Into the Badlands

Into the Badlands

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 3

Eldonaj informoj

Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood WEBRip x264-ION10
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood WEB h264-TBS
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 720p WEB h264-TBS
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 1080p WEB h264-TBS
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 720p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Into the Badlands S03E10 Ravens Feather Phoenix Blood 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentaĵo de llillusionll
░ illusion امیرعلی | NightMovie.Co

Etikedoj

web
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Publikigita je: 2019-03-29
Elŝutoj: 51
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

خب، چرا به این‌جا آوردیم؟

.چیزی که می‌خواستی رو بهت میدم

.موهبتت رو

مهارت‌های جسمیت به خودی خود .استثنائی هستن

چرا به دنبال قدرت بیشتر هستی؟

خب، به گمونم برای زنده موندن .تو دنیای واقعی لازمه‌اش اینه

اگه زمانی رو توی دنیای واقعی .گذرونده بودی می‌دونستی

پس، تنها قدرتی که بهش اعتماد داری .قدرتیه که شخصاً تحت فرمانت باشه

کمکم رو می‌خوای یا نه؟

.به چیزی که می‌خوای می‌رسی

illusion ترجمه از امیرعلی

علت این چیه؟

.خب، یه چیز نیست

.این دستگاه‌ها به هم مرتبط هستن

هر تعمیری که برای یکی‌شون انجام بدیم .برای دیگری مشکلاتی ایجاد می‌کنه

.گفتی تعمیرش می‌کنی

،می‌تونم ژنراتورها رو تعمیر کنم .موتورها، هر چیزی که انسان ساخته شده

.این فقط توسط انسان ساخته نشده

.این... کار خداست

داری میگی ایمانت برای این وظیفه ناکافیه؟

.نه، پیلگریم

،سال‌ها دنبال این معبد گشتیم ،جان‌های بی‌شماری رو فدا کردیم

،و حالا آینده‌مون، سرنوشت‌مون وسطه

و حاضری تا وقتی هنوز زنده‌ای تسلیم بشی؟

...پیلگریم

.تعمیرش می‌کنم، پیلگریم

.قول میدم

.انجام میشه

.مطمئن شو که بشه

.تقصیر اون نیست

تقصیر گردن مردیه ،که بهت خیانت کرد

.همون‌طور که بهت هشدار دادم

و با جونش .تاوان اون جرم رو داد

مطمئنی؟

کرلی کجاست؟

،رفته پایین رودخونه رو می‌گرده .آخرین باری که دیدمش

.باید تا الان بر می‌گشته

.هی

.اثری از سانی در کناره‌ی شرقی نیست

این‌جا اوضاع خوبه؟

.بله، خوبه

.بیاید به گشتن ادامه بدیم

!بارون

خوبی؟

تنهایی این بیرون چی‌کار می‌کنی؟

.نمی‌دونم

،اون افراد، یهو .پیداشون شد

،ریون داره جسورتر میشه .که آدمکش‌ها رو اینقدر نزدیک صومعه می‌فرسته

ریون؟

.رهبر شورش

بازم بیهوش شدی، نه؟

.مطمئن نیستم

.بهم هشدار دادی این‌طوری میشه

،واسه همین قبول کردیم

.بدون نگهبان صومعه رو ترک نمی‌کنی

.حالم خوبه .تنهایی از پس‌شون بر اومدم

این ریون، کیه؟

.کسی نمی‌دونه

،ولی قیامش داره قوی‌تر میشه

و تا تو نمیری .دست بردار نیست

.بیا، باید بریم

یه عقرب؟ کِی اون عوض شد؟

اون علامت رو قبل از شروع .جنگ با بارون انتخاب کردی

گفتی دشمنانت برای هزار سال .نیشت رو حس خواهند کرد

این چیه؟

محموله‌ی جدید کارگران .از مناطق دور دست

.من تبادل کارگر نمی‌کنم

،این بیهوشی‌ها .فراموش کردن‌ها

.هر بار، بدتر میشن

.بیا پایین

!نه، ولم کنید

!ولم کنید

.ما این‌طوری با مردم رفتار نمی‌کنیم

.شخصیت‌مون این نیست

حالت خوبه؟

.چیزی نیست .نترس

تیلدا؟

.یکی از افراد از جستجو برنگشته

چرا قبلاً نگفتی؟

.فکر کردم شاید فرار کرده

پا به فرار گذاشته؟

.اولین نفر نیست

...گرسنه‌شون میشه، سردشون

.فراموش می‌کنن ایمان لازمه‌اش فداکاریه

پس، به بیانی دیگه، حاضری اعتقاد یه برادر رو تکذیب کنی

.که نالایقی خودت رو لاپوشونی کنی

،نه پیلگریم ...من هرگز چنین کاری

تنها دلیلی که اون برنگشته

و تو برگشتی اینه که چیزی رو پیدا کرده .که تو پیدا نکردی

.سانزو رو

.زنده

.التماس بخشش می‌کنم

.واسه اون خیلی دیره

.من رو ببخش... خودم رو فراموش کردم

تو، به معدن برگرد .و به ایمانت تفکر کن

.اِم‌کی

،مسئول جستجو شو و این بار .پیشروها رو همراه خودت ببر

.دارم برای تو انجامش میدم، می‌دونی

.الان یکم قدردانی بد نیست

.سخت‌تر از ظاهرشه

...نباید مثل تغییر روغن ماشین باشه ولی

.کثیفه

.ببخشید ،فقط

.بُزت رو قرض گرفته بودم

.به خدایان قسم

...نمی‌دونستم به خدایان اعتقاد داری

.یا هر چیزی، باجی

چطوری اون‌کار رو کردی؟

جلوی مُشت پیلگریم رو گرفتی؟

از کی تا حالا می‌تونی بدون بریدن به موهبتت دست پیدا کنی؟

اِم‌کی گفت به چیزی فکر کنم که .بُرشش عمیق‌تر از چاقوئه

و اون چیه، عزیز؟

پیلگریم رو در حال کشتن .کاستور تصور می‌کنم

.ممنون

رژیم غذایی شیر بُز خمیری .خیلی ترش میشه

.البته به نظر این تخم جن براش فرقی نداره

پس، نمی‌دونی چه بلایی سر سانی اومده؟

.نه

،یعنی، اگه فرار کرده ،و خیلی بعیده

گفت باید در اُردوگاه .پناهندگان شما ملاقات کنیم

.موفق باشید .دیگه اون‌جا نیست

چی‌شد؟

،خواهرم بهش حمله کرد .با یکم کمک از طرف پیلگریم

خواهرت کیه؟

.بارون چائو

.داستانش طولانیه

پس، بارون چائو خواهرته، و .حالا داری به بیوه کمک می‌کنی

.طفلکی .از هر دو طرف برات تأسف می‌خورم

.الان داریم میریم پیش نایب‌السلطنه

.باید این نوزاد رو ببریم پیش لیدیا

میشه همراه‌تون بیایم؟

.آره .آره، خیلی از اون کارها می‌کنه

می‌خوای عوض کردنش رو یه امتحانی کنی؟

.نه

.منم نمی‌خوام

.می‌دونم چی فکر می‌کنی

باشه، می‌خوای بگمش؟ .میگم

.هرگز نباید به پیلگریم اعتماد می‌کردم

.نه، دروغه

.می‌دونستم چیه

.فقط اهمیت نمی‌دادم

،گفتم اگه بتونه به پسرم کمک کنه ...اگه حتی فرصتی باشه

می‌دونم همیشه به اهمیت دادن ،به دیگران بهم هشدار می‌دادی

.که می‌ذارم بهم نفوذ کنن

،ولی برای هنری .حاضرم دوباره انجامش بدم

درسته، والدو؟

نظرت در این باره چیه، پیرمرد؟

هیچی، ها؟

.همیشه عوضی بودی

.باشه، گوش کنید

سانی هنوز یکی از بهترین .جنگجویان بدلندزه

فکر نکنید موهبت‌تون .آسیب‌ناپذیرتون می‌کنه

.برید

.به نظر هنوز بهش احترام می‌ذاری

.به توانایی‌هاش احترام می‌ذارم، نیکس

.می‌دونم توانایی انجام چه کارهایی رو داره

پسرش چی؟

پسرش چی؟

،می‌تونه بدون پدر بزرگ بشه

.همون‌جوری که من بدون مادر بزرگ شدم

و فکر می‌کنی من و کاستور چندتا مادر و پدر رو کُشتیم؟

.اون فرق داره

.تو واقعاً داری برای یه هدفی می‌جنگی

،برای هدفی نمی‌جنگیم، اِم‌کی .داریم برای یه نفر می‌جنگیم

،و وقتی دیگه سلاح‌های مفیدی نباشیم ،از شرمون خلاص میشه

.درست مثل کاستور

جنگجوهای ریون در این‌جا، این‌جا و این‌جا .به خطوط موجودی‌هامون حمله کردن

.معلومه دارن قوی میشن

مینروا؟

.ببخشید

،فقط، کارگرها و وحشی‌گری .به نظر واقعی نمیاد

.گفتی این اتفاق می‌افته

.بعد از آخرین بیهوشیت

شک‌ها، زیر سؤال بردن .چیزهایی که بهشون دست پیدا کردی

باید به خاطر بیاری وقتی .بارون‌ها سقوط کردند، هرج و مرج شد

.مجبور شدیم وفق پیدا کنیم

وفق؟

معلوم شد مردم وقتی توی ترس زندگی کنن .بهتر عمل می‌کنن

.این رو نمی‌پذیرم

،خب، حداقل صلح هست .به لطف تو

.تا این ریون

بارون‌ها و تمام کلیپرهاشون .قابل قیاس با موهبت تو نبودن

...و این ریون

.فرقی نداره

.امیدوارم همه چیز رو فراموش نکرده باشی

.داری زیادی به خودت فشار میاری

.باید استراحت کنی

چطوره بذاری یه مدت من به اوضاع رسیدگی کنم؟

.نه، حالم خوبه

.کارگر صبحی رو پیدا کن

.به اتاقم بیارش

،اگه یه بازیچه می‌خوای .می‌تونم یکی از عروسک‌ها رو برات بیارم

.فقط انجامش بده

.هی

.خوش برگشتید

.نایب‌السلطنه در دفترشه

!تادا

از دیدن من خوشحال نشدی؟

اون این‌جا چه غلطی می‌کنه؟

اطلاعاتی داره که نایب‌السلطنه .باید بشنوه

More Farsi Persian subtitles for Into the Badlands

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left