La unuaj 200 linioj.
وکيل گو
گو يون وو
چرا اين کارو کردي؟
لازم بود تا اين حد پيش بري؟
آخه اين چه کاري بود؟
آقاي چويي اين جا چي کار مي کنين؟
مَستين؟
مست؟ من؟
به عمرم واسه هيچي مست نشدم
انگار خانوم هونگ خيلي چيزا در مورد من مي دونه
داهام که هيچ وکيل کيم هم مي دونه
چي؟
اگه مي خواستي رازت مخفي بمونه
نبايد به کسي مي گفتي
حتي به من
آقاي چويي- داهام که ديگه رفت-
همينو مي خواستم بگم
چرا ازش دفاع نکردين؟
خوب مي دونين که اون کارو به خاطر شما کرد
اگه استعفا مي دادم و مي رفتم
مي تونستم ازش دفاع کنم؟
اگه برم زندان
مي تونم هواشو داشته باشم؟
تو چي مي شدي؟
وقتي اون مدرک قلابيو پيدا کرد
... اگه فوري به من خبر مي داد
مدرک قلابي؟
شايد اطلاعات توي اون يادداشت درست باشه
ولي خود مدرک، جعليه
يعني چي؟- هان يوسوک خودش اونو ننوشته-
به صورت رسمي ارسال نشده
داهام هم خودش اون برگه رو دريافت نکرده
اونو تو آرشيو جاسازي کردن که واسه من تله بذارن
صبر کنين
پس خيلي خوبه که پيدا شده، نه؟
همين ديگه
... اگه گفته بود
نکنه خانوم هونگ نابودش کرده؟
قبل از اين که ثابت کنيم اون يه مدرک قلابيه
من تبديل شدم به مجرمي که مدرک رو نابود کرده
مي رين؟
آره
نمي تونم زياد تو همچين جاي کوچيکي بمونم
وکيل چويي
بايد يه کاري بکنين چرا نشستين؟
آقاي چويي
فردا
مي رم سر کار انگار که هيچي نشده
مثل هميشه به کارام مي رسم
مي گردم ببينم بايد چي کار کرد
ولي اگه اتفاقي افتاد
بگرد دنبال يه شغل ديگه
حالا ديگه خودت مي توني خوب و بدو تشخيص بدي و انتخاب کني
ديويد يه توافق نامه جديد برامون فرستاده
ديويد؟
آقاي پارک رئيسِ ته يانگ نفرستاده؟
اونا به کسي در موردِ از بين بردنِ مدرک نمي گن
ولي کانگ سوک بايد کنار بره
کميته انضباطيِ انجمن وکلا هم
صلاحيتشو به عنوان وکيل لغو مي کنه
وگرنه
تقصير ميفته گردن کل شرکت و
تو روزنامه ها مثل بمب مي ترکه
قبول کن
مي خواي
تو اين فرصت دست کانگ سوک رو کوتاه کني
چاره اي نيست
مي شه تو دادگاه در موردش استدلال کرد
ولي از بين بردنِ مدرک يه جرم بزرگه
اون که تقصير کانگ سوک نبوده
اشتباه منشي ش اشتباه خودشه
اشتباه کانگ سوک هم اشتباه منه
همينو مي خواي بگي
تو هم مثل من الان بايد
دوباره اعتماد شرکا رو جلب کني
اگه شرکا
بفهمن کانگ سوک، شرکتو به خطر انداخته
چي کار مي کنن؟
بالاخره هدف واقعيت از برگشتن رو لو دادي
جاي من بودن
چه حسي داره؟
ببخشين
شما کانگ آيونگ دختر آقاي کانگ يونگ هو هستين؟
شما؟
قبل از اين که مامان و داداشم تو اون تصادف بميرن
ما ورشکست شده بوديم
بعدشم که بابام فوت کرد
من ديگه از زندگي سير شده بودم
ولي بهم پيشنهاد کردن
چند ميليون دلار که فقط تو تلويزيون اسمشو شنيده بودم، بگيرم
شما اگه جاي من بودين چي کار مي کردين؟
مهم نيست
شما چه مي فهمين من چه حالي دارم؟
واقعا فرمون ماشين مشکل داشته
پس شرکت يونو بايد خسارت بده
ولي وکيل مدافع شرکت
از اين مشکل بي خبر بوده
يادمه
خوش قيافه بود و کت شلوار شيکي تنش بود
اصلا با بابام قابل مقايسه نبود
فرمون؟ به ذهنتون نرسيده
که شايد مشکل از دستاي شاکي باشه؟
عيب از فرمون نبوده
رانندگيِ بدِ شاکي
باعث مرگ زن و پسرش شده
به من ربطي نداره که اون مي دونسته يا نه
چون معلوم شد عيب از دستاي بابام نبوده
از زبون تند اون آقا بوده
چيه؟ مي خواي عذرخواهي کني و بگي شکايتمو پس بگيرم؟
نه شرکت، خسارت تو رو کامل مي ده
... آقاي چويي فقط
شرکت يونو تصميم گرفته پول خسارتو بده
ولي اگه باز بري از من و شرکتم شکايت کني
فقط نصف اين پول به تو مي رسه
آقاي چويي؟- در مورد مجازات هم-
من از هيچي خبر نداشتم حتي اگه کار به دادگاه بکشه
من نمي تونم ثابت کنم که چيزي نمي دونستم
دادستان ثابت مي کنه که مي دونستم
الو، همون جور که گفتين اون آقا اومد پيشم
دقيقا همونايي رو گفت
که شما حدس زدين
حالا تکليف من چيه؟
چاره اي جز توافق نداريم
نه، مي خوام پرونده بره دادگاه
خانوم هونگ مدرکو از بين برده مي فهمي اين يعني چي؟
اون مدرک، جعلي بود
جعلي بود؟ پس چرا نابودش کرد؟
خانوم هونگ نمي دونست جعليه
داري اشتباهاتتو ميندازي گردن منشي ت؟
نه فعلا که شرکت داره تاوان اشتباهتو مي ده
يادمه يه بار گفتي
من نماينده تو و کل شرکتم
ولي گفتم که شرکاي ارشد نبايد خطا کنن
مي دونم که اشتباه از خانوم هونگ بوده
... ولي تو هم بهش اعتماد
در مورد خانوم هونگ حرف نمي زنم نظر خودتو مي خوام
ديگه به من اعتماد نداري؟
بعدا دوتايي بشينين با هم درددل کنين
فعلا بايد توافق کنيم
قبلنم گفتم که قرار نيست با کسي توافق کنم
اگه اين مساله شخصي تو بود اهميتي نمي دادم
بره دادگاه يا تو بري زندان ولي
تا وقتي پاي حيثيت شرکت در ميونه
قرار نيست به روش تو پيش بريم
بريم دادگاه ديگه موکلامون بهمون اعتماد نمي کنن
اون جام معلوم نيست چي بشه
من اين اجازه رو نمي دم
اجازه نمي دي؟
اين جا شرکت تو نيست شرکت خانوم کانگه
بسه کانگ سوک
بيا توافق کنيم
هايون- به شرطي که-
ديويد ثابت کنه که کانگ سوک اشتباه کرده
متوجه نيستي؟ گي تک مي خواد منو بندازه بيرون
تا در نبود من راحت جاي تو رو بگيره
بايد زودتر مي فهميدي و
تو تله ش نميفتادي
حقيقت اينه که تو اشتباه کردي
پس مسئوليتشو قبول کن
آقاي چويي
خونواده قرباني مي خوان رضايت بدن؟
نه ولي بايد يه کاري کنم که رضايت بدن
پس اون وقت شکايتشون از شما و شرکت رو پس مي گيرن؟
هنوز نه ولي مجبورشون مي کنم پس بگيرن
.قبل از اين که آقاي هام بفهمه از شرکت، شکايت شده
همه حرفاتون تو ريکوردرِ آقاي چه ضبط شده
حتما اينو به آقاي هام نشون داده
از کجا پيداش کردي؟
مهمه؟
چي شده؟
چته؟
چي کار مي کني؟
نمي دوني؟
فقط مي خواستم کمکت کنم
کمک کني؟ واسه همين به آقاي هام گفتي؟
تو هم چُغُليِ منو به خانوم کانگ کردي
نه من که مثل تو نيستم
آره؟ که اين طور
مي خواي شريک ارشد بشي؟
اگه همين جوري پيش بري
کاري مي کنم مجوز وکالتتم ازت بگيرن
حالا چي مي شه؟
نگران عاقبت خودتي يا من؟
پرونده رو مي کشونم به دادگاه
بايد همه سوء تفاهما رو برطرف کنم
اگه بره دادگاه
اعتماد مشتريا به شما و شرکت از دست مي ره
خانوم کانگ هم واسه همين مي خواد توافق کنه
... شرطشم
حالا که مي دوني سرِ من چي مياد
حتما نگراني که آينده خودت چي مي شه
اين طوري نيست
گفته بودم
ديگه وقتشه که خودت قضاوت کني و تصميم بگيري
خانوم هونگ جواب زنگ و پيامامو نمي ده
حتما از دست آقاي چويي ناراحته
ولي واقعيت اينه که کار اشتباهي کرد
آقاي چويي
خيلي بهش سخت ميگذره؟
حتما ميگذره
No comments yet. Be the first to leave one.