La unuaj 200 linioj.
محصول شرکت فیلمسازی جئونوونسا
سرت خیلی شلوغه؟
نه، امروز خلوت بوده
آره، خلوت بوده
داری میری هتل؟
میخواستم اینجا رو جمعوجور کنم و بعداً برم
من الان دارم میرم هتل. تو سرت شلوغه؟
نه، اونقدرها شلوغ نیستم
پس، با هم بریم؟
آره، خوبه. میتونم بعداً برگردم
بعداً برگردی؟
آره
در هر صورت، بیا بریم. باشه
دوربین کلر
ایزابل هوپر
کیم مین-هی
چانگ می-هی
جونگ جین-یونگ
نویسنده و کارگردان: هونگ سانگ-سو
مدیر جئون
اینجا چیکار میکنی؟ برنگشتی؟
نه، هنوز اینجام. میخواستم یه کم خوش بگذرونم
ولی چرا اینجا موندی؟ تمام مدت همینجا بودی؟
آره
برای ما که فاجعه بوده. بدون تو واقعاً سخته
واقعاً؟
برای شما سخت بوده؟ متاسفم
ولی تویی که از همه بیشتر بهت سخت گذشت
اصلاً چی شد؟
چی بگم والا؟
چرا یهو استعفا دادی؟
خودم نمیخواستم، بهم دستور دادن
کی؟ رئیس؟ آره، اون گفت استعفا بدم
چرا؟ مگه چیکار کردی؟
کی میدونه؟ خودمم کنجکاوم
ولی چطور تونست اینجا این کارو بکنه؟
تو گنج شرکت مایی
همیشه دربارهت همین رو میگفت
منم کنجکاوم بدونم چرا بیرونم کرد
ولی بهت چی گفت؟
سه روز پیش توی غرفه بودم
و با هم برگشتیم هتل
میدونم. منم اونجا بودم
بعد ازم خواست با هم یه قهوه بخوریم
واقعاً؟
داشتیم قهوه میخوردیم که بهم گفت
که باید استعفا بدم
بهم دستور داد
خب چیکار میتونستم بکنم؟ همون کاری رو کردم که گفت
خیلی مسخرهست
چرا گفت باید استعفا بدی؟
فعلاً به کسی چیزی نگو
معلومه که نه، نمیگم
یه کم وقت نیاز دارم تا فکر کنم
واسه همین هنوز اینجام
حتماً
موضوع مهمیه
پنج سال شده. آره، شده
الان دقیقاً پنج سال شده
معتقدم قلب پاکی داری. میدونی؟
ممنونم
تشکر لازم نیست. واقعاً همینطوری هستی
نه
ولی میخواستی درباره چیزی حرف بزنیم؟
چرا امروز انقدر تیزی؟
منظورت چیه؟ معمولاً خیلی کندی
غرق در فکری. همونطور که گفتم، خوشقلبی
البته خودم مطمئن نیستم که خوشقلب باشم
ولی خوشقلب بودن لزوماً به معنی صادق بودن نیست
چی؟
میدونی مهمترین چیز برای من توی یه همکار چیه؟
مطمئن نیستم
صداقت
چیز خیلی باارزشیه
یه ویژگی شخصیتی که باهاش متولد میشی
چیزی نیست که بتونی بعداً به دستش بیاری
میدونی، واسه همین استخدامت کردم
متوجهم
با این حال
با اینکه هنوز فکر میکنم خوشقلبی
به این نتیجه رسیدم که این تضمینی برای صداقتت نیست
چرا همچین فکری کردی؟
فکر میکنید من صادق نیستم؟
بله
همینطوره
ببخشید
من اینطوری میبینم. اشکالی نداره
دست من نیست اگه همچین برداشتی کردی
ولی مطمئن نیستم چی باعث شده این فکر رو بکنید
مهم نیست
فقط دیدگاه منه
مهم نیست چطوری به اینجا رسیدم
لازم نیست بدونی
اگه بهم بگید، سعی میکنم درستش کنم
همیشه فکر میکردم آدم صادقی هستم
بهت گفتم که اکتسابی نیست
اگه اعتمادت رو به کسی از دست بدی
دیگه نباید باهاش کار کنی
اینو میدونم
پس نباید همچین اشتباهی میکردی
کنجکاوم بدونم چی باعث شد این فکر رو بکنید
به هر حال، تصمیم گرفتم به قضاوتم پایبند باشم
حالا نوبت بخش سختشه
بیا دیگه با هم کار نکنیم
واقعاً؟
بله
جدی میگم
متاسفم
که اینطوری میبینم
و اگه مشکلی نداری
منتظر نمونیم تا برگردیم سئول
همینجا، همین امروز تمومش کنیم
امروز؟
این شوک بزرگیه
واقعاً کنجکاوم چرا اینطوری فکر میکنید
باید بهت یه کم وقت میدادم
ولی اگه برات فرقی نداره
ترجیح میدم همین الان راهمون از هم جدا بشه
به خاطر تیممون
علاوه بر این
کار کردن با کسی که باهاش راحت نیستم
راحت نیست، پس بیا بیخیال این دردسر بشیم
بله
اگه شما اینطوری میبینید، کاریش نمیشه کرد
هرچند هنوز دلیلش رو نمیفهمم
به قضاوتم اعتماد کن
تصمیم سختی برام بود
چقدر نازی که اونجا دراز کشیدی
واقعاً نازی
مانهی
چطوره
با هم یه عکس بگیریم؟
برای یادگاریِ جداییمون
به نظرم
خوبه که اخراج شدنم رو اینطوری ثبت کنیم
واقعاً لازمه این کارو بکنی؟
آره، خب
مدت زیادی با هم بودیم، واسه همین دلم یه عکس میخواد
۳ جدی میگی؟ آره. ۱، ۲،
انجام این کار غمگینم میکنه
میخواستم تا مدتها باهات کار کنم
منم میخواستم. انگار قرار نیست بشه
دوباره همدیگه رو میبینیم. یه وقتی
آره، حتماً همینطوره
با یه دختر جوون چطور بود؟
ببخشید که مانع کارت شدم
مانعی نیست
خودم میتونم کاراش رو انجام بدم
متاسفم
ای وای
پس واقعاً متاسفی؟
معلومه
یهو پیش اومد
باید غذا بخوریم. قبل از مصاحبههات
ترجیح میدم انجامشون ندم
چند تا بود؟ دو تا
همین قدر رو باید انجام بدی. زیاد نیست که
میدونم
خب، اون برگشت سئول؟
نمیدونم. از هتل تسویه کرد و رفت
چرا؟ دلت براش تنگ شده؟
اونطوری نیست
با این حال، اینکه وسط جشنواره گذاشت رفت
مگه مدت زیادی برات کار نمیکرد؟ آره
حدود ۵ سال؟ درسته؟
کارش هم خوب بود؟
خیلی بهت کمک میکرد؟
خیلی دقیق بود
واسه همین با وجود زبان انگلیسیاش استخدامش کردم
چی؟ انگلیسیاش بده؟
استعداد یادگیری زبان نداره
نمیدونستم
با این حال، استایل خودش رو داره
بودن کنارش راحت بود. مردا ازش خوششون میاومد
تقصیر الکل بود
بدون الکل هیچوقت همچین اتفاقی نمیافتاد
میدونم
تو کسی نیستی که بدون الکل همچین کاری بکنی
درصد اشتباهات زندگیم به خاطر الکل بوده ۹۵
اگه یه بار دیگه همچین اتفاقی بیفته
دیگه هیچ رابطهای باهات نخواهم داشت
نگران نباش. دیگه تکرار نمیشه
من چرا باید نگران باشم؟
آره. حق با توئه
واو
اون کشتی خیلی بزرگه
از این به بعد باید زیاد بیای اینجا
نباید افسار کار رو شل کنی
آره
سخت کار میکنم
کمکم کن
این چیزیه که سرش توافق کردیم
آره
واقعاً سخت کار میکنم
درسته. کمکت میکنم
بیا
سلام
سلام
اومدی کارگردان "سو" رو ببینی؟ نه، چطور؟
این هتلِ اونه. بعداً میبینمش
No comments yet. Be the first to leave one.