Tinker Tailor Soldier Spy

Tinker Tailor Soldier Spy

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

Tinker Tailor Soldier Spy S01E07 DVDRip x264-BTN-BWBP 2 fa
Komentaĵo de saraswan
مترجم : sara

Etikedoj

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
Publikigita je: 2018-10-27
Elŝutoj: 57
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 180 linioj.

تعمیرکار...اللاین خیاط.....هیدن سرباز.....بلاند

بالاخره جاسوس کدومه؟ - درسته! حالا باید چه کار کرد جورج؟ -

باید ریکی تار رو !بفرستیم به پاریس

....میتونه از طریق سیستم رادیویی سفارت

برای رئیس مرکز لندن.... پیام بفرسته

پیامش میتونه هرچیزی باشه !میتونیم از خودمون یه چیزی دربیاریم

پیام باید شامل اطلاعات مهم در جهت حفظِ امنیت سازمان" باشه"

"درخواست جلسه فوری و حضوری"

به خاطر داشته باش "اطلاعات مهم در جهت حفظِ امنیت سازمان"

هیچ اشتباهی نباید ازت سر بزنه ریکی !الان داری رو لبه ی تیغ راه میری

!فقط من اینطوری نیستم پیتر

"تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس"

"قسمت هفتم"

!همه چیز سر جاشه پیتر

توبی استرهاس خودش بهت گفت دو بطری پر شیر، یعنی همه جا امن و امانه و میشه وارد خونه شد؟

!بله، جورج !این دومین باریه که میپرسی

جدی؟ !خب طبیعیه! هردومون مضطربیم

!اینم درست شد جورج

یعنی الان میشه صدا رو ضبط کرد؟ بزار یه امتحانی بکنیم من میرم طبقه ی بالا

کدومُ ترجیح میدی؟ مونتروردی؟ اروینگ برلین؟ میک جگر؟

این سیستم ضبط صدا که با هزینه ی بالایی ...از پول مالیات دهندگان انگلیسی خریداری شده

با صدا فعال میشه....

به محضِ توقفِ صحبت کردن ضبط صدا هم متوقف میشه

دیدین؟

!الو !یه خبرایی شده

!سرباز هم رسید !حالا هر سه نفرشون داخلن

همه چیز طبق نقشه پیش رفت - مهمترین چیز اینه که ببینیم کدومشون اول از همه میره -

!میرم یه سرو گوشی آب بدم !یه دقیقه دیگه برمیگردم

پیتر؟ اوضاع مرتبه؟

تا جایی که میدونم آره - پس بهتره دیگه بیای پایین -

ادامه بدیم؟ - بله -

صدای چی بود؟ - !هیچی! چیز مهمی نیست -

اونجایین؟ - بله -

!یکیشون داره میره !اما مطمئن نیستم کدومشونه

لعنتی از تاکسی خواسته بود !درست جلوی در خونه پارک کنه

!ممنون !حالا بیا پیش ما

چیزی میخوری؟ - !اسکاچ! یه دونه از اون بزرگاش -

....چیزِ دیگه ای هست که لازم باشه من

اللاین میخواد بره پاریس؟ - مجبوره بره -

فقط به اندازه ای اونجا میمونه که قضیه رو ماستمالی کنه

میخواد مطمئن بشه ریکی تار..... موی دماغِ کسی نمیشه

میخواد کاری کنه ریکی فکر کنه میتونه !آبروی از دست رفته اش رو برگردونه

خودت که بهتر میدونی کارلا فقط 24 ساعت وقت داره تا منُ از این منجلاب بکشه بیرون

!دیگه وقتش رسیده الکس

!تو

!تو !تو

تو باعث شدی مامورای من سلاخی بشن هیچ میدونی چند نفر به خاطر تو مردن؟ میدونی؟

دویست؟ سیصد؟ چهارصد ؟

بس کن - !بسه! بسه -

همراهت اسلحه داری بیل؟ - ....من یه دیپلمات روس هستم -

این رفتار شما .... - خفه شو -

پیتر میشه به پرسی اَللاین تلفن کنی .....و ازش بخوای تا همراهِ روی بلاند

فورا خودشونُ برسونن اینجا؟ ..... !بعدم لیکان و توبی استرهاس رو خبر کن

فکر کنم اولین کاری که باید بکنیم اینه که !نوارهای مکالمه ی امروز رو براشون پخش کنیم

!اینطوری دیگه نیازی به توضیحِ واضحات نیست

الکس....بسه دیگه !همه چیز لو رفته

اشکالی نداره اگر نوشیدنیم رو تموم کنم جورج؟

بیرون که کسی نبود؟ - !هیچکس قربان -

!کارت عالی بود جورج !تمیز و شسته رُفته

!تحت تاثیر قرار گرفتم جورج

اللاین میخواد بره پاریس؟ - مجبوره بره -

فقط به اندازه ای اونجا میمونه که قضیه رو ماستمالی کنه

!نمیتونه به ریکی تار اعتماد کنه

میخواد مطمئن بشه ریکی تار..... موی دماغِ کسی نمیشه

میخواد کاری کنه ریکی فکر کنه میتونه !آبروی از دست رفته اش رو برگردونه

!خودت که بهتر میدونی

کارلا فقط 24 ساعت وقت داره تا منُ از این منجلاب بکشه بیرون دیگه وقتش رسیده الکس

!خب! عالیه !تبریک میگم جورج

قدم بعدی چیه آقایون؟

....پرسی موافق نیستی که در این شرایط

بهترین کاری که میتونیم بکنیم.... استفاده ی بهینه از بیل هیدنه؟

باید هر انچه که باقی مونده رو !نجات بدیم

بله

میتونیم بیل رو با هر تعداد از گروگان هایی که روس ها ازمون دارن !مبادله کنیم

!هم حرکتِ بشر دوستانه ایه و هم حرفه ای

!درسته

هرچه زودتر مذاکره با کارلا رو شروع کنید !بهتره

خودت بهتر میدونی که تو اینجور کارا !چقدر از من بهتری

میتونی از پولیاکوف !برای تماسِ مستقیم با کارلا استفاده کنی

منتهی این دفعه فرقش اینه که !خودتم از این موضوع مطلعی

!کارِ خودته پرسی !تو هنوزم رئیسی

!رسما... فعلا

!بسیار خب جورج

!عذر میخوام آقایون

آقای گولیام میپرسن مانعی نداره مامورا آقای هیدن رو با خودشون ببرن؟

میشه من جلوتر برم؟

!بهترین ها رو برات آرزو میکنم پرسی

!میخوام فاون هم همراهش بره

!بابتِ رفتارم عذرخواهی میکنم !خیلی غیرحرفه ای بود

.....فقط اینکه از بین این همه آدم چرا بیل هیدن؟

!همیشه مثلِ قهرمان ها بود

منظورم اینه !حداقل برای جوون هایی مثلِ من که اینطور بود

!یه وطن پرست انگلیسی تمام و کمال

مهم نیست مجبور به انجامِ چه کارای کثیفی باشیم" "تمامش به خاطر کشورمونه

مسخره اش اینجاست که !هنوزم به سختی میتونم ازش متنفر باشم

فکر کنم اگر خود بیل این چیزا رو میشنید بهت میگفت این به این معنیه که دیگه بزرگ شدی پیتر

همیشه آدمِ شوخ طبعی بود نه؟

راستش رو بخوای میخواستم ازت تشکر کنم !واقعا تو این مدت کمکِ بزرگی کردی پیتر

لیکان بهم اطمینان داده بود، که هیچ خشونتی در کار نباشه !امیدوارم راست گفته باشه

!آه بله !شکایتی ندارم جورج

!خون دماغ شدن، آدم رو یکم گیج میکنه !البته که اینا همش نمکِ کاره

برای چی گریه میکنی؟ - !فقط یه عکس العمله -

بازجوهای احمق !با خودشون خیال میکنن خیلی کاربلدن

فکر میکنن من اسمِ همه ی جاسوس هایی که کارلا !تو کلِ دنیا داره رو میدونم

!احمق ها حتی حاضر نیستم با همچین آدم هایی هم کلام بشم

لیکان بهم گفته بود !میخوای چیزی به من بگی

پس چرا این پرسی احمق زودتر یه معامله با کارلا جور نمیکنه؟

مطمئنم فقط یکی دو روزِ دیگه !طول میکشه

چی میخوای بدونی؟ - چرا؟ از کی؟ و چطور؟ -

چرا؟ واقعا سوالت اینه؟

!برای اینکه لازم بود !لازم بود بالاخره یکی یه کاری انجام بده

!همه ی ما رو دست خورده بودیم !تو، من، کنترل....هممون

استعدادیاب های سیرکس .....سالها قبل

ما رو که جوون و پرامید بودیم.... !شکار کردن

بهمون وعده وعیدهای الکی دادن !که آینده برای ماست

!خدمت به هدفی والا !محافظان آزادی

اونوقت تو میپرسی چرا؟

هیچ میدونی چی داره باعثِ مرگِ دموکراسی در غرب میشه جورج؟

حرص و آز...تنگ نظری !اخلاق گرایی، سیاست، بی دینی

از صمیم قلب !از آمریکا متنفرم

سرکوب اقتصادی توده ها رو !مرسوم کردن

حتی لنین هم نتونست !در مقابلشون مقاومت کنه

!بریتانیا... اوه، خدایا

اونم بدونِ هیچ جایگاهی !در امورِ مهمِ دنیا

با خودم فکر کردم باید یه نگاهم به شرق باشه، تا اگه اوضاع بهم ریخت بتونم قسر در برم

!وقتی زوالِ خودمون رو به عنوانِ یه ملت میدیدم اواسطِ دهه ی 40

.....سالِ 1950 بود که فهمیدم کارلا

داره دنبالِ مامورای سرویسِ امنیتی میگرده.... که ازشون برعلیه آمریکایی ها استفاده کنه

اونموقع خیلی مراقب بودم تا اطلاعاتی که برای خودمون و مامورامون مضر باشه

به دستِ مسکو ندم.....

باور دارم .....که سرویسِ اطلاعاتی یه کشور

بیانگرِ شخصیتِ واقعیه اون ملته.....

تا اواسطِ دهه ی 50 !هنوزم امید داشتم

وفادار بودم و امید داشتم که در سمتِ درستی قرار دارم

!البته همش توهم بود

!شده بودیم جیره خورِ آمریکایی ها

تا اینکه 12 سالِ پیش !شهروندی شوروی رو گرفتم

!بهم چندتا مدال هم دادن

چه مدال هایی؟ - نپرسیدم! مگه اهمیتی هم داره؟ -

البته برای بیل اهمیت داره - احتمالا -

امیدواریم بتونیم چیزای بیشتری !ازش در بیاریم

!واقعا امیدوارم جورج

!اما به نظرم در وضعیت خوبی نگهداری نمیشه

!اونها حتی مراقبتِ شبانه روزی هم ازش ندارن

داریم همه ی سعیمون رو میکنیم تا این قضیه بی سرو صدا تموم بشه

!من نگرانِ امنیتِ هیدن هستم

فکر نمیکنی داری بیش از حد حساسیت به خرج میدی؟

تنها جایی که میتونه بره روسیه ست !و ما هم که بالاخره میفرستیمش اونجا

هر چی آدم های کمتری در این ماجرا دخیل باشن !به نفع همه ست

باید تا جای ممکن !قضیه رو بزرگ نکنیم

فکر کنم همسرت هم جزو اونا بوده .....یادمه که گفتی

رابطه ی اون و هیدن..... مدت هاست که تموم شده

!اما آدم چه میدونه !این جور چیزا ممکنه هیچوقت تموم نشن

!من نگران آینده هستم !اینکه ممکنه چی پیش بیاد

اگر اَن از موضوع باخبر نشه !ممکنه با این و اون، در مورد بیل صحبت کنه

مطمئن باش که دردسر نمیشه - شرمنده ام جورج -

!نه اصلا !متوجه منظورت شدم

اگر اتفاقِ خاصی بیوفته ....یا تماسی با اَن گرفته بشه

باید بهمون خبر بده.... - دقیقا -

هر خبری که در موردِ بیل هیدن به گوشش میرسه

ممنونم - به هرحال خودمم قصد داشتم بهش بگم -

!کار درست همینه

!دقیقا

میدونی جورج !یه چیزی هست که هنوز نفهمیدم

کارلا عملیات ویچکرفت رو طراحی کرده بوده

و از این طریق !پرسی اَللاین رو جایگزین کنترل، در سازمان میکنه

اما چرا کاری نکرد تا خودِ هیدن رئیس سیرکس بشه؟

!مطمئنا اینجوری همه ی کارا راحت تر میشد

!اگر بیل مسئول همه چیز میشد

!نه نه !ما یه برنامه ریزی کاملا دقیق داشتیم

پرسی در راس قرار میگرفت !و من هم میشدم مردِ پشتِ پرده

روی و توبی هم !خرحمالی ها رو انجام میدادن

!اینطوری کارها برای منم راحت تر میشد

!و تازه کیفشم بیشتر بود

....اگر در راس قدرت قرار میگرفتم

اونوقت درگیر مسائل دست و پا گیر میشدم.... !و همه ی کارهام میرفت زیر ذره بین

اما کنترل هیچوقت درگیر مسائل دست و پا گیر نشد - به خاطر همینم کسی ازش دلِ خوشی نداشت -

!نمیخواستم یکی بشم مثلِ اون !نه نه جورج

من و کارلا در این زمینه هم عقیده بودیم که اگر من رئیس سازمان بشم، موقعیت های زیادی رو از دست میدیم

گرچه مطمئنم که رئیس خوبی میشدم - البته -

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left