La unuaj 200 linioj.
یادت رفت تنها گوشوارههای الماس عمرت رو
به گوش کنی؟
آخرین بار کجا دیدیشون؟
وسط میز پوکر
هرچیزی جز 7
هفت
نه! اون پول وثیقهی مامانمه
یه کوپن برای بوفهی غذا بهت میدم
میتونم روش شرط ببندم؟
پول از دست رفت - کریستی دیگه وقتشه که اعتراف کنی -
یه مشکل دیگه داری
چرا چیزی نمیخوری؟
همین الان از جلسه ترک قمار اومدم
غذاهای اونجا برای جلسه ترک الکل آبرو نذاشتن - هوم -
یکی از مردا با سوسیس تمساح خودش سالاد ماکارونی درست کرده بود
اوه، بیچاره تمساحه
احتمالاً دوست نداری چیزی راجب گوشت گوساله بشنوی
اصلاً
اما خوشحالم که این جلسات داره بهت کمک میکنه
غذا که خیلی خوبه ولی باقی قضایا رو نمیدونم
بیشتر حرفا از طرف یه سری پیرمرداییه که ،راجب مسابقات اسبسواری
و "روزای خوب"ـی که میتونستی توی فضای سربسته سیگار بکشی حرف میزنن
واقعاً روزای خوبی بودن، کریستی
لعنتی، حاضرم همه چیمو بدم اما الان سیگارمو
توی این پوره سیبزمینی خاموش کنم
مسئله اینه که توی جلسه ترک الکل بیخیال مواد و الکل میشیم
چون... خداوندا، عاشق مواد و الکلیم
اما توی جلسه ترک قمار
باید بیخیال چیزایی بشم که هیچ مشکلی در موردشون ندارم
دیگه نمیتونم بینگو بازی کنم
بینگو. حالا مگه زندگیم خراب میشه؟
عمهی من موقع بازی بینگو مرد
اون بازی یه روحیهی پلیدی داره که نگو
حتی نباید یه سکه بندازم
که راستش فقط اینجوری میتونم مامانمو مجبور میکنم تا کاری بکنه
ببین، تو تازه کارتو توی این جلسهها شروع کردی
باید یه کم به خودت فرصت بدی
تازه شروع نکردم امروز جاکلیدی 90 روز پاکیمو گرفت
..واقعاً؟ مبارک باشه
چی مبارک باشه؟ وقتی 90 روز الکل رو ترک کردم
انگار شاخ غول شکسته بودم
یعنی میخواستم خودنمایی کنم
و منظورم اینطوری نیست که
سه نفرو سوار ماشین دو در کنم
منظورم یجوریه که گزارشگر هواشناسی توی آسمون به من اشاره کنه
بعضی وقتا فکر میکنم مشکل تو کمبود اعتماد به نفسه
باقی اوقات، اصلاً همچین فکری رو نمیکنم
آره، خب، دیگه تصمیمو گرفتم
دیگه نمیرم به جلسات
،توی این شرایط
برای کارایی که باید بکنم هم وقت ندارم
مثلاً چه کارایی؟
...خب، مثلاً
بهرحال دیگه نمیرم
ایناهاش
جاکلیدی 90 روز پاکیتو نشونم بده
آره، مامان، راجب این مسئله
...فکر کنم میخوام
!سورپرایز
سورپرایز
اوه، خدای من
خیلی بهت افتخار میکنیم
تو یه مشکل داشتی و با یه برنامهی دیگه
شروع کردی به حل کردنش واقعاً کارت الهامبخشه
بچهها، واقعاً راضی به زحمت نبودم
منم همینو گفتم از کی تا حالا ما از این کارا میکنیم؟
واقعا دختره تا عطسه میکنه براش مهمونی میگیریم
هیس
برات کیک پختم
خودت پختی؟
،یعنی وقتی مارجوری از در اومد تو
کیکو از دستش نگرفتی؟
از همون اولِ اول، خودم درست کردم
منظورش وقتیه که از جعبه بیرون آورد
شاید معنی اولِ اول رو بلد نیستم
Cardinal , Zaaraa90 کاری از @IST_Subs کانال زیرنویس
بذار قضیه رو روشن کنم
مامانت برات کیک پخت
و همچین چیزی باعث شد که توی جلسات ترک قمار باقی بمونی؟
تو درک نمیکنی
اون هیچوقت توی زندگیش واسم کیک نپخته بود
،توی یکی از تولدام، یه مارتینی زیتون بهم داد
که یه شمع توش بود
چه غمانگیز
نه واقعاً. اون موقع یه کمی هیجانزده شدم
معمولاً این کارو نمیکنم اما میخوام بغلت کنم
آه. مثل یه پتویی هستی که تازه از خشککن درش آوردن
میدونی، اگه میخوای توی این جلسات بمونی
باید واقعاً تلاشتو بکنی
تلاشمو کردم - اوه. تا حالا تو جلسه حرف زدی؟ -
نه - تا حالا دوستی پیدا کردی؟ -
نه - حامی داری؟ -
نمیخواد انقدر گولم بزنی فقط بگو چیکار کنم
هر کدوم از این سه تا چیزی که گفتمو انجام بده
خدایا، بیشتر شبیه رستورانه تا اتاق جلسه
سلام، کریستی هستم
لوسی. چطوری؟
خوبم، فکر کنم
دنبال یه حامی ام
خدایا، منظورت منم؟
من فقط 3 روزه که پاکم
اون کازینوی جدید توی بزرگراه 12 داره منو میکشه
تا حالا اونجا نرفتم - عالیه -
صندلیای متحرکش
فوقالعاده راحتن
حتی لازم نیست بالشتکمو با خودم ببرم
برم ببینم از نون ذرت چیزی باقی مونده
موفق باشی
اگه جات بودم هیچوقت از جمله "موفق باشی" توی اینجا استفاده نمیکردم
همه استرس میگیرن
اوه، راست میگی. ببخشید
شوخی میکنم سلام، ند هستم
کریستی
دیروز دیدم که یه جاکلیدی گرفتی
اوضاع چطوره؟
خوبه
یعنی... مطمئن نیستم
میتونم باهات روراست باشم، ند؟
فکر نکنم به اینجا تعلق داشته باشم - میخوای شرط ببندیم؟ -
جدی میگم
فقط به طور اتفاقی سه تا شرط بندی بزرگ کردم
فقط سه بار توی کل زندگیم به این میگن اعتیاد؟
چون اگه اینجوری باشه به درس جبرم اعتیاد دارم
هی، آقای مانسون چیکارا میکنی؟
،منتظر دوستمم. بهم قول داده بود
که ببرتم پرتودرمانی
...اوه، خدایا. کدوم دوست بیاحساسی یادش میره
اوه، خدای من. منظورت منم، مگه نه؟
واقعاً ببخشید
آدم وقتی یه آشغالدونی رو آبپاشی میکنه زمان از دستش در میره
میشه 20 دقیقه بهم وقت بدی تا خودمو تر و تمیز کنم؟
خب، بذار یه مشورت با سرطانم بکنم
نظرت چیه، رئیس؟
آقای پروستات میگه که باید بریم
چندین سال فقط توی پیست شرط بندی میکردم
و بعد پیست یه قمارخونه باز کرد
،که خیلی راحت بود تا اینکه به قیمت شغلم تموم شد
اما ... فهمیدم چیز خوبیه
چون مشخصاً میتونستم از قمار پول بیشتری
نسبت به فروش سایبان متحرک مغازهها دربیارم
و بعد خونمو برای دومین بار توی رهن بانک گذاشتم
و به همسرم چیزی نگفتم
و وقتی بتونی دومین رهنتو
به صورت راز نگه داری
،مشخصه که کائنات بهت میگه
بری سراغ پسانداز دانشگاه دخترت
اینجا آخر خطت بود؟ - نه، نه -
یکی دوسال بعد بود
،همون وقتی که توی خیابون افتاده بودم
و کاسهی زانوم شکسته و دندونام دورم پخش شده بود
ایش. فکر میکردم این اتفاقا واسه توی فیلماس
نه، توی اوکلندم از این اتفاقا میفته
...آم
یکی از همکارای دلالم با یه چراغ قوه کتکم زد
و بعد بهم لگد زد و گفت
"هنوزم بهمون بدهکاری" که از نظر من
یه ذره بیانصافی بود
واو
پس حتی قبل از اینکه برم پیش دندونپزشک
به جلسات ترک قمار رفتم و البته اینکه
اول باید میرفتم پیش دندونپزشک
چون هیچکس یه کلمه از حرفامو نمیفهمید
این موضوع واسه 22 سال پیشه و زندگیم نجات پیدا کرد
میدونی، موضوع همینه
من توی جلسات مدام داستانایی مثل داستان زندگی تو میشنوم
اما احساس میکنم هیچ ربطی به اینا ندارم
مشکل قمار من اصلاً اینطوری نیست
خب، دو نوع قمار باز داریم
یه مدل خیار، یه مدل خیارشور
یه خیار
میره وگاس و یه پول کمی رو میبازه
حتی شاید پول زیادی رو از دست بده
و بعد برمیگرده به زندگی عادی خودش
یه خیارشور، میره وگاس و همه چیشو میبازه
و بعد میره توی وگاس زندگی میکنه
مطمئنم من یه خیارم
،ممکنه. اما یادت باشه
امکانش هست که خیار به خیارشور تبدیل بشه
اما خیارشور هیچوقت خیار نمیشه
پس از کجا بدونم من کدوم مدلم؟
میتونی یه قمار کنترلشده بکنی
ببینی چطور پیش میره
یعنی میگی برم قمار کنم؟
...این یه تلهست؟ من
اگه بتونی یه ذره قمار کنی و جلوی خودتو بگیری
خب، انگار مشکلی نداری
اما باید مراقب باشی چون اگه خوشگذرونیت
رفته رفته بیشتر بشه، باید به من زنگ بزنی
باشه. اوهوم
باید بگم خیلی عجیبه که
آدم از کسی که داره آبجو میخوره پند و نصیحت بشنوه
اوهوم
شراب سیب ـه اما میفهمم چی میگی
حالت چطوره؟
نصیحت منو میخوای؟ هیچوقت سرطان نگیر
حتماً یادم میمونه
هوم. ماشینت چیه؟
فایربرد مدل 85
واو، چه ماشین خوبی
آره. سال 1985 خوب بود
No comments yet. Be the first to leave one.