La unuaj 153 linioj.
یه نفر باید هوشیار باشه تا برمون گردونه
اگه همینطوری به خوردن ادامه بدی، قبل از اینکه هوا تاریک بشه، مست و پاتیلی
جدی؟ این یه قوله؟
میدونی چیه؟
همین چند وقت پیش سرت رو توی نشونهی تفنگم داشتم
حداقل برای نیم دقیقه
واقعاً حالبهمزنی
بوم
اما ایو، من شلیک نکردم. میدونی چرا؟
اون گوزن رو دیدم
و با خودم گفتم
«یعنی گوشت لذیذِ ایو که روی سیخ کباب شده
«از گوشت گوزن بهتره یا نه؟»
«کی میدونه؟!»
ولی مطمئنم گوزنه مثل تو سکس نمیکنه
هیشکی مثل ایو کوچولوی من حال نمیده
تنها دلیلش که الان جای اون نیستی همینه
هی
چی شده؟ ترسیدی؟
میترسونمت، هان؟
بوی گند ویسکی میدی! کثافتی
کیانتیِ کالیفرنیا
هنوز نکردنش توی قوطی؟
به فکرت نرسیده بود، نه؟
میدونی آقای مانچینی، عجب حیوون معرکهایه
کاش من زده بودمش
چی خندهداره؟
میتونی تصور کنی به جای اون تیکه گوشت، زنم اونجا داشت کباب میشد؟ هوم؟
زنت؟
باورت نمیشه، ولی یه چیزی توی اون لاشه هست
که زنم آرزوش رو داره
جدی؟ چی هست؟
اون سیخی که توی کونشه
ببخشید، ولی میخوام برم ببینم عزیزم آمادهست بیاد پیش ما یا نه
هنوز یه ایتالیایی ندیدم که بتونه مستیش رو کنترل کنه
هری، تا این حد کش نمیآد
محض رضای خدا لوسی، میدونی که اون طناب باید بره اونجا
ما یک میلیون بار این چادر رو علم کردیم
اوه، ببخشید عزیزم
واسه همینه که من کاروان رو ترجیح میدم
واسه همینه که کاروانها هم گرونترن
خب، اگه چادر دخلتون رو نیاورد، برای شام خداحافظی بیاید پیش ما
من و زنم فردا داریم میریم
اوه، ممنونم. لطف دارین. مرسی
اسم من استتسونه. مأمور بیمهام
اینم خانوممه، لوسی. سلام
خوشوقتم، خیلی خوشوقتم آقای استتسون
اسم من... اِ
اگه یه لحظه صبر کنی، من
اسم خودم رو میدونم
نوک زبونمه. من
لعنتی
همین یه دقیقه پیش شنیدمش. یه نفر اونجا صدام کرد
چیزی نیست. پیش میآد دیگه، میدونی که
منظورت چیه که «چیزی نیست»؟
من اسمم یادم نمیآد، اونوقت تو میگی «چیزی نیست»؟
از زنم میپرسم. بیا، با من بیا
ایو
بیا! بیا دیگه! ایو
ایو
ایو
ایو، با چندتا از دوستام آشنا شو
آقای و خانم استتسون، ایشون همسرم ایو هستن
سلام! خوشبختم
ایو، میشه به این آدمهای محترم بگی
که اسم واموندهی ما چیه؟ یادم نمیآد
بیا تو و در رو ببند. ببخشید
واقعاً یادم نمیآد
تو ناامیدکنندهای، والتر
سیخ کباب منتظرته. من باید لباس بپوشم
اگه میخوای از مستی بپری، یه کم قهوه تازه روی اجاقه
من هیچ قهوهی لعنتیای نمیخوام! من تو رو میخوام
خب، من تو رو نمیخوام، پس بهم نزدیک نشو
نه الان. حال و حوصلهاش رو ندارم
اوه، تو همیشه حالش رو داری. من جوجه کوچولوی خودم رو میشناسم
من جوجه کوچولوم رو میشناسم! از من دور شو
تو دیوونهای! یه تختهات کمه
و تو هم یه جندهای! ولم کن
همیشه فکر میکردم یه جندهای
خوک! کثافت
آه، همینه! از این خوشت میآد، نه؟
حالا چته؟ چی شده؟
خستهام. بیخیال شو
نگاه کن
خودت رو لوس نکن عزیزم
دارن دقیقاً همون کاری رو میکنن که ما قبلاً میکردیم
اشتباه میکنی عزیزم
اونا دارن عشقبازی میکنن
ما فقط با هم سکس میکنیم
نگو که میتونی فرقشون رو بفهمی، عزیزم
برو گمشو کثافت، عزیزم
اگه این یه دعوته سلیطه، متأسفم
من کلاً خشک شدم
هی، یه لحظه صبر کن
هان؟ کجا داری میری؟
فکر کنم شکسته. اوه، نه. دستت؟
بذار یه نگاهی بندازم
چادر لعنتی! قبلاً هیچوقت اینجا چادری نبود
دلم میخواد بدونم کدوم احمقِ عوضیای اینجا چادر زده
این چیزیه که میخوام بدونم
آه، آقای بیمه
امیدوارم به فکر بیمه کردن خودت هم بوده باشی، رفیق
خب، معلومه که بیمهام. اتفاقی افتاده؟
اوه، آقای بیمه خودش بیمه شده
میدونی که هزینه دست من از یه دست نو هم بیشتر میشه؟
من بسکتبالیستم و خیلی ارزش دارم
بدبختت میکنم! اما جناب، میتونم بهتون اطمینان بدم
اطمینان نده، عوضیِ بیمهای. تمومش کن والتر
بهش توجه نکنین آقای استتسون
مسته
بسکتبالیست هم نیست
خبرنگاره
و به عنوان یه خبرنگار، ارزشش کم و بیش
در حد یه بازیکن ذخیره توی لیگ دستهپایینه
دکترهای آمریکاییِ لعنتی
اگه میذاشتم، کل دستم رو گچ میگرفت
در جریان سرقت، یک افسر پلیس مجروح شد
تا این لحظه خبری از وضعیت او در دست نیست
او به سرعت اعزام شد
سرم داره منفجر میشه
از دیشب
داری با من حرف میزنی؟ مگه حالم رو نپرسیدی؟
نه
همینه که باعث میشه سردرد بگیری
نه عزیزم
تو باعث میشی سردرد بگیرم
محض رضای خدا بیشتر احتیاط کن! دلت میخواد تو رانندگی کنی؟
خیلی بامزهای
پس اگه میخوای امشب برسیم به لسآنجلس، دست از سرم بردار
به رانندگی ادامه بده. نیازی به همراه نداریم
حالا داری چیکار میکنی؟
دلم میخواد تو رو ببینم که ماشینت توی یه همچین جایی از جاده خارج شده
حتماً همینطوره
ماشین منم همین الان خراب شد
اولین ماشین پلیسی رو که ببینیم، میفرستیم دنبالت، باشه؟
نه، بیا، سوار شو
داریم میریم سمت بزرگراهِ جنوب
خیلی ممنون
ام... میشه یه دقیقه صبر کنین؟ باید رادیوم رو خاموش کنم
باشه
عجله نکن
اسم من کونیتزه، آدام کونیتز
هی، چه بلایی سر دستت اومده؟ به خودم مربوطه
باید شوهرم رو ببخشید
اصلاً آداب معاشرت بلد نیست
ولی خب، لابد خودتون متوجه شدید
بدبین هم هست
اما بهش توجه نکنید
زنم عاشق سوار کردن مردهای غریبهست، متوجهی؟
اون یه کمی، اِ... چطوری بگم؟
یه کمی جندهست
ولی خب، لابد خودتون متوجه شدید
اسمم مانچینیه. والتر مانچینی. ایشون هم ایو هستن
No comments yet. Be the first to leave one.