La unuaj 200 linioj.
دیدم کوین داشت یه چیزی رو داخل ماشین هیو میذاشت
یه چیز بزرگ - از ملک من برو بیرون -
به اتهام قتل هیو لنگ بازداشتت میکنم
الان ماشین هیو لنگ رو پیدا کردم
باید تیم تحقیقات جنایی بیان اینجا
دلم میخواد به همه دنیا درمورد خودمون بگم
بهم گفت که شما باهم میخوابیدین
میکی، باید حرفم رو باور کنی من هرگز بهش دست هم نزدم
تمام این مدت داشتی همین فکر رو میکردی؟
میخوای بازی کنیم؟
کی راز بزرگتری داره؟
ما داریم میریم بالی - چی؟ -
آیوی رو با خودمون نمیبریم
فکر کردین میتونین همینجوری بندازینش گردن من؟
کسی رو گردن کسی نمیندازیم
این ایدۀ جَز بود کپسول زمانی
توی حیاط پشتی خاکش کردیم
آره
باید حرف بزنیم
کجایی؟
بیا پیشم، زیبا
بند بند وجودم رو بههم وصل کن
این قدیمیترین عادتیه
که پوستم باهاش آشناست
میتونم آروم و مهربون باشم
وقتی خلع سلاح شدم
میتونم دقیقا همون
چیزی باشم که میخوای
برگردان از: آرزو @Arezoosubs
من یه کلمه هم حرف نمیزنم، بیل
بذار من کمکت کنم بعدش میتونی بری خونه پیش خونوادهت
...میتونی با این شروع کنی
که داشتی چیکار میکردی؟...
خب، یه جلسه تلفنی با خریدارها داشتم
حدودای7 شروع شد
و وقتی تموم شد یه سری کاغذبازی بود که باید انجام میدادم
بعدش درها رو قفل کردم و رفتم خونه
تو به گروهبان کارآگاه کندی گفتی زمانی که از کارخونه رفتی
بین 9 تا 9:30 بوده
...من به ریچل گفتم مطمئن نیستم چه ساعتی رفتم
گفتم احتمالا 9:30
میخوام کوین رو ببینم
همین الان. جدی میگم
داره بازجویی میشه - !خب، این احمقانهست -
ممکنه طول بکشه
میتونی منتظر بمونی اگه دوست داری
واقعا فکر میکنی کوین تونسته بلایی سر هیو بیاره؟
!روز رایگیری مبارک
به انگلرت رای بدین که من باشم
بفرما، رفیق - نه، ممنون مکس -
برای سوج ریوری بزرگتر و بهتر رای بدین
لبخند بزن، داری حال همه رو میگیری
ببخشید - !روز رایگیری مبارک -
یادتون نره امشب بیاین بار
اولین نوشیدنی رو مهمون برندهایم
فکر کنم به میکی اندرسون یه تشکر بدهکارم
مطمئنم، گند زد تو رایهای دب
نمیخوای بگی چرا اخمهات تو همه؟
یه دوستدختر لازم داری
دوای دردت همینه
ممنون
!روز رایگیری مبارک
بفرمایید
مکس انگلرت - سلام -
15ساله شهردارم، 15سال - من دبورا ام، حالتون چطوره؟ -
خیلیخب
اون جلسه تلفنی رو تایید کردم
...و بهم گفتن
ساعت 8:15 تموم شده
باشه، اگه اینجوری میگن
...حالا، نکته اینجاست
که مانیتور داشبورد ماشینت میگه
تو تا قبل 2صبح کارخونه رو ترک نکردی
خب، ندیدین نیک چیکارش کرده؟
یعنی، میتونه بگه من تا ماه رفتم و برگشتم
ولی روش اعتباری نیست، بیل چون منفجر شده
آره، نکته خوبیه
بیخیال، بیل
رئیس بودن زیاد آسون نیست، نه؟
آره
دقیقا همینه
بیشتر آدمهای اینجا
به اندازه تو پناهندهها رو واسه کار قبول نمیکنن
نه که خیلی دستمم هم نمک داره
ولی بازهم هیو لنگ اومده بهت گیر داده
درمورد حقوق و شرایط و اینجور چیزها
خب، مطمئنم قصدش خیر بوده
اعصابت رو خورد نکرد؟
خیلی چیزها اعصاب من رو خورد میکنن، بیل خیلی چیزها
و یکیشون ازت دزدی میکرده
ببخشید؟ - سلیم -
خودش اعتراف کرده
گوشت کش میرفته و دزدکی توی شهر کناری میفروخته
از کِی؟
یه لحظه
عجب همسر سابقی داری
چیه؟ داره بهت میگه چیکار کنی؟
آره، واسه همین طلاقت دادم
همیشه فکر میکنی خودت بهتر میدونی
هنوز داریم از کوین بازجویی میکنیم
باید درباره جزمین هم ازش بپرسین
جزمین؟ چرا؟
فکر کنم باهم میخوابیدن
کوین؟
...این
امکان نداره...
جزمین بهم گفت
...اون روز، توی رودخونه که با یه مرد سن بالا میخوابه
من فکر میکردم سایمونه ولی نبود
قطعا کوین نبوده
شما...که نمیدونین - چرا، میدونم -
ما اونموقع داشتیم طلاق میگرفتیم
نه، یعنی پاشد رفت بالی
و برنگشت احتمالا چون با چندرا آشنا شد
کل اون سال رو نبود
اون اصلا توی کشور نبود
به جایی نرسیدیم و وکیل میخواد
چیزی هست که من باید بدونم؟
نه
اشتباه کردم
با تو کار دارن، بیل
گروهبان کربی صحبت میکنه
آره، نه...
چندتا بز؟
ریچل، کوین رو اداره پلیس نمیبرد
اگه چیزی علیهش نداشتن
ممنون، چارلی
این هم مال توـه
نوش جان - ممنون، رفیق -
تو فکر میکنی کار اون بوده؟
نمیدونم
...ولی
...ولی
دوربین امنیتی انبار قایقها
فیلم میکی رو ضبط کرده
ادامه بده
بگو چی بوده
داشت خون، از روی خودش میشست
...یعنی
یعنی، یه عالمه خون...
خدایا
...من واقعا
آره، میدونم زندان بوده درسته
...ولی
اون حادثه جزمین...
با چاقو زدن تو دل کسی خیلی فرق داره
نه؟
فقط...فکر نمیکردم همچین کاری ازش بر بیاد
میخوای چیکار کنی؟
تو بودی چیکار میکردی؟
کِو رفیقمونه
فکر کردن نداره
وقتی داشتی میرفتی ماشین هیو لنگ رو توی پارکینگ دیدی؟
نه
برش نداشتی باهاش جایی بری؟
همین الان گفتم ندیدمش، بیل
...چیز غیرعادیای
از کارخونه نبردی بیرون؟...
نه
گوشت نبردی خونه؟
نه - مطمئنی؟ -
آره
من یه شاهد دارم که دیده داشتی یه چیز بزرگ رو میذاشتی
عقب ماشین هیو لنگ و بعدش راه افتادی رفتی
چی بود؟ چی گذاشتی توی ماشین هیو؟
هرکی با ماشین هیو از کارخونه رفته
خب، اون...فرمون و
دسته در و دنده رو پاک کرده
ولی اینجور که پیداست با عجله این کار رو کرده
....حدس میزنم نتونسته کاری درمورد
خون هیو که عقب ماشین ریخته، بکنه
و یه اثر دست روی پنجره راننده وجود داره
که شبیه دست یه مرد بالغه
تمایل داری واسه مقایسه نمونه دیانای و اثر انگشت بدی؟
اگه بگم نه؟
آدمهای بیگناه معمولا میگن آره
کالین؟
لطفا برو، نمیخوام اینجا باشی - میدونم، باشه؟ -
به پلیس زنگ میزنم - ببین، میرم -
فقط باید یه چیزی ازت بپرسم و بعدش قول میدم برم
باشه؟
فقط میخوام ازت بپرسم بیل و جزمین صمیمی بودن؟
بیل؟ کربی؟
و جزمین؟
صمیمی بودن؟
هیچوقت ازش حرف نزد؟ اون خونهتون نمیاومد؟
معلوم هست چی میگی؟
ببین، جزمین یه دفترچه خاطرات داشت
خب؟ یکیـش رو میذاشت توی کپسول زمانی و یکی دیگه شروع میکرد
خب...من توی کپسول زمانی رو نگاه کردم و هیچ دفترچه خاطراتی نبود
حتما وقتی هیو جاش رو کنده بَرش داشته
این رو از کجا آوردی؟
چون میدونسته " ک " کیه
نگاه کن
" جزمین لنگ " و " ک "
ک " ؟ "
ک " ؟ "
...این هرکی هست
فکر کنم هیو رو کشته... تا کس دیگهای خبردار نشه
... " این...این...این " ک مطمئنا نمیتونه بیل باشه
No comments yet. Be the first to leave one.