Eldonaj informoj

The Long Excuse 2016 1080p 5 1CH Ganool
Komentaĵo de saraswan
مترجم : sara

Etikedoj

1080
ganool
Publikigita je: 2017-10-19
Elŝutoj: 48
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

حالا سری میزنیم به تیم فرهنگی "به سرپرستی نویسنده "کیی تسومورا

!ده ثانیه فرصت دارید

!حالا پاسخ آقای "تسومورا" رو میشنویم

!پاسخ صحیح *(نوئه) ست *

نوئه" دیگه چیه؟"

روح شیطانی در افسانه های ژاپن باستان

ترکیبیه از حیوانات مختلف مثل راکون، ببر، میمون و مار

"در کتاب "افسانه ی هیِکه قهرمانی به اسم "یوریماسا" موفق میشه که نوئه رو بکشه

!تلویزیون کوفتی رو خاموش کن

چرا؟ !دارم تماشا میکنما

حتما پیش خودت فک میکنی !اونجا داشتم گنده گوزی میکردم

!اصلا همچین فکری نمیکنم !تا الانم چیزی در مورد "نوئه" نمیدونستم

!دروغگو

!مراقب باش !حسابی مَستیا

نخیرم نیستم

امروز یه آقایی تماس گرفته بودُ میگفت یکی از همکلاسی های دوران مَدرسته

تورو به اسم "ساچیو" صدا میکرد

مادرت شمارمونُ بهش داده بود

لعنتی، باید به جای تلفنِ خونه شماره ی مدیر برنامه مو بهش میداد

مگه نمیشناسیش؟

!میشناسمش

اما از وقتی اومدم توکیو دیگه ندیدمش

قدیما باهم ورزش میکردیم حتما پیش خودش فکر کرده هنوزم رفیقای جون جونی هستیم

!حتما یکی از طرفداراته

!بعید میدونم

!فقط میخواد ازم سوءاستفاده کنه

از این به بعد هر وقت خواستی تلفن جواب بدی فقط بگو "بله" ، باشه؟؟

چرا؟

نمیخوای دیگه از اسم "کینوگاسا" استفاده کنم؟

ساچیو گینوگاسا" نام یک بازیکن سابق بیسبال ژاپن است" که به "مرد آهنین" شهرت داشته و نام واقعی "نویسنده تسومورا"در فیلم، همنام این بازیکن بیسبال است

!دیگه منُ با اسم واقعیم صدا نزن

!مثل اون روز که ناشرم اینجا بود

"دیگه بهم نگو "ساچیو

من کی بهت گفتم "ساچیو"؟؟

!هیچ یادم نمیاد

!چهار بار اینکارُ کردی

داشتی میشمردی؟

همیشه عمدا سعی میکنی !شرمنده ام کنی

من تو رو شرمنده میکنم؟؟

آخه همیشه تورو "ساچیو" صدا میکردم

!حتی قبل از اینکه نویسنده بشی

منظورت اینه که باید یادم بمونه قبل از معروف شدنم هم هوامُ داشتی؟؟

...شاید آبرو و حیثیت من خیلی برای تو مهم نباشه

...عزیزم

من مطمئنم که آبرو و حیثیت تو از چیزایی مهمتر از اسمت ساخته شدن

هیچ میدونی هم اسم بودن با "مرد آهنین" بیسبال ژاپن چه حسی داره؟؟

انگار که یه عمر بَدَل "ساچیو کینوگاسا"ی واقعی باشی

!اما تو که بازیکن بیسبال نیستی

خیلی از مردم هستن !که هم اسم آدمای معروفن

تا حالا شده که یه عمر هم اسمِ یه آدم معروف زندگی کنی؟؟

شده؟؟

!نه

!نه

!پس نمیتونی منظور منُ بفهمی

!نمیخوام برام دلسوزی کنی

هر چی باشه !خودمم از خودم بدم میاد

!این حرفُ نزن

من فامیل "کینوگاسا" رو دوست دارم ساچیو" هم اسم فوق العاده ایه"

وقتی داشتیم ازدواج میکردیم از اینکه از شَر فامیلی خودم خلاص میشدم، حسابی خوشحال بودم

!انقدر حرف گذشته ها رو نزن

!هر چی تو بگی

تموم شد؟

آره !عالی شدی

فکر میکنی به موقع برسی؟؟

!امیدوارم

....راستی کُت شلوار فردام

!هی

توی اتاق خواب !آویزونش کردم

چیه؟

...ببخش

میشه اینجاها رو مرتب کنی؟؟

!میخواستم همین کارو بکنم

!ببخشید

چطوری؟؟

ساچیو چطوره؟

!نگران بودم به موقع نرسم

!بفرما تو

از بین همه ی خواننده هایی که صداشونُ ....تو کلوپ "بُلو نُت" شندیم

صدای اون از همه بهتر بوده...

!حنجره ی فوق العاده ای داره !و صداش خیلی گرم و رَساست

واقعا؟؟

کولاک شدید موجب بسته شدن تمامی مسیرهای بین المللی شده است

!استاد

ستاد حوادث غیر مترقبه، طی اعلامیه ای از تمامی رانندگان خواست تا نهایت احتیاط را به هنگام رانندگی رعایت کنند

طوفان همچنین موجب تاخیر در حرکت صدها پرواز شده است

"همچنین 33 پرواز در ناحیه ی "اُبیهیرو به علت کاهش دید افقی، لغو شده اند

!خیلی سرده

در حال حاضر تماس با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمیباشد

چرا جواب ندادی؟

!هیچوقت جواب نمیدم

چرا؟

!خیلی رو مُخن !معلوم نیست ممکنه چی از جون آدم بخوان

!خیلی خودخواهی

!هیچم اینطور نیست

!کانالُ عوض کن

!دارم نگاه میکنم

!هم اکنون در صحنه ی حادثه هستیم

یک اتوبوس گردشگری در مسیر ...."چشمه ی آبگرمِ "میساوامورا

از جاده خارج و به داخل دره سقوط کرده است

طی این حادثه تمامی مسافران این اتوبوس به داخل دریاچه سقوط کرده اند

!چقده سرده

!خیلی سرده

!سرماااا

!شاید زَنت باشه

!شک دارم

"من به سلامت رسیدم" "پسر خوبی بودی یا نه؟؟"

"سلام عزیزم" "خوب خوابیدی؟؟"

"رزروشن هتلت چطوره؟؟" "حسابی باهاش لاس زدی؟؟"

!جرات داری اینو ازش بپرس

!پرسیدم که تو جواب بدیاا

جدی؟

!زود باش دیگه

اصلا زَنت کجا رفته؟؟

!والا اگه بدونم

یعنی ازش نپرسیدی کجا میره؟؟

الو؟

اونجا منزل خانم "ناتسوکو کینوگاسا" ست؟؟

اوشیتا" هستم" از اداره ی پلیس "یاماگاتا" مزاحمتون میشم

در مورد سانحه ی اتوبوسی که امروز اتفاق افتاد باهاتون تماس گرفتم

میخواستم ازتون خواهش کنم برای تایید هویتِ همسرتون تشریف بیارین اینجا

!لطفا سریعا با ما تماس بگیرید

"عذاب طولانی"

همسرتون شب گذشته چه غذایی خوردن؟؟

!ما جداگانه غذا خوردیم

یه جایی قراره شام داشتم ...که نمیتونستم کنسلش کنم

یادتون میاد ....وقتی از خونه رفتن بیرون

چه لباسایی پوشیده بودن؟؟

یا اینکه لباساشون چه رنگی بودن؟

!نگران نباشید

!فکر کنم لباسش سفید بود

همسرتون بعد از اینکه از خونه رفتن با شما تماسی نداشتن؟؟

!نه

شما چطور؟ شما باهاشون تماس نگرفتین؟

!نه

!میفهمم !کاملا درکتون میکنم

بعد از 20 سال زندگی مشترک !آدما کم کم از همدیگه دور میشن

اینطور نیست؟

...آقای کینوساگا

....متاسفانه....

"خانواده ی خانم "اومیا !مرگ ایشون رو تایید کردن

کی؟

"یوکی اومیا" !ایشون با همسرتون سفر میکردن

!آه

!متوجهم

اونها از دوران دبیرستان دوستای صمیمی بودن، درسته؟؟

بله، بله

!درسته

من و همسرم ...سال اول دانشگاه باهم آشنا شدیم

اونموقع.... همسرم فقط 19 سالش بود

!من 21 سالم بود !و دو سال از همسنُ سالام عقب افتاده بودم

همون موقع بود که پدرش خیلی ناگهانی فوت کرد ...و همسرم مجبور شد دانشگاه رو ترک کنه

و اینطوری بود که برای یه مدتی... از زندگیم ناپدید شد

چند سال بعد ...وقتی داشتم دنبال کار میگشتم

توی یه سالن آرایش... !دوباره دیدمش

....وقتی داشت موهامُ کوتاه میکرد

و منم غرقِ فکر و خیال در مورد انتشاراتی بودم که نوشته هامو رد کرده بودن

ازم پرسید.... "مگه نگفته بودی که میخوای یه رمان بنویسی؟"

نمیدونستم چه جوابی باید بهش بدم همینطور که داشتم مِن و مِن میکردم

بهم گفت "پس شروع کن به نوشتن"

"این بهترین کاریه که میتونی بکنی"

اون روز بارونی ...تو ماه ژوئن

... زندگی من به عنوان یه نویسنده...

همراه با همسرم... شروع شد

"ناتسوکو کینوگاسا" "آرایشگر"

پدر و مادرش ...هر دو فوت کردن

به همین خاطر... مجبور شدم جسدشُ همونجا بسوزونم

آخه جنازه اش بدجور آسیب دیده بود !و راه برگشت هم خیلی طولانی بود

!متاسفم

واقعا متاسفین؟؟؟؟؟

...کافی بود فقط بهمون میگفتین

یاماگاما یا هرجایی که لازم بود... میومدیم

...درسته

اما مشتریاتون چی میشدن؟؟

اگه میدونستن برای شرکت تو مراسم ختم میریم !هیچکدومشون ناراحت نمیشدن

!ناسلامتی همشون مشتریای ناتسوکو بودن

!کافیه دیگه

15سال تموم ...بیشتر از 300 روز در سال

از صبح تا شب... باهاش کار میکردیم

اصلا با خودت فکر کردی که ممکنه اونم برای خودش زندگی داشته باشه؟؟

!کتوبه !ایشون هم خیلی ناراحت هستن

واقعا؟؟

واقعا شما هم ناراحتین؟؟

واقعا ناراحتی؟

خواهش می کنم !آروم باش

!متاسفم

اون روز بارونی ...تو ماه ژوئن

... زندگی من به عنوان یه نویسنده...

همراه همسرم شروع شد....

..درست قبل از اینکه بره

موهامُ برام کوتاه کرد...

....هنوزم گرمای انگشتاشُ

...روی موهام، پیشونیم و شقیقه هام...

احساس میکنم....

....در این 20 سال گذشته

همسرم همیشه موهامو کوتاه میکرد...

...حالا که اونُ از دست دادم

موهام روز به روز... بلندتر میشن

اما دیگه کسی نیست که بخواد کوتاهشون کنه

...حالا آقای "تسومورا" رو میبینیم

که خاکستر همسر مرحومشون رو حمل میکنن

The Long Excuse (Nagai iiwake / 永い言い訳) subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left