La unuaj 200 linioj.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
فکر ميکنين حقيقت رو دربارش ميدونين؟
شما هيچي نميدونين
پدرش "زئوس" بود زئوس مشهور
خداي خدايان
مادرش، "آلکمنه"، زني فناپذير بود
اونا با هم بچه دار شدن
بچه اي نيمه انسان
و نيمه خدا
اما ملکه زئوس، "هرا"، اين بچهي حرامزاده را توهيني به خود ميدانست
يادآوري زنده از خيانت شوهرش
آلکمنه، نام پسر را "هرکول" گذاشت
"به معني "شکوه هرا
اما اين کار الهه را آرام نکرد
الهه، مرگ بچه رو ميخواست
خوشبختانه او به پدرش رفته بود
وقتي که او بالغ شد
خدايان به او دستور دادند که از 12 خوان عبور کند
12ماموريت خطرناک
اگر او 12 خوان را زنده به پايان ميرساند
هرا، موافقت ميکرد که او بالاخره در آرامش زندگي کند
او با مار 9 سرهايدرا جنگيد
با گراز اريمنتوس مبارزه کرد
اما سخت ترين خوان، شير نيميان بود
اون هيولايي معمولي نبود
پوستي چنان محکم داشت که هيچ تيري به درونش نفوذ نميکرد
اما حتي چنين هيولايي، حريف پسر زئوس نبود
!چه مزخرفاتي
تک تک حرفهام حقيقته
ميدوني چه فکري ميکنم؟
اين دوستت اصلا حتي وجود نداره
هرچقدر ميخواين بخندين
"اون داره مياد و حواست باشه "گريزا اون از دزدهاي دريايي نفرت داره
مقدونيه مال ماست
روستاهاي زيادي رو غارت کرديم
همينجا ميمونيم
دخلش رو بيار
هرچقدر بيشتر تقلا کني سريعتر ميفتي
البته، کشتي شما قويه ...من
اگرچه، همونطور که ميخواستم توضيح بدم قبل از اينکه اينطور بي ادبانه وسط حرفم بپرين
شير نيميان هم قوي بود
اما او نابودش کرد
و نه با شمشير يا نيزه يا تير !نه
!با دست خالي کلکش رو کندم
يا همون چيزي که اونا ميگن
هرکول
همش همين افراد رو داري؟
ما 40 نفريم تو تنها
پادشاه اين سرزمين براي خلاص شدن از دست شما بهم پيشنهاد طلا داده
پس يا برين يا بميرين
در هر صورت بهم طلا ميدن
خونش رو بريزين
5مرد فقط با يه فوت نقش زمين شدن
هنوز هم فکر ميکني ميتوني پسر زئوس رو نابود کني؟
!سرش رو برام بيارين
بنظر مياد بايد بيشتر قانع بشن، اتوليکوس
بهمين خاطر ما اينجاييم
آتلانتا
آمفياروس
باشد که زئوس تو رو ببخشه
تايدئوس؟
!بمير هرکول
آه، مرد خوب
!عجله کن
!عجله کن! عمو
!عمو، عجله کن
!عجله کن! عجله کن
...اگه يه کم دير کرده بودي
و اونوقت دخترها از دستت در امان ميبودن
بقيه تون ميتونين برين
اما نه تو
هرکول
زيرنويس از ابوالفضل شفيع الاسلام، حسام شيخ حسني و امير طهماسبي
سيزده
چهارده، پانزده، شانزده
هفده، هجده، نوزده، بيست - خوش گذشت -
بيست دزد دريايي و دو سکه طلا به ازاي سر هر کدومشون
بغير از اوني که سر نداشت بذار ببينم
شب بدي نبود
ديدي که چطور دزدهاي دريايي فرار کردن؟ داستانم اونا رو ترغيب به اين کار کرد
بايد حسابي اونا رو قانع کني، ايلياس
وقتي که افسانه ي هرکول رو بين مردم پخش ميکني
داستانش رو بزرگتر و ترسناک تر کن
هرچقدر بيشتر باور کنن که هرکول پسر زئوسه
کمتر به فکر مبارزه ميفتن
آه
اره
آمفياروس؟ - هممم؟ -
ميشه به ما در زمين ملحق بشي؟
يک شير و يک کلاغ در اتحادي عجيب در دريايي از جنازهها مبارزه ميکردن
اگه از اون گياهها استفاده ميکني آمفياروس حداقل يه ذره هم به ما بده
ها؟
!نگهش دار! نگهش دار
!مبارزه کن
به تمرين ادامه بدين بچهها
خب، نفر بعدي کيه؟ تو؟ تو؟
آه
منظره قشنگيه
فقط يه روز ديگه بايد پول بگيريم اتوليکوس
بعدش بايد مثل پادشاهاني که بهشون خدمت ميکنيم زندگي کنيم
و يا زندگي سادهاي داشته باشيم
هنوز آرزوي سرزمينهاي خارج از يونان رو داري؟
آن سمت درياي اژه در سواحل درياي سياه
اونجا جاييه که تا آخر عمرم به تنهايي زندگي ميکنم
اگه از من ميپرسي زندگي کسالت آوريه
شايد اينطور باشه اتوليکوس
اما من هيچوقت به آرامش نميرسم مگر اينکه تا حدي که ميتونم از اينجا دور بشم
تايدئوس چي؟
اگه تو نباشي که خشمش رو آروم کني ميترسم که ممکنه به چي تبديل بشه
تايدئوس با من مياد
دنياي متمدن ديگه براي ما خيلي متمدن شده
عمو
به ما ملحق شو دخترها براي خوشامدگويي به تو بي قرارن
ديدين؟ بهتون گفتم که هرکول رو ميشناسم
تو خدمتکارش هستي؟
من برادرزاده اش هستم
واقعا؟
من درباره 12خوان هرکول گفتم
مثل شير نيميان سيبهاي هسپريدس
کمربند هيپوليتا
با اون آمازونهاي خوش هيکل برهنه و اسارت هيجان انگيزش
...من اون رو فناناپذير کردم - وقتي که ما داريم ميجنگيم، اون فقط حرف ميزنه -
جاي تعجبه که تو همخون هرکول هستي
خوش بگذره
خانمها
با هرکول چيکار داري؟
با اون ميخوام حرف بزنم نه با تو
آتلانتا، چيزي نيست
واقعا که پيدا کردنت سخته
شايد نميخوام هر کسي پيدام کنه
من هر کسي نيستم
من "ارجنيا" هستم دختر فرمانروا کوتيس
پدرت خيلي خوش شانسه که چنين وارث زيبايي داره
پدرم خيلي هم بدشانسه
او با جنگ سالاري به اسم "ريسوس" مبارزه کرده
کشورمان در جنگ داخلي نابود شده
هر روز روستاهامون ويران ميشن محصولاتمون از بين ميرن و بيگناهاني کشته ميشن
همه مون مشکلاتي داريم
شايد بتونم قانعت کنم که مشکلات ما رو مشکل خودت بدوني
متاسفانه خانم عزيز
هرکول تا زمان سور ديونسيس (خداي ميگساري) سرش شلوغه
...اگرچه ميتونيم
با پرداخت هزينه ي مناسب شما رو در اولين نوبت بذاريم
همم
فکر ميکردم اون براي افتخارش مبارزه ميکنه
اما مزدورهام براي طلا مبارزه ميکنن
فرمانروا کوتيس مرد ثروتمنديه
همين الان عاشقش شدم
اگه قبول کني که کمکش کني به اندازه ي وزنت بهت طلا ميده
بخور
يه شير و يه کلاغ در اتحادي عجيب
بهت که گفته بودم
کجا قراره بريم؟
تراس، يونان غربي
از اينکه سالم ميبينمت خوشحالم بانوي من
اين جنگ هر روز قربانيان جديدي ميگيره ما نگران هستيم بانوي من
ممنون ژنرال سيتاکلس به خوبي ازم محافظت ميشد
آه
.هرکول نيرومند چه افتخاري
البته همچين افتخاري که انتظارش رو داشتم، نيست
ژنرال، برو به پدرم بگو که هرکول اينجاست
عمو؟ هرا پر ابهته
بايدم باشه
هزار نفر، 5 سال براي ساخت معبدش کار کردن
هرا، الهه حامي شهر "تراس"ـه
همه افسانه اش رو شنيدن که چطور هرا به دنبال نابودي هرکول بود
شايد هدفي درست بالاخره تو رو با اون آشتي بده
!مامان
آريوس
تو هرکولي؟ - درسته -
اسم من آريوسه من تمام خوانهاي تو رو از حفظم
تو با يه تير هيولاي گريون رو کشتي
و اصطبل اوجيس رو يه شبه تميز کردي
هرکول احتمالا خسته ست
ماموريت گرفتن و کشتن گاو وحشي ماموريت ماديان ديومدس
کافيه آريوس بيا بريم
ازش دور بمون
مرداني که با آدمهاي خشن ميگردن جذب خشونت ميشن
اما اون هرکوله !اون فقط فناناپذير نيست. اون بزرگترين فناناپذيره
فرمانروا کوتيس الان شما رو ميپذيرن
تا حالا با يه شخص سلطنتي برخورد داشتي، هرکول؟
يکي دو بار
سه سال قبل قصر پادشاه اريستيوس آتن
!بابا - !آه -
مگارا
به خونه خوش آمدي، عزيزم
!هرکول
هر بار که به اينجا ميام تصور ميکنم که بهشت اين شکليه
خب، مرداني مثل ما اين توانايي رو داريم که
بهشت خودمون رو روي زمين بسازيم
ببين
خارق العادن، نه؟
خب، ما رو معطل نکن آيا از هيولايهايدرا در امانيم؟
سرهايدرا، سرورم
ماسکهاي افعي
تعجبي نداره که مردم فکر ميکردن اونا هيولا هستن
تو خدمت بزرگي به پادشاهت کردي بيا
بذار مردم قهرمانشون رو ببينن
!به پادشاه اريستيوس درود بفرستيد
و محافظ قدرتمند آتن
No comments yet. Be the first to leave one.