La unuaj 198 linioj.
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
:مترجم Caped Crusader
،مثل دست دادن، حیوونای خونگی و هویج های کال
بیشتر چیزا قابل ترجیح هستن وقتی که لغزنده نباشن
و یکی از چیزای لیز که از همهی این چیزا بدتره زمین لغزندست
که بخاطر همین بهتون میگم چیز دیگهای رو نگاه کنید
،سراشیبی لغزنده یه اصطلاحه
که به این اشاره میکنه که ممکنه کوچکترین و بی ضرر ترین کار
به یه چیز خیلی بد ختم بشه
اسم من لمونی اسنیکت ـه
و متاسفم که بگم تو زندگی یتیم های بودلر
هر راهی به یچیز خیلی بد ختم میشه
بودلر ها انتخاب میکنن که تو مدرسه دوستای جدیدی پیدا میکنن
که به شرارت ناخواسته
،تناسب اندام غیر ضروری
یه آدم ربایی ختم میشه
تلاش اونا برای نجات دوستشون منجر به شرارت بیشتری شد
...یه سقوط طولانی تو تاریکی
،و یچیز مشکوک
،که زمانی که راجبش تحقیق شد
،به مرگ یکی از خواهر برادرای نجیب منجر شد
،اتهامات غلط قتل
و زندگی یک بره شد
که باعث اتفاقای خیلی بدتری شد که نمیشه بهشون اشاره کرد
،مثل رانندگی قبل از رسیدن به سن قانونی
،ترکیدن مخزن هوای بالن
،یه جراحی مشکوک
،یه شغل تو سیرک
افشاگری های جالبی راجب یه سازمان مخفی
و یه بازماندهی احتمالی از آتیشی که خونه ـشون رو نابود کرد
...شیرها
...و بالاخره
یه کاروان فراری که درحال سقوط از کوه بود
...و از اونجایی که کلاز و وایولت بودلر کشف کردند
یه زمین لغزنده میتونه به معنای واقعی کلمه معنی بشه
چه اتفاقی افتاد؟
ما نمردیم
هنوز نه
چطوری این کاروان رو متوقف کنیم؟
ما باید یجور سیستم ترمز ابداع کنیم
وایولت، الان زمان خیلی خوبی برای پیدا کردن یه ایده ـست
،وایولت عجله کن جاده داره به آخرش میرسه
کاروان رو برای هرچیزی که اونقدر دراز باشه که به چرخ برسه بگرد
این چطوره؟
،عالیه حالا ازش استفاده کن تا جلوی چرخ رو بگیری
من میخوام این دوتارو بهم گره بزنم و یه چتر برای کمتر کردن سرعتمون درست کنم
،عجله کن این جاده برای همیشه مستقیم نمیمونه
،فکر کنم از عهدهش بر اومدم فقط باید اصطکاک بیشتری ایجاد کنم
چطور پیش میره؟
زیاد خوب نیست
،اشکالی نداره اونقدری زمان درست کردی که این رو درست کنم
سعی کن راجب به افتادن فکر نکنی
ولی اینکه راجب چیز دیگهای فکر کنی غیر ممکنه
ما زندهئیم
ما زنده ئیم ولی خوب نیستیم
،سانی هنوزم پیش کنت اولافه ما باید برش گردونیم
حتما خیلی ترسیده
،سانی خیلی سر سخته ممکنه شبیه بچهی نوپا باشه ولی یه مبارزه
و خیلی هم گاز میگیره
چیزی از اون نقشه یادت میاد؟- من خیلی بهش نگاه نکردم-
ولی این تنها جاده از میون کوه هاست
،اگه دنبالش کنیم باید برسونتمون به کنت اولاف
و سانی- و سانی-
تقصیر ماست که اون الان پیش اولافه
کنت اولاف به یکی از ماها نیاز داره تا ثروتمون رو به چنگ بیاره
،تا زمانی که فکر کنه ما مُردیم سانی در امانه
تا زمانی که دوباره پیش هم نباشیم در امان نخواهد بود
پس بهتره به راه رفتن ادامه بدیم
اوه، این بچه هی گازم میگیره
بزارش تو داشبورد
این بو رو حس میکنی ازمه؟ این بوی خنک کوه
از پیروظیه- چی عزیزم؟-
پیروزی- ...مطمئن نیستم اینجوری هُجی بشه-
،برای سالها ،یا حداقل چیزی که بنظر سال ها میومد
برای سالها من از طریق بسیاری از نقشه ها که فقط قسمتیشون موفقیت آمیز بودن
دنبال به چنگ آوردن ثروت بودلر ها بودم
ولی بالاخره الان در راه درست قرار دارم
از اون سمت- اوه-
حالا بالاخره در راه درست قرار دارم
دو تا از سه یتیم بولدر از تپه افتادن
و شتک شدن
به فنا رفتن
ما در راه مقر سری وی اف دی هستیم
تا دشمنانمون رو یکبار برای همیشه نابود کنیم
که شامل هرکدوم از والدین بودلرها که از آتیش جون سالم به در برده هم میشه
احتمالا مادره بوده- زنا مقاوم تر هستن-
و بهتر از همه چی ثروت بودلر ها در دستانه منه
یا حداقل این یتیم تو دستای منه
من از اولین باری که نفت چراغ بو کردم تا الان اینقدر متمرکز و حواس جمع نبودم
تنها پشیمونی من اینه که صدای نابود شدنشون رو نشنیدم
یا هر صدایی که وقتی یه کاروان از تپه میوفته
و بچه های پولدار رو له میکنه در میاره
این تنها پشیمونیته؟- خالکوبی هات چی؟-
همه از خالکوبی هایی که کردن پشیمون میشن
ما از خالکوبی هامون پشیمونیم- من نه-
فکر نکنم که بتونیم مطمئن باشیم وایولت و کلاز مردن
اونا خودشون رو از چندین موقعیت خطرناک نجات دادن
،در طریقی یه انسان نمیتونه جلوی خودش در ستایش ـشون رو بگیره
خیلیم راحت میتونه جلوی خودش رو بگیره
و من مطمئنم که اونا مُردن
اونا از یه تپه سقوط کردن
لطفا، اینکه یجور دراما نیست که توش اغراق شده باشه
بزارید یه چندتا نصیحت بهتون بکنم
اگه دیدید که تو سطح لغزندهای قرار دارید مواظب باشید
،زمانی که در قلهی چیزی قرار دارید ...مثل آستانهی معنوی یا یه کوه
من بالای کوهم
هیچ راهی به جز پایین رفتن وجود نداره
این نصیحت توسط یکی از شجاع ترین زنایی
که میشناختم بهم شده بود
،زنی که در اون لحظه بخاطر نجات جونش
داشت به سمت لبهی پرتگاه میدوید
،خوشبختانه درست مثل همهی زنا
خواهرم یه متخصص تو انجام کارای غیر ممکن بود
بیخیال، هیچ راهی برای فرار وجود نداره
به جز پریدن از تپه- که ما به هرحال تصمیم داریم از این بالا بندازیمت-
ولی شاید مجبور نشیم این رو با خشونت تموم کنیم
شکردون رو بهمون بده و میتونی بری
قول میدیم
و امیدوار باش که بمیری
نظرت چیه اسنیکت؟
ترجیح میدم از تپه بپرم
باید دنبالش کنیم؟
،عقاب هارو میفرستیم دنبالش اونا احتمالا خیلی گشنهن
اوه، تو یه سربازی بچه جون
من اولین درس پرواز با کایتم رو تازه وقتی هفت سالم بود یاد گرفتم
ولی ما هنوز از جنگل خارج نشدیم
من تو بالاترین نقطهی جهانم ازمه
به معنای واقعی کلمه و مجازا رو قله
از لحاظ فنی اینجا فلاته
اینجا شبیه مقر وی اف دی بنظر نمیاد
،حتما اشتباهی پیچیدیم ،یکی نقشه رو اشتباهی خونده
،تقصیر من نیست عزیزم تو که میدونی من از خوندن متنفرم
و در ضمن، تو گفتی که قبلا اونجا بودی
چشام بسته بودن
سازمان های مخفی مزخرف و رازداری احمقانه ـشون
،این بچه هرچقدرم که بشکونش میگیریم نغ زدنش رو تموم نمیکنه
میبینیش؟- اگه پدر و مادر بازماندهش-
،تو مقر وی اف دی مخفی شده باشه
پس سوزوندنش تمامی مشکلات مارو حل میکنه
،تو هیچوقت نمیتونی جلومون رو بگیری اگه منظورت اینه
منظورش همینه
،امشب رو اینجا اردوگاه میزنیم و صبح میسوزونیمش
مهمه که قبل ایجاد حریق عمدی خوب استراحت کرده باشی
ما اون داوطلب هارو وسط خوردن قهوه یا چاییشون سورپرایز میکنیم
یا هرچیزی که آدمای پرادعا میخورن
چادرهارو برپا کنید
اوه، و تو احتمالا باید اون عوضی هارو از صندوق عقب بیاری بیرون
هیچ دستمال کاغذی اونجا نیست
بیاید بیرون عجیب غریبا
،بالاخره وقتش شد ما به سختی میتونستیم اونجا نفس بکشیم
برف دونهی باارزش میخواد نفس بکشه
این باد های سرد دارن باعث میشن بدن در هم پیچیدهی من بلرزه
اوه، دستای به اندازهی هم قویم به دستکش نیاز دارن
خب، دستای به اندازهی هم قویت میتونن برن و یکم چوب برامون ببرن
حداقل یه آتیش خوب و گرم خواهیم داشت
اوه نه نخواهی داشت
شما عجیب غریبا نمیتونید تو اردوگاه ما بمونید
شما فکر میکنید من شب اولم تو دستهی کارکنان کنت اولاف یه چادر گرم و نرم داشتم؟
مجبور شدم تو صندوق عقب بخوابم
ما تو صندوق عقب خوابیدیم
برو چوب ببر عجیب غریب
من فکر کردم کار کردن ،برای کنت اولاف باشکوه و باحال باشه
،ولی تو همین مدت کمی که استخدامش بودم
من تو یه آدم ربایی و قتل همکاری داشتم
تو صندوق عقب یه ماشین تو یه مسیر پر از چاله چوله بودم
،و عزت نفسم پایین اومده
که باعث شده سالها درمانم از بین بره
من دارم شروع به زیر سوال بردن انتخاب های زندگیم میکنم
و رک بگم، شما هم باید همینکارو بکنید
اسنو فلیک ارزشمند میخواد انتخابای زندگیش رو زیر سوال ببره
،مثل ما نه مثل ما نه، مثل ما نه
مثل ما نه- همونجوری بیکار نمونید-
عجیب غریبا
یه محت تقاطع ـه
از لحاظ فنی یه انشعابه
،منظورم اینه که ما باید تصمیم بگیریم از کدوم مسیر بریم
این جاده به جادهی چهار فصل منجر میشه
اینجا جاییه که اون نقشه گفت مقرشون پنهون شده
که یعنی وی اف دی از اون طرفه
،این بطری رو نگاه کن ،یه مایعی توش هست که یخ نزده
که یعنی به تازگی توسط کسی که اهمیتی نسبت به آشغال انداختن به بیرون نمیده بیرون انداخته شده
کنت اولاف از این طرف رفته
،اگه به مقر بریم میتونیم وی اف دی رو پیدا کنیم اونا میتونن بهمون کمک کنن سانی رو پیدا کنیم
،ما نمیتونیم اونقدر صبر کنیم سانی الان در خطره
،اگه یکی از والدینمون اون بالا زنده باشن میتونن کمک کنن این رو درست کنیم
،اگه یکی از والدینمون زنده باشن میخوای بدون سانی باهاشون روبرو بشی؟
نه
فکر کنم باید از این طرف بریم
فکر کنم باید از این طرف بریم
صدایی میشنوی؟
اوه نه- اونا چین؟
،پشه های برفی راجبشون تو یه کتاب خیلی گم نام خونم
چی خوندی؟- اونا بی حوصلهن و خیلی خوب سازماندهی شدن-
چیز دیگهای هم خوندی؟- آره، اونا نیش میزنن-
فکر کنم باید از اون طرف بریم
موافقم
چی جلوشون رو میگیره- دود-
دود؟ چجوری باید اینجا دود درست کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.