La unuaj 181 linioj.
راوی: تو شهر نیویورک، مرز باریکی هست
بین قانون و هرجومرج
روی اون مرز، دنسون و هایاسمیت زندگی میکنن
دوباره بهم بگو اصلاً چرا تصمیم گرفتم بیام بالای این سقف
فکر کنم میتونی بذاریش به حساب انتخابهای غلطت تو زندگی
از شر اون عوضی خلاص شو
اوه-اوه! متنفرم وقتی میگی "اوه-اوه!"
پسر، زدی کاپوت ماشینم رو داغون کردی
خب بیا جلو ببینم چه کارهای
اوه! اوه، هی
این یعنی دردسر
کسی به نهصد و یازده... یا ابلفضل زنگ زد؟
دیگه بسه. حالم از این همه دویدن به هم میخوره
محکم بچسب
شما حق دارین سکوت کنین
ولی من میخوام جیغ کشیدنت رو بشنوم
بخواب رو زمین
خبرنگار: کارآگاه! آره، آره! کارآگاه
یکییکی، باشه؟
بله، کارآگاه، ریک گریسون هستم از نیویورک آبزرور آنلاین
این متهمها فقط با صد گرم ماریجوانا دستگیر شدن
که تو بعضی ایالتها فقط یه تخلف جزئیه
فکر میکنین این دستگیری ارزش ۱۲ میلیون دلار خسارت مالی رو داشت؟
چطوره بذاریم خودِ شهر نیویورک به این سوال جواب بده؟
بزرگترین شهر روی زمین، ایول
سلام، سارا گاپونه هستم از نسخه چاپی تیامزی
دنسون، شایعاتی که در مورد تو و کیم کارداشیان هست راسته؟
نظری ندارم
ولی خب، آره
دنسون و هایاسمیت، تا آخر عمر هاتداگ مجانی
نوشیدنی نه. نوشیدنی نه. جمعیت: اوه
نمیتونم. از پسش بر نمیآم
راوی: دنسون و هایاسمیت با کلاس شلیک میکنن، رانندگی میکنن و عشق و حال میکنن
اونا ستارههای راکان
بعدش دلقکها رو داری، اعصاب خردکنها، کهنهکارها
و بقیهی آدمها
میدونیم، میدونیم. میدونیم
خیلی خب، خیلی خب. گوش کنین، گوش کنین
امشب تو کلاب "باتر" جشن داریم
برودی جنر اونجا قراره باشه، بای لینگ
اون دختره قدکوتاه روانیِ "جرزی شور". آره
و اسم اکثرتون تو لیست هست
دمتون گرم، بهترینین
دنسون: بچهها، میخوام یه چیزی بگم
در مورد مردیه که با یه رویا از اتریش اومد
آرنولد شوارتزنگر
بذار حرفم تموم شه
اون قهرمان شد و بعدش هم ستاره سینما، خب؟
آرنولد شوارتزنگر! لعنتی، بذار
داستان رو خراب کردن. زدن تو ذوقم
بذار... چی... نکته اینجاست که
اگه شماها نبودین که کارهای اداری رو انجام بدین، ما نمیتونستیم کارمون رو بکنیم
جواب دادن به تلفنها و همه اون چرتوپرتهایی که ما دوست نداریم انجام بدیم
همه اون تیراندازیها، همه اون تعقیبوگریزها
همه اون رابطههایی که نمیخوایم با زنها داشته باشیم ولی مجبوریم
همهش به لطف کاریه که شما انجام میدین
ممنون
و ما بازم تکرارش میکنیم، بارها و بارها
هی، تو دهنت رو ببند
اگه بخوایم حرف زدنت رو بشنویم
دستم رو تا آرنج میکنی تو حلقت
و مثل عروسک خیمهشببازی با دهنت حرف میزنم
شنیدی چی گفتم؟ شنیدی؟
پول نوشیدنی با خودتونه. افسرها: ایول
خوش باشین، جوجهها
هی رفقا. خیلی خب، بیاین نزدیکتر
یالا. بیاین دورم جمع شین
خوب هستین، همونجا. اوه، اوه، اوه
فقط یه کم برین عقب، آها همونجا
خیلی خب، فقط یه... فقط یه
آفرین همونجا. همونجا
این کارهای اداریشونه. میدونین که خودشون انجامش نمیدن
درسته. این پروندهها مثل زنِ "باب" میمونن
گنده و بدقوارهست
و رد انگشتهای دنسون همهجاش هست
ناراحت نشی باب. اشکالی نداره
به هر حال، حالا کی اینا رو میخواد؟ من
ایول! "جوجهکاغذی" و "یانکی کلیپر" وارد عمل میشن
کارت عالی بود. ممنون آلن. ممنون کاپیتان
"من انجامش میدم! من انجامش میدم!"
بس کن دیگه، اون آهنگ رو زمزمه نکن
دلم بخواد زمزمه میکنم
نه، میدونیم که میتونی
دارم ازت خواهش میکنم بس کنی
خب، اگه خواهش میکنی پس تمومش میکنم. ممنون
میشه اونجوری لبخند نزنی؟
الان داری ازم میخوای احساساتم رو مخفی کنم
فقط چون حس بدی بهت میده
این یکی رو دیگه انجام نمیدم
جدی میگم، زمزمه نکن! باشه؟
اینجا حسابداری یا هر قبرستون دیگهای نیست که
تو رو با اون ماشینحساب جیبی کوچیکت ازش منتقل کردن
حسابداری قضایی، باشه؟
و این یه بخش مهم از کاره
آره، هر چی. اینقدر واسه انجام کارهای مزخرف ذوق نکن، احمق
هی بچهها، یادآوری کنم
پیکنیک اتحادیه پلیس این آخر هفتهست
آ... زنم دوباره داره از اون تخممرغهای معروفش درست میکنه
شکمم داره از عصبانیت میترکه
الان وقتش نیست، باب
خیلی خب
میرم یه تیکه پیتزا بگیرم
میدونی همین الان چیکار کردم؟
همین الان از اون در رفتم بیرون و چند تا کارآگاه رو دیدم
و داشتم شروع میکردم پشت سرت بد و بیراه بگم
ولی جلوی خودم رو گرفتم چون بابام بهم یاد داده
که مردی که پشت سر کسی حرف بزنه، بزدله
واو، واقعاً ازت ممنونم
خوبه، چون میخوام مستقیم تو روی خودت بگم
نه، لازم نیست بگی
نه، من ازت خوشم نمیآد
فکر میکنم تو یه پلیس قلابی هستی
صدای برخورد شاشت به توالت؟
زنونهست. آره-آره
اگه تو حیات وحش بودیم، بهت حمله میکردم
حتی اگه تو زنجیره غذایی منم نبودی
بازم راه کج میکردم که بهت حمله کنم
اگه من یه شیر بودم و تو یه ماهی تن
وسط اقیانوس شنا میکردم و کوفتت میکردم
و بعدش هم با دوستدختر ماهی تونت حال میکردم
خب، اولاً شیر وسط اقیانوس شنا میکنه؟
شیرها از آب خوششون نمیآد
اگه میگفتی کنار رودخونه
یا یه جور منبع آب شیرین
یه منطقی داشت
ولی تو خودت رو وسط اقیانوس تصور کن، با موجهای ۶ متری
فرض میکنم نزدیک سواحل آفریقای جنوبیه
و جلوی یه ماهی تن بالغِ ۴۰۰ کیلویی ایستادی
که ۲۰ یا ۳۰ تا از دوستهاش هم باهاشن؟
اون نبرد رو میبازی
نه بار از ده بار اون نبرد رو میبازی. و حدس بزن چی میشه؟
تو ول چرخیدی و اومدی تو قلمروی ماهی تنهای ما
و ما حالا طعم گوشت شیر زیر زبونمون رفته
ما با هم حرف زدیم، با هم ارتباط برقرار کردیم
آره؟ و گفتیم "میدونی چیه؟"
"گوشت شیر خوشمزهست. بیا بریم باز هم شیر شکار کنیم."
ما یه سیستمی درست کردیم که بتونیم بیایم تو ساحل
و با خشونت تمام تو و خونوادهت رو شکار کنیم
و گلهت رو محاصره میکنیم
بچههات و تولههات رو. چطوری میخوای این کار رو بکنی؟
ما با جلبکهای دریایی یه سری دستگاه تنفسی میسازیم
اینجوری میتونیم یه مقدار اکسیژن ذخیره کنیم
قرار نیست چند روز طول بکشه
ولی یه ساعت، یه ساعت و ۴۵ دقیقه مشکلی نداریم
اینقدر وقت داریم که بفهمیم کجا زندگی میکنی
برگردیم به دریا اکسیژن بگیریم
و بعد بیایم خفتت کنیم
تو تو بازیِ خودت باختی
هم سلاحمون از تو بهتره هم تعدادمون بیشتره
همونجوری پیش رفت که فکرش رو میکردی؟
نه اصلاً
دو دقیقه تا باز شدن بازارها مونده
پاملا بوردمن، مدیرعامل "لِندِل گلوبال"، زنگ افتتاحیه رو میزنه
در کنار بوردمن، بانکدار سرمایهگذار، دیوید ارشون حضور داره
کسی که ۴۰ درصد از سرمایه ۷۰ میلیارد دلاری لندل رو مدیریت میکنه
چقدر ضرر کردیم؟
خانم بوردمن، میتونین زنگ رو به صدا دربیارین
۳۲ تا. میلیون؟
نه، میلیارد
لعنتی
محله چینیها. سه تا از اعضای باند "تریاد". تا اسلحهشون رو کشیدن، دو تاشون رو زدم
بنگ، بنگ. افسر: ایول
بعد بلند شدم تا رئیسشون رو نفله کنم
اوه لعنتی، انگار منم اونجام
صدای سوت شنیدم. همکارم روی سقف بود
گفت: "بیا حسابمون رو صاف کنیم!"
یه شاتگان "مازبرگ" برام پرت کرد پایین
یکی صاف زدم تو سینهش
بازی تمومه، جوجهها
خیلی خب. افسر: آره
جیمی؟ بیا در مورد این صحبت کنیم که این داستان چه حسی بهت داد
مثل یه قرص ویاگرا که صورت داره
میدونم خیلی وسوسهکنندهست
دلت میخواد دوستات رو تحت تاثیر قرار بدی
ولی موضوعاتی که باهاشون سر و کار داریم جدیان، باشه؟
این موضوعِ شلیک با اسلحه حین انجام وظیفهست
افسر هویتز؟
ای بابا. (غرغر افسرها)
دلت میخواد تو هم چیزی بگی؟
نه، ترجیح میدم نگم
افسر هویتز، الان شش ماهه که داری میای اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.