Nepobaby

Nepobaby

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

nepobaby s01e01 norwegian 1080p web h264-pruttegutt
Komentaĵo de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Nepobaby زیرنویس فارسی سریال

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2026-01-28
Elŝutoj: 6
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

سلام! دم دری؟

آره. فکر کردم خبرهای خوبی برات دارم

اما همین الان بنگاهی زنگ زد و گفت بقیه قیمت رو بردن بالا

بردن بالا؟ حالا چقدر؟

خیلی بردن بالا. نه، نمیشه

لعنتی! آره

دیگه بیشتر از این نمی‌تونیم پیشنهاد بدیم. آره، می‌دونم

متأسفم، اما. نه، تقصیر تو نیست

میای تو؟

باید هر طور شده خودم رو به اون جلسه توی «اینتیلیتی» برسونم

می‌شه یه سلامی بکنی؟ آره

دوستت دارم. فعلاً

از دستش دادی؟

مردم این همه پول رو از کجا میارن؟ لعنتی، خیلی نزدیک بودیم

گندش بزنن! ببخشید، روز تولدت

نباید همه‌اش به فکر قیمت دادن و مزایده می‌گذشت

تولدت مبارک. خیلی ممنون

نیکو سلام رسوند. شراب هم از طرف اونه

خودت قلاب‌بافی کردی؟

خیلی ممنون. لطف کردی

پس چیزی نمونده، لوریتز. حالا نوبت ششمیه

شش تا بچه. باورت می‌شه؟

من به همونی که دارم قانعم

چون اون واقعاً بی‌نظیره

بفرما! هفت سانتی‌متر

لوریتز، دیگه چیزی نمونده یه تیم والیبال کامل راه بندازی

می‌خوای تو هم بیای؟ مخصوصاً تو

فعلاً

هی! بیا دم در، اونا عقب کشیدن

چی؟

بنگاهی همین الان زنگ زد. گفت پیشنهادشون رو پس گرفتن

می‌تونن این کار رو بکنن؟ معلومه که می‌تونن

یعنی چی؟

یعنی اینکه پول خرید مبل رو نداریم، پول تخت رو نداریم

پول جشن عروسی رو هم نداریم

آپارتمان رو خریدیم؟ آره

شدیم برده‌ی بدهی

شدیم برده‌ی بدهی

اسکرین مدیا، بورگه یانسن

حواست به میخ‌های شل این‌طرف و اون‌طرف باشه. اینجا اتاق‌خوابه

اینجا هم پذیرایی و آشپزخونه‌ست

باید از تخیلت استفاده کنی و تصور کنی آخرش چی می‌شه

یه سری چیزها هست که باید درست بشه، اما عالی می‌شه

کلی پتانسیل داره. واقعاً جای کار داره

چطوری تونستی بدون هیچ کمکی این کار رو بکنی؟

خیلی خوب پول پس‌انداز کردی. واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

کاملاً باهات موافقم، مونا

وقتی من حامله شدم، مجبور شدیم بریم خونه مامان و بابا زندگی کنیم

ما حامله نیستیم، مامان. نه، یا خب

نه، پس هیچی

دیوارها توی «استیوردال» خیلی نازکن و همه‌جا خیلی ساکته

واسه همین مامان می‌تونست بشنوه وقتی ما

خوبه که بالاخره دارین یه چیزی واسه خودتون دست‌وپا می‌کنین

من و مامان خیلی افتخار می‌کنیم که تونستین از پسِ این کار بر بیاین

منظور حرفش همینه. ممنون

و بعدش؟

فکر می‌کنیم خیلی بد شد که همه‌ی

پس‌اندازتون رو خرج کردین و دیگه پولی واسه جشن عروسی ندارین، واسه همین

بفرما. ممنون

جمع کل توی صفحه‌ی دومه

ممنون

خب... مرسی، ولی نیازی به این کار نبود

معلومه که لازم بود. چی داری میگی؟

خوشحالم که می‌تونم کمکی بکنم

اصلاً حرفش رو هم نزن. ولی می‌تونیم یکم درباره‌ش گپ بزنیم

به خاله و عموم گفتم که دارین بیخیالِ

جشن می‌شین، بعدش هم توی تولد ۸۵ سالگیِ «الدبیورگ» به بقیه‌ی فامیل گفتم

اونا درک می‌کنن، خب؟ ولی از ته دل خیلی ناراحت شدن

وقتی ازدواج می‌کنی، حتماً باید جشن بگیری

چه کادوی فوق‌العاده‌ای. خیلی ممنونم

امیدوارم اوکی باشه، «اما». و همین‌طور واسه تو، «مونا»

از طرفِ شما که تعداد زیادی نیستن

البته که مشکلی نیست

پس می‌شیم دو نفر. آره، آره

ما یه گروهِ کوچیک از «استیوردال» می‌آیم

اگه بچه‌ها رو هم حساب کنی، ۶۲ نفریم. البته لازم نیست بچه‌ها رو دعوت کنین

من دیگه باید رفع زحمت کنم، ولی این جشن قراره خیلی صمیمی و باحال بشه

بفرمایید. خیلی ممنون

یعنی وقتِ سخنرانیِ من به اندازه‌ی کلِ خانواده‌ی «نیکو» می‌شه؟

آره، حتماً

چهار ساعتِ معرکه در پیش داریم

بگیرش. ممنون

نمی‌دونم چی بگم، فقط ممنونم

فکر کردم بهتره «سود» درست کنیم. سود؟

آره، واسه تعداد زیاد راحت درست می‌شه

اون‌وقت قشنگ مجلس گرم می‌شه. بیا وسط

نه، تمومش کن

فقط می‌ذارمشون توی آب، اگه داشته باشیم

آره، خب

سلام

خیلی سخاوتمندانه است، ولی این اون چیزی نبود که واسه عروسیم تصور می‌کردم

حالا دیگه عروسی تبدیل می‌شه به یه مهمونیِ بزرگ به سبکِ «تروندر»

فکر کنم خودت گفتی که نمی‌خوای جشن بگیری

من فقط می‌خوام با «نیکو» ازدواج کنم و یه جشن مجردیِ حسابی داشته باشم

قیافه‌م مثل سگی شده که داره روی یه کشتیِ در حال غرق شدن جیش می‌کنه

آره، دقیقاً همین‌طوری شدی

خوبه! کمرت رو صاف نگه دار

پس واقعاً کادوی فوق‌العاده‌ایه

کادوی خیلی خوبیه، اما

اما من هیچ فامیلِ «تروندری» ندارم که بخوام دعوتشون کنم

داشتن یه خانواده‌ی «تروندری» از نون شب هم واجب‌تره

من فقط مامانم رو دارم. کلاً همین دو نفریم

بحث همون سخنرانی‌ها و لحظه‌هاست

خب، که چی؟

سخنرانی‌های طولانی با کلی جزئیات از دوران بچگی

یه کم خجالت‌آوره، ولی در عین حال گرم و صمیمی هم هست. «اِما کلاً این‌طوریه.»

فقط مادرم منو این‌طوری می‌شناسه

توی چنین فضایی، این مسئله خیلی بیشتر به چشم میاد

کمرت رو صاف بگیر

مخصوصاً وقتی نیکو ۱۲ تا فک‌وفامیل داره که اجازه خواستن «چند کلمه‌ای صحبت کنن»

این فقط یه هدیه نیست، یه سری راهنما هم همراهشه

آره، خب. چیزی درباره‌ی «سیاهی» توی عروسی‌ها شنیدی؟

چی؟ سیاهی؟

نه، منم نشنیده بودم، ولی انگار قراره

توی عروسی «سیاهی» راه بندازن. توریل این‌طوری می‌خواد

پول هیچ‌وقت بدون پیچیدگی نیست. ابداً

این واقعاً فوق‌العاده‌ست. لودویگ، بهت افتخار می‌کنم

انقدر بابت یه تلاش معمولی پز نده

معمولی نیست، خوبه

حالا باید بگم که عروسی گرفتن پول دور ریختنه؟

به هر حال همه‌ی ازدواج‌ها مثل تایتانیک غرق می‌شن

دو تا استعاره‌ی کشتی‌رانی، بد نبود

از «تایتانیک» متنفرم. فیلم قشنگیه

ظلمتِ مطلق، آره. من عاشق اون کمدی‌رمانتیک‌های دهه‌ی نودی‌ام

رمانتیک و دنج، بدون هیچ مانعی. می‌فهمی چی می‌گم؟

بله، خوشبختانه انگلیسی می‌فهمم

چون اصرار داری دست‌وپاشکسته بین انگلیسی و نروژی حرف بزنی

هی، کثافت! آماده‌ای تماشا کنی؟

پیشرفتت توی این چند ماه اخیر

حالت خوبه؟ آره، عوضی

شاید یه اشتباه بود؟ آره، یه جورایی

لعنت، لعنت، لعنت

حالا اینجا رو نگاه کن! آره، خب

نگهش می‌داری؟ آره

بالا، بالا، بالاتر

ممنون. خیلی لطف می‌کنی

نمی‌تونی بیخیال من بشی

نمی‌تونی اون سرِ دیوار کار کنی؟

تمام روز داشتم این دیوار رو رنگ می‌کردم

تو اون میخ رو درنیاوردی. وظیفه‌ی تو بود

حالا دیگه لازم نیست به خودت فشار بیاری

باید برعکسش کنیم. ۴۹۹ تا توی سایت «فین»

ایست

بازم که پاستا داریم

فقط دارم فکر می‌کنم نکنه حرف بدی زدم

نباید به این چیزا فکر کنی

مریض‌ها به هزار و یک دلیل دیگه نمیان

یا با یکی دیگه مچ می‌شن، یا انگیزه‌شون رو از دست می‌دن

اون انگیزه داشت. حداقل من این‌طور فکر می‌کردم

بحث اون نیست. تو توی انگیزه دادن خیلی مهارت داری

وقتی زنگ می‌زنم، گوشی رو برنمی‌داره

وقتی رفتیم «مِت»، اِما سینه‌شو به یه مبارز اِم‌اِم‌اِی نشون داد که

دیسک کمر داشت، تا بکشونتش روی تشک

جدی؟ نه، معلومه که نه

فقط دارم می‌گم که توی انگیزه دادن حرف نداری

بالاخره این اتفاق افتاد یا نه؟ نه

معلومه که کرد. یه آبجو برام میاری؟

اِما هستم

من یون آروید سِتِر هستم، از دفتر وکالت ناگل-دال

دو دقیقه وقت دارید؟

عذر می‌خوام که این‌قدر بی‌مقدمه تماس می‌گیرم، اما

فردا ساعت ۲ بعدازظهر فرصتی برای یه جلسه دارید؟

موضوعی هست که می‌خوام درباره‌ش باهاتون صحبت کنم

بله، متوجهم. ساعت دو. بله

چیز خاصی هست که باید همراه خودم بیارم؟

نه، نیازی نیست چیزی بیارید. آدرس رو براتون می‌فرستم

می‌تونید به همین شماره بفرستید

پس فردا می‌بینمتون. روز خوش

تو؟

دیگه دانیلا روی دست خودش بلند شده

یا شاید تِرز بساطِ جشن مجردی رو چیده

که فقط بیاد نطق کنه؟

نه، اینو نگو! من اصلاً نمی‌دونم تِرز کیه

اون یکی نامزدمه، به جز دانیلا

باید گوش بدی، یوسف

این یه نکته‌ی خیلی خوبه واسه وقتی که می‌خوای توی تیندر از پسش بربیای

گوش کن، گوش کن، گوش کن

الان واسه فردا به یه «جلسه» با یه وکیل احضار شدم

اوه! خب درباره‌ی چی؟

تو واقعاً بدترین بازیگر دنیایی

وانمود می‌کنم که چیزی نمی‌دونم

پس دیگه نپرس

نمی‌تونم اینجا بشینم و آبجو بخورم، چون

واسه فردا یه قرار ملاقات دارم

با یه وکیل

اصلاً نمی‌دونم موضوع چیه

ولی حس می‌کنم واسه اون جلسه باید یه کم سرحال باشم

خوش بگذره! فعلاً

فعلاً

چه مرگت شد؟ چی شد؟

دیگه باید حواستو جمع کنی

پاسپورت لازم دارم؟ نمی‌تونم چیزی بگم. فکر نکنم

نه، هیچی نگو

اگه این‌قدر استرس داری، نمی‌تونی یه گیلاس شراب بخوری؟

استرس ندارم، مشتاقم ببینم چی می‌شه

ببخشید که اصلاً برام مهم نیستی. با کی بازی داری؟

فایر

موفق باشی. شانس آوردن که تو رو توی تیم پشتیبانی‌شون دارن

تو هم تکیه‌گاه منی

خیلی لوس و خنک گفتی

More Farsi Persian subtitles for Nepobaby

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left