La unuaj 200 linioj.
راجرز: سمت چپت
سمت چپت
مرد: آهان. سمت چپمه. فهمیدم
نگو. اون جمله رو نگو
سمت چپت. یالا
اوه
پزشک میخوای؟
یه جفت ریه تازه میخوام
پسر، تو همین الان حدود ۱۳ مایل رو توی ۳۰ دقیقه دویدی
فکر کنم چون دیر شروع کردم اینطور شد
جدی؟ باید از خودت خجالت بکشی
باید یه دور دیگه هم بزنی
همین الان زدی؟ حدس میزنم همین الان زدی
توی کدوم واحدی؟
واحد ۵۸ امداد و نجات چترباز
ولی الان توی اداره امور کهنهسربازها کار میکنم
سام ویلسون. استیو راجرز
یه جورایی خودم حدس زده بودم
برگشتن به خونه بعد از اون قضیه از انجماد دراومدن، باید حسابی کلافهت کرده باشه
یه مدت طول میکشه تا بهش عادت کنی
از دیدنت خوشحالم، سام
تختخوابته، نه؟
چی؟
تختخوابت؛ خیلی نرمه
اون موقعهایی که اونجا بودم، روی زمین میخوابیدم
مثل غارنشینها از سنگ به جای بالش استفاده میکردم
حالا که اومدم خونه، وقتی روی تختم دراز میکشم، انگار
انگار روی مارشمالو دراز کشیدم
حس میکنم الانه که تا خود کف اتاق فرو برم
چقدر اونجا بودی؟
دو دوره اعزام
حتماً دلت واسه اون روزای خوب قدیم تنگ شده، نه؟
خب، اوضاع اونقدرها هم بد نیست
غذاها خیلی بهتر شده. قدیما همهچیز رو میجوشوندیم
اینکه دیگه فلج اطفال نیست، خوبه
اینترنت هم خیلی کمک میکنه
خیلی دارم دربارهش میخونم تا اطلاعاتم بهروز بشه
۱۹۷۲ ماروین گی، آلبوم موسیقی متن «ترابل من» محصول
هر چیزی که از دست دادی، توی این یه آلبوم جمع شده
میذارمش توی لیستم
خیلی خب سام، وظیفه صدام میکنه. ممنون بابت دویدن
البته اگه بشه اسم این کار رو گذاشت دویدن
اوه، پس اینطوریه؟
آره، اینطوریه. باشه
هر وقت خواستی سری به اداره کهنهسربازها بزنی و منو جلوی اون دختره که پشت میزه
باحال نشون بدی، فقط بهم خبر بده
یادم میمونه. حتماً
سلام رفقا
هیچکدومتون میدونید موزه اسمیتسونین کجاست؟
اومدم دنبال یه فسیل
راجرز: خیلی خندهدار بود
حالت چطوره؟ سلام
همه جا رو که نمیشه دوید
نه، نمیشه
هدف یه سکوی متحرک پرتاب ماهوارهست
کشتی ستاره لوموریایی
داشتن آخرین محمولهشون رو میفرستادن بالا که راهزنهای دریایی گرفتنشون
دقیقه پیش ۹۳
درخواستی ندارن؟ یک و نیم میلیارد دلار
راجرز: چرا اینقدر زیاد؟ چون برای شیلده
پس از مسیرش خارج نشده، بهش تجاوز شده
مطمئنم دلیل خوبی دارن
میدونی، دیگه دارم از نظافتچیِ «فیوری» بودن خسته میشم
آروم باش. اونقدرها هم پیچیده نیست
چند تا راهزن؟
نفر. مزدورهای حرفهای که این یارو رهبریشون میکنه ۲۵
ژرژ باتروک. عضو سابق بخش عملیات ویژه فرانسه
توی صدر لیست اعلان قرمز پلیس بینالملله
قبل از اینکه فرانسویها اخراجش کنن، ۳۶ مأموریت ترور داشته
این یارو به کشتار حداکثری معروفه
گروگانها؟
بیشترشون تکنسین هستن. یه مأمور هم هست: جاسپر سیتول
توی آشپزخونه کشتیان
سیتول توی کشتی پرتاب ماهواره چیکار میکنه؟
خیلی خب، من عرشه رو پاکسازی میکنم و باتروک رو پیدا میکنم
نت، تو موتورها رو از کار بنداز و منتظر دستور بمون
راملو، تو عقب کشتی رو پاکسازی کن و گروگانها رو پیدا کن
ببرشون به قایقهای نجات و خارجشون کن. یالا حرکت کنیم
واحد استرایک، شنیدید کپ چی گفت. تجهیزات رو بردارید
کانال هفت امنه
هفت امنه
شنبه شب کار باحالی کردی؟
خب، تمام رفقای گروه همسراییم مُردن
پس، نه، واقعاً کار خاصی نکردم
خلبان مرد در بیسیم: داریم به منطقه پرش نزدیک میشیم، کپ
میدونی، اگه از کریستنِ بخش آمار بخوای باهات بیاد بیرون، احتمالاً قبول میکنه
واسه همین هم هست که ازش نمیخوام
خیلی خجالتیای، یا خیلی میترسی؟
خیلی درگیرم
چتر نجات پوشیده بود؟
نه
نه، نپوشیده بود
آه
آه
هی
تکون نخور
ممنون
آره. بدون من خیلی بیدفاع به نظر میرسیدی
اون پرستاری که اون طرف راهروتون زندگی میکنه چی؟
به نظر دختر خوبی میاد
اول اتاق موتور رو امن کن، بعد واسه من دنبال شریک زندگی بگرد
دارم چندتا کار رو با هم انجام میدم
به باتروک گفتم
اگه میخوایم کاری کنیم شیلد بهمون پول بده
همین الان براشون جنازه بفرست
من واسه یه نفر گلوله کنار گذاشتم
میخوای یه گلوله تو مغزت خالی کنم؟
اون زبونت رو... میخوای یه گلوله تو مغزت بخوری؟
ها؟
از منتظر موندن خوشم نمیاد
به دوراند زنگ بزن
میخوام وقتی پول رسید، کشتی آماده حرکت باشه
موتورها رو روشن کن
باشه
هی، ملوان
خفه شو
میخوای قهرمانبازی دربیاری؟ همینه؟
خیلی خب، دیگه به اندازه کافی منتظر موندم
هی
باتروک رو پیدا کنید
اگه تا دو دقیقه دیگه خبری نشه
کشتنشون رو شروع میکنم
پیداش میکنم
دو دقیقه
سکوت رادیویی از طرف شیلد، باتروک
هدفها شناسایی شدن
واحد استرایک مستقر شد
ناتاشا، وضعیتت چیه؟
وضعیت، ناتاشا
صبر کن
اتاق موتور امن شد
وقت تمومه
کی اول میمیره؟
تو
اون یکی رو بگیرید
با علامت من
سه
دو... یک
بهت گفتم که شیلد مذاکره نمیکنه
خط قطع شد
ارتباطم باهاشون قطع شده
آه
گروگانها در راه خروج هستن
رومانوف به نقطه قرار نیومد، کپ
دشمنها هنوز درگیرن
ناتاشا، باتروک داره فرار میکنه
برگرد پیش راملو و از گروگانها محافظت کن
ناتاشا
فکر میکردم تو چیزی فراتر از یه سپر هستی
بیا ببینیم
رومانوف: خب، این یه کمی ضایعست
داری چیکار میکنی؟
دارم از هارد درایو بکآپ میگیرم
عادت خوبیه که آدم باید داشته باشه
راملو به کمکت نیاز داشت
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
داری اطلاعات شیلد رو برمیداری
هر چیزی که دستم بهش برسه
مأموریت ما نجات گروگانها بود
نه، اون مأموریت تو بود
و خیلی عالی هم انجامش دادی
تو همین الان کل این عملیات رو به خطر انداختی
فکر کنم داری پیازداغش رو زیاد میکنی
باشه
این یکی تقصیر منه
معلومه که تقصیر توئه
راجرز: تو اصلاً نمیتونی جلوی دروغ گفتنت رو بگیری، نه؟
فیوری: من دروغ نگفتم
مأموریت مأمور رومانوف با مأموریت تو فرق داشت
که البته لزومی ندیدی بهم بگی
من ملزم نیستم هر کاری رو انجام بدم
اون گروگانها ممکن بود بمیرن، نیک
من بزرگترین سرباز تاریخ رو فرستادم تا مطمئن بشم همچین اتفاقی نمیافته
سربازها به هم اعتماد میکنن. این چیزیه که یه ارتش رو میسازه
نه یه مشت آدم که دور خودشون میچرخن و تیراندازی میکنن
آخرین باری که به کسی اعتماد کردم، یه چشمم رو از دست دادم
ببین، نمیخواستم کاری رو انجام بدی که باهاش راحت نیستی
مأمور رومانوف با انجام هر کاری راحته
من نمیتونم مأموریتی رو رهبری کنم
که آدمهای تحت فرمانم، مأموریتهای خودشون رو دارن
به این میگن طبقهبندی اطلاعات
کسی رازها رو لو نمیده چون هیچکس از همهشون باخبر نیست
به جز تو
درباره من اشتباه میکنی
من اطلاعات رو به اشتراک میذارم
کلاً آدم دلرحمی هستم
بخش «اینسایت»
رایانه شیلد: کاپیتان راجرز سطح دسترسی لازم
برای پروژه «اینسایت» را ندارد
لغو توسط مدیر. فیوری، نیکولاس جی
تأیید شد
میدونی، قبلاً اینجا موسیقی پخش میکردن
آره
پدربزرگ من ۴۰ سال با یکی از این دستگاهها کار میکرد
پدربزرگ توی یه ساختمون شیک کار میکرد
انعامهای خوبی میگرفت
هر شب با یه دسته اسکناس یک دلاری که توی ظرف غذاش بود برمیگشت خونه
مردم هم بهش سلام میکردن
زمان گذشت و محله ناامنتر شد
اون سلام میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.