New Girl

New Girl

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 6

Eldonaj informoj

New Girl S06E15 HDTV x264-FLEET C Glue
New Girl S06E15 720p HDTV x264-FLEET C Glue
New Girl S06E15 HDTV x264-SVA C Glue
New Girl S06E15 720p HDTV x264-SVA C Glue
New Girl S06E15 PROPER HDTV x264-KILLERS C Glue
New Girl S06E15 PROPER 720p HDTV x264-KILLERS C Glue
New Girl S06E15 WEB-DL x264 C Glue
New Girl S06E15 720p WEB-DL x264 C Glue
Komentaĵo de llillusionll
► illusion زیــرنـویــس از: امــیرعــلی ◄

Etikedoj

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Publikigita je: 2017-02-08
Elŝutoj: 17
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

خب، اینا آخرین بخش از وسایل رابی بود

اوضاعت با جداییـتون چطوره؟

واقعاً خوبم، آخه چون فامیل هستیم

و تمام قوانین و طبیعت میگه نباید باهم باشیم

اگه امروز کاریم داشتین

من توی اتاقم درحال تغییر وسایلـم هستم

تا دیگه شبیه جایی نباشه که

با پسرعموم توش سکس داشتم

نسل سوم بودیم - بازم حالمون بد شد -

اَه، اصلاً بهتر نشد - عق -

نمیخواد عادی جلوه‌‌ش بدی، جس - عق -

حق با توئه، راست میگی - اَه -

سلام، نیک

شلوار دونده‌‌گی و سوئیشرتـت رو پوشیدی؟

نیک، میخوای بری بدوئی؟

خوش بگذره

یا ابرفرز. نیک چه مرگشه، ریگان؟

آره، چش شده؟ شما خوبید؟

نیک میخواد بره بدوئه فقط

اگه قرار باشه سؤالی بپرسیم اینه که نیک چه مشکلی نداره

اون فقط وقتی ناراحت باشه میره دویدن

و تازه سوئیشرت غمگیـنش رو هم پوشیده

و ظاهرش که میگفت خیس باشه

و هوا هم هزار درجه زیر صفره

اون خوبه مشکلی نیست

تو خیابون نیک داشت میدوئید و از کنارم رد شد

!اونم از قصد

!وای بر عمم

شاید اشتباه میکردم

!نیک! حالت خوبه؟

!دارم میبینمت

!و دوست دارم لامصب

در دفاع از خودم بگم احساسات هیچکس اینجا به درستی نشون داده نمیشه

منصفانه‌‌ست - !نیک -

illusionامـيـرعـلـی illusion_Sub : تـو چـنـلـمـون جـويـن بـشـيـن #New_Girl_S06_E15

بوبا چطوره؟

خوبه

چرا اینقدر ارتباط چشمی برقرار میکنی با ما؟

اوه، یه چیزی میخوای ازمون، نه؟

بوبا یه‌‌جور استعاره‌‌ست

الی مثل مروارید کاساو توی شیرکاکائوی منه

هرکدومـون با حضور غیرعادی دیگری بهتر میشیم

...فکرکنم متوجه منظورم میشین

روحمون هم خبر نداره چی میگی

من برای سه سال و نیمه

که حرفای تو رو نمیفهمم

میخوام از الی درخواست ازدواج کنم

!چی؟ - !وای -

آره. آره - !وای بر من -

!وینستون. رفیق خودم - آره -

آره

و توی روند خواستگاری به کمک‌‌تون نیاز دارم

حالا، بین خودمون باشه فقط به شما دونفر گفتم

آره، ما چیزی نمیگیم. باشه - هرچی بخوای -

یه ساعت دیگه توی بار بیاید پیشم، حله؟

تیپ بزنید

از جزئیات صحبت میکنیم تمام روز به کمک‌‌تون نیاز دارم

باهاتیم - آره -

وینی کوچولو داره بزرگ میشه

اول شوهر میشه و بعد یه روز شاید

...بتونه پدر بشه

یه روز؟

بابا شدم

اون یه گربه‌‌ست، وینستون - هم‌‌خونَمه -

هیچوقت نمیتونم درکش کنم

حس میکنم یه بچه جنگلی پیدا کردم

و نمیدونم وقتی گشنش میشه یا درد داره

یا از نور آشـپزخونه میترسه

میدونم

نیک مثل یه معمای پیچ‌‌خورده توی یه مشت خزعبلات تیم شیکاگو برز

تو به کمک یه سابقه‌‌دار نیاز داری

!بیا داخل

یاالله، نیک - سلام‌‌علیکم -

از چیزی ناراحتی؟

نه فقط دارم ادامامی میخورم

لیوان رو بده بهم

مزه‌‌شون مثل گوه میمونه - همین فکر رو میکردم -

ماجراهای پپـروود رو برای یه شرکت ناشر ارسال کردم

و امروز نامه ردکردن‌‌شون به دستم رسید

دوران شغلیم تمومه - نه، اینطور نیست -

نیک، یه روزی درباره اون کتاب

با یه اُپرای از مرگ برگشته صحبت میکنی

درباره این موضوع با ریگان حرف زدی؟

شرط میبندم حرف زدن باهاش عالی میشه

نه، من خیلی خجالت میکشم

نیک، اون دوست دخترته باید بهش اجازه ورود به زندگیت رو بدی

همینجوری تو اتاق خوبِ جلویی نگهش ندار

باشه - بزار بیاد عقب -

توی اتاق‌‌های عجیب رو بگرده

و لامپ‌‌های سوخته و دیوارهای نمناک

خیله‌‌خب، ولی اجازه نمیدم به منطقه سینه‌‌خیزم نزدیک بشه

فکرکنم به هیچکس نباید این اجازه رو بدی

خب، بعضی‌‌ها باید به اون منطقه برن تا جعبه‌‌ها رو تمیز کنن

کی جعبه‌‌ها رو تمیز میکنه؟

امیرتتلو

چی میگی واسه خودت؟

هی فهمیدم چی شده

کتاب نیک رو رد کردن و خیلی خجالت میکشه

...پس حالا عصا

سپرده میشه...

واقعاً عصا داری؟

مال رابی بودش

واقعاً به چرخوندن رقابتی مردانه علاقه‌‌مند بود

...یه دنیا سؤال دارم ازت - نه -

اول، تشکر میکنم

که به این رویداد بسیار ویژه اومدین

اینو هم اضافه کنم که همگی خوشتیپ کردیم

حالا، وقتی الی رسید

میخوام یه کار

چهار نفره انجام بدیم

بعدش با زیبایی عقب میکشم

شما دو نفر رو میزارم که حواسش رو پرت کنید

...وقتی که خودم دارم واسه

نمایش آماده میشم

اوه، میخوام جیغ بزنم

ولی نمیدونم کجا

اوه، هیجان‌‌انگیزه

حالا، در یک زمان مخفی با الی تماس میگیرم

بهش اطلاع میدم که ماشینم توی مالـیبو خراب شده

جایی که با یه پیک‌‌نیک زیبا و شاهکار منتظرش میمونم

...درست کنار گیاه مورد علاقه‌‌ش

کاکتوس خاردار...

میخوام جیغ بزنم وای خدا، اومدش

!اوه، من دیگه دارم جیغ میکشم. الی

سلام - هی، هی -

سلام، سلام

سلام

انرژی عجیبی ساطع میکنید، رفقا

آب گازدار خوردیم باعث خنده‌‌مون شده

چه‌‌خبر؟ چه‌‌خبرا؟ چه‌‌خبرات؟ - سلام. سلوم -

حال و احوال؟ - دلام. سلام -

سلام

بگذریم، اشمیت و سیسی ازمون خواستن

تو رنگ کردن خونشون کمک کنیم

رنگ کردن خونمون؟ - رنگ کردن خونه -

یادتونه؟ قرار بود یه کار چهار نفره انجام بدیم

...میدونید، چون میخواستید

رنگ کردن. رنگ کردن رو میگی آره، درسته

هرچند که بیشتر خونمون از قبل رنگ شده

میخواستیم بهترین دوستامون تمومش کنن

نه حرفه‌‌ای ها

انگار... خونه‌‌ی ما یجور خونه‌‌ی درختی

توی یه فیلم لیگ بسکتبال باشه

...من که قبلاً رنگ نزدم، ولی

به نظر من که آره رو گفتی

ای بابا، لعنتی، تازه یادم افتاد

من نمیتونم بیام

اوه، بدشد که - ...اوه -

آره - پسر، عجب ضدحالی -

شوکه شدم. خیلی سریع - لعنت به این شانس -

ولی، میدونی

بدشد

چطوری، پسری که سوئیشرت تنش کرده؟

فکرکردم میخوای با ریگان صحبت کنی

سعی کردم، ولی تمام روز داره با تلفنش حرف میزنه

مثل یه ننه‌‌بزرگ که بسته‌‌ش به دستش نرسیده

...اینطوری... سلا

نمیخوام اصلاً اداش رو هم دربیارم

آره. خیلی ممنون میایم اونجا. ممنون

نیک، من اون ناشر احمق که کتابت رو رد کرده میشناسم

و حدس بزن چی شد، اون ناشر میتونه بره به درک

بعد از اینکه با این عصا تا حد مرگ کتک‌‌شون زدی

که عجیبه هنوز دستمه

چون تو ناشر نیاز نداری

...یه دوس‌‌دختر نیاز داری که یه کتاب‌‌فروشی پیدا کرده

تا پپروود رو بفروشی

جدی؟

عالیه !حرف نداره

به همه‌‌جا زنگ زدم و بالأخره یه‌‌دونه گیر آرودم

!ریگان نجاتمون داد

تو حرف نداری - درسته -

فقط به 30 جلد کپی از کتاب نیاز داریم

اوه، خب میتونیم کپی کنیم

یعنی، کار سختیه ولی میتونیم انجامش بدیم

میتونیم خودمون کپی میگیریم

عالیه. فقط باید تا امشب تحویلشون بدیم تا خوندن بزرگش رو انجام بده

ببخشید ...گفتی خوندن بزرگ

خوندن بزرگ برای امشب؟ - آره -

...خب، به نظر میاد

عمومی باشه

خب باید بخشی رو بخونه تا کتاب رو بفروشه

چیز بدیه؟ - بده؟ -

...نه، خوبه. من

باید امشب جلوی مردم کتاب بخونم

درسته - باید جلوی -

چندتا آدم که قراره دربارم قضاوت کنن کتاب بخونم

چی بدی نیست ...خوبه. این

ببین، اینم یکی دیگه از کارهای نیک

که وقتی ناراحته انجام میده

حداقل درحال دویدن که نیست * معنی فرار کردن هم میده *

یعنی میخوای جلوی مردم کتاب بخونم

...میخوای جلوی مردم زنده کتاب بخونم

که اومدن تا کتاب خوانیِ من رو گوش بدن

و چطوری باید... از کجا بدونم باید چی رو بخونم؟

قراره کتاب خودت رو بخونی - کتاب خودم رو. باشه -

خوبه من خوبم

نگران من نباش حالم خوبه

اوه، حس میکنم قلب داره

آب توالت جوشان پمپاژ میکنه

ببین، همچین توضیحات واضحی مثل اون

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left