La unuaj 161 linioj.
الان می خوای چیکار کنی؟
قضاوت
... بیا
بهم بزنیم
... از کِی
از کِی فهمیدی ؟
خودت چی وکیل نو ؟ ... از کِی
قضیه ی بابامو فهمیدی؟
یکم پیش
پس چرا بهم نگفتی؟
چرا تنهایی تو خودت ریختی؟
چون به من ربط نداره
چی به تو ربط نداره؟
هیچ چیزش به من ربط نداره
اینکه پدرت چطور آدمی بوده
به من ربط نداره - اگه واسه من مهم باشه چی؟ -
ازت سوال پرسیدم
اگه برام مهم باشه چی؟
باشه ، بذار از زبون هم بشنویم بهم بگو
... می خوام بدونم چی برات مهمه و
چه فرقی برات داره، بهم بگو
دردناکه
چیش؟
وقتی می بینم بخاطر من زجر می کشی
برام سخته
باشه، دیگه زجر نمی کشم
دیگه؟
بابام اونجوری که فکر می کنی نیست
ولی من حتی نمی تونم ثابتش کنم
باشه، بیا دربارش فکر کنیم
و دیگه؟
فقط از وضعیتی که الان توشیم خوشم نمیاد
حالیت نمیشه چی میگم؟ می خوام باهات بهم بزنم
سعی نکن نظرمو عوض کنی و فقط خواهشاً ولم کن
منم خوشم نمیاد
اصلاً الان حالیم نمیشه چی میگی
هرچیزی هم که بگی مهم نیست
من عمراً ولت نمی کنم
دلم نمی خواد
اگه جلومو بگیری هم اثری نداره
هرچقدرم سعی کنی جلومو بگیری من بازم میرم
خوب کردم، کارم خوب بود
... اشتباه
نه
کارم درست بود
کجا رو دارم برم ؟
کیه ؟
کیه ؟
چیه ؟
چیکار می کنی اینجا ؟
میشه خونه ی تو بخوابم؟
هوی
چیکار می کنی؟
از کجا خونه منو بلد بودی؟
پیدا کردنِ آدرس خونه یکی زیاد سخت نیست
وای ، شنیده بودم تازگی اثاث کشی کردی
چقدرم خوبه اینجا
بذار یه چند روزی اینجا بمونم
چی میگی؟
مشکلت چیه؟
چقدر زور میگی
می دونم
ولی یه مشکلات شخصی پیش اومد
منم جایی ندارم بمونم
فقط یه اتاق تو خونه مامانم هست
و منم که واسه خودم مستقل زندگی می کنم
واسه همینم نمیشه برگردم خونه ش
دیگه واسه این کار سنم بالا رفته، نه؟
آره خب
... ولی خب - دیدی؟ -
بابا این همه جا چرا میای خونه من؟
همین بسَمه
تو می تونی تو تخت خودت بخوابی
ببین، تخت از اولشم واسه من بوده
این مبلم واسه منه
ای خدا ، چه خوبه
هی
... تو
ازم متنفری ، نه؟
اوم ، خیلی متنفرم ازت
منم ... منم خیلی ازت بدم میاد
هوم ، می دونم
ولی این همه جا بود چرا صاف اومدی اینجا؟
برو خونه یکی که خوشش میاد ازت چتر شو
ببین اگه پاشم برم خونه کسی که دوسش دارم و بهش بگم بذاره بمونم خونه ش
اونجوری خیلی بی تربیتی میشه موافق نیستی ؟
خداروشکر خودت می دونی خیلی بی تربیتیه
پس فکر می کنی چرا اومدم خونه کسی که ازش بدم میاد؟
هان؟
ببین تو ، داری انتقام میگیری ازم؟
هم انتقام هم تنبیه
خیلی بهم مدیونی
!هی - ... می خوای هر کار بدی -
باهام کردی لیست کنم بدم کف دستت؟
نه
ولی بازم تو به یه دردی می خوری
... من خیلی بدبخت و
غمگین بودم
بعد از اینکه بهش صدمه زدم
... تمام روز مونده بودم که
کاری که کردم درست بوده یا نه
نمی تونم بگم کارم از رو عقل بود یا دیوونگی
... فقط دلم میخواست
بمیرم
ولی حالا که دیدمت
دلم می خواد باز زندگی کنم
یه جورایی انگار دلم می خواد بجنگم
اگه اینم هنوز زنده س پس منم" "باید زنده بمونم
!هی - سر من داد نزن -
الان خیلی پکرم
دیوونه شدم دیگه
... بیا
هیچ وقت بهم نزنیم ، بونگ هی
حتی اگه گفتم برو
نری ها
هی
زهرم ترکید
میشه دستتو بذاری رو پیشونیم ببینی تب کردم یا نه ؟
... می دونی، من زیاد
مریض نمیشم
ولی فکر کنم تب کردم
وایسا
بیا
میگم ، دادستان نا
ماشین داری ؟
چطور؟
راننده شخصی نمی خوای؟
تو پارک کردن استادم خیلی رانندگیم خوبه ها
لازم نکرده
ببین ، نوشته 37 درجه ست طبیعیه ؟
چقدر شلوغش می کنی طبیعیه دیگه
فقط یه تب خفیفه
واقعاً؟
مطمئنی ؟
فکر نکنما
جلسه ساعت 10:30 صبح تشکیل میشه
می خواد برم جلسه
خب؟
بعد از اون داستانی که راه انداختم
می خواد برگردم سر کار
خوبه که
با عقل جور درنمیاد
چطور با این وضع برم؟
... هیچی نداری و این همه هم
طاقچه بالا میذاری
چی؟ - حالیت نمیشه؟ -
فکر کردی غیر از اون موسسه عجیب و غریب
جای دیگه بهت کار میدن؟
خواب دیدی خیر باشه
فقط بیخیال غرور کاذبت شو پاشو برو کار کن
من یکی که اصلاً کار به کار زندگی عشقیت ندارم ولی
اول باید پول داشته باشی که کسی بیاد باهات قرار بذاره
... می خوای همین جوری وبال گردنِ
بقیه زندگی کنی؟
عجب خل وضع احمقی
خدافظ
بیا دنبالم
بقیه رفتن جایی؟
آره
اومدم اینو بهت بدم
... راستش خیلی با خودم
No comments yet. Be the first to leave one.