La unuaj 200 linioj.
تالار آرسنيو
تيم شماره دو، بريد طرف زندان ما مي ريم طرف خونه
خواهر کوچيکه، داداش بزرگه صحبت مي کنه ما در حياط خونه هستيم
داداش بزرگه، خواهر کوچيکه صحبت مي کنه ما تو زندان هستيم
خواهر کوچيکه، داداش بزرگه صحبت مي کنه شما تو زندانيد؟
داداش بزرگه، خواهر کوچيکه صحبت ميکنه جواب مثبته. 30 ثانيه ديگه حمله مي کنيم
حالا
شش
...پنج، چهار، سه، دو
تله س
داداش بزرگه هاربينگر، کجايي؟
تسليم شيد، آمريکايي هاي کافر شما هيچ شانسي نداريد
از زندان بيايد بيرون، اي آمريکايي هاي شيطان
مردم آمريکا از شنيدن خبر شکست در ماموريت
نجات تعدادي گروگان در خاور ميانه به شدت شوکه شدن
منابع خبري اطلاع دادن که تيم نجات خودشون هم اسير شدن
و به اسراي قبلي پيوستن
گزارشات همچنين حاکي از اينه ...که يک سوئ قصد به جان
يک ديکتاتور تروريست در همون لحظه خنثي شد
با توجه به انتخابات 10 روز آينده اين مي تونه به منظور يک عقب نشيني براي کاخ سفيد باشه
سناتور منتقد رييس جمهور ...گري ادواردز
درباره شکست در اين عمليات توضيح ميدهد
الآن وقت سياست هاي پارتيزاني نيست
برگردوندن افرادمون به خونه هاشون بايد بالاترين اولويت ما باشه
با وجود اين بحران، رييس جمهور در خلال سفرهاي انتخاباتي خودش
بهترين چهره سياسي خودش رو به مردم نشون داد
پيشتازي 20 امتيازي بنسون در 6 ماه گذشته
با آغاز بحران گروگان ها از بين رفت
بخش انتخاباتي شبکه سي ان ان ويکتوريا
از رقابت سايه به سايه ادواردز و نيکسون در انتخابات رياست جمهوري خبر داد
امروز بنسون توقف کوتاهي در فرگوس فالز ويرجينيا
براي افتتاح عمليات ساخت کتابخانه رياست جمهوري کرد
پنج تن از روساي جمهور زنده قبلي
بوش، ريگان، کارتر، فورد و نيکسون
در مراسم افتتاحيه در کنار او حاضر بودند
خبرنگار ما، جري کلتر از اين لحظه تاريخي گزارش مي دهد
کتابخانه نزديک مر کز مددکاري شهر فرگوس فالز ساخته خواهد شد
رييس جمهور بنسون هيچ حرفي نزد
در واقع به نظر مياد اون از اتفاقات سياسي که اخيرا افتاده بي خبره
خصوصا وقتي همونطر که صبحونه شو مي خورد از کمک اطرافيان تشکر کرد
با شير دادن به مقامات کاخ سفيد
و دو گريپ فوروت و مقداري ذرت بو داده خورد
امشب، رييس جمهور و مشاوران ارشدش مشعل رو در نيمه شب روشن خواهند کرد
خراب کاري
خداي من، اين يعني چي؟
ما بايد تجهيزات امنيتي بيشتري مستقر کنيم تا بفهميم کي پشت اين ماجراس
نه نه نه. کلمه "خرابکار". يعني چي؟
يه نفر عمليات ما رو مختل کرده ، قربان
شايد يکي از افراد خودمون به دشمن کمک مي کنه
بيا تو
آقاي رييس جمهور
اه، خدايا! ديگه هيچوقت منو اينطوري صدا نکن
چيه باب؟
اگر ادواردز اينو بشنوه ازش بر عليه شما استفاده مي کنه
اون مي خواد شما رو نالايق نشون بده - و مي تونه اين کارو بکنه -
آقاي رييس جمهور سي آي اي يه شکست ديگه رو تحمل نمي کنه
ما سرهنگ والترز رو مي فرستيم تا افرادمونو برگردونه
براي تضمين موفقيت به تاپر هارلي هم احتياج داريم
اونو در خاور دور مستقر کرديم
تاپر هارلي
ما قبلا با هم خدمت مي کرديم قربان اون بهترينه
بيسکوييت؟ - نه متشکرم -
خانم جوان؟ - نه ممنون -
نه نه من فقط مي خواستم يه خانم جوان به اون آقا پيشنهاد کنم
اوه بله، تاپر هارلي
خوبه. من عاشق اون پسرم اون بچه خوبيه
هيچ جنگنده اي تو اين دنيا ...بهتر از اون نمي تونه
گرفتمت. پشت در فال گوش واستاده بودي.آره؟
خب، والترز. فکر کنم اون خرابکار رو دستگير کرديم
اون همسرتونه قربان
جدي؟
لاوينيا، تو هنوزم به اندازه روزي که ديدمت خوشگلي
ببين اون چي مي دونه
همونطور که خودتون گفتين تاپر هارلي رو برام بيارين
آدامس بادکنکي! آدامس بادکنکي اسمارتيز، اسمارتيز
آدامس بادکنکي! آدامس بادکنکي اسمارتيز، اسمارتيز
شروع کنيد
جايگاه شماره 5، پاگرد اول، دست چپ
برنامه مسابقات، برنامه مسابقات
ساندويچ پوزه خوک
کم کم هر دو مبارز دارن احساس خستگي مي کنن
ديگه زياد تو رينگ حرکت نمي کنن
آهان. الآن شرطو مي بازيد
تو بردي
تاپر، تاپر، تاپر، تاپر
تاپر هارلي
تاپر
باورم نميشه
تاپر سرهنگ
خوشحالم که دوباره مي بينمت آره. منم همينطور
مي خواي بگي چرا مبارزه ميکني؟
خب، اونا گذاشتن من اينجا زندگي کنم
منم واسشون يه چيزايي رو تعمير مي کنم
اينجا آروم و ساکته
هيچکس حق نداره حرف بزنه
و اون مبارزه ديروز تو انبار چي؟
به خاطر پوله
و به خاطر ارضا کردن حس کشتن و بردن
سرهنگ، اونا کين؟
اون دختره از سي آي اي هست
اون مرده هم اضافيه
دختره چي کار مي کنه؟
عمليات آزادي اسراي خاور ميانه رو رهبري مي کنه
و مستقيما به رييس جمهور بنسون گزارش مي ده
سرهنگ، مرداي اينجا يه عهدي دارن که هرگز ازدواج نکنن
مثل پدرا و پدر بزرگاشون
اونا تو ده سال گذشته هيچ زني نديدن
خانم هادلستون
ايشون ميشل هادلستون هستن
تاپر هارلي
خوشبختم
پيدا کردن شما خيلي سخت بود - پس چرا به گشتنتون ادامه داديد؟ -
به خاطر اين که سرهنگ گفته بود
مرداي خوب رو سخت ميشه پيدا کرد
نمي دونم تو راجع به آخرين جنگ چي مي دوني؟
ولي تعدادي از افرادمون رو تو عمليات از دست داديم
ما دو تا جوخه رو براي نجات اونا فرستاديم
که هر دو شکست خوردن
حالا ما بايد افرادي رو بفرستيم که افرادي رو که رفته بودن افراد قبلي رو آزاد کنن، آزاد کنن
من هم اومدم تا موفقيت عمليات رو تضمين کنم - خب اين به من چه ربطي داره؟ -
اين دفعه من ميرم
ما مي خوايم تو با اون بري - چرا من خانم؟ -
چون تو بهترين نفري هستي که باقي مونده
براي من، جنگ تموم شده
من ميتونم چند دلار بيشتر بهت بدم
ولي تو بايد سريع اونو به من برگردوني تا صورت حسابت سنگين نشده
اگه ندي مجبوريم اشرم رو خبر کنيم
ممنونم باب
اين ماموريت خيلي مهمه تاپر ما بايد افرادمون رو نجات بديم
با من بيا
يادته رمادا رو جا گذاشتي؟
از چي حرف ميزني؟ تو گفتي جنگ براي تو تموم شده
شايد جنگ براي بعضيا تموم شده باشه ولي نه براي تو
تو داري از درد فرار مي کني ولي نمي توني
چون که هر جا بري درد هم دنبالت مياد
تو اين همه راه اومدي که منو نصيحت کني؟
وقتي که اون زن ترکت کرد تو صدمه زيادي ديدي
به خاطر همينه که هويت واقعيتو مخفي مي کني
اون مال خيلي وقت پيش بود - ممنون. بعدي -
من نمي خوام با تو بيام
باسن خوبيه
تاپر بذار برات يه داستان کوتاه بگم
سه تا خرس بودن
يه روز وقتي که فرني شون رو گذاشته بودن خنک بشه رفتن يه قدمي بزنن
يه دختر مو طلايي اومده بود تو جنگل
فرني شون رو خورد روي صندليشون نشست
و روي تخت خوابشون خوابيد
وقتي که خرسا برگشتن و اين وضعيتو ديدن
مي دوني بعدش چي کار کردن؟ - نه -
اون دختر مو طلايي خيلي ترسيده بود
و فرار کرد
منظورت اينه که اون دختر مو طلايي منم؟
يعني بايد مو هامو رنگ کنم؟
تاپر، اونا باعث نشدن تو تبديل به ماشين جنگنده بشي
اونا فقط فرني پختن و رفتن قدم بزنن
تا وقتي با اون سه تا خرس مواجه نشي مجبوري هميشه فرار کني
رامادا
سرهنگ
معذرت مي خوام
براي من همه چي تموم شده
اگه نظرت عوض شد
نهصد تا شماره تلفن از من اينجا هست
دقيقه اي 5 دلاره ولي من پولشو نمي گيرم
اون سه تا خرس
رامادا
هي، چي شده؟
من خيلي دوست دارم
ولي اين دنيا خيلي بي رحمه من نمي خوام هيچ اتفاقي واسمون بيفته
نگران نباش
چند روز ديگه با قطار ميريم هاوايي
يه کشيش پيدا مي کنيم که عقدمون کنه و ديگه هيچوقت از هم جدا نميشيم
ولي اگه يه چيزي ما رو از هم جدا کنه چي؟
اگه يکي از ما نتونست خودشون به ايستگاه قطار بلن هايم برسونه چي؟
مثلا
اگه يه نفر سر زده اومد
کسي که من انتظارشو نداشته باشم از قبل هم اطلاع نداده باشه
ولي هر چي که بشه من خودمو مي رسونم مي خوام که تو اينو بدوني
منو ببوس
يه جوري منو ببوس که تا حالا نبوسيدي
کمپ زندانيان عراقي دو هفته بعد
بايد اعتراف کني رييس جمهورتون مي خواسته مردم ما رو قتل عام کنه
اينجا و اينجا و اينجا و اينجا رو امضا کن
فيل
اسناد رو امضا کن
مي بينم که با درد بيگانه نيستي
آخه ازدواج کردم
دو بار
مثل شش قرباني قبلي، اين قرباني هم در حالي که داخل کيسه بود
پشت يک کاميون حمل دستکش پيدا شد
پليس ها گيج شدند
به خبري که هم اکنون به دستم رسيد توجه کنيد
مشاور نظامي ريسس جمهور ...سرهنگ دنتون والترز
در يک عمليات نجات، وقتي که مي خواست گروگان ها رو آزاد کنه دستگير شد
اين نوار چند لحظه پيش به دستمون رسيد
اونا خيلي خوب با من رفتار ميکنن
غذاشون خيلي خوشمزه و مقويه
...رهبر صلح طلبشون
از من خواست که از شما درخواست کنم آقاي ريسس جمهور
که برنامه هاي شيطاني و استعمار طلبانه تون رو در جهان متوقف کنيد
خانم ها و آقايان ...لطفا خوش آمد گرمي به
No comments yet. Be the first to leave one.