La unuaj 200 linioj.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
NimaAM ترجمه از ناصر اسماعیلی، مریم و نیما
هیچوقت زیادی بزرگ نمیشی
هیچوقت زیادی سنگین نمیشی
هیچوقت زیادی باحال نمیشی
دیگه هزینههات رو نمیدی
آره
یه پسر فقیر چیکار میتونه بکنه؟
بهتره برگردی پیش مامانت
اوه، اون ازت مراقبت میکنه
خدایا، دیگه اول صبحها دلم برای آهنگهای کانتری خوندنت تنگ نمیشه
- ولی دلت برا من که تنگ میشه، نه؟ - امیدوارم
تا صبح دیگه مشروب نخور. آره
- یه پسر فقیر چیکار میکنه بکنه؟ - امضاء لطفا
تو دالی پارتون بعدی میشی!
- تو میتونی! - خدافظ! خدافظ! خدافظ!
- بخورش! آره! - دختر دهاتی
دستم رو بگیر
تو این زمین مریض همراهیم کن
میشه لطفاً پات رو تکون ندی؟
من درخواست فرجامخواهی کردم، پس تا یه مدت دیگه خاموش میشه
خب، تا وقتی روشنه، نمیتونی از هفت عصر تا هفت صبح،
از محدودهی تعیینشده خارج بشی
من اینطوریام؟
باید به حرکت ادامه داد
تُف بهش!
زن دیوونه، مُخت رو به گا بده
مست بیدار شو و تو تخت یه غریبه بیدار شو
اوه آره
یه پسر فقیر چیکار میتونه بکنه؟
- و برنگردی! - بهتره برگردی پیش مامانت
اوه، اون ازت مراقبت میکنه
دختر دهاتی
دستم رو بگیر
تو این زمین مریض همراهیم کن
من خستهام، ضعیفم
پوسیدهام
دزدی کردم، گناه کردم
وای، روح من کثیفه
دختر دهاتی، باید به حرکت ادامه بدی
دختر دهاتی
باید به حرکت ادامه بدی
«رُز وحشی»
من میرم پیادهروی
بعد از نیمهشب، و زیر مهتاب
همونطور که قبلاً میرفتیم
همیشه راه میرم...
- تو حمومشه - "سلام رُز-لین
یه لیوان چای میل داری؟ چطوری؟"
همیشه راه میرم، بعد از نیمهشب
دنبال تو
خودت رو بپوشون خدا ذلیلت کنه!
خودت رو بپوشون!
وای آره!
اومده از گلاسگوی اسکاتلند،
لطفاً ورود این دختر کوچولو به اسم رُز-لین هارلن رو به «آپری» خوشآمد بگید
خانمها آقایون، رز-لین هارلن
که برای اولین بار اینجا در نشویل تنسی اجرا میکنه
- هووووو! - ایول داری
درسته، میبینمت
کِی؟
کِی؟
مامان!
اوه، سلام
بجنب لایل. بجنب
با این سر و وضعت که شبیه ماهی شدی کجا میخوای بری؟
خدایا، بابات تو رو هم عین خودش کرده
این ترسناکه. این کارو نکن
بگذریم، من جایی نمیرم. شامم رو پیش شماها میخورم
اون اصلاً خفه نمیشه، تو اصلاً حرف نمیزنی
قضیه چیه؟ روزهی سکوت گرفتی؟
دلت برام تنگ شده بود؟ همم؟
رز-لین؟
یه لحظه فکر کردم مامانته
دوازده ماهی میشه ندیدمت. زمان سریع میگذره
آره
سلام ماریون!
شب جفتتون بخیر
ظاهرش خوبه. آماندا
آره. باید باشه. کُلی زحمت میکشه براش
- هنوزم این بیرون رو زرورق میخوابه؟ - اوه، آره
همین خورشید میاد بالا این با شُرت میخوابه اینجا
- اون روز اومده بود ازم کره میخواست - کره؟
همش رو میماله رو خودش. "طبیعیه ماریون"
طبیعی و گور بابات
مری امشب میخواست بیاد دیدنت،
ولی آرترزش اذیتش میکنه، پس...
- چه بد - آره
الان به زانوهاش رسیده و مجبوره بازنشست بشه
چیزه...
ساعتی هشت پوند میدن، روزای تعطیل
میگه بعنوان یه لطف به من تو رو براش معرفی میکنه
تمیزکاری آره؟ آره، خیلی خوبه
چیه، چه انتظاری داری؟
انتظار؟ نه
انتظار نداشتم. تازه آزاد شدم. نگران من نباش
نه نیستم. نگران بچههات هستم
من میرم به نشویل
خب، بهتره بدونی وقتی از امنیت فرودگاه رد میشی، ردیابت خاموش نمیشه
اولین کاری که تو آپری میکنم اینه که تمام تلاشم رو میکنم تا شغلم رو پس بگیرم
اینجا چیزی برای من نیست
اونجا میتونم هنرم رو صیقل بدم، هر شب اجرا داشته باشم
هنرت رو ص...؟
فکر نمیکنی برا این خیالت اندازه کافی فدا کردی؟
- هممون اندازهی کافی فدا نکردیم؟ - چرا بهش میگی خیال؟
- تنها چیزیه که توش خوبم - یه کسب و کار یاد بگیر
- برو کالج - گوش نمیدی
برام مهم نیست چیکار میکنی، ولی یه کاری بکن
من استعدادش رو دارم و ازش استفاده میکنم
تو عمرت تلویزیون ندیدی؟ چون بذار بهت بگم، تا دلت بخواد تو دنیا خواننده هست
تُف بهش!
ببخشید
بیاین. قدم بردارین و بچرخین
- پشت به پشت، بیرون داخل - هیچوقت بهت قول یه باغ رُز رو ندادم
- همراه با نور آفتاب - بچرخین
بجنب ساندرا، مواظب پات باش
«سوار تنها» وارد شهر میشه
دوست داری برام یکم آبجو بیاری جکی؟
حواسا به من! نه جای دیگه!
چشما به من، نه جای دیگه!
خب، چی رو از دست دادم؟
دفعهی قبل که اینجا بودی موش وجود داشت؟
- آره - خب پس،
خبر جدیدی تو دنیا نیست
شنیدم ردیاب داری
اینجاها بگوزی هم خبردار میشن
آره دارم، ولی درخواست فرجامخواهی دادم، پس تا دو سه هفته دیگه برمیدارنش
جمعهها و شنبهها، بووم
جمعهها و شنبهها «میسیسیپی تاندرا» رو داریم
کی؟
خدایا، حتما خیلی جون کندی
اونجا هیچکی دلش نمیخواد یه مجرم زندون رفته رو ببینه
آدما میان اینجا تا این چیزا رو نبینن
جانی کش یه مجرم زندون رفته بود کسکش
بگذریم، برگرد به همون تله موشهات
این کار رو لازم دارم جکی، و این گروه کوفتی خودمه
گروه اینجاست. تو بدترین دشمن خودتی، تو
من قبول ندارم. رقابت شدیدی بینمون هست
- کون لقت! برو گمشو! - احمق لعنتی!
- شغلم رو دزدیدی، مگه نه؟ - برو! ولم کن!
- دستات رو ازم بکش! - برو بیرون!
- ده سال اینجا کار کردم! - آره، حق نداری اینجا بیای!
- برو بیرون! - ریدم تو این کلابتون!
تو یه حیوونی! یه حیوون!
لعنتی!
نمیدونستم شیفت صبح هستی
- دخترت چطوره؟ - فردا ازم بپرس
اون تو طبقه پایین زندگی میکنه
بالا هم یه واحد هست
دوستم اندی اونجا زندگی میکنه
و بعد اونا خونهی کناری رو خریدن
لورن تو خونه کناری که یه بالکن کوچیک داره زندگی میکنه
من تو پایینشهر ممفیس زندگی میکردم
ایندفعه دیگه میذارم برم
یه باک پُر بنزین و یه تمپست مدل 69
منو میبره به ورودی شهر نشویل
برنمیگردم، تا اینجا اومدم
با گیتار قدیمیم داره چهل سالم میشه...
ای بابا!
اونا دوربین مداربسته دارن،
پس هر کاری که با اون دروازه بکنی، از داخل میبینیمش
من کاری با اون دروازه نکردم
دم دروازه فحش دادی و کارهای احمقانه کردی
کفشات رو در بیار
چه خوب
اوه آره، خوبه. خوبه
بیا بشین
آره، باید قطع کنم. مهمون دارم
باشه
خوشحال شدم. بعدآً باهاتون صحبت میکنم. خدافظ
سلام! من سوزانا هستم
- سلام - ممنون که اومدی
خب... قبل این کجا کار میکردی؟
اون تو استرلینگ بود. مگه نه رز-لین؟
ولی برنامهای برا برگشتن نداره
- اوه، اونجا خیلی قشنگه - باشکوهه
آره
درسته، من میرم خرید کنم
خب، دوازده پوند در ساعته
دوازده؟ راستش، مری...
هشت پوند؟ درسته، ولی... میتونه با اونقدر زندگی کنه،
چون اونم بیمه بیکاری میگیره (معنی دیگه= آبجو میخوره)
آبجو؟ مشروبات میخوره؟
- فکر نمیکنم مری بخوره - نه نه
منظورم اینه که، کمک هزینه دولتی میگیره
- واقعاً؟ - آره آره
درحالیکه من دنبال این چیزا نیستم
فقط من نیستم. منظورم رو میگیری؟
ولی بهش نگی که خجالت میکشه
بازم وایتکس لازم داری سوزانا
رسیدش رو برات میارم
خیلیخب ممنون
رز-لین؟
رز-لین؟ شرمنده
یه سر میرم بیرون و...
- تا یه ساعت اینا برمیگردم، باشه؟ - باشه
یا... یا شایدم زودتر
هر روز میرم و میام، پس نمیدونم کِی برمیگردم. فقط...
عالیه
خیلیخب، یکم دیگه میبینمت
No comments yet. Be the first to leave one.