La unuaj 200 linioj.
.اسم من اولیور کویین ـه
...بعد از شش ماه توی جهنم
...از زندان آزاد شدم و به خونه برگشتم
...و فقط یه هدف دارم
شهرمو نحات بدم .اما اوضاع تغییر کرده
...به جای خارج از محدودهی قانون عمل کردن
.حالا با پلیس همکاری میکنم
.من دیگه زندانی 4587 نیستم
...من بار دیگه
.گرین ارو هستم
...آنچه در ارو گذشت
.همیشه یه دانته دیگه هم هست
همیشه یه دلیل منطقی برای ...مصالحه کردن هست
.اما من دیگه این کار رو نمیکنم
.نادیده گرفتن راهحل درستی نیست - .خب، من نادیده نمیگیرم -
.میخوام شانس خودمو امتحان کنم
.رفتم نمرات میانترمت رو چک کردم
و هیچ اثری از نتایج امتحانات ندیدم .چون اصلا امتحان ندادی
چرا؟ - .چون اخراج شدم -
پس با نگاه کردن اون مستند اینجا رو پیدا کردی؟
...شورشیا باعث مرگ استار سیتی شدن
و دقیقا همون چیزی بودن .که لیاقتشو داشتن
...ما حالا دسترسی بیقیدوبند
.به تمام برنامهی امنیتی آرچر دسترسی داریم
.بیا بمبها رو پیدا کنیم
زود میری خونه؟ - .هنوز نه -
.صبح میبینمت
چی نوشته؟
.هیچی
.فقط یه بچهی بامزه خواسته سربهسرمون بذاره
ترجمه از: داوود ، امیرعلی illusion , highbury
تا حالا شده با پدرومادرت به مشکل بربخوری؟
آره، همیشه، چرا؟
.چون ویلیام نباید پنکیک بخوره
ویلیام باید بهمون ...بگه چرا اخراج شده
.و چرا بهمون دروغ گفته
...بعد از پنکیک یا - .نه -
.باشه
حاضری حرف بزنی؟ - در مورد چی؟ -
.چرا اخراج شدی
...زود باش ویل، میدونی که میتونی
.در مورد هر چی حرف بزنی، لطفا
.موضوع مهمی نیست .فقط دعوا کردم
.فکر میکردم بهم افتخار میکنی
.همونطور که گفتی یه راست دماغشو زدم
کی بهش گفتی یه راست دماغ رو بزنه؟
...یه سال پیش بود
و بهت یاد دادم چطوری .از خودت دفاع کنی، دستت درد نکنه
.رفیق، تو که با کسی دعوا نمیکردی
چرا اصلا براتون مهمه؟
...هر بار که با هم حرف زدیم، بهم گفتی
...چقدر مدرسهـتو دوست داری
چقدر دوستای جدید .و کلاستو دوست داری
متوجه چی نشدم؟
شاید برای یه بارم ...شده باید بپرسی احساسم چیه
.اما تو نظر بقیهی آدما رو نمیپرسی
...در مورد همه چی خودت تصمیم میگیری
....مثل اینکه تصمیم گرفتی بری زندان
!به جای اینکه مراقب خانوادهـت باشی
.فکر نکنم منصفانه باشه، اما اشکالی نداره
...ویلیام تو اخراج شدی
...و تو مرد جوان، باید درک کنی
...که در زندگی باید مسئولیت کارایی که میکنی رو
.قبول کنی
.جدی؟ دیگه خسته شدم
.ویلیام. هی
.ویلیام. هنوز حرفمون تموم نشده
.خوب پیش رفت
...لعنتی! هنوزم نتونستم بفهمم
.فلیسیتی اون بمبها رو کجا کار گذاشته
خب، تقریبا مطمئنم که ...با ضربه زدن به اون چیز
.باعث نمیشه بهتر کار کنه
.بااینحال حس بهتری بهم میده
برنامهی آرچر ...مثلا باید همه چیزو ببینه
اما وقتی هیچی رو نمیبینه به چه دردی میخوره؟
.دیگه وقتش شده بود
.الگوریتمهات بدرد نمیخوره
.منم از دیدنت خوشحال شدم .بدش به من
...آرچر بهمون کمک نمیکنه که این یعنی
بلکاستار تنها سرنخمون .برای پیدا کردن اون بمبهاست
شما بچهها تونستین ردشو بگیرین؟
چند روز گذشته رو ...صرف گشتن تمام شهر کردم
.اما خوب میدونه چطوری یه شبح باشه
با وضعی که الان شهر داره .کار خیلی آسونیه
.باشه، مشکل از الگوریتم من نیست
برنامهی آرچر برای ...زیرنظر گرفتن "گلیدز" طراحی شده بود
...اما استار سیتی ده برابر بزرگتره
.و زیرساختهای فناوریش نصفه
پس برای زیرنظر گرفتن .منطقهی بزرگ نظارت کمتری لازمه
...حتی اگه اینم درست باشه
.نقشهی بمب خیلی عظیم بود
.باید یه چیزی پیدا میکردیم
خب، نه اگه .بمبها هنوز کار نذاشته شده باشن
...خب، شاید فلیسیتی اونا رو یه جایی
...دور از دسترس انبار کرده
.یه جایی که به فکر هیچکس نمیرسه
.فکر کنم همچین جایی رو بشناسم
.این واقعا دور از دسترسه
خدایا. فکر میکردم .اینجا خیلی باحال بوده
.باورم نمیشه هنوز سروپاست
باورم نمیشه بابام .قبلا به اینجا میگفت خونه
آره، خب خیلی وقته .که اینجا خونهی کسی نبوده
.یکی اینجا بوده
.یکی هنوز اینجاست
.بهت گفتم به جای خوبی ختم نمیشه
اون چیه، از طرفدارای آرگوس؟
.نه، نه چندان
اوه، از اون چیزای ناجور که میگن .میدونم تابستون قبل چه کار کردی ـه
میخوای رد دی.ان.ای ازش بگیرم؟ - .نه، قبلا این کار رو کردم -
به عاوه به خاطر این .نگفتم بیای اینجا
جستجوی دانته چطور پیش میره؟
خوبه. تونستیم .شمارهای که به دیاز زنگ زده رو ردگیری کنیم
متعلق به رابط دانته در .مصر ـه، یه یارو به اسم ویرجیل
.اگه بتونیم اونو بازداشت کنیم دانته رو گرفتیم
عالیه! و باید به خاطرش .از تو ممنون باشیم
.کارت عالی بود کرتیس
خیلی حیفه که نمیتونم .برای آزمایشگاه پاداشم اینجا باشم
منظورت از این حرفا چیه؟
...راه خوبی برای گفتنش نیست
اما یه شغل در موسسهی .انساندوستانهی کوهلر در دی.سی بهم پیشنهاد شده
...میتونستم از فناوری استفاده کنم
.تا به مردم سرتاسر دنیا کمک کنم
کرتیس، میدونم که چندان ...از عملیات روح خوشحال نیستی
اما امیدوار بودم بتونیم .این شرایط رو پشتسر بذاریم
...به علاوه، کاری که اینجا برای آرگوس انجام میدی
به خیلی از آدما در .سرتاسر دنیا کمک میکنه
.میدونم که بهش باور داری جان
.فقط من چندان مطمئن نیستم
.مهم اینه که ارتباط چشمی رو حفظ کنی
حملهگر روی .نقاط ضعفـت تمرکز میکنه
.در این صورت، فقط آسیب میبینی
...پس اونا رو به طرف خودت میکشونی
.و به محض اینکه خوب نزدیک شدن ضربه میزنی
.آره! خیلی خوبه .استعدادشو داری
.ممنون که بهم یاد میدی عمه دیانا
خیلی حال میده که یاد .بگیری حال بقیه رو از بلک کاناری بگیری
...اینقدر بزنش تا دیگه چیزی ازش نمونه
و سروان دریک بهت .پست معاونت هم میده
بهتر نیست توی اتاقت به لگد و مشت زدن ادامه بدی؟
.باشه - .آفرین -
...دیدم وقتی زویی حرف از بلک کاناری زد
.قیافهت چه شکلی شد
هنوزم نتونستی با بیرون اومدن کنار بیای؟
...خب، مسئله اینه که تمام افراد نزدیکمون
...هویت مخفی منو میدونستن
...اما حالا همه میدونن
.پلیسای اداره، همه
نمیدونم. شاید نگرانم ...حالا که این راز فاش شده
.رفتار مردم باهام فرق کنه
آره خب، شاید ...فکر خوبی باشه که من و تیم
...فعلا یه سر به ادارهی پلیس بزنیم
.تا شاید بتونم سر چند نفر رو بشکنم
.ممنون
...هی از زمانی که سروان شدی
پدر خودتو دراوردی تا ...احترام و اعتماد اونا رو جلب کنی
...پس به هر کاری که میکنی ادامه بده
...و نگران آدمای کینهای نباش چون اونا از هر چیزی متنفرن
.مثل کسی که اینو برام گذاشته
کی اینو گذاشتن؟ - .دیشب -
...فکر کردم یه شوخی مسخره و احمقانهس
.برای اینکه دارم با تو و ادارهی پلیس کار میکنم
.لعنتی - چی، برای تو هم فرستادن؟ -
.برای لورل هم فرستادن .داشتیم کسی که فرستادش رو دنبال میکردیم
فکر میکردیم به خاطر پروندهای ...باشه که داشتیم روش کار میکردیم
...اما اگه برای تو هم فرستادن
کسی چه میدونی هدف بعدی کیه؟
!برگرد عقب
چه خبره؟ .نمیتونم تکوت بخورم
.بس کن، خواهش میکنم بس کن
.هر چیزی بخوای بهت میدم
چرا این کار رو میکنی؟
.وای! چقدر خون
فکر میکردم کالنز .به خاطر کمک به دیاز افتاده زندان
آره، خب به ظاهر ...وکیل خیلی خوبی داشته
.چون یه ماه پیش اومده بیرون
احتمالش هست ...این ربطی به دو جسدی که
هفته پیش دنبالشون میگشتیم داشته باشه؟
.کالنز هم مثل اون دو تا دیگه گلوش بریده شده
...خب، تنها تفاوتش اینه که کالنز
تنها قربانی بوده که یکی .از این یادداشتها رو به جا گذاشته
به نظرت آشناست؟
...با خانوادهی قربانیان دیگه حرف زدم
.و اونا هم این یادداشت رو گرفتن
.فقط به پلیس چیزی نگفتن - .درسته -
.عجب روز اول معرکهای توی این کار میشه
...آره، ما رو نگاه، داریم دوباره با هم کار میکنیم
.یه روانی جانی افتاده دنبالمون
.حس میکنم دوشنبه شده
لورل چی؟
.گفتی اونم یه یادداشت گرفته
.درسته، اما حالش خوبه .تمام هفته توی یه کنفرانس در دی.سی ـه
.باشه، خب صبر کن ببینم .تو، من، لورل، رنه همگی یادداشت گرفتیم
.کرتیس و اولیور نه - .نگران من نباشین -
.من اصلا از این کارش ناراحت نشدم
خب، الانم میدونیم که این .قاتل فقط کسایی که توی تیم بودن رو هدف نگرفته
...کالنز مخالف شورشیا بود
.و اونا دو تا قربانی دیگه رو نمیشناسیم
.باید یه ارتباطی باشه
.فقط باید صبور باشیم و پیداش کنیم
.شاید این کمک کنه
No comments yet. Be the first to leave one.