No Hard Feelings

No Hard Feelings (Futur Drei)

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

No Hard Feelings 2023 1080p BluRay x264 Pahe
Komentaĵo de mohammadamin_b

Etikedoj

BluRay
x264
1080
720p
720
Publikigita je: 2023-09-03
Elŝutoj: 80
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫‌وایسا. وایسا

‫گری، این چه وضعشه؟

‫حکم دادگاه برای مصادره‌ی ماشین

‫باید مالیات اموالت رو بدی، مدی

‫نه، اشتباه شده

‫دارم برای قسط‌ بندی کردنش مذاکره می‌کنم

‫گمونم دیگه نمی‌خوان مذاکره کنن

‫پس حالا می‌خوان ماشینمو بگیرن؟ ‫ناسلامتی راننده‌ی اوبرم (تاکسی اینترنتی)

‫مشکل من نیست

‫چطور می‌تونم با متصدی مشروب‌فروشی بودن ‫مالیاتشون رو بدم؟

‫مشکل من اینه که ‫هیچ خبری ازت نشد

‫قضیه همینه؟

‫نه، با شهرداری هم قرارداد دارم، ولی میگم

‫خیلی خوب می‌شد ‫اگر یکم توضیح می‌دادی

‫که چرا خبری ازت نشد

‫نمی‌تونی همینطوری مردم رو نادیده بگیری ‫سه ماه زمان زیادیه

‫سه ماه شده؟ ‫بنظر طولانی‌تر میومد. از لحاظ خوبش میگم

‫صبر کن، گری، تو رو خدا وایسا

‫حق با تو بود، خب؟

‫احساساتم به تو اونقدر شدید بود ‫که ترسیدم

‫وحشت کردم

‫راست میگی؟

‫معلومه که راست میگم، خنگول

‫دیشب داشتم لباس می‌شستم

‫و با خودم فکر کردم

‫"دلم برای اون عوضی تنگ شده"

‫"دلم تنگ شده که می‌گفت ‫تیم جتس داره از چه نظر گند می‌زنه"

‫که اگر تو مسئول تیم بودی

‫چی رو عوض می‌کردی

‫- اونطوری خیلی بهتر می‌شدن، نه؟ ‫- خیلی بهتر می‌شدن

‫چند روز پیش، یه جوراب سبز دیدم

‫و با خودم گفتم، این مال "گری"ـه

‫حس خوبی داره که داریم حرف می‌زنیم

‫فقط بهشون بگو ماشینم اینجا نبود، باشه؟

‫خیلی‌خب. می‌دونی چیه؟

‫همین‌کارو می‌کنم ‫چون قرار نیست اینجا باشه

‫چی...؟ ‫اون پسرعمومه

‫از ایتالیا اومده

‫گری، بخدا قسم، پسرعمومه

‫پسر پسرعموی بابام ‫فرهنگشون همینطوریه

‫- تابحال ایتالیا رفتی؟ ‫- می‌خواستم قضیه برام تموم بشه. تموم شد

‫- ممنون ‫- گری، بیخیال

‫- یه رابطه‌ی موقتی بود ‫- نه، نه، نبود، برای من نبود

‫خواهرم در موردت درست می‌گفت

‫صبر کن ببینم، همون خواهرت که بخاطر ‫اذیت و آزار افراد مسن بازداشت شده بود؟

‫باشه حتماً، گری

‫واقعاً یه مشکل جدی داری

‫فکر می‌کنی خودت خیلی بی‌نقصی؟

‫هیچوقت توی تصمیم‌گیری مطمئن نیستی ‫که خیلی روی اعصابه

‫باشه، گری، شرمنده ‫میشه منو برسونی؟

‫قراره امروز توی "کلاو" متصدی باشم

‫خدایا، می‌دونی چیه...

‫مطمئن نیستم

‫واقعاً عوضی هستی

‫فکر می‌کنی خودم انتخاب کردم اینجوری برم؟

‫سلام، گری ‫چی میل داری برات بیارم؟

‫یه کیک موزی بده لطفاً

‫می‌دونی چیه. صبر کن، وایسا

‫کیک لیمویی می‌خورم

‫یه...

‫یه لیوان گرم...

‫- میشه 4.5 دلار ‫- باشه

‫خب...

‫بجنب دیگه

‫هی

‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫دارم سعی می‌کنم ‫خونمو نجات بده، گری!

‫- فیلمشو گرفتی؟ ‫- آره، آره، آره

‫اوه. نه، نه، نه، نه

‫بیخیال بابا

‫باید خودتو کنترل کنی، مدی

‫یه تخلف دیگه انجام بدی ‫گواهینامه‌ت رو از دست میدی

‫وقتی ماشین ندارم ‫گواهینامه به چه دردم می‌خوره

‫مامانم اون خونه رو برام گذاشت

‫وام مسکن کامل پرداخت شده ‫می‌تونن همچین کاری بکنن؟

‫اگر مالیات نداده باشی، آره

‫این عوضیای پولدار میان محله‌ی ما

‫اونوقت مالیات ما سه برابر میشه؟ ‫واقعاً مزخرفه

‫خبر خوب اینه که ‫تا یکم سپتامبر وقت داری

‫- می‌تونی پرداختش کنی ‫- بدون ماشین نمی‌تونم، پسر

‫می‌دونی هر روز که تاکسی نمی‌رونم ‫چقدر پول از دست میدم؟

‫اکثر درامد سالم رو ‫توی تابستون درمیارم

‫درکت می‌کنم

‫این پولدارا میان محله‌ی ما

‫و سعی می‌کنن منو بندازن بیرون؟

‫اصلاً می‌دونی چه حسی داره؟

‫- معلومه که می‌دونی. ممنون ‫- اوهوم

‫- روی آب می‌بینمت ‫- باشه

‫بیخیال، داداش ‫خودت که می‌دونی رودست ما نمیاد

‫خونه‌ی جدید دقیقاً روی آبه

‫خونه‌ی قبلی رو تخریب کردم ‫دلم یه فضای بازتر می‌خواست

‫جین و تونیک با لیمو

‫آره، هر روز با قایق می‌گردونمش

‫تا ظهر باز نمی‌کنیم

‫می‌دونی چیه؟ داداش ‫یکم دیگه بهت زنگ می‌زنم

‫ظهر شده

‫ساعت 11:57 دقیقه‌ست

‫باشه

‫حالا ساعت چنده؟

‫11:56

‫- پسش بده ‫- چرا نمیری توی قایقت منتظر بشینی؟

‫وقتی باز کردیم شیپور می‌زنم

‫چه مرگته تو؟ من فقط یه نوشیدنی خواستم

‫هی، هی، هی، هی. بس کنین ‫چه خبر شده؟

‫جناب، من نوشیدنی‌تون رو درست می‌کنم

‫ای خدا

‫می‌دونی چیه؟ گور بابای نوشیدنی ‫باید اخراجش کنی

‫نمی‌تونم اخراجش کنم ‫معلولیت داره

‫چی؟ نه، ندارم

‫- نداری؟ ‫- نه

‫واسه همین استخدامت کردم

‫- عجب گیری کردما ‫- می‌دونی چیه؟

‫نمی‌تونیم تابستون رو اینجوری شروع کنیم، خب؟

‫می‌تونی هر ماه دیگه‌ی سال ‫که خواستی، عوضی‌بازی دربیاری

‫اکتبر عوضی‌بازی دربیار ‫مارس عوضی‌بازی دربیار

‫ولی ژوئن عوضی‌بازی درنیار، خب؟

‫چون خرجمون رو از این آدما درمیاریم

‫بخاطر همین آدماست ‫که دارم خونه‌م رو از دست میدم

‫شرمنده، فرن ‫صبح مزخرفی داشتم

‫آره، مشخصه

‫می‌دونی چی به من کمک می‌کنه؟

‫دستمال تا کردن

‫اوه، این ماشینه فقط هزار دلاره

‫اوه، نه، فقط لاستیک‌هاشه

‫توی سایت کریگزلیست چیزی پیدا نمی‌کنی ‫همه‌جا رو گشتم

‫همیشه می‌تونی کلیه‌ت رو بفروشی

‫می‌تونی موهات ‫پلاسمات یا تخمک‌هات رو بفروشی

‫بدن انسان منبع پوله ‫مردم اینو نمی‌دونن

‫جیم، می‌تونم حس کنم ‫که بچه‌مون داره خنگ‌تر میشه

‫فقط دارم سعی می‌کنم کمکش کنم

‫همیشه می‌تونی خونه رو کرایه بدی

‫نه، اَخ. حتی تحمل فکر اینم ندارم ‫که اون آدمای تابستونی

‫بخوان توی خونه‌م باشن

‫اوه. هی، هی ‫اینو نگاه کن

‫"برای دانشگاه ماشین می‌خوای؟"

‫"این تابستون با پسر 19 سالمون قرار بذار"

‫"جوون فوق‌العاده و بشدت باهوشیه"

‫"ولی از لحاظ اجتماعی خیلی خجالتیه"

‫"تابحال دوست‌دختر نداشته ‫و هرکاری رو امتحان کردیم"

‫"دنبال زنی بیست تا بیست و پنج ساله‌ی"

‫"جذاب و باهوشی می‌گردیم"

‫"که قبل از اینکه پاییز بره دانشگاه"

‫"باهاش قرار بذاره تا خجالتش بریزه"

‫"در ازاش، یه بیوک رگال تمیز"

‫"بدون زنگ‌زدگی، و 40هزار مایلی بهت میدیم"

‫"فقط متقاضی واقعی تماس بگیره"

‫"قرار بذاره" رو توی نقل‌قول گذاشتن

‫- باید شوخی باشه، مگه نه؟ ‫- نه

‫تابحال از این والدین سمج ندیدی؟

‫حاضرن هرکاری برای بچه‌شون بکنن

‫تعجب می‌کنم خودشون باهاش نمی‌خوابن

‫ولی نوشته بیست تا بیست و پنج

‫مشکلی نیست. به قیافه‌م می‌خوره

‫خیلی‌خب

‫مدی، حتی حاضر نیستی خونه‌ت رو اجاره بدی

‫ولی می‌خوای اونجاتو اجاره بدی؟

‫جیم، آدم بزرگا دارن حرف می‌زنن

‫چون یه مردم، نمی‌تونم ‫ توی این مورد نظرمو بگم؟

‫- دقیقاً. آره، خفه‌شو ‫- آره

‫یه خالکوبی میگ‌میگ داری

‫که کل کمرت رو پوشونده

‫فکر نکنم حق داشته باشی

‫- به کسی بگی با بدنش چیکار کنه ‫- نه

‫صفحه‌ی اونلی‌فنز چی؟

‫صفحه‌ی اونلی‌فنز چیه، جیم؟

‫اون زیاد طول می‌کشه ‫همین الان ماشین لازم دارم

‫فقط تعجب می‌کنم ‫که واقعاً داری بهش فکر می‌کنی. همین

‫قبلاً هم رابطه‌ی یک‌شبه داشتم

‫و هیچ بیوک رگالی بابتش گیرم نیومده

‫آره، عزیزم، تو اینو نمی‌دونی

‫ولی زن‌ها دلایل مختلفی برای سکس دارن

‫من یه بار سکس کردم ‫چون نمی‌خواستم صبح با ماشین برگردم

‫من یه بار با یه پسری سکس کردم ‫تا مجبور نشم "مهاجرین کاتان" بازی کنم

‫یک بار توی قرار اول با یکی سکس کردم

‫چون فکر کردم می‌خواد منو بکشه

‫یا خدا

‫الان دیگه با منی، عزیزم

‫منظورش خودتی، احمق

‫آره! حرف نداشت!

‫عجب موج‌هایی میاد. هیچ توریستی نیست

‫- دارین بد چیزی رو از دست میدین ‫- احتمالاً واقعی هم نیست

‫سریع‌ترین راه برای ماشین گیر آوردنه

‫اوه، آره

‫احتمالاً پسره تا تو رو دید آبش بیاد

‫بعدش می‌تونی مستقیم با ماشین بری خونه

‫- اوه، خدا ‫- جیم

‫نظر منو می‌خوای؟

‫این آدما از ما استفاده می‌کنن

‫پس چرا ما ازشون استفاده نکنیم؟

‫فقط می‌دونم اگر مامانم بود ‫ازم می‌خواست خونه رو نگه دارم

‫آره. الان اینجا همه‌چی خیلی گرون شده

‫فکر می‌کنی دلم می‌خواد بعد از اینکه کل سال ‫به بچه‌ها درس دادم، پیشخدمتی کنم؟

‫گوش کن چی میگم

‫اگر واقعاً اوضاعت خرابه ‫می‌تونی از وانت ما استفاده کنی

‫به جات سارا رو می‌فرستم با پسره بخوابه

‫- چه مرگته تو؟ ‫- جیم

‫فقط دارم سعی می‌کنم جَو رو سبک کنم

‫واقعاً فکر می‌کنی یه بچه دلش می‌خواد

‫توی این حالتت باهات سکس کنه؟

More Farsi Persian subtitles for No Hard Feelings

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left