پاسبان
.اسم من سَم تيلورهِ
.من تصادف کردم سال 1973 به هوش اومدم
ديوونه شدم؟تو کما هستم؟ يا اينکه در زمان به عقب برگشتم؟
هر اتفاقي که افتاده باشه ،مثل اينه که .من تو يه سياره ي ديگه باشم
حالا من بايد دنبال يه دليل باشم تا بتونم .برگردم خونه
..::زندگي در مريخ::.. ::..قسمت چهارم از فصل اول..::
مترجم عابد alinejad_emrooz
.خيلي خُب،عزيزم جديدِ اونه؟
.خفه
!من ميخوام بنويسم که کاري با هم نکرديم
اتهامشون چيه؟ - .اين آدم به اين آقا حمله کرده -
!نه، نکرد .ما وفقط داشتيم کشتي مي گرفتيم
.و مانع بازداشت شده
تو بايد بهش بگي،عزيزم،يا من بايد بگم؟
.سلول شماره ي 3 خاليه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
رئيس؟ - چيه؟ -
.چارلي اِدواردِ - چيکار داره ؟ -
.يکي دستگيرش کرده
اين چارلي ادوارد کيه؟
يه کيسه بيضه ي نامطبوع
."که ما تو شغلمون بهش ميگيم "شيطان ضروري
.من که نگرفتم چي ميگي
،نميدونم که تو بخش تو شبيه چيه
.ولي در بخش ما براي بررسي و توازن استفاده ميشه
.که به خوبي هم کار ميکنه .ممنون
تا وقتي که تعدادي شِويد از اطراف شهر .شروع کردن سبدهاي اطرافشو تکون دادن
بررسي و توازن؟
اِدوارد براي يه تاجر محلي به اسمِ .اِستفان وارِن کار ميکنه
.آقاي وارِن هم با پليس يه ارتباط صميمي داره
.تو ميخواي ازش استطاعت کني
!دولا شدن به عنوان يه قلاب ماهي
.ولي اون ميتونه خيابونها شو بي نقص تميز نگه داره
.نه دزدي، نه جرم سِکسيي
و اون هميشه اگه اشخاص بدي وارد شهر .بشن به ما خبر ميده
و ما در عوضش چيکار مي کنيم؟
براي شروع،ما نمي تونيم دست راستش رو بازداشت کنيم،فهميدي؟
.آقاي هانت
.نيازي به معذرت خواهي نيست
.اون يه اشتباهِ غير عمدي بوده
چه اتفاقي افتاده؟
.از آقاي ادواردز به جرم حمله به مردم رفع اتهام شده
درموردِ مقاومت در برابر بازداشت چي؟
.همچنين از اون هم رفع اتهام شده
،من بايد تعدادي عبور آزاد براي دخترها و پسرها بدم .آقاي هانت
.فقط براي اينکه نشون بدم که اونجا احساس سختي نکنن
!صبر کن .اونو من بازداشت کردم
.من گفتم که اون آزادِ - .بسه ديگه -
.باشه،هرچي تو بگي .و کشش نده
.البته که نه
.دوباره مي بينمت ،قهرمان
امشب چيکار ميکني؟
.باورم نميشه که چي دارم مي بينم
.حق باتوئه،لغوش کن .تو بايد با من يه نوشيدني بخوري
.تو گفتي يه ميخونه ي آروم و ساکت
ساکته؟ - .عصر به خير آقاي هانت -
.روش خراش ننداز
اين جا برايِ وارنِ،مگه نه؟
اونجا پرونده اي بر عليه تو نيست،هست؟ - ما اينجا چيکار داريم؟ -
.بر اساس آموزشي که بهت دادم نبايد يه جنگ رو شروع کني
.من نميخوام کاري با اون بکنم
.تو بايد باهاش کار کني
.توپ رو ننداز تو زمين من
.دارم مي بينم اونجا اين چيز رو سوق ميده
.و الان ما بايد ازش معذرت خواهي کنيم ."من گفتم "ما" ولي منظورم"توئي
!شانس نداري !من کاري نکردم که به خاطرش معذرت خواهي کنم
!هِي،رئيس!بيا اينجا
!سلام
!باورم نمي شه تو رو اينجا ديدم
خيلي مياي اينجا؟
.فقط زماني که تو ليست مجاني اسممون هست
!هوي!سَم
.من بايد در مورد چيزي باهات صحبت کنم
.در مورد يه گربه ي دوست داشتني به اسم آيوانهو
.بخش ويژه جاش کمه عزيزم
فکر نمي کنم که شاملِ ماموراي خارج از ماموريت
با برق که تو موهاشون ميزنه بشه.مگه نه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چيه؟ - .هيچي-
.حالا گوش کن،چيزِ احمقانه اي به وارِن نگو
يادت باشه،که اون بعضي از اون اتفاقهايي که تو بطن شهر ميافته رو .اداره ميکنه
.خُب ميتوني اسبِ وحشيتو آروم نگه داري
.من بازم عذر خواهي نمي کنم
...خُب
.تو بد مخمصه اي افتادي آقاي تِيلور
.من ديدم يه مرد به يه مردِ ديگه حمله ور شد .من وظيفمو انجام دادم
.اون خيلي تو کارش پشتکار داره
.خوشحالم که مي شنوم
.اين حادثه جاي تاسف داره
تو ميخواي چيزي به سر بازرس تِيلور بگي؟
.قربان، به خاطر اتفاق پيش اومده متاسفم .ديگه همچين اتفاقي نميافته
.بفرمائيد سيگار،آقاي هانت
.مرسي
.بفرمائيد آقاي تِيلور .منفجر نميشه
.الان،اگه مارو ببخشي،من ميخوام اينجا با آدمت صحبت کنم
.تو،از خودت پذيرايي کن
.بعداً ميام پيشت
.مالِ منو گرم نگه دار
پس تو براي وارِن کار ميکني،آره؟
هممون نيستيم؟
اينجا چيکار ميکنيم؟
.يه مقدار از کارمون مونده که بايد بهش رسيدگي کنيم
رسيدگي به کدوم کارمون؟
.تعدادي هيپي طفريتي دارن لوازم برقي رو مي دزدن
اين که کارش براي اداره ي تشخيص هويتِ مگه نه؟
.اگه بخواي ميتوني اينجا بموني
تو ديگه کدوم خري هستي؟
اونجا هر چيزي در اين دنيا بيشتر از انقلابيه که يه هيپيه متقلب کرده؟
.ما دنبال دردِسر نيستيم،آقا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
!همونجا بمون
اين عقيده خيلي ترسناکه
.هيپي هاي ديوونه ي گنده معلوم شد دزدي ميکردن
.اين چيزي نيست که به من مربوط باشه
.اوه،اَداي دخترهارو در نيار .فکر کن از ماليات مردم تهيه شده
اين چيه،مردِ دلاور؟
.اين يه تلويزيونه - تو يه ميخونه؟ -
.آره،از اين پسر شگرف که اينجاس بپرس
.هيچي به من مربوط نيست - .هُي،بهش بگو چي بهم گفتي -
...خُب،من چندتا قلاب ساختم و ما بايد بندازيمش رو ديوار
.و به ورزش نگاه کنيم
تو يه ميخونه؟
.درسته،يه ويسکي بزرگ براي مردِ مو کوتاهي که (بِيکون)ِ منو ميخره
تو يه بيکون ميخري؟ .موفق باشي ،رئيس
اين باعث ميشه که وارِن يه مدتي .دنبالِ ما نباشه
.صبر کن ما اين کارو به خاطرِ وارِن کرديم؟
.اون اجازه داده زندگيشو تحت نظر داشته باشيم .بزار بگم
براي چي اينو بهم داد؟ .من کاري نکردم
پول براي طناب کهنه اس،مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.