Revenge of the Pink Panther

Revenge of the Pink Panther

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Revenge of the Pink Panther 1978 1080p BluRay X264-AMIABLE
Komentaĵo de warez
Translated subtitle from English to Persian Revenge of the Pink Panther 1978 زیرنویس فارسی فیلم

Etikedoj

bluray
Publikigita je: 2026-01-09
Elŝutoj: 14
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

یعنی می‌خواد به همین سادگی قضیه رو تموم کنه؟

فکر می‌کنه از پسش برنمیای

توافق‌ها نهایی شده

من بهشون قول دادم چون اون به من قول داده بود

خب تو بگو چرا. هی، خودت می‌دونی چرا

دیگه اون قدرت سابق رو نداری

کنترل از دستت خارج شده

حالا، بهش بگو که هیچی عوض نشده

یکم تو کارمون گره افتاده

تو هر کسب و کاری این چیزا پیش میاد

ولی هنوز همه‌کاره منم و هنوزم قدرتمندم

شک نکن

بهش بگو بهتره سر قولش بمونه

بهش بگو بیست‌وپنجم، همون‌طور که توافق کردیم

یه نشونه براش می‌فرستم، یه چشمه بهش نشون میدم

تا ثابت کنم هنوزم قدرتمندم

عصر بخیر آقای دوویه. عصر بخیر سیمون

کسی زنگ نزد؟ لیستش روی میزتونه

این چیه؟ «دکتر هرب زنگ زد»؟

چکاپ سالانه‌تونه. سه‌شنبه ساعت ۴:۳۰

باشه

۶ نیویورک دوباره زنگ می‌زنه؟ اوم، بین ۵ تا

خوبه

بقیه هم هستن؟ بله، توی اتاق کنفرانس‌ان

خب، فکر نکنم درست باشه بیشتر از این منتظرشون بذاریم

امشب می‌بینمت؟ البته، دوشیزه لِگری

آقایان، یه مشکلی داریم

معامله‌ی گانِت به خطر افتاده

چون ظاهراً نیویورکی‌ها فکر می‌کنن

من دیگه قدرت کنترل اوضاع رو ندارم

واسه همین پیغام فرستادم

که یه چشمه بهشون نشون میدم، یه نشونه

تا بفهمن هنوز همه‌چی دست منه

که فرانسه هنوزم یه قلمروی درست و حسابیه

از شما پیشنهاد می‌خوام

من یه ایده‌ای دارم. خب، بگو

میشه از منشی‌تون بخواین روزنامه‌ی صبح رو بیاره؟

دوشیزه لگری، لطفاً روزنامه‌ی صبح رو بیارید

همین الان قربان

مهم‌ترین آدم فرانسه در حال حاضر کیه؟

البته بلانسبت جمع

ممنون دوشیزه لگری. خب، لابد رئیس‌جمهور

نه، منظورم برای هدف ماست

کسی که نیویورکی‌ها حتی بهتر از

رئیس‌جمهور فرانسه می‌شناسنش

کسی که کل سازمان جهانی‌مون می‌شناستش

و هیچی بیشتر از این نمی‌خوان که از سر راه برداشته بشه

کی؟

کی تو ۱۰ سال گذشته جز دردسر چیزی برامون نداشته؟

کی از ۱۶ تا سوءقصد جون سالم به در برده

که دوتای اونا کار رئیس خودش بوده؟

کلوزو

می‌خواید نیویورک رو تحت تأثیر قرار بدید؟

کلوزو رو سر به نیست کنید

کلوزو رو سر به نیست کنیم؟

اونوقت همه‌ی پلیس‌های فرانسه می‌ریزن رو سرمون

نه اگه هوشمندانه انجامش بدیم

یه شایعه‌ای هست که اون واقعاً یه احمق تمام‌عیاره

منم شنیدم

با این حال هنوزم زنده‌ست

از منابع موثق شنیدم

که اون هرچی باشه، احمق نیست

فقط ادای احمق‌ها رو درمیاره

در هر صورت، خیلی خطرناکه

می‌تونی هوشمندانه انجامش بدی؟

بله

پس انجامش بده

بالز؟

بازرس کلوزو! بازرس ارشد عزیز، کلوزو

اوگوست. چقدر دلمون برات تنگ شده بود

چقدر دلمون برات تنگ شده بود

لباس مبدلت برای پرو نهایی آماده‌ست

عالیه. فکر کنم خیلی خوشت بیاد

کانی! کانی! زود باش، زود باش! بازرس کلوزو اینجاست

متوجه شدم چندتا دماغ جدید و جالب داری

قطعاً همه‌شون رو برات امتحان می‌کنم

کانی، عجله کن. بجنب دیگه

همین الان یکیش رو براتون میارم. بله

اون سمت چپ چندتایی بود

بله، بله، بله. بله، بله

آه، پرو نهایی

اسم این یکی رو گذاشتم «دائم‌الخمر و گل‌های رز»

با شکوهه. آره، آره

تعریف از خود نباشه، ولی شاهکاره

حالا می‌تونی توی کرانه‌ی چپ و مون‌مارتر ناشناس بگردی

بله، بله

ترفند قدیمیِ ناشناس موندن

همینه! همینه! می‌تونی انجامش بدی بازرس

بازرس ارشد. می‌تونید راه برید، بازرس ارشد

می‌تونید راه برید

بله! بله! تو یه نابغه‌ای، بالز

می‌تونم! می‌تونم راه برم

بله؟

یه محموله‌ی سفارشی

ممنون

شرمنده، پول خرد ندارم

بیخیالش

محموله‌ی سفارشی. یه «بُمب». منتظرش بودی؟

یه «بُمب»؟

بله؟

چی؟

درسته. موضوع چیه؟

خب، اون بمب نصف محله رو نابود کرد ولی کلوزو زنده موند

جناب رئیس، مطمئنم که اون «بُمب» رو برای من فرستاده بودن

«بُمب»؟ چی؟

گفتی «بُمب». بله، بله

خوشبختانه پروفسور بالز پناه گرفت

پشت یه محموله‌ی جدید از غم‌بادهای بادی

که شدت انفجار رو گرفت

غم‌باد بادی؟ بله، کلکسیونِ روز ولنتاینش بود

عجیبه که زنده موندی. بله، بله

بله، من باید این «بُمب‌گذار» دیوانه رو دستگیر کنم

قبل از اینکه خسارت بیشتری اینجا به بار بیاره

یا شایدم اون زن باشه. زن؟

مردی که لباس زنونه پوشیده

«چهار سرقت مسلحانه توی سه هفته»

«به دو تا از قربانی‌ها حمله شده و با دزد درگیر شدن»

«هر دو قربانی حس کردن دزد قوی‌تر از اونیه که زن باشه»

«سه سال پیش، مردی به اسم کلود روسو رو انداختیم زندان»

«روسو با لباس مبدل زنونه سرقت می‌کرد»

خب، جناب رئیس

من باید برم تا این... این «بُمب‌گذار» دیوانه رو دستگیر کنم

یادت باشه ممکنه همون روسو باشه

بله، ممکنه همون روسو باشه، بله

بله، خودم همینو گفتم. بله، می‌دونم. بله قربان

خب جناب رئیس، تا دیدار دوباره و حل شدن پرونده

آریوار، هرکول

آتش

ممکنه قبلاً این آقایون رو ندیده باشید

ولی اونا هر کدوم یه زمانی براتون کار کردن

و لازم به گفتن نیست که متخصص هستن، بهترین‌های فرانسه

و توقع داری کلوزو رو ردیف کنن؟

اوه، نه

اونا برای سقط کردنِ آقای چانگ اجیر شدن

آقای چانگ دیگه کدوم گوریه؟

آقای چانگ

آقای چانگ رو هنگ‌کنگی‌ها پیشنهاد دادن

آقایون، به قراردادتون عمل کنید

چرا اون لباس‌های خیس رو درنمیاری؟

ممکنه ذات‌الریه بگیری

بله، می‌دونم. می‌دونم. به محض اینکه برسم خونه این کار رو می‌کنم

به شرطی که اون کاتوی احمق قبلش بهم حمله نکنه

خب چرا بهش نمیگی این کار رو نکنه؟

باور کن به همین سادگی‌ها نیست

من بهش دستور دادم هر جا و هر زمان که شد بهم حمله کنه

و حالا دیگه برای اون مسئله‌ی ناموسی شده که سعی کنه مچم رو بگیره

تضمین می‌کنم همین الان اون مغز زرد کوچولوی شیطانیش

داره برای یه کمین جدید نقشه می‌کشه

عافیت باشه. بله، می‌دونم. می‌دونم

کاتو؟

کاتو؟

کاتو

دقت کن! اربابت داره باهات حرف می‌زنه

دستور حمله برای امشب رو لغو می‌کنم

حالیته؟

می‌دونم بهت گفتم رحم نکن

و حمله کن و به حرف‌هام گوش نده

ولی امشب

ولی امشب

بهت دستور میدم که گوش کنی

نباید حمله کنی، کاتو

اون سر و صدا رو بخوابونید

دارم سعی می‌کنم جونم رو نجات بدم خانم

ظاهراً این خوک زرد کوچولو گوشش بدهکار نیست

هه

آآآه

این یه ساختمون خیلی محکم و اساسیه

داریم کلی روش کار می‌کنیم. بله

مطمئنم وقتی تموم بشه

می‌بینید که خیلی آروم و لذت‌بخشه

خوکِ کثیف

منزل بازرس ارشد کلوزو. - کلوزو؟

یه لحظه گوشی، لطفاً

با شما کار دارن

آخه اینجا چه خبره؟

ببخشید خانم‌ها و آقایان

معذرت می‌خوام. خیلی متأسفم. هنوز با شما کار دارن بازرس

بازرس ارشد

ببخشید. پای تلفن لازمم دارن

الو؟

بازرس ارشد کلوزو پای تلفنه

حالا خوب به حرف‌هام گوش کن کلوزو

اگه می‌خوای «رابط فرانسوی» رو بگیری، امشب ساعت ۱۱ بیا

توی پارک بوا دو بولونی، نزدیک آبشار بزرگ

و تنها هم بیا

خیلی ضایعه. حتماً فکر می‌کنه تله‌ست

آره، یا اونقدر ضایعه که حتماً با خودش فکر می‌کنه نمیتونه تله باشه

خیلی ضایعه. حتماً یه تله‌ست

واسه همینه که هیچ‌وقت یه کارآگاه بزرگ نمیشی، کاتو

اونقدر ضایعه که اصلاً امکان نداره تله باشه

حالا کاتو، «زنبور نقره‌ای» رو گرم کن

کاتو، بدجور شک دارم که وقت سرویس زنبور گذشته باشه

واسه همینه که اگه اشکالی نداره، امشب از ماشین تو استفاده می‌کنم

یه پژوی سفید می‌رونه. شماره پلاکش هست

اوه، احیاناً به سمت فونتن‌بلو میرید؟

خب، من... فوق‌العاده‌ست

یه دختر چقدر می‌تونه خوش‌شانس باشه؟ شما واقعاً عزیزی

سبزه. واقعاً؟

چراغ راهنمایی رو می‌گم. اوه

می‌دونی، به طور کلی خطرناکه

More Farsi Persian subtitles for Revenge of the Pink Panther

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left