Nicholas and Alexandra

Nicholas and Alexandra

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Nicholas And Alexandra 1971-23 976 fps
Komentaĵo de mansureh
Nicholas And Alexandra 1971 که توسط سینا سلیمی ترجمه شده بود و نظر به نواقصی که داشت آنرا کمی اصلاح کردم امیدوارم دوستمون ناراحت نشوند

Etikedoj

other
Publikigita je: 2015-10-31
Elŝutoj: 43
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

" نیکـــــلای و الکـــــــساندرا "

اصلاح ترجمه از س.ف.ر.ی

يک پسر ؟

من يه پسر دارم ؟

چهار کیلوئه

و ساني ؟ حالش خوبه ؟ آره

بايد اعلان کنم ؟

باور نکردنیه

من يه پسر دارم

اون اولين پسري نيست که متولد شده ، ميدوني که

حتما اسمش باید"الکسيز" باشه؟ چيز ديگه اى نميتونيم صداش کنيم ؟

الکسيز" یه تزار نجيب بود"

شايد تنها او اينطور بود

تو حساب نمیای

همیشه فکر میکردم تا ابد دختر داشته باشیم

...هنوز نمى تونم باور کنم اوه چکید

بزار من بکنم

خيلى دعا کردم

مطمئنم چطور اتفاق افتاد

صداى گريشو شنيدى

نه زیاد نيشگونش بگيرم ؟

اون يک آدم بزرگى ميشه

حتى بزرگتر از پدرت

نمیتونیم "الکساندر"صداش کنيم ، مى تونیم ؟

اون خوابه بى شک ، خسته اش کردیم

واسه يه دقيقه ميخوايش

حتما

من يه پسر دارم

سال ها ، فکر میکردم که چه حسى داره

...و همه اون سالها حسی رو نداشتم

که الان دارم ... نميدونم

لذتی يا چيزی مثل این نیست . این بیشتره

خیلی مهمه

نميدونم واسه چى ميخندى

تو یه احمقی

تو هم

تلیوا ، اگه ازگرسنگی بيدار شد بیارش

بله، اعلیحضرت

مهم نيست کی باشه

پیغامی از بندر آرتوراومده چند ساعتی اونجا بودن

نميشه صبر کنند ؟

اميدوارم که بشه

پسره برامون شانس مياره

ژاپنیها رو شکست ميديم و فراريشون ميديم به کره

الان یه پسر دارم که واسش ميجنگم

ما يه پسر داريم

اگه استراحت نکنى اون گرسنگى ميکشه

آیا خوشبختت کردم؟

نه،نه زياد

فکر ميکنم از تزار نجيبت خوشم مياد

بزار الکسيز صداش کنيم

دوست ندارم مهمونی تبدیل به جنگ بشه

اينطوری درست نيست

پس کوچکش کردیم فقط خانواده

نميتونم صبر کنم

!دختر خوب

تو ساخته شدی برای جشن رفتن

امشب تو سنت پترزبورگ ميبينمت

زود باش ، نيکی

باشه عمو

اون آدم باوقاره کيه ؟

گیليارد معلم خصوصى فرانسوى

نمى تونى بمونى ؟

به ملاقات ویت میریم - اون مرد -

اون وزیر زیرکیه - هيچ وقت ازش خوشم نیومد -

من کسی ام که سرم داد زد

نباید بهش اجازه بدى

اون خدمتگذارتوئه همه خدمتگذارتو اند

تو خيلى نجيبی

تو بايد مشتتو جورى که پدرت ميزد بزنى

کارگر نیست

اخم کردن هم کمک ميکنه

اوه بچه

خوب خوابیدی؟ دلت تنگ شده ؟

بيا ببینش

از ديشب نديدمش

بنظرم بزرگ شده

این چيه ؟

هيچى

بکش کنار يا من جوابگو نیستم

بايد نشونم بدى چطور انجامش مى دى

آيا اعلیحضرت اجازه میدند که حقایق رو مرور کنم؟

...اگر بندر آرتور سقوط کنه

حقایق با "اگر" شروع نميشند

بندر آرتور 6ماهه که محاصره شده

براى ما به قيمت مرگ 30,000 نفر تموم شد

يه روز يه دانش آموز تو خيابون جلو راهمو گرفت

"معذرت ميخوام قربان ما براى چه ميجنگيم ؟"

...چون ، پسرم ، ما کره رو ميخوايم"

"اما ژاپنى ها در جنگ با ما برای آن مصمم اند ....

"ممنونم قربان اما روسيه کره رو واسه چى ميخواد ؟"

"چون پسرم ما بندری به اقیانوس آرام نداريم "

"ميفهمم ، قربان ، اما دلیل خوبی نيست"

راست ميگه

اصلا دلیل خوبی نيست

تصور کنين

تصور کنين کارگر کارخانه ايد

واقعا فقیريد وهرگز سیر نیستید

هشت ماه سال را يخ ميزنيد

نه مدرسه ای، نه دکتری

...کشور به شما ماليات میده

... که بچه هایتان را به یک قاره دور بفرستید ...

... تا توی یه جزيره دراقیانوس آرام قمار کنن ...

بگذریم، ژاپن سومين قدرت جهانه

...اگر ما رو شکست بده

... اگر بندر آرتور سقوط کنه ...

... آبرومون در برابر دنیا میره ...

و در کشور شورش خواهیم داشت...

مردم عاشق من اند سرگئی یولیوویچ

...اونا یه قانون اساسی

... و حق راى گيرى مجلس رو میخواهند

...عصبانى ان

و جدى...

یعنی بمن توصیه ميکنى که از حقم بگذرم

نصيحت ميکنم که این جنگ بیفایده رو تموم کنى

نيکولاشا ، خيلى نومیدانه ست؟

...خب ، نيکى

بزار من اینکارو بکنم...

اينجا يه گلوله ست ، يه گلوله ساخت سنت پترزبورگ

من میفرستمش به جنگ

چطور اونجا میفرستیش؟

...از یه جاده فرعی

به طول 4000مايل...

درواقع اصلا جاده ای نیست

خدا بخواد ،اونو سه روزه با سورتمه میفرستیم

و همه چی پوتين ، پوست يا چاى رو میفرستيم

...الان بکش بيرون ، نيکى

تا وقت داريم ...

روسيه پدرم هرگز نميزاره جنگ رو ببازم

چى به پسرم بگم وقتى که وقتش برسه ؟

که هيچ افتخارى نداشتم ؟

که ضعيف بودم ؟

...هميشه فکر کرده ام

...خدا قصد داشته من فرمانروایی کنم ...

منو اينجا منصوب کرده

منو انتخاب کرده و هر چی اتفاق بيوفته خواست اونه

بايد تا پيروزى بجنگيم

پيروزى در کار نيست

فقط آشوب و اعتصابه

بايد به مردمت یکم از چيزى که ميخوان رو بدين، قربان

...نه همشونو

فقط يه ذره...

انگلستان پارلمان دارد

عمو زادگان انگليسي ما حقشون رو بخشیدند

هاپسبورگها و هوهنتسولرنها هم

رومانوف ها اين کار رو نميکنند

...چيزى که بمن داده شده

به پسرم ميدمش...

...این رفقا جنبش بزرگتری میخوان که همه

تفکر سیاسی مردمی که به تعصب مذهبی وسیعی متعهد اند رو شامل بشه

...اونا آرزو دارند متحد

معذرت ميخوام

ممکنه ؟

این اولين کنفرانسمه

من در سیبری بودم - مثل من -

چه مدت ؟

محکوم به سه سال بودم - منم محکوم شدم -

فقط يک ماه بودم بعدش فرار کردم

اون ميخواد خودشو معرفى کنه

استالين

درباره ات تحقيق کرده ام

تروتسکى

ازم دوری میکنی

به چى ميخواهى رای بدى ؟

عليه جنبش تو - !تو يه احمقی -

متاسفم

هميشه نميتونم کارى که ميگين رو بکنم

رومانوف ها وارثا جدیدشون رو برخ میکشند وحزب هم هرج و مرجه

علی رغم تو من میبرم - تو حزب رو تقسیم میکنی -

خیالشم دارم

لازمه

مارتوف ، به من راى ميدى ؟

نه ، بر عکس

یالا، مارتوف

اون درک نميکنه که چيکار ميکنى مطمئنم حق با توئه

خوبه

پس ميخواى به من راى بدى ؟

ميخوام ، اما وکیل ندارم، نميتونم راى بدم

آقاى لنين

عذر ميخوام آقاى لنين من ازسوسیاليسم کارگرى ام

نظرتون در مورد سوسیاليسم در انگليس چیه؟

انگليسا گوشت رواشتباه تکه میکنن . چایی شون افتضاحه

و آب و هواشون بهتر از سیبری ـه

فقط پليسارو تحت کنترل دارين

راى گیری میشه

توجه کنين

شما از نزدیک شاهد تولد حزب بولشویک هستید

چطور هجی میشه ؟

ميخوام راى بدم

یالا، پانکراتوف

....ب-و-ل-ش

شب بخير ، بابا

شب بخير ،مامان

شب بخير ، عزیزم

کاش مجبور نبودیم بريم

تولد مامانه - نميتونيم بگيم که سر درد دارم -

تو فقط خجالتى هستى خيلى پيرتر از سن ات هستی

توی مهموني تنهاخودت لذت میبری

سر درد دارم

اگه اونجا بشینى هيشکى خوشش نمياد ... احساس میکنی غریبی که

More Farsi Persian subtitles for Nicholas and Alexandra

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left