La unuaj 200 linioj.
ترجمه rz_a
سری جدید سریالها rz_asubs@
.خیلی خجالتآوره
.لعنت
.اولیور
من، ام... من منتظرت بودم تموم شی
.اره، دارم میرم خونه
.مسئله اینه که، جیمز تازه زنگ زد
.واضحا که خیلی عصبیه
سعی کرد بفهمه بهم چیا گفتی
.خب، این تقصیر خودشه
.لازم نبود انقدر کش پیدا کنه
خب، به هرحال که داره از بروکسل برمیگرده
.اوه خوبه .فردا خوش میگذره
...اولیور، درمورد اتفاقی که افتاد
.نگرانش نباش ساسکیا
.من امشب خونهی پتال میمونم - .باشه -
.مامان رفته یوگا، گفت مشکلی نداره
غذا خوردی؟
.خب .من میرم
تموم کردی فلو؟
.اوه آره. نه
.فقط یکم استراحت میکنم
.خداحافظ بابا
.بهتره درس بخونی - چرا؟ -
.به هرحال که برام مهم نیست برم اون مدرسه تو ژاپن
اره، اما اگه آزمون آیاسسی رو خوب بدی
ما یکم قدرت بدست میاریم که چونه بزنیم تا پیشمون بمونی
.پدرم از قبل با این مخالفت کرده
.من فقط یه چمدون چرخدارم
.هرجا که شغل بعدیش باشه منو میکشه
.ازش متنفرم پتال
.هی
.ما فقط باید سال بعد رو بگذرونیم
.بعدش برمیگردی
.باهم یه اپارتمان میگیریم
.هی
چه میکنی؟
.همونجا وایسا .یکی رو میگم بیاد سراغت
.آهای کسی هست؟
.اوه
.بهت که گفتم میام برشون دارم
.این نزدیکی یه قرار صبحونه داشتم
.منم همینطور
.تو دستهاتو به این خوشگل کوچولو نمیزنی
چرا فقط یه آدرس جایگزین تنظیم نمیکنی؟
.کردم .برای چیزهای مهم
...ام، میتونم چیزی برات بیارم یا
.نه
...ام
اینجا چیکار میکنی مکس؟
.ببخشید، وقتی بهم گفتی جمع کنم برم فکر کردم اونجا بودی
داری مثل یه دانشجو زندگی میکنی .روی قایق کمپ زدی
.حتی گلدونی که بهت دادم مُرده
.فقط یکم آب میخواد
چرا فقط یه آدرس درست حسابی پیدا نمیکنی
یه خونه پیدا کنی مکس؟
.درسته. خب، مرسی که سر زدی
.فکر کنم لازمه بری سر قرار صبحانهت
.و دفعهی بعد اول زنگ بزن
...میدونی، ممکنه با کسی باشم یا
...اگه میخوای اینطوری باشی
.فراموش کن
.دیآی آرنولد
.اهم آدرس؟
.ممنون - .صبح بخیر -
.صبح بخیر - .اولیور کووی -
رییس بخش اجرایی و مشاوری تو مدرسهی بینالمللی چلسی
.خانمش لین، حدود یه ساعت پیش گزارش داد
.امروز صبح وقتی بیدار شده پیداش کرده
.هیچی نشنیده
.هنوز اثری از ورود به زور نیست
.ما یه عکس لازم داریم .اونارو گرفتیم
چیزی هست بتونی بهمون بگی اشلی؟
باعث احتمالی مرگ آسیب شدید به سر
.بعدش ترومای غیرنافذ از چندین ضربه به سر
اسلحه؟
.انتخاب کن
.اره، جزاینکه هیچکدوم از اینها نبوده
هرچی که باعث این زخم شده
احتمالا یه لبهی گرد داشته باشه
.و شدیدا خونآلود باشه
و احتمالا بعدش به دیوار اویزونش نکنن
.مم
از دما و انقباض ماهیچهها
محاسبه میکنم که زمان مرگ
.بین ۹ شب و ۱۲ شب باشه
.من.. من حدود ۱۱ رسیدم خونه
.فلو پیش دوستش بود
.اولیور تو اتاق مطالعهش بود
.نمیخواستم مزاحمش شم
...میدونستم که بیدار میمونه پس فقط
.رفتم بخوابم
از قبل مرده بود؟
.هنوز نمیتونیم با قطعیت بگیم
.اما اگه چیز غیرمعمول وجود داشت باید بدونیم
.یعنی، هرچی
فقط خیلی کار قبل اینکه بریم وجود داشت
به توکیو
.به محض اینکه سال تحصیلی تموم میشد
.ویزاها، بستهبندی، اجارهها
اثری از ورود به زور نیست خانم کووی
.بنظر میرسه شوهرتون گذاشته مهاجم بیاد داخل
کسی هست که بتونید فکر کنید که شاید
باهاش بحثی داشته یا ازش کینه نگه داشته؟
.اولیور دشمنتراشی نمیکرد
.من کمد لباس رو لازم دارم
.اینجا کار میکنم .خدمتکارشون هستم
!اونا منتظرمن - .نه نه نه -
.نمیتونی بیای داخل .اینجا صحنهی جرمه
.باشه .نمیتونی بیای داخل
.ببخشید رییس .میگه خدمتکاره
.باید پشت نوار بمونید خانم
.اینجا صحنهی جرمه
!کارمل
!لین
.بیا بریم خونه
.یا مسیح
.بریم داخل
.خیلی خب، باهام بیا
چیشده؟ - .تعریف میکنم -
.برات تعریف میکنم - .باید بهم بگی -
حس اولیهت چی میگه؟
.حملهی از روی عصبانیت، شخصی
.برای شروع احتمال همسر بیشتره
.خب، بنظر میرسه به اندازهی کافی داغون شده
اما میشد، نمیشد؟ - .اره -
.صبح بخیر
یه همسایه اونور جاده بود
گفت یه دوچرخه دیده به دیوار اینجا تکیه داده شده بوده
دیشب حدود ساعت ۹
.زنجیر نشده بود برای همین فکر کرده ممکنه دزدیده شه
چه دوچرخهای؟ جزئیات؟
.فقط یه دوچرخه .بدون سبد یا رنگ خاص
فلو؟ .من کاراگاه شمسی هستم
چیشده؟ - میتونی لطفا باهام بیای؟ -
.خانم فرای از ۴ تا ۹، روزهای جایگزین کار میکنه
.بستگی به نیازشون داره
.دیروز تعطیل بود
شما چهارساله برای خانوادهی کووی کار میکنید خانم فرای؟
.از وقتی که از کنبرا برگشتن
اخیرا چیز غیرمعمولی رو متوجه شدین؟
.اونا خانوادهی عالیان
.به همدیگه متعهدن
.شدیدا دلم براشون تنگ میشه
.خانم کووی به نقل مکان اشاره کردن
.کاملا برای هرخانوادهای مضطرب کنندهست
یعنی، واضحا فلو نمیخواست بره ژاپن
.تو اون سنی که هست
لین و اولیور به نسبت خودشون دستشون پر بود
منظورت چیه؟
.اوه، میدونی، فقط به مدرسه و همه چی اهمیت میدادن
.خدا کمکش کنه
یعنی، الان چیکار میکنه؟
"ام، "روزهای جایگزین
خب این، چی، سه روز در هفته؟
.بیشتر اگه لازم داشته باشن
.وقتی کار داشته باشن آشپزی هم میکنم
.قبلتر پیش فلو میموندم وقتی جوونتر بود
.فرض میکنم که آقای کووی خوششون نمیومد شما برید دفترش
.فقط طاقچه یکم گردوخاک داره
.همهی اینها چیزهای منتقل شدنه، آمادهی جابجا شدن
پس اگه چیزی کم بود شما متوجه میشدین؟
.یه جام
.کووی مربی یه تیم بحث تو مدرسهی قبلیش تو استرالیا بود
.خدمتکار گفت پریروز اونجا بوده
از همهی اسلحههای تو اتاق، قاتل چرا باید اونو انتخاب کنه؟
.شک دارم چیزی انتخاب کرده باشن
.فقط رفتن سراغ نزدیکترینش
...پس، چی انگیزه ناگهانی، عصبانیت یهویی، خشم
یا ترس؟
.یه چیزی در مورد لین درست نیست
تا دیروقت بیرونه، میره بخوابه
بدون اینکه به شوهرش سر بزنه
و متوجه نشده یا اهمیت نداده که .نیومده بخوابه
.یا امیدوار بوده که نیاد
.به هرحال، موافقم که خوب بنظر نمیرسه
خب، هرچیزی که بتونیم رو
.از وضعیتشون قبل از دیشب جمع کنیم
خب، طبق حرف خدمتکار، اونا یه زوج بینقص بودن
!ها .همچین چیزی وجود نداره
تو میگی که من مثل یه دانشجو زندگی میکنم؟
جان؟
.یه چیزی که استرید گفت
.چه تند
.راستش، فکر کنم داشت سعی میکرد مهربون باشه
.که حتی بدترش میکنه
عجب ساختمونی، نه؟
.مم
.ممنون
.سلام - .من دیآی ارنولد هستم -
.ایشون دیاس شمسی
.با آقای جیمز گرین قرار ملاقات داشتیم
.اگه دنبالم بیاید لطفا
من تازه از یه کنفرانس تو بروکسل برگشتم
برای همین درمورد حرکات دیروزش نمیتونم چیز دستاولی بگم
...اما، ام، دیروز ساعت
.۱۸:۳۸ ساختمون رو ترک کرد...
.قبل پایان ترم کلی کار داشت
داشت میرفت، میدونید
No comments yet. Be the first to leave one.