Au Bonheur des Dames

Au Bonheur des Dames

Elŝuti Farsi/persian Subtekston

Eldonaj informoj

Au Bonheur des Dames 1930 HDLight 1080p Muet X264 AAC-mHDgz
Au Bonheur des Dames 1930 720p Muet X265
Komentaĵo de Francofilms
✅ کاری از گروه ترجمه: FrancoFilms ✅ مترجم: علی کلان

Etikedoj

bluray
professional_translation
Professional translation
Publikigita je: 2026-07-01
Elŝutoj: 19
Aŭdhandikapuloj: No
FPS: 25

Antaŭrigardo de Farsi/persian subtekstoj

La unuaj 79 linioj.

‫ ‫FRANCOFILMS@

:به سفارش

‫« بهشت بانوان » ‫

‫صحنه‌های فروشگاه بزرگ ‫در "گالری لافایت" فیلمبرداری شده‌اند.

‫کارگردان: ژولین دوویویه

‫فروشگاه بزرگ ‫در مقابل مغازه کوچک.

‫این مشکل هنوزم وجود داره.

‫یه مبارزه ظالمانه و ناعادلانه ‫که به مرگ و نابودی ختم میشه،

‫و مقصر، همون چیزیه که ‫نبض دنیا در دستش هست:

‫پیشرفت.

‫مترجم: ‫علی کلان

‫دیتا پارلو در نقش "دنیز بودو"، یه یتیم.

‫هرچیزی که میخوای در...

‫آقای بودو ‫در پاریس، خیابان کورتلاین شش.

‫(روبروی فروشگاه بهشت بانوان)

‫ ‫

‫«عمو، خودت بودی که نوشتی و گفتی بیام.»

‫«نوشتم، درسته... وقتی پدرت مرد

‫شش ماه پیش، ولی از اون موقع...»

‫«از اون موقع، همه چی عوض شده... ‫اوضاع کسب و کار خیلی بده.»

‫«فروشگاه بزرگ داره نابودمون می‌کنه.

‫همه دارن تعطیل می‌کنن... ‫من چطور میتونم از تو مراقبت کنم؟»

‫«شاید بتونم اونور خیابون یه کار پیدا کنم...

‫تو بهشت بانوان؟»

‫«برای موره کار کنی؟

‫اون شیادی که با ضرر می‌فروشه ‫تا ما رو ورشکست کنه؟»

‫«اون آدم بی‌وجدان براش مهم نیست ‫که مغازه‌دارهای کوچیک از گرسنگی بمیرن!»

‫«بی، اول یه ناهار بخوریم.»

‫«ژنوویو! دختر عموت، دنیز رو نمی‌شناسی؟»

‫«این کلمبان، داماد آینده‌مونه.

‫یه جوون خوب که هر کاری ‫از دستش برمیاد دریغ نمیکنه و بهم کمک می‌کنه.»

‫«دخترک بیچاره‌م، نمی‌تونم بذارم ‫تو هم تو بدبختی ما شریک بشی.

‫سعی کن یه کاری پیدا کنی.»

‫ « فروشگاه بزرگ " بهشت بانوان "، معبد وسوسه. »

‫« بنایی که به خواست و اراده یک مرد از زمین قد برافراشت: ‫اُکتاو موره ».

‫«ببخشید، ممکنه بهم بگید ‫برای درخواست کار کجا باید برم؟»

‫سباستین ژووه: مدیر کارمندان

‫«یه جای خالی برای مدل داریم. همراهم بیا.»

‫«لباستو دربیار!»

‫«می‌خوام فروشگاه‌هامون تو دو سال کل محله رو بگیرن!»

‫«نقشه عالیه، آقای موره!

‫ولی یه مغازه هست ‫که نمی‌تونی از شرش خلاص بشی:

‫اون یکی که مال بودوی پیره!»

‫«مغازه‌اش، ویئی البوف، زیر بارِ رهنه،

‫مثل بقیه تسلیم میشه... من همه رو می‌خرم!»

‫«باشه! ولی... پولشو از کجا میاری؟»

‫«خانم دفورژ امشب ‫منو به مردی معرفی می‌کنه

‫که پولش از پارو بالا میره،

‫بارون آرتمان.»

‫کلارا.

‫«اون پسر نامزد داره. باید ولش کنی...»

‫«به تو چه ربطی داره؟!»

‫«گمشو بیرون!»

‫«از اون دختره خوشم اومده، استخدامش کن.»

‫«من بودم که این لطف رو در حقت کردم.»

‫«به لطف شما من بلافاصله استخدام شدم...

‫می‌خواستم ازتون تشکر کنم.»

‫«منو گذاشتن تو بخش محصولات آرایشی.»

‫«ممنون، من اونور خیابون ‫پیش عمو بودو زندگی می‌کنم.»

‫«عموی بیچاره،میگه: آقای موره، ‫رئیس ما، میخواد ورشکستش کنه.»

‫در خانه خانم دِفورژ.

‫«آقای موره، ایشون بارون آرتمان هستن،

‫آقای آرتمان پروژه‌های بزرگ رو ‫دوست دارن و حمایت می‌کنن.»

‫«ساختمون‌های قدیمی، مغازه‌های بی‌ارزش، ‫همه رو با خاک یکسان می‌کنم...

‫و بهشت بانوان رو ‫تبدیل می‌کنم به بزرگترین فروشگاه دنیا!»

‫«پروژه جاه‌طلبانه و ایده جالبیه...

‫ولی مشتریانتون چه کسانی هستند؟»

‫«همه زن‌های پاریس... ‫کسی که بر زن‌ها حکومت کنه، بر دنیا حکومت می‌کنه!»

‫«میخوام معبدی از ظرافت، تجمل و زیبایی بسازم،

‫معبد شما، بانوان که در اینکار، همه با من خواهید بود!»

‫«شما به نظر میاد خیلی راحت ‫از زن‌ها استفاده می‌کنید، آقای عزیز...

‫تو این بازی آدمها آسیب می‌بینن.

‫مواظب باش، یه روز ‫یکی از اونا ممکنه انتقام بقیه رو بگیره.»

‫بارون آرتمان میلیون‌ها دلارش رو برای حمایت داده...

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left