La unuaj 200 linioj.
...آب
...باکا،آب
!باکا
...کثار
!کثار هی..هی
میتونم رطوبتو حس کنم تسلیم نشو کثار
پاشو کثار !ما آب پیدا میکنیم
گرما بهت غلبه میکنه .به ذهنت فشار نیار
، تسلیم نشو کثار ما آب پیدا می کنیم
!تو به من ایمان نداری
چطوری بهت ایمان داشته باشم، باکا؟
زبون تو هم خشک شده
این بچه ی تو شکمم به آب نیاز داره
واسه بچم آب بیار، باکا
من، باکا! -خدای آب
به همه آب میبخشم
... الهه ی ملدی! رحم کن ! بهم آب بده
ما در بیابان کچ زندگی می کنیم
سکوت وسیع و تپه های بیابان
وحشتی بر بدن میندازد
، دورتر در افق طوفان شن و ماسه برمی خیزد
...گاهی اوقات، شوری آب دریا.
راهش رو به بیابان باز میکنه...
ایجاد یک دریاچه آب شور در !وسط کویر
فلامینگو" - یک پرنده ی زیبا"
که هزاران مایل پرواز میکنند تا به اینجا بیان
شاید، این سرزمین به اونها حسی شبیه خونه میده
مردمی که در بیابان زندگی میکنن میدونن چطوری زنده بمونن
اما این پرنده ها مهمان ما هستند
"من باکا هستم،مردم بهم میگن "خدای آب
من توی بیابون زندگی میکنم
و تشنگی همه رو رفع میکنم
جال، جال، جال
...ما از خداوند می خواهیم
،به ما آب بده ،به ما زندگی بده
...در نهایت! اینجا جاییه که آب مخفی شده
!کدخدا ما اینجا به آب میرسیم
تو آب پیدا کردی؟ -آره
!ما آب پیدا کردیم !زنده باد باکا
...بگید دیگه
،خیمه بای! اون آب پیدا کرده "حالا بگید، "زنده باد باکا
مزخرفه، آب کجاست؟
اگه هست... برو بپر توش !و بمیر
...این راکلا دیوونه شده
...باکا !توی بیابون آبی نیست
این بیابون سوزان فقط میتونه زندگی رو بگیره
...زندگی نمیده
...باکا
...تو قبلا جند بار این کارو انجام دادی
واسه آب پیدا کردنت جار زدی
اگه آبی نیست به ما بگو
...کدخدا! به جون شما قسم میخورم
ما قطعا اینجا آب پیدا می کنیم
!خب دیگه !"حالا بگید "زنده باد باکا
!زنده باد باکا
...خانوم، عکس
«به اینجا میگن شهر «فلامینگو
.وای! این باورنکردنیه اینجا فلامینگوها پاهای بلندی دارن
فقط انگلیسی، خانوم .نه آلمانی، نه روسی
ما با اونا میگیم "سرخاب" خانوم
سرخاب" ،پاهای بلند و صورتی"
!خیلی زیادن (نوگا؟(روسی-
خانوم، کجا؟
!...چقدر
خانوم،صبر کنید،گوش کنید ...خطرناکه
اونطرف مار داره
میتونیم اینجا بمونیم؟ نه،نه خانوم-
اونا رم میکنن رم؟-
آها...منظورت اینه پرواز میکنن آره،همچین چیزی-
در واقع اول رم میکنن، بعد پرواز میکنن
در واقع، تو بیابون آب یه مشکل بزرگه
...آب دریا میاد و میره
و آب بارون میاد و میره چون شن ها میخورنش
میخورن...منظورم اینه میره کجا؟-
کجا میره؟ داخل زمین
پس، آبی نیست
پس، الان اینها آبه اما بعد آبی نیست
پس، مشکل بی آبی
...خانوم! آب
!ویردو کجا رو دید میزنی؟
پاهاش رنگارنگ دیده میشه از تو عینک
ببینید خانوم اینجا جای شماست
ما اینجاییم
این مکان و اینم چادر شماست
اینجا شتر هست پرنده هست
آب هست
شما ملکه ی این منطقه هستین خانوم
چرا شما احمقا انقد بهش خیره شدین؟
تو اون سی دی های خارجی که قبلا
دوبار بهت فیلم خاک برسری نشون دادم
جوجه ی سفید ندیدی؟
!هی باکا
کی اونجاس؟ کدخدا-
به ته زمین رسیدی، پس کو آب؟
ما حتما آب پیدا می کنیم
...زلزله ی گجرات
...سیستم اینجا رو تماما خراب کرده
...اما مطمئنا آب پیدا می کنیم
فقط باید بیشتر بکنیم
!اون اینجاست تا یه فیلم بسازه
با ما؟
مطمئنی؟ !آره ، قسم میخورم-
عالیه! به کس دیگه ای هم گفتی؟ نه-
...فقط به اون
!بشین
یه کلمه ی دیگه به کسی نگی باشه-
اون واقعا ازون سی دی های خارجیه؟ آره-
عالیه! همه ی مردای روستا باید آماده شن که شلواراشونو در بیارن
...صبر کن که زنت لاجو بفهمه
...به هیچکس نگو
طولی نمیکشه که تو این روستا سر و صدا بلند شه
فقط باید باکا رو هم همراه خودمون ببریم !اون دوستمونه
،هی باکا !بیا اینجا، زود
ما میخایم شب رو تو صحرا باشیم
...عجله کن
!یه زن از سی دی های خارجی اومده اینجا واقعا؟-
من فیلمی رو که با اون درست کنی می گیرم
راکلا، من علاقه ای به این کار ندارم
فیلم منو با کثار بگیر من اونو دوس دارم
دیوونه شدی؟ تو همه ی مارو به فاک میدی
بس کن رویاپردازی رو واسه یه دختر از روستای دشمن
بیخیال کثار شو
فراموشش کن
بیا، با ما جنس خارجی رو بچسب
من شنیدم سوتین قرمز تنش میکنه
مثل یه گل رز تازه تو این بیابون خشک
نه، راکلا
...اگه من حالا آب پیدا نکنم
کدخدا یه سوتین تنم میکنه... و منو توی روستا رژه میبره
اگه میخای بیا وگرنه برو به جهنم
تو به کسی نمیگی
هی مانگا، هی پارنامی هی راکلا
شما میخواین برین پیش جوجه خارجی" بدون اینکه به من بگین"
کدوم خری...به این گفته؟
.شرمنده داداش
اون پیره کاری نمیتونه بکنه
!از مادرت بپرس کی پیره ...منو ببرید اونجا
نشونتون میدم چیکار میتونم بکنم...
ولا بای! تو وقت بابابزرگ بودنت نیست؟ چرا-
!یه نوه داره و هنوز تیکه های جوون می خواد
پس چی! قلبم جوونه باشه، بیا-
اگه کس دیگه ای هم میدونه همین الان بهم بگو
نه، قسم میخورم باشه، پس بریم-
!راکلا من،فقط ازدواج کردم
برای اطمینان "جوجه خارجی" رو بهم معرفی کن
چرا؟
زنم رفته پیش خانوادش من یه کم سرگرمی میخام
خب، واسه سرگرمی از دستات استفاده کن
چشمات رو ببند !و منظره رو از دست بده! نه
اول تو خونه تمرین کن بعد فکر یه سواری وحشی بکن
وای! اون صورتیه مثل یه فلامینگو
ولا بای، از تخیلات بیا بیرون
...وقتش رسیده که تو بری اون بالا !نه که "بالا و پایین". پیرمرد کور
...خانوم
...این فلامینگوها قبلا
به تعداد زیادی اینجا میومدن...
الان، تعدادشون کم شده
حدود 50 مایل دورتر از اینجا اونها هنوز در گله های بزرگ هستن
میخاید ببینید؟ همشون زنده هستن
.آره، خیلی ازونا ...که اینطور
آره! طرف دیگه ی دریاچه ی آب شور
.اون راست میگه ...وقتی من جوون تر بودم
هزاران گله ی فلامینگو اینجا میومد...
!همتون خفه شید خانوم نگران شد
خانوم، من یه کم انگلیسی بلدم
...قبلا، خیلی توریست میومد اینجا
اونا صد روپیه در روز خرج میکردن...
من خیلی فلامینگو نشونتون خواهم داد...
خانوم
غلام شما اینجاست
...رام خیلادی چرا شما مزاحم خانوم میشین؟-
...رام خیلادی - دور شین
ببین، خانوم به کارگر نیاز داره
اون به هر نفر 4 یورو میده !که میشه 250 روپیه
برو و از روستا کارگر بگیر
،چرا چهارتا خانوم گفتن 5تا
...کی انگلیسی بلده من یا تو؟
اون گفت 4 نه، اون پنج انگشتشو نشون داد-
...شاید اون پنجاه انگشت نشون بده
وقتی من میگم چهار... یعنی چهار
به هرحال، یه دست فقط چهار انگشت داره
ببین... 1،2،3،4 تموم
پس این چیه؟ شصت... دیگه چی؟
اون میگه 4 یورو دیگه ...اینجا خیلی روستاهای دیگه ای هم هست
خیلی بیشتر از اون تعدادی که میخایم... کارگر میگیریم
...باشه؟برو پس چرا خانوم گفت 5تا؟-
خانوم، شما نگفتین 5؟ آره، پنج. 5 یورو- باشه،متأسفم. اشتباه من بود-
...نمیذارن یه کم کاسبی کنم !بدبختا
هر نفر 5 یورو میگیره باشه؟
حالا، برو و کارگر بیار
!تو معامله رو الان درست کن
...ببین
پول خارجی صدای خاص خودشو داره
نکش، پاره میشه
!کدخدا
این پول خارجی به اندازه ی 300 روپیه ست
زن سفید گفت به هر نفر 300 تا میده هر روز
ما میتونیم با پول از روستای دشمن آب بخریم
تو میخای با روستای دشمن دوست شیم؟
از آب اون روستا بنوشیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.