La unuaj 200 linioj.
در زمانهای قدیم
وقتی جادوگرهای سیاه با تمام موجودات زنده میجنگیدن
امپراتوری و اژدهاها با هم متحد شدن
پیوند مقدسی بین اژدهاها برقرار شد
و تعداد کمی از برگزیدگانِ پاکدل
اما از خاکستر پیروزی، حسادت به قدرت اونا به وجود اومد
و امپراتور جدید شروع به شکار اژدهاها کرد
اونا رو زندانی کرد و همراهان انسانشون رو هم شکنجه داد
نگهبان اژدها
صبر کن، ناراحت نمیشی اگه
اگه اول من امتحان کنم؟
نه اینکه بهت اعتماد نداشته باشم، اما
بهت اعتماد ندارم
البته، البته
عالیه
خوشحالم که خوشحالی
همهمون خوشحالیم. مگه نه بچهها؟
شماها خوشحالین؟ آره، خوشحالیم
لبخند بزن! ها
طبق قرارمون، ۲۰ سکه طلا
اگه بتونی یکیشون رو زنده برام بیاری
هزار برابر این بهت میدادم
یه دونه زنده؟
فکر کردی کی هستی؟ امپراتور؟
آقا، همین الان ۲۰ سکه طلا رو بده
بیا، بگیر
معامله با شما باعث افتخاره
باریکلا
حالا دیگه همهچی دست خودته
اوه
اوه، گریه نکن دیگه
اوه، گریه نمیکنی؟
کی داره گریه میکنه؟
پسر، برو چکش کن. زود باش
ببخشید دیر کردم
تا حالا کجا بودی؟
ای احمق
آخه کالسکه
کالسکه توی راه خراب شد
چرخش
اینجاییم
ها؟
خفه شو
جاتو عوض کردیم! دیگه چی میخوای؟
دیگه چی لازم داری؟
یه چیزی بهش بدین! خواهش میکنم
اوه، خوش اومدی
خوش اومدید قربان
ای وای
چی؟ تو چهکار کردی...؟
یه موجود به این کوچیکی چطور اینهمه سروصدا میکنه؟
چون نوزاده دیگه
کارشون همینه. بله
حالا هرچی
فقط ساکتش کن
ساکتش کن وگرنه
وگرنه هر دوتون رو میدم بخورن
اسمش پینگه
سلام پینگ
کوزهها رو بیار تو
مادر
طاقت بیار
قطعات اژدها رو آوردم
ایندفعه دیگه دارو اثر میکنه
نه پسرم، دیگه خیلی دیر شده
نه
وانگ چائو؟ بله؟
زود باش گلدونها رو بیار
بله قربان
آخ، کمرم
خواهش میکنم، تمومش کن
وقت من رسیده
نه
نه
تو وجود تو هم شروع شده
به این زودی
من یه درمانی براش پیدا میکنم
اشتباه منو تکرار نکن
نگران چطور مُردنت نباش
نگران چطور زندگی کردنت باش
نه
مادر
این نباید سرنوشت من باشه
قسم میخورم
پینگ؟
پینگ
بیدار شو
مهمانان عالیرتبه؟
چی؟ بیدار شو
باز دوباره داری خوابهای احمقانه میبینی
دست خودم نیست که چی خواب میبینم
بیا، بیا، بیا
هوا روشن شده
میتونی یه کم دیگه بخوابی
بجنب! امروز روز غذا دادنه
امروز؟ واقعاً امروزه؟
بالاخره میذارید من بهشون غذا بدم؟
وای، بالاخره
چی فکر کردی؟
بله، فکر کنم منظورت حیوونهای دیگهست
تو باید به مرغها غذا بدی
اوه، چه عالی
مرغها
زود باش دیگه، راه بیفت
ارباب زود بیدار میشه
چشم، لائو ما
نوبت تو هم میرسه، پینگ
وقتی که من دیگه خیلی پیر شم و نتونم ازشون مراقبت کنم
ولی شما همین الانشم پیرید
پینگ
ببخشید، لائو ما
صبح بخیر مرغها
صبر کنید
خب، یکییکی
آه
مرغها
پنج، شش، هفت، هشت، نه
۱۲ ۱۰، ۱۱،
صبح بخیر هوا هوا
ببین چی برات آوردم
از توی سبد مهمانهای عالیرتبه برداشتم
نه، هوا هوا
نباید تخممرغها رو بخوری
همهشون مال اربابه
خل نشو، هوا هوا
مهمانهای عالیرتبه هیچوقت از قصرشون بیرون نمیآن
اونا فقط دارن به ارباب میگن که غذاشون رو زودتر ببره
نه، هوا هوا! گفتم تخممرغ بی تخممرغ
بهتره دیگه برم
فردا میبینمت. پسر خوبی باش
زود باشین بچهها
نمیخوام کل روز این لباس تشریفاتی احمقانه تنم باشه
سبد کجاست؟ ما؟ ما؟
ارباب الانش هم بیرون منتظره
میدونم، میدونم. چند تا تخممرغه؟
تا، ما. عالیه ۱۲
بذار ببینم. زود باش
ای پیرزن! غذا کجاست؟ کجاست؟ هان؟
زود باش، کمک کن
چطور اجازه میدی اینطوری باهات رفتار کنه؟
اون اربابه و ما فقط خدمتکاریم
این عادلانه نیست. آخه چرا؟
پینگ! مراقب حرف زدنت باش
سرنوشت ما همینه
نمیتونی تقدیر رو عوض کنی
یادت نره لباسها رو پهن کنی
چشم، لائو ما
نمیخوای عجله کنی؟
ببخشید ارباب
تندتر
تمام روز رو وقت نداریم
بله ارباب
"بله ارباب. آخ!"
زود باش
حالا دیگه چی شده؟
متاسفم ارباب
"متاسفم ارباب! ببخشید!"
لائو، میتونی خودتو نجات بدی. بلند شو
ما
اگه همین الان بلند نشی
طوری میزنمت که بری پیش اجدادت
بلند شو
نه ارباب
چی؟ خواهش میکنم "ما" رو نزنید
چرا نزنم؟
ارباب، من بهجای اون انجامش میدم
پینگ، نه
تو؟
تو میخوای سبد رو ببری؟
نه
تنها چیزی که تا حالا دیدم حمل کنی
مریضی بوده، اونم با اون موش کثیفت
نه پینگ، نه
طوری نیست، ما
از پسش برمیآم
باشه. خیلی خب
کسی پایه شرطبندی هست؟
رئیس ۵ سکه شرط بسته که دختر موشی سبد رو میبره
کی پایهست؟
هان؟ یه مشت بزدل
بجنبین
آفرین دختر
حالا حواست باشه
که از دستت نیفته
بله. بله ارباب
حالا بریم راه بیفتیم
بندازش. بندازش. بندازش. بندازش
به من نگاه کن. فقط به من نگاه کن
همینطور ادامه بده. ادامه بده. آفرین. واینستا
من بردم
همگی برگردین سر کارتون
عالیرتبهترین مهمانان گرامی
اعلىحضرت، امپراتور مقدس
فلان و فلان و فلان
طبق عهدنامهی باستانی
یالا، همهشو بریز پایین
اوه
تو اینجا چهکار میکنی؟
زود باش دیگه. غذا رو بریز بره
نه، صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.