La unuaj 175 linioj.
بلیط ملاقات با گروه داگ پلی
ما به زودی همدیگه رو میبینیم، نیجیمین
من گروه موسیقی داگ پلی رو میدونم که با مفهوم حیوان دست آموز طرفداران، آ.ک.ای شکل گرفته بود
بله، ما بعنوان آیدولهای دست آموز فعالیت کرده بودیم
طرفدارای ما کسایی هستن که بعنوان صاحبانمون ازمون حمایت میکنن
نائوتو-سان!
درسته! نـ - نائوتو-سان!
شنیدم که شما یه محصول جدید دادین بیرون، نیجیمین
بله، اسمشو بشکه های سیب گذاشتن
خیلی جالبه. نائوتو-سان، میدونم اونجایین!
امروز همه ی طلب اجاره ـمو ازت میگیرم! حتی کلیدها، قلّک و غیره
میدونم که خونه این!
جوابمو بدین!
خفه شو، عجوزه!
نمیتونم صداتو بشنوم نیجیمین!
این خیلی نازه!
خیلی ممنون
مردم گفتن
زندگی من به آخرش رسیده
اما من اینو باور نمیکنم
من در دام عشق نیجیمین افتادم
من عاشقتم، نیجیمین
و حالا تمام زندگیمو میخوام وقف تو بکنم
همین الان
من تا اینحد خوشحال نشده بودم
پرنسس و سیب زهرآگین
بیمارستان
برای الان
دیگه جونش درخطر نیست
خدا رو شکر
به هرحال، نتایج آزمایشش خوب نبود
خوب نبود؟
بخاطر اینکه علتش ناشناخته است
مغزش و ارگانهای بدنش وضع بدی پیدا کردن
سلامتی داخل بدنش مثل یه فرد سالخورده شده
متاسفانه
سخته که بگم هوشیاریشو دیگه بدست نمیاره
اوه، نه
میفهمم که هویت و خانواده بیمار، نامعلومه
درسته
ما حتی از آشناهاشم نیستیم
آساگیری-سان
مرسی
تو فکر میکین این تقصیر توئه؟
نگران نباش
شیویی خودش اینکارو کرده
یادت میاد؟
بهت گفتم هر بار که از جادو استفاده میکنی زندگیت و بخطر میندازی
دلیل اتفاقی که برای شیویی افتاد این بود که تمام اسلحه هایی که دزدیده بود، استفاده کرد
علاوه بر این ...
اون چندین بار بطور مداوم و پیوسته از اسلحش استفاده کرد
جای تعجبی نیست که بدنش به این وضعیت بیفته
در هر صورت ...
اون مشغول اینکار بود
پس همه ی صاحبان این مدل اسلحه ها...
توسط شیویی کشته شدند
تعجب میکنم چرا
چرا شیویی-سان اینکارو کرد؟
من برای این، اسلحه های جادویی زیادی نیاز دارم
بهترین اسلحه ها رو برای زنده موندن میخوام
یا اینکه دیگه هممون میمیریم
وقتیکه طوفان بیاد
طوفان
این طوفان چی میتونه باشه؟
منظورش از اینکه هممون میمیریم چیه؟
در ساعت7:23 دقیقه بعداز ظهر روز یازدهم آگوست
طوفان خواهد رسید
این پایانی است بر دنیای فعلی
و بعد از اون یک دنیای جدیدی آغاز خواهد شد
این معنای طوفانه
تعجب میکنم که چرا اینو به ما گفت
چرا مدیر سایت ما رو انتخاب کرد؟
بخاطر اینکه مایه ی تأسف بودیم
آره، اما ...
فرض براینکه ما بخاطر زندگی تاسف بارمون انتخاب شده باشیم،
پس اگه یه نفر ما رو به دختر جادویی تبدیل کرده،
امیدواریم که بتونیم شادی رو پیدا کنیم اگه بشه خوب میشه
اما هیچ راهی وجود نداهر که بشه، درسته؟
یه اسلحه که زندگی تو رو تموم میکنه،
چطور میتونه چیز خوبی باشه؟
چه اتفاقی قبل از اینکه اسلحه بگیری، برات پیش اومد، یاتسومورا-سان؟
مامان؟
چیزی نیست که ارزش صحبت کردن داشته باشه
فقط یه داستان معمولیه
متاسفم
چرا معذرت میخوای؟
چونکه ...
باید این طرز فکرتو بیخیال بشی چون همش فکر میکنی همه چیز تقصیر توئه
حداقل
من میتونم بگم که این منو نجات داد
درهرصورت،
هیچی نیست که بتونیم انجامش بدیم مگه اینکه شیویی دوباره هوشیار بشه
پس، حالا چیکار کنیم؟
اوه! چی؟
یه اسلحه!
یاتسومورا-سان، گفتی دخترای جادویی زیادی وجود دارن، درسته؟
اوهوم
پس تو فکر میکنی یه دختر جادویی با یه اسلحه میتونه شیویی-سانو روبراه کنه؟
اگه میتونستیم با جادو اونو بیدارش کنیم ...
خودشه!
شیویی اینو نوشته ...
"کتاب قتل"؟
لیست تمام اسلحه هاش اینجاست
من هیچ کدوم از این دخترا رو نمیشناسم
درسته
اینا فقط عکس چهره هاشونن
اون یکم آشنا بنظر میرسه
عصرتون بخیر! آماده ی شنیدم آهنگ جدید گروه داگ پلی باشید!
"تنها یکی از شما سگ میشه!"
ایناهاش
امشب همه چیکار دارن میکنن؟
من آکانه میامو پومرانین میامو از گروه داگ پلی هستم!
میامو!
سلام!
و منم پودل داگ پلی هستم
منم آسومی یوکا میایوکا هستم!
میایوکا!
و منم اینو شیبا از داگ پلی هستم
اوچیرین کویچی رینکا هستم!
اوچیرین!
سلام!
و منم نیجیمین، آنازاوا نیجیمین هستم
نیجیمین!
فرشته ی من
نیجیمین، آهنگ بعدیمون چیه؟
"تو میتونی ما رو بخونه ببری"
محل ملاقات با گروه داگ پلی
چی میشه درباره امروز حرف بزنم؟
وای، هوادارای دختر؟ تو هر روز اینو نمیبینی
نفر بعدی، لطفا بیا جلو!
سلااااااوم!
متشکرم که اومدی!
آنازاوا نیجیمی
ما میدونیم که تو تو یه دختر جادویی هستی اومدیم که ازت یه درخواستی بکنیم
متاسفم، ما اجازه نمیدیم که تلفن همراه --
به پیشنهادت گوش کردم و بعنوان یه هوادار به آنازاوا نیجیمی برای سلام کردن نزدیک شدم
آساگیری-سان،
استراتژیت بی نظیره
چی؟ نه، امکان نداره
متشکرم
هیچ وقت نمیتونستم این برنامه رو تنهایی پیش ببرم
فکر کنم یه نفرو پیدا کردم که خوب میتونم باهاش کار کنم
میتونی اینکارو انجامش بدی؟ بله
نگران نباش
تا زمانیکه دقیق همون جاییکه میخوام بفرستمش رو تصور کنم ...
من کجام؟
شماها کی هستین؟
مستقیم میرم سر اصل مطلب
تو یه دختر جادویی هستی، درسته؟
صبرکن ببینم، شما هم دخترای جادویی هستین؟
خیلی خوشحالم!
خیلی خوش شانسم که با دخترای جادویی دیگه ملاقات میکنم!
چطور میتونه اینقدر نا امید باشه؟
شما دوتا خیلی گوگولی هستین! من خیلی خوشحالم!
این یه جور سرنوشته!
اوه، تا حالا از اسلحه جادوییت استفاده کردی؟
از کدوم جادوهاس؟ از کدوم جادوهاس؟
-بهم نشون بده- یه لحظه صبرکن
صبرکن
بزار ما اول خودمونو معرفی کنیم
اسم من یاتسومورا تسویونوئه
منم آساگیری آیا هستم
درحال حاضر، ما داریم بنا به دلایلی، دنبال دخترای جادویی دیگه میگردیم
چه دلیلی؟
خب
یه دختر جادویی که میشناسیمش الان توی کُما رفته
چونکه از اسلحش بیش از حد استفاده کرده
و اطلاعاتی که درمورد دخترای جادویی داره برای ما حیاتی و مهمه
برای اینکه اطلاعاتو ازش بگیریم،
لازمه که اول اونو هوشیار کنیم
به همین دلیله که دنبال یه دختر جادویی هستیم که با اسلحش بتونه به اون کمک کنه
خب، توانایی اسلحه ی تو چیه؟
قدرت من --
تو که اونجایی!
تو اینجا چیکار میکنی، نیجیمین؟
No comments yet. Be the first to leave one.