La unuaj 200 linioj.
آنچه گذشت
فکر میکردم میتونم بیخیالت بشم
.و برات راحتترش کنم برای خودم
باید برم
شاید بلیت هواپیما داره
بدون چمدون؟
دکتر بلیک از بخش روانشناسیِمون اومده
تا سلامت روانی اعضای سازمان رو
ارزیابی کنه - تعجبی نداره -
به چندتا از منابع کایوت خبر دادیم؟
با منبع چهارمیش تماس گرفتم که بهنظر هراسان میاومد
اسمش الکسی اورخوفه
باید فوراً خارجش کنیم
یعنی از نظرت اینقدر بیثباته؟
نه، بهنظرم میتونیم ازش استفاده کنیم
داریم میفرستیمت تهران
تا مهندسین هستهای ایرانی رو شناسایی کنی
اگر پذیرفته نشدم چی؟
یه برنامه دیگه برای آیندهت بچین
اورخوف رو در اختیار داریم
«من به مسکو گزارش میدم»
...من برای» - جریان چیه؟ -
به کواک کواک افتاده
آمریکاییها و روسها... «کار میکنم
فیلکس از اون عملیاتهای فوق سنگین
و سریه که هیچکس
حتی من و تو هم، هیچوقت
نباید بهش اشارهای بکنیم
دنبال یه نفر میگردم که
اومده کنفرانستون
دکتر سامیا ظاهر
،بله، روز اول که اومد، رفت و دیگه برنگشت
«آژانس»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
.وقت بازیه موبایلش روشن شد
سیگنالش قطع شد
یعنی توی آسانسور یا پارکینگه؟
نرم افزار جدید نصب کردیم
حتی اگر وارد مترو بشه
سیگنال وایفای ارسال و منتقلش میکنه
برمیگرده. زیاد دور نشده
زیر زمین
ببخشید؟ - گفتی مترو -
بهش میگن زیر زمین یا تونل
جدی؟ گفتم مترو؟
آره - اینکه گفتم مترو -
رفت روی مخت؟ مگه خودت هم نگفتی آسانسور؟
مگه خودت هم نگفتی آسانسور؟
شب بهخیر، آقای لوئیس - شب بهخیر -
مهمانتون نیم ساعت پیش رسید
ممنون
بیا وانمود کنیم
که این قهوه، مثل قهوههای آدیسه
چی شده؟
صرفا خستهم - حالت خوبه؟ -
.بهم ضرب الاجل داده بودن ناشرم قاطی کرده
وایسا ببینم، تکمیل شد؟
نه، سه فصل نوشتم
داشت خوب پیش میرفت
بعدش به مانع فکری خوردم
خب، تبریک میگم - چرا؟ -
به بنبست نویسندگی خوردی
این یعنی یه نویسندهی واقعی هستی
میدونی میگن واسه بنبست نویسندگی چی خوبه؟
هوم؟
...از هرکسی بپرسی
بهت میگه
خیلیخب
خب، دورهت چطور پیش میره؟
دورهم؟
...بذار ببینم، در حالت کلی
سخنرانیها خشک، خستهکننده
حوصله سربر و کسلکنندهن
ولی باهاش کنار میای
بهگمونم خوب میتونم چیزهای کسلکننده رو تحمل کنم
برداشتِ اشتباه نکنی
...سامیا - خوابت رو دیدم -
نه فقط تو رو، خواب جفتمون رو
طبقهی بالا یه آپارتمان داشتیم
توی آشپزخونه، یه وان بود
بگذریم، توی وان بودیم
خورشید میدرخشید
...بهم نگاه کردی
و لبخند زدی...
...و
جواب نده
چرا؟
چون زیرا - چون چی؟ -
میشه بذاری جواب بدم؟
الو؟ - منم -
وای
فکر میکردم شیفتم تموم شده
بیا طبقه پایین
کی بود؟
باورت نمیشه - پاول -
...عمراً - بگو ببینم کی بود؟ -
ناشرم
چی؟
تقریبا نصف شبه
دفترش همین نزدیکیهاست
بهش گفته بودم میتونه اینجا پیدام کنه
صرفا نیاز داره که قبل از رفتن به نمایشگاه کتاب فرانکفورت
سرم داد بزنه
ده دقیقه بهم وقت بده
بهش بگو به بنبست نویسندگی خوردی
موبایلت رو خاموش کردی
تو هم ردم رو زدی
با چی؟ دوربین مداربسته؟
کاری که نباید مجبور به انجامش باشم
همونطور که من نباید توسط چندتا احمق تعقیب بشم
.مخفی که نشدم وقتی زنگ زدی، جواب دادم
...بعد از اینکه - هری؟ -
ببخشید
بعد از اینکه چند ساعت گم و گور شده بودی
وای خدا
بپاهات رو پیچوندی - پس به افراد بهتری بسپار که تعقیبم کنن -
اینجا باشم یا خونه، چه فرقی داره؟
دفتر ثبت مهمانان رو بررسی کردم
با اسم پاول لوئیس، اتاق گرفتی؟
زنی که توی اتاقمه
متاهله - بعد پیش خودت گفتی -
بهتره واسه کردنش، از هویت مخفیِ سازمانیت استفاده کنی
من دارم ادعا میکنم که تو اختلال پس از ماموریت نداری
،و بعدش اجی مجی لاترجی پاول لوئیس میره هتل میگیره
هنری
ول میچرخی و با زنهای متاهل سکس میکنی؟
چرا داری از یه هویت منسوخ شده ...استفاده میکنی تا
مارشن، من نباید این رو میفهمیدم
پس تعقیبم نکن
تو سالها به عنوان مامور مخفی اعزام شده بودی
مردم، سالم از این ماموریتها برنمیگردن
،بیخواب میشن یه سری خاطرات براشون تداعی میشه
بعضیها قاطی میکنن و کلا دیوونه میشن
واسه همین، یه سری پروتکلها داریم
مثلا طرف رو تعقیب میکنیم
این قضیه باید تموم بشه
متوجهم - نه، جدی میگم -
.این سری رو بهت آوانس میدم دفعه بعد، خودتی و خودت
کجا میری؟
میرم خداحافظی کنم - نه -
...باید توضیح بدم - مارشن -
باید توضیح بدم چرا رفتم - بذار برو -
هنری - بذار برو، مارشن -
.اینجوری بدترش میکنم مشکوک میشه
.نه، بدتر نمیشه میدونی چرا؟
چون پاول لوئیس وجود نداره
میپیچه میره
و برای همیشه غیبش میزنه
یه سکسِ ساده بوده
یه اشتباهی کردی
خطات رو میپذیری
و بابت اینکه درکت کردم ازم تشکر میکنی
مسئله امنیت ملی نیست، شخصیه
...پای آژانس که وسط باشه
هیچ مسئلهای شخصی نیست
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
برو لدبروک گروو، لطفا
صبحونهت رو که خوردی
میبریمت به یه خانه امن
توی یه مزرعهست که خارج از لندنه
خوراک و روانشناست رو تامین میکنیم
.چارهای نداشتیم، الکسی ...امیدوارم درک کنـ
.چارهای نداشتین چارهای نداشتین؟
چطوره من ببندمت به صندلی؟
سه سال
سه سال وفادار بودم
هیولاهای ظالمِ بیرحمِ بیعاطفه
.دیگه هیچوقت براتون کار نمیکنم شنیدی؟
هیچوقت - باید این رو بکشی روی سرت -
کون لقت
بهم دست نزنید
دستتون رو بکشید ببینم
ارتش اوکراین باز در موضع دفاعی
قرار گرفته و دارن مواضع دفاعیشون رو مستحکم میکنن
تا شهرهای مهمِ شرق کشور رو حفظ کنن
هنری؟
...این شامل پوکروف هم میشه
که به لحاظ استراتژیک ...از اهمیت بسیار بالایی
هنری؟
چی شده؟
،با چارلی، توی زوم تماس دارم ولی لینکش خراب شده
نمیتونم پیداش کنم
احتمالا باگ سروره
سابقه نداشته از تماس جا بمونه
حق با توئه، احتمالا باگی چیزیه
بعداً درست میشه
باید برم سر کار - اوهوم -
دوستت دارم
من هم دوستت دارم
میدونی، اون طرز نگاهه رو داری
کدوم طرز نگاه؟
طرز نگاه کابویی که تیر خورده ولی نمیخواد به کسی بگه
صرفاً یهکم خستهم
حالِ چارلی خوبه، درسته؟
از چیزی خبر نداری؟
میدونم که خبر بد، سریع میپیچه
میدونم خیلیها مواظبشن
و میدونم که من جزء اون خیلیها نیستم
میبینمت
No comments yet. Be the first to leave one.